تاریخ انتشار :جمعه 28 سپتامبر 12.::. ساعت : 11:14 ق.ظ

   463 بازدید

javanfekr3

چرا هیچ کس و تقریباً هیچ کس از ماها که دغدغه عدالت و اجرای حکم متهمان را بدون وابستگی‌هاشان به حلقه قدرت داریم، صدایمان هم در نمی‌‎آید 

تقی دژاکام،پایگاه خبری تحلیلی جوان/اتفاقات پی در پی این روزها شاید خیلی از ما را گیج کرده باشد؛ خیلی‌های ما مانده‌ایم که چه شد مهدی هاشمی رفسنجانی پس از سه سال از عزیمت به لندن و بعضی کشورهای دیگر ( که به علت گم شدن گذرنامه ایشان ) اطلاع دقیقی از اسامی آنها وجود ندارد! بالاخره به کشور بازگشت. چرا در همان شب که قرار بود بیاید و نیامد، بالاخره خواهرش و دختر امام جمعه سابق تهران پس از ماهها از محاکمه و صدور حکم و تجدید نظر خواهی و حکم قطعی نهایی جلب و بازداشت شد، چرا در اجرای حکم فرد فحاش به شخص اخیر این قدر تأخیر شد و چطور همزمان با او ، وی هم دستگیر و برای اجرای حکم به زندان رفت و بالاخره چه شد که پس از ماهها از صدور حکم علی اکبر جوانفکر مدیر عامل خبرگزاری جمهوری اسلامی و مدیر مسئول روزنامه ایران، قوه قضاییه رضایت داد که ایشان هم دستگیر شود و به مجازات مقرر در حکم برسد.

***

روزهایی که بحث آمدن مهدی هاشمی رفسنجانی به کشور داغ شده بود، به برخی از دوستان می‌گفتم: درست است که همه ما از آمدن وی به کشور و دستگیری و مجازات احتمالی  وی خوشحالیم و این اتفاق برایمان باورنکردنی است، اما چرا هیچ کس و تقریباً هیچ کس از ماها که دغدغه عدالت و اجرای حکم متهمان را بدون وابستگی‌هاشان به حلقه قدرت داریم، صدایمان هم در نمی‌‎آید که چرا آقای جوانفکر که حکمش ماههاست صادر شده و تجدید نظر خواهی هم شده و ابرام شده است اجرا نمی شود؟ اگر مهدی و فائزه هاشمی رفسنجانی متصل به بخشی از حلقه قدرت یعنی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام هستند، جوانفکر هم متصل به بخش دیگری از حلقه قدرت یعنی رئیس جمهوری اسلامی است. چرا باید برای اولی گلوی خودمان را پاره کنیم و به فرودگاه برویم و دستگاه قضا را – بحق – بابت تأخیر در اجرای حکم سرزنش کنیم اما برای دومی لام تا کام حرف نزنیم. آیا در اجرای عدالت بین حلقه های مختلف قدرت تفاوتی است؟

***

من شخصاً وقتی فائزه هاشمی رفسنجانی در جریان تظاهرات خیابانی آشوب طلبان سبز به فتنه انگیزی مشغول بود، بارها در همین وبلاگ تعجب خودم را از دستگیری و آزادسازی فی الفور او انتقاد کرده بودم و در همین وبلاگ هم وقتی فیلم فحاشی آن شخص منتقد به فائزه منتشر شد، در شرمندگی بسیار از دیدن و شنیدن آن، نوشتم که وی نیز باید دستگیر و به سزای اعمالش برسد. هر چند معتقدم جرم آقای تاجیک که فحاشی به یک شخص است با جرم فائزه و مهدی هاشمی رفسنجانی که فتنه انگیزی علیه حکومت اسلامی و اغتشاش و آشوب طلبی و عقب نشاندن دو ساله کشور از پیشرفت و ترقی است به هیچ وجه قابل مقایسه نیست. و البته دیدیم که در حکم صادره از سوی قوه قضاییه هم در کمال ناباوری سعید تاجیک به جرم توهین به دختر آیت الله رفسنجانی به هشت ماه زندان و تحمل دهها ضربه شلاق محکوم شده و فائزه هاشمی به جرم توهین به ارکان نظام به شش ماه زندان! و البته به قوه قضاییه هم عرض می کنیم که ما یادمان هست که این مجازات خانم رفسنجانی تنها برای اظهاراتش در مصاحبه با روزآنلاین است و نه فتنه انگیزی و َآشوب طلبی سال 88 و می دانیم که هنوز آن اتهامات ایشان مسکوت باقی گذاشته شده است! این را حواسمان هست!

***

همچنین به نظر حقیر و بر اساس آنچه از رفتار مولایمان علی «ع» خوانده و شنیده ایم، معتقدم به جرایم آقای مشاور رسانه ای رئیس جمهور هم باید مثل جرایم فرزندان رئیس مجمع تشخیص رسیدگی می شد و احکام صادره بدون اغماض اجرا می شد. اینکه چه شد در اجرای احکام ایشان هم تعلل و تأخیر شد، چیز زیادی به ذهنم نمی رسد و نمی خواهم به شنیده ها هم اعتنا کنم، اما سرمقاله روز گذشته خود آقای جوانفکر در روزنامه ایران بسیاری از مسائل را حل کرد. ایشان رسماً و علناً اعلام و اعتراف کردند که نباید بین افراد و شهروندان مختلف در اجرای احکام و رسیدگی قضایی تفاوتی باشد و حتی نباید انتساب و نزدیکی آنان به مسئولان عالی در این رسیدگی و مجازات تأثیری بگذارد، یعنی همان حرف اصلی این نوشته. پیشنهاد می‌کنم سرمقاله دیروز (چهارشنبه پنجم مهر 1391) آقای جوانفکر را با عنوان «بچه های هاشمی و بچه های مردم!» بخوانید و ببینید که ایشان چقدر درست از فرار و تأخیر در اجرای احکام متهمان و مجرمان به خاطر انتسابشان به مسئولان اصلی جمهوری اسلامی انتقاد کرده است و مثلاً نوشته است: « یک باور فراگیر در جامعه این است که بچه‌های آقای‌ هاشمی رفسنجانی با دیگران کاملاً فرق دارند. فرقشان هم این است که اگر دیگران مرتکب جرم شوند، در هر گوشه‌ای از دنیا که باشند، تحت تعقیب قرار می‌گیرند.»

