تاریخ انتشار :چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۹۱.::. ساعت : ۹:۳۴ ب.ظ

   337 بازدید

جناب آقای کریمی، چند نفر آدم لازم داریم که همین پرونده ها را بررسی کنند ؟!

روزگاري زمينهاي دهات ما كه اتفاقا در حوضه آبريز درياچه اروميه و در محال نازلوچاي واقع شده است بدليل جوشش آب هاي فراوان از دل زمين عملا امكان كشت محصولات متنوع كشاورزي را نمي يافت.

زمين هاي روستاي ما به چند قسمت تقسيم مي شدند كه مرغوبیت و نامگذاري آنها نيز بي ارتباط به ميزان برخورداري آنها از آب نيز نبود آشاغي چايلاق ، يوخاري چايلاق ، دلمه كوشني ، قره لر كوشني  و نامگذاري هايي از اين دست.

مثلا در يوخاري چايلاق بدليل وجود آبهای فراوان در زمين ها و گذر چندين رودخانه بزرگ و كوچك فقط امكان كاشت چند نوع درخت سازگار با آب زیاد وجود داشت و اغلب زمين هاي اين منطقه به عنوان چمنزار ، كاركرد مرتع برای دامها داشتند و آب این مناطق به قدری زیاد بود که اگر يكي دو بيل بر زمين مي زدي با جوشش آب هاي زلال مواجه مي شدي.

در ساير مناطق نيز آبياري زمينها از طريق رودهاي همواره جاري پيوسته امكان پذير بود و شرشر دل نواز آبهاي روان دل اهالي روستا را مدام شاد مي كرد و دغدغه آبیاری محصولات اصلا” وجود نداشت.

 آن زمان نازلوچاي در وسط تابستان محل آبتنی و شنای کشاورزان خسته و محل تفریح کودکان و نوجوانان بود ، همان موقع عميق ترين جاها را با دستهاي افراشته اندازه مي گرفتيم و خيلي وقتها دستهايمان زير آب پنهان مي ماند و اين يعني آب نازلوچاي زندگي بخش و پرتلاطم به سمت درياچه اروميه در حركت مي بود و در مسیر خود دشت های بسیاری را سیراب می کرد.

اما امروز چگونه است؟

امروز همه آن چشمه هاي جوشان خشكيده اند ، تمام درختان سازگار با آب فراوان قطع شده اند مراتع و چمنزارهاي طبيعي به كشتزار تبديل شده اند و البته در زمين هاي يوخاري چايلاق چاه عميق زده ايم همسايه ها و هم دهاتي هايمان هم اين كار را كرده اند بطوريكه بعضا در هر هكتار چند چاه وجود دارد ، در زمين هاي آشاغي چايلاق چاه هاي عميق تري زده  ايم و ديگر هيچ خبری از شرشر رودي نيست حتي نازلوچای.

در زمين هاي دلمه ارخي و قره لر كوشني حكايت سخت تري پيش روي كشاورزان هم دهاتي ما و روستاهای همجوار است ، آنها آب سهميه بندي شده و ساعتي دريافت مي كنند و اگر سر ساعت آبشان را تحويل نگيرند ، نوبتشان مي سوزد! گرچه از نظر كارشناسان ، سهميه بندي آب شيوه نوين و تاثيرگذار بر روند مديريت آب استان است .

خلاصه تا دلتان بخواهد چاه آب داريم و البته كمي هم آب مديريت شده که سر ساعت با حجم مشخص تحویل می شود. ديگر از سيلاب هاي نازلوچاي كه زمين هاي كشاورزان را هر سال مي بلعيد و با خود ميبرد خبري نيست تا پشت سر هر سيلاب اداره آبياري زمين هاي كشاورزان را محدوده رودخانه اعلام كرده و صاحب شود و متعاقب ان به شهرداري واگذار شود تا كارخانه شن و ماسه و محصولات بتني راه اندازي كند ، هنوز داغ زمین سیل برده برادر کشاورزم که شهرداری ارومیه در آن برای شهروندان آسفالت تولید می کند تازه است.

مي توانستم در اين باره يك شاهنامه بنويسم اما چه سود… برای کدام گوش شنوا…

با این مقدمه که شرح حال بسیاری از روستاها و کشاورزی امروز ماست ، اكنون مي خواهم شرح حال جلسه اي را برايتان بنويسم كه قرار بود در آن براي کشاورزی استان ، آب آذربايجان غربي و درياچه اروميه تصميماتي گرفته شود كه گرفته هم شد.

اولویت اول آب شرب ، بعد كشاورزي و بعد هم البته درياچه اروميه.

اما واقعيت چیست؟

 آیا صرفا” با تصمیم گرفتن مشکل حل می شود؟

مگر وقتی کریمی مدیر عامل شرکت آب منطقه ای آذربایجان غربی تعداد چاه های پرشده غیر مجاز را که سابق بر اساس حلقه می گفت اکنون همان آمار را با اندکی تغییر به متر مکعب می گوید مشکل حل می شود؟

او می گوید: مردم چاه های غیر مجازشان را معرفی نمی کنند. همینجا می پرسم مگر 24 هزار حلقه چاه غیر مجازی که مردم معرفی کردند را سر و سامان دادید که نگران معرفی نکردن بقیه اش هستید .

به فرض که همین تعداد دوباره معرفی شد مگر می توانید سر و سامانش بدهید ؟ با کدام ابزار قانونی و نیروی انسانی ، مثلا” هر سال 100 حلقه چاه غیر مجاز دیگر را هم پر کردید آنوقت چند سال طول می کشد که مثلا” 50 هزار چاه غیر مجاز را پر کنید؟ پر کنید که چه بشود؟

 مثلا” برای چند هزار از همین چاه ها هم مجوز و پروانه صادر کردید مگر آن موقع جلوی خشک شدن دریاچه ارومیه گرفته می شود؟  آیا با 120 پرونده ای که برای دارندگان چاه های غیر مجاز تشکیل داده اید مشکل حل خواهد شد؟ فرض کنید برای همه 24 هزار دارنده چاه غیر مجاز فعلی پرونده تشکیل دادید و روند قانونی آغاز شد ، خوب چه نتیجه ای بدست می آید ؟

چند نفر آدم لازم داریم که همین پرونده ها را بررسی کنند و حق را از ناحق تشخیص دهند؟ دادگستری احیانا” کار دیگری ندارد؟ گفته می شود در شمال استان در خصوص آب مشکلی نداریم ، خدا را شکر ، در جنوب استان هم نداشتیم ! اما از وقتی مدیریت بر منابع آبی مان منجر به آن شد که دهها هزار چاه غیر مجاز در این استان و استان های همجوار حفر شوند فاتحه توفیق این نوع مدیریت نیز خوانده شد و اکنون فقط یک جهاد لازم است و اندکی تدبیر.

نشان ضرورت این جهاد