تاریخ انتشار :شنبه 19 می 12.::. ساعت : 7:51 ق.ظ

   241 بازدید

در منطقه قفقاز جنوبی و در شمال رود ارس، كشوری به نام جمهوری آذربایجان وجود دارد. این كشور، روزگاری جزو قلمرو سرزمینی ایران بوده است كه در نتیجه بی تدبیری حاكمان قاجار از ایران جدا گشته و سالها تحت لوای تزارهای روسیه و پس از آن نیز به عنوان یكی از جمهوری های اتحاد جماهیر شوروی تحت سیطره ی بی چون و چرای حكومت كمونیستی مسكو قرار داشت.

سرزمینی كه امروزه جمهوری آذربایجان نام گرفته است در اثر جنگ‏های روسیه و ایران‏ طی قراردادهای گلستان در سال 1813 و تركمنچای در سال 1828 از ایران جدا و ضمیمه‏ روسیه گردید و برای نخستین بار پس از سقوط امپراتوری روسیه در سال 1917 و با روی كار آمدن بلشویك‏ها با استفاده از خلاء قدرت و با كمك ترك‏های عثمانی موفق شد در سال 1918 حكومتی تحت عنوان جمهوری آذربایجان را تشكیل دهد. این حكومت در سال 1920 از سوی‏ ارتش سرخ روسیه لغو و قلمرو آن در داخل اتحاد جماهیر شوروی قرار گرفت كه تا سال 1991 یعنی تا زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به حیات خود ادامه داد. در سال  1991 در كنار دیگر جمهوری‏های اتحاد جماهیر شوروی آذربایجان نیز اعلام استقلال كرده و به عنوان كشوری‏ مستقل به عضویت سازمان ملل متحد درآمد.(1)

پس از فروپاشی شوروی در سال 1991 میلادی، كشورهای جدیدی به عرصه حیات سیاسی در محیط بین الملل قدم نهادند كه تجربه چندانی برای فعالیت در عرصه های منطقه ای و جهانی نداشتند و این نكته زمینه ای برای متمایل شدن این كشورها به دیگران و نیز توجه دیگر قدرت ها به این جمهوری های نوظهور شد و رقابت نانوشته ای میان قدرت های منطقه ای و فرا منطقه ای برای نفوذ در این جمهوری های تازه استقلال یافته شكل گرفت. در این میان رژیم اشغالگر قدس نیز تلاش های گسترده ای برای نفوذ اقتصادی و سیاسی در این مناطق آغاز كرد و جمهوری آذربایجان را به عنوان یكی از مناطق اصلی برای فعالیت خود در این جمهوری های تازه استقلال یافته انتخاب كرد. این كشور نیز كه از لحاظ اقتصادی توسعه یافته نبود، از همكاری با رژیم اشغالگر قدس استقبال كرد و در گذر زمان، خاندان علی اف این رژیم را به عنوان متحدی استراتژیك برای جمهوری آذربایجان پذیرفت.

تلاش های رژیم اشغالگر قدس برای نفوذ در مناطقی دیگر غیر از فلسطین اشغالی، اقدامی مسبوق به سابقه است. در سال های دهه 1950، دیوید بن گوریون رهبر اسرائیل در صدد بود تا یك اتحادیه خاورمیانه ای غیر عربی شامل تركیه، اتیوپی، ایران و اسراییل به وجود آورد. این تلاش كه «استراتژی پیرامون» نامیده می شد در نهایت به دلیل سقوط شاه ایران در اواخر دهه 1970 به شكست انجامید.(2)

این نكته نشان دهنده این مطلب است كه رژیم اشغالگر قدس همواره به دنبال یافتن جای پایی در منطقه برای افزایش نفوذ خود و نیز یافتن متحدان جدید در منطقه بوده است كه در نتیجه شكست در طرح قبلی خود به دنبال آلترناتیو های جدیدی در منطقه بوده و می باشد و فروپاشی شوروی فرصت تازه ای برای اینگونه اقدامات در اختیار این رژیم قرار داد تا بتواند با استفاده از خلأ ایجاد شده پس از سقوط شوروی، به نفوذ در جمهوری های سابق این كشور بپردازد. رژیم اشغالگر قدس حتی قبل از فروپاشی شوروی آغاز به برقراری تماس با مناطق قفقاز و آسیای مركزی كرده بود تا بتواند آنها را تحت حوزه نفوذ خود در آورد.

در رابطه با نفوذ اسراییل در آذربایجان این نكته را نیز نباید فراموش كرد كه آذربایجان به خاطر كمبود منابع مالی، فرصتی كاملا آماده برای اسراییل بود. زیرا اسرائیل آماده بود تا حجم قابل توجهی از منابع مالی را در این جمهوری صرف كند و مسئولان این جمهوری نیز مترصد فرصت هایی این چنینی بودند تا خلأ منابع مالی ناشی از عدم حمایت روسیه را بتوانند به نحوی پر كنند. رژیم صهیونیستی در دسامبر سال 1991 میلادی، استقلال جمهوری آذربایجان را به رسمیت شناخت و در  آوریل سال 1992 روابط جمهوری آذربایجان با این رژیم آغاز شد.

آمریكا همواره یكی از تسهیل كنندگان امور برای رژیم اشغالگر قدس در عرصه های گوناگون بوده است و مسأله نفوذ اسراییل غاصب در آسیای مركزی و قفقاز نیز از این قاعده مستثنا نیست. در اوت 1992، ایالات متحده آمریكا و اسرائیل پروژه مشتركی را در این جمهوری ها ارائه دادند كه در آن آمریكا مخارج مالی لازم را تامین می كرد و اسراییل غاصب انتقال تكنولوژی در عرصه های خاص دیگر را بر عهده داشت. رژیم اشغالگر قدس تلاش كرده است تا تهدید بنیادگرایی اسلامی را جایگزین خطر سرخ سابق كند. در این رابطه به نظر می رسد كه در بوق و كرنا كردن تهدید بنیادگرایانه اسلامی بر آسیای میانه ( و قفقاز ) جلب نظر عموم در غرب و به ویژه آمریكا را هدف قرار داده است. همان طور كه بر همه آشكار است، رژیم های غربی به شدت طرفدار جوامع غیر مذهبی (سكولار) هستند. خلأ قدرت در آسیای مركزی ( و قفقاز )، اسراییل را تشویق كرده است تا شیوه های غربی حكومت را در این كشور ها گسترش دهد.(3)

شاید یكی دیگر از دلایل آذربایجان در نزدیكی به رژیم صهیونیستی را بتوان در رقابت آذربایجان با رقیب دیرینه اش یعنی ارمنستان دانست. ارامنه صاحب لابی قدرتمندی در كنگره آمریكا هستند. این لابی همواره درصدد بهره گیری از نفوذ خود در ایالات متحده به نفع ارمنستان و علیه آذربایجان است. لذا آذربایجان به دنبال این است تا جایگزینی در برابر این گونه اقدامات ارامنه داشته باشد فلذا تكیه به لابی صهیونیسم را به عنوان فرصتی برای خود در مقابله با ارمنستان قلمداد می كند. به همین خاطر جمهوری آذربایجان فرصت های متعددی را برای حضور رژیم صهیونیستی در داخل خاك خود فراهم می كند.

حجم روابط اقتصادی جمهوری آذربایجان با رژیم اشغالگر قدس به حدی است كه این رژیم بعد از ایتالیا دومین وارد كننده نفت از این جمهوری می باشد. و اخیراً نیز قراردادی یك میلیارد و ششصد میلیون دلاری بین آذربایجان و رژیم صهیونیستی در زمینه امور نظامی منعقد شده كه بر اساس آن، این رژیم مبادرت به فروش هواپیماهای جاسوسی پیشرفته و نیز سیستم های دفاع ضد موشكی به جمهوری آذربایجان كرده است.

تندروی های الهام علی اف در حفظ رابطه با رژیم اشغالگر قدس به حدی است كه وی از هر فرصتی برای نشان دادن دوستی خود با این رژیم استفاده می كند. كه آخرین مورد آن را می توان پیام تبریك علی اف به شیمون پرز به مناسبت سالگرد تاسیس این رژیم دانست. علی اف وقاحت را به حدی رسانده است كه در پیام تبریك خود این گونه می گوید: جناب آقای رئیس جمهور، از طرف خود و ملت جمهوری آذربایجان! روز استقلال كشورتان را به شما و مردم اسرائیل تبریك گفته و امیدوارم بسط و توسعه مناسبات، روابط دوستانه و همكاری بین جمهوری آذربایجان و اسرائیل، همواره بر اساس منافع ملت های دو كشور تداوم یابد. برای شما آرزوی تندرستی و توفیق در امور محوله، برای ملتتان صلح و رفاه را آرزومندم. (4)

حساب قاطبه مردم جمهوری آذربایجان را از رهبران این جمهوری باید جدا دانست. مردمی كه دارای دین، مذهب و فرهنگ مشترك با برادران ایرانی خود هستند و بازی های سیاسی آنها را در چنگال نوكران غرب گرفتار كرده است. منطقه آذربایجان تا پیش از عهدنامه‏های تركمنچای و گلستان جزء ایران بوده است. اشتراكات تاریخی با سرزمین مادری موجب شده است كه مشاركت های تمدنی میان این دو كشور همچنان به قوت خود باقی بماند. 105 سال حاكمیت تزارها و 78 سال حاكمیت كمونیستها هیچ یك نتوانست فرهنگ ارتدوكسی و یا ایدئولوژی كمونیستی را جایگزین تفكر اسلامی در این منطقه نماید. ادبیات سوزناك «جدایی» ( آیرلیق ) كه شاعرانی همچون الماس ایلدیرم، اسماعیل حكمت، حسین جاوید، صمد ورقون، سلیمان رستم، داداش آذراوغلو، بختیار نقاب‏زاده، علی توده، حبیب زارع، سمند قراچورلو، محمد آراز و مرحوم شهریار پدید آوردند، در سوگ جدایی از ایران اشعار بسیار زیبایی را در خود دارد.(5) كه نشان دهنده علاقه مردم آذربایجان به ایران اسلامی است. همچنین بعد از فروپاشی شوروی، اقدامات غربگرایانه و ضد ایرانی حاكمانی مانند ابوالفضل ایلچی بیگ، حیدر علی اف و الهام علی اف نتوانسته مردم جمهوری آذربایجان را از یاد و عشق به سرزمین مادریشان ایران دور بدارد.

لذا شایسته است با توجه به پیوندهای فراوان فرهنگی و اعتقادی مردم جمهوری آذربایجان با ایران و علاقه فراوان مردم این جمهوری به سرزمین ایران، مسئولان با اتخاذ تدابیر و راهكارهای مناسب به دنبال كنار گذاشتن بازیگرانی مانند رژیم اشغالگر قدس باشند و با ایفای نقش ارزنده توسط ایران، بتوان از فرصت های موجود در جمهوری آذربایجان بهره گرفت.

نباید از یاد برد كه آذربایجان دومین كشور شیعه جهان است. اگر چه در قانون اساسی جمهوری آذربایجان، حكومت این كشور غیر دینی نامیده شده است، اما نود درصد مردم آذربایجان مسلمان و از این میان حدود هفتاد درصد شیعه می‏باشند.(6)

هیأت حاكمه این كشور، كاملا در راستای سكولاریزه كردن جامعه جمهوری آذربایجان حركت می كند و همواره با تندترین روشها به دنبال اسلام زدایی در این جمهوری است. كه آخرین نمونه آن برگزاری مسابقات یوروویژن در باكو پایتخت این جمهوری است كه طی آن در بخشی از این مسابقات رژه همجنس بازان برگزار شد. كه هدف آن تبلیغ ازدواج همجنس بازان در آذربایجان است. این اقدام را به نوعی می توان تكمیل پازل اسلام زدایی در این كشور مسلمان به حساب آورد كه قطعا شعله ور شدن اعتراضات بیش از پیش مردم این كشور را به دنبال خواهد داشت. و الهام علی اف باید متوجه این نكته باشد كه در كشوری حكمرانی می كند كه اكثریت قریب به اتفاق جمعیت آن را مسلمانان تشكیل می دهند و ادامه روند فعلی اسلام زدایی در جمهوری آذربایجان، سرنوشت وی را مشابه  افرادی مانند محمدرضا پهلوی، حسنی مبارك، بن علی و… خواهد كرد.

منابع


1. صیدی، مظفر،«عوامل ژئوپلیتیك جمهوری آذربایجان و تأثیر آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران »، مجله مطالعات آسیای مركزی و قفقاز، بهار 1388، شماره 65

2. بولنت ارس. مترجم حمید احمدی،« استراتژی اسراییل در جمهوری آذربایجان و آسیای مركزی» فصلنامه مطالعات خاورمیانه، زمستان 1378، شماره 20

3. همان، ص 67

4. به نقل از خبرگزاری فارس9/ 2/ 1391

5. صمدلی، فرزاد، « تأسیس پایگاه نظامی امریكا در آذربایجان و امنیت جمهوری اسلامی ایران » مجله مطالعات راهبردی، پاییز 1379، شماره 9

6. همان، ص 63

محمد قربانی /http://www.irdc.ir/

Print Friendly
کدخبر : 4262




دیدگاه خود را به ما بگویید.