احساس می‌کنم قوه قضاییه با همین توصیه آقای جوانفکر و درست چند ساعت پس از نگارش این « حرف حساب» به سراغ ایشان آمده است تا حکم قطعی صادره چند ماه پیش درباره او را اجرا کند. در حقیقت اینجا باید بیشتر از خود آقای جوانفکر تشکر کرد تا از قوه قضاییه! می ماند یک نکته و آن اینکه واکنش اکبر هاشمی رفسنجانی و محمود احمدی نژاد به دستگیری این دو – سه فرد منسوب به آنان چه باشد. ظاهراً آقای هاشمی گفته است فرقی بین فرزندان من و دیگر افراد متهم نیست. اگر چنین چیزی صحت داشته باشد و نیز اگر آقای هاشمی قول بدهد بر سر همین نظر تا آخر باقی بماند باید بسیار خوشحال باشیم که چنین اتفاقی افتاده است. اما آقای رئیس جمهور در سفر است و خبرنگاری از او درباره اجرای حکم مشاور رسانه ای او سؤال کرده و او پاسخ را به روزهای بعد موکول کرده است. به نظر می رسد اگر آقای رئیس جمهور همان طور که بارها اعلام کرده است هر کس از نزدیکان من هم جرمی مرتکب شد قوه قضاییه با او هم برخورد کند، باید ایشان هم رفتاری مشابه رفتار آقای رفسنجانی از خود بروز دهد و اگر نه – که بعید می نماید – هم در شعارهای عدالت طلبانه پر تکرار ایشان باید شک کرد و هم در توصیه ای که خود آقای جوانفکر کرده آنجا که در انتهای مقاله اش آورده بود:

« بله بچه‌های مردم با بچه‌های آقای ‌هاشمی فرق دارند. فائزه‌ هاشمی پیش‌تر اظهار عقیده کرده است که پدرش «به روش خود» عمل می‌کند و دیگران باید صبر کنند تا اکبر ‌هاشمی رفسنجانی بر اساس این روش به نتیجه برسد.» و خدا نکند که آقای احمدی نژاد هم «به روش خود» با این موضوع برخورد کند تا به نتیجه برسد.

***

در انتهای این نوشته، شاید به یک سؤال خیلی فراگیر پاسخ نداده باشم و آن اینکه قوه قضاییه در هفته های اخیر بر اساس چه اتفاقی به این رویکرد مبارک جدید اقبال نشان داده است که همه متهمان و مجرمان منتسب به دانه درشت ها را به مجازات حداقلی صادر شده برایشان دستگیر و زندانی کرده است. شاید بهترین جواب به این پرسش فراگیر همان باشد که حسین صفار هرندی چند روز پیش در جمعی دانشجویی بیان کرد و آن این است که : همه اینها نتیجه مبارک سؤال آن دانشجویی است که در حضور رهبر انقلاب از حضور نیافتن سران قوا در جلسات پرسش و پاسخ دانشجویی انتقاد کرده بود و رهبر عزیر انقلاب نیز با تأکید بر درستی این مطالبه، از رؤسای قوا خواسته بود که در این جلسات دانشجویی حاضر شوند. و این همه نتایج باورنکردنی همه از شرکت آیت الله لاریجانی رئیس قوه قضاییه در یک نشست پرسش و پاسخ دانشجویی است!

و من فکر می کنم و در خیال خودم تصور می کنم آیا ممکن است روزی در همین جمهوری اسلامی آقای اکبر هاشمی رفسنجانی هم به عنوان رئیس مجمع تشخیص در نشستی دانشجویی که پرسشهای صریح و بی پرده ای را مطرح می کنند، شرکت  کند؟ و اگر شرکت کند آنوقت چه نتایج مثبتی بر آن بار خواهد شد؟  /آب و آتش/

Print Friendly
کدخبر : 7960




2 دیدگاه

  1. قادر می‌گه:

    حالا توچراناراحتی ؟نترس مستمری ات از درباراستان قطع نخواهدشد. اگر بدنبال رسیدن به پستی دراین واپسین روزهای عمردولت هستی دیرشده . حیف است ازاین اسم ورسمی که داری رابرای مسایل زودگذر دنیا فداکنی . فکرسال آینده همین روزها رابکن که باید ازچه کسی دفاع کنی. خودت راخسته نکن.

    • آقای قادر اصلا مطلب رو خوندی؟
      نه خدا وکیلی مطلب رو خوندی؟
      اتفاقا نویسنده مطلب و بنده خوشحالیم از دستگیری ایشان چون حکم دادگاه اجرا شده نه ناراحت آقای زرنگ
      در ثانی از کی تا حالا به منتقدان دولت و خبرنگاران پست می دهند ما خبر نداریم؟
      اگر قرار بر دفاع باشه مطمئن باشید که هر کسی که حق باشه و پیرو ولایت از اون دفاع میشه نه کس دیگر

دیدگاه خود را به ما بگویید.