تاریخ انتشار :پنجشنبه 6 سپتامبر 12.::. ساعت : 2:54 ب.ظ

   352 بازدید

آن قتلگاه را راه کنید و ما را رها که نیازی به مسئول! هم نداریم و خود گردان می گردیم !

این مطلب نه از برای طرفداری از شخص خاص و نه برای تخریب و تضعیف شخصی دیگر در اینجا درج شده است. بلکه به لحاظ تذکر و تلنگری به مقامات عالیه دولت محترم و خدمتگزار در این پایگاه خبری منتشر شده است.

توحید شیریزاد،پایگاه خبری تحلیلی جوان/ داشته ها و نعمات پاداش فضایل، و نداشته ها و مشکلات جزای رذایل است. و بشر در معامله ای دائمی با باریتعالی است و آنچه می دهد، ما به ازای آن را می گیرد.

جناب آقای استاندار، بی شک بر این امر واقفید که عمر مسئولیت کوتاه است و فرصت جبران بی بازگشت، و نیز آگاهید که اختیارات، مسئولیت ها را در پی دارد، و امروز که این فرصت در اختیار دولت ولایی و اصولگراست، وظیفه سنگین تر است، چرا که با پیشوندها و پسوندهای ارزشی، خود را پایبند و برگرفته، و حتی بالاتر از آن،  مولود اندیشه آسمانی این نهضت کبیر می داند، و قطع و یقین این ادعاها در اذهان تاریخ مانده و در آینده نظام تاثیر خواهند گذاشت  و صد البته و ان شاء الله که به خیر .

آقای جلال زاده نماینده عالی دولت محترم در استان، بدون مراجعه به آمار ره آورد دولت و قیاس آن با عملکرد سایر دولت ها و با حسابی سر انگشتی میتوان به حجم و ارزش والای اقدامات و کارهای صورت گرفته بی نظیر در این هفت سال پی برد هرچند این بدان معنی نیست که دولت فعلی عاری از اشتباه، کم کاری، قصور و… است،  بلکه در نگاهی کلی به وضعیت آنرا میتوان رضایت بخش و نزدیک به مطلوب توصیف کرد. و البته این وضعیت در استان ما نیز به همان نسبت صادق است.

اما در خصوص شهرستان تکاب موضوع کمی متفاوت است بدین شکل که می توان آن را به دو دوره کاملا متفاوت و مجزا تقسیم بندی نمود و بهترین عنوان برای این مرزبندی تقسیم به دو دوره زمانی دکتر قربانی و آقای جلال زاده است.

نگاهی به آمار و تدقیق در اقدامات و عملکردها  آن را به خوبی می نمایاند دوره دکتر قربانی در این شهر دوره کلنگ زنی، افتتاح ، پیشنهاد، تصویب و جذب اعتبارات طرحهای عدیده و البته  کلان است، که از جمله آنها : شروع و اتمام گاز رسانی بعنوان یکی از مهمترین مشکلات شهر به لحاظ برودت و موقعیت جغرافیایی، اتمام و افتتاح سد بزرگ الغدیر و پایان دادن به مشکل تاریخی کمبود و حتی گاه نبود آب شرب و همچنین کشاورزی، تصویب و شروع به کار بزرگترین و مهمترین طرح راه سازی حتی در سطح استان با اعتباری قابل توجه و با کیفیتی قابل تحسین، تصویب طرح مهم فاضلاب شهری و جذب اعتبار آن در سال هشتاد ونه، شناسایی محل احداث بیش از سی سد بزرگ و تصویب طرح مطالعاتی قسمتی از آنها و حتی جذب اعتبار لازم برای شش سد در شش گوشه شهر که برای نجات کشاورزی تکاب کفایت می کرد، توجیه مسئولین امر برای توجه به راه مواصلاتی تکاب – زنجان با کیفیتی قابل توجه و حل مشکلات اولیه آن در مراجع ذی ربط، تصویب و تخصیص اعتبار و شروع بکار عملیات عمرانی بیمارستان شهر، رفع مشکلات موجود بر سر راه احداث کارخانه معدن زره شوران، توجه ویژه به روستاها و راههای مواصلاتی و طرح های روستایی، جذب سرمایه گزاران در بخش های مختلف کشاورزی، معدنی و توریسم و توجه ویژه به حوزه فرهنگ بویژه دانشگاهها و صدها اقدام ارزشمند و کلان دیگر که البته همه آنها جدای از اقدامات ریز و درشت در سطح شهرستانی است.

و در یک جمله اینکه به گزارش استانداری تمام مصوبات دور اول سفر ریاست جمهوری بصورت صد در صد محقق شده است.

اما با شروع دور دوم و آغاز بکار دوران مسئولیت حضرتعالی و تغییر فرماندار بعد از کش و قوس های فراوان سرعت این قطار امید و رهایی روز به روز کمتر شد و انرژی مسئولین شهر دربازی های اداری و مبارزات حاصل از گرای اشتباه اطرافیان! تحلیل رفت و بی برنامه گی، که هیچ،  ادامه و تکمیل برنامه های بعضا حتی جذب اعتبار شده نیز، در سیاهی اغراض و بغض های زایده توهمات الغا شده گم شد. و البته انصافا ما بر نیت پاک شما در قالب نگاه ویژه در آغاز اعتقاد یافتیم هر چند در ادامه ویژه اش پیشکش نگاهی ندیدیم که بر اعتقادمان بمانیم.

خلاصه اینکه دوران شما در اذهان عموم تکابی ها دوران فرو کش کردن تب طرح های ارزشمند است و عدالت حکم می کند که بگوییم این بدان معنی نیست اقدامات در حد صفر بوده بلکه با توجه به وضعیت اسفناک و غیر قابل بازگشت فجایع در حال وقوع در تکاب کارهای صورت گرفته چسب زخم بستن به سر قطع شده را می ماند که موجب خنده جاهل است و گریه عاقل.

از وضعیت اسفناک و فاجعه ی در حال وقوع برایتان گفتم، آنچه مسئولین امر امروز از آن غافلند و عموم که در متن جامعه هستند نسبت بدان آگاه تر و غمگین و خشمگین تر، ضایعه ی حساس و مهم مهاجرت های روز افزون است که در ابعاد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، عقیدتی و اقتصادی بحران زا و قابل تامل است مساله ای که شاید کمتر شهری حتی بدلیل محرومیت های فراوان در اقصی نقاط کشور با آن درگیر باشد. کافی است همشهریان نگاهی گذرا به اطرافیان، اقوام و همسایگان بکنند و آن را تعمیم دهند به کل شهر تا به عمق این فاجعه پی ببرند. مثنوی تلخی که سهراب آن تمدن و تاریخ شهر است.

جناب آقای استاندار، در سومین سفرتان به تکاب جمله امید بخشی از زبان مبارکتان شنیدیم که بارقه های امید را بار دیگر زنده کرد و آن موضوع اشاره به دو مشکل اصلی تکاب بود که یکی را راه مواصلاتی که به قول مبارکتان بعنوان مهمترین راه در دست ساخت استان خواندید و دیگری را حل مشکلات کشاورزی، کشاورزان تکاب. و الحق که دو کلید از پنج کلید نجات تکاب از بن بست های موجود است و اینکه شما این دو موضوع را شناختید و می دانید ارزشمند است چرا که اولین و حتی مهمترین مرحله درمان، مرحله تشخیص است. و در همان جلسه خبر از تشکیل « کارگروه ویژه» ای دادید که برای بررسی مشکلات تشکیل خواهد شد اما میل به «کاری» ندیدیم در «گروهی»، بازهم «ویژه» اش ارزانی شما.

اما برخلاف گوش هامان چشمان مان در عمل تا کنون به جز قسمتی از عملیات پایاب سد که بخشی از دهها مشکل کشاورزی است چیزی ندیده و اصلا در دو سفر اخیرتان یادی از راه تکاب – شاهیندژ، و دهها مشکل اساسی دیگر نکردید، محض اطلاع عرض می کنم که اگر از شاهیندژ وارد شهر ما شدید، بدانید که آن راه که نه قتلگاه، شاه راه، توسعه شهرماست، آن قتلگاه را راه کنید و ما را رها که نیازی به مسئول! هم نداریم و خود گردان می گردیم حداقل بهتر از این وضعیت اسفناک.

آقای استاندار، فکر می کنید حضور چند ساعته و بازدیدهای سریع از نیمچه طرح های موجود بدون تخصیص اعتبار و یا تخصیص اعتبار اندک و قطره ای و بدون برگزاری نشست های کارشناسی و آسیب شناسی و اکتفا نمودن به «  تاکید بر اتمام و تسریع » آن نیمچه طرح ها تاثیری بر روند اجرای این پروژه ها دارد. شاید شما فکر می کنید که طرح های ما در انتظار تاکید بر اتمام و تسریع حضرتعالی هستند. هرچند به شخصه معتقدم با مراجعه به طرح های اعتبار دار اما مسکوت واقعا تنها بودجه کم نیاورده ایم بلکه تاکید و پیگیری شما را نیز کم داریم .

مشکلات ما نیازمند تخصیص سریع بودجه و پیگیری های ویژه است و در کنار آن نیازمند مسئولینی شجاع، دغدغه مند، برنامه ریز، با انگیزه و فکور. و البته نگاه ویژه ی  شما و مسئولین امر نباید به نسبت جمعیت و وسعت شهر، بلکه به نسبت وسعت و جمعیت مشکلاتمان باید باشد.

در سفر اخیرتان گفته اید مردم تکاب باید مطالبه گر باشند که البته درست است و واقعا ما باید مطالبه گر باشیم که متاسفانه نبوده و نیستیم  هر چند هرگاه که آستانه صبرمان تمام شده و فریادی زدیم تا چرت مسئولین را پاره کند تا از حقمان دفاع کنیم از علت فریادمان نپرسیدند و فقط به این جمله اکتفا کرده اند که « این راهش نیست» بله نیست.

اما خداوند در آیه مبارکه ۱۴۸ سوره نساء پاسخی دندان شکن دارند به برخی از این مسئولین که تاب داد خواهی مردم مظلوم را ندارند می فرماید:  “لا یحب‌ الله‌ الجهر بالسوء من‌ القول‌ الا من‌ ظلم” خداوند بدگویی را دوست ندارد مگر از مظلوم

اما حال که ما مطالبه گر نیستیم و یا نمی گذارند باشیم و شما هم که بر تشنگی ما مطلع هستید آیا باید تشنه بمانیم چون آب نمی خواهیم اگر اینطور است انصاف را از قاموس واژگان انسانیت و مسئولیت حذف کنیم چرا که شما فاصله پنجاه ساله ما با دیگر شهرها را می بینید و از ما درخواست التماس دارید.

راستی این طرح هاـ غیر از سد مخزنی احمد آباد ـ که مشاطه ها برایتان گریم کردند و روبانش را بدستان مبارکتان بریدند هیچ قرابتی نداشت با هفته دولت که یادآور شهدای گلگون کفن دولت است و دولت اصولگرا که نام آن راد مردان را یدک می کشد و دولت کارها و تصمیمات بزرگ و شجاعانه است و شما که چهره ای ارزشی هستید، اصلا طرحی نبود.

طرحی که باری از دوش مردم مظلوم بر ندارد و ارتقایی در کیفیت و سطح رفاه مردم ندهد و فقط پاسخی باشد به رسانه ها و سیاهه ای باشد بر رزومه مدیریت، به فرض رعایت تمام اصول و قواعد فنی که خود مطلبی جداگانه را می طلبد طرح  نیست، اگر هم باشد طرح و نقشه تمسخر مردم است به عنوان نمونه افتتاح یک باند از  قسمت کوچکی از یک کمر بندی هفده ساله که کلا شش کیلومتر است در حالی که بدلیل عدم تکمیل مهمترین قسمت آن که در قلب شهر است عملا توسعه پنج شنبه بازار معروف است نه کمربندی شهر که کارکرد اتصال ورودی و خروجی شهر بدون ورود به داخل شهر را دارد.

بهتر از ما می دانید که بنر، تابلو، پرچم و چمن و آسفالت  باهم طرح نمی سازند که قابل افتتاح باشند بلکه راهی که در عبور و مرور مردم تسهیل فراهم کند طرح است چرا که بعد رفتن شما روبان پاره شده را عملا خواهند چسباند چرا که آن راه کمر بندی نیست بلکه چشم بندی است آنگاه که چشم شما را بستند و نگذاشتند شما آنرا بپیمایید تا کارکرد راه نبودنش را به سبب بن بست بودن بیابید.

این سه سال حضور شما و تیم کاری تان در شهر همین گونه بوده و است اما چون برای ما تکابی ها مرغ همسایه غاز که نه طاووس بود، کبک بازی در آوردیم، در این برف عادت و شمشیر همشهری کش اعتراض و انتقاد را در غلاف مصلحت فرو کردیم و عهد بستیم که تا روزی که یک « خودی» بر راس کار نیاید خاموشی پیشه سازیم که مسئولین مهمان هم حبیب خدا هستند. و مرغ حضرات هم که یک پا داشت و تمام زورشان را صرف شکسته بندی هایشان کردند. و به همین راحتی فرصت سه ساله به بهانه استعفاها و نصب ها سوخت اما ما هنوز فکر می کنیم مهمان حبیب خداست.

جناب آقای جلال زاده،این چشمه آب ندارد لج نکنید، زور نزنید، فرصت برای احیا خودتان و ما را کم نه انگارید یک روز هم یک روز است. می دانید مشکل کجاست ابزارتان با هدف تان ( نگاه ویژه به تکاب) همخوانی ندارد که هیچ، بلکه مقابل آن نیز هست.

فاش آنلاین/* کارشناس ارشد حقوق عمومی و مدرس دانشگاه/ 

Print Friendly
کدخبر : 7569




دیدگاه خود را به ما بگویید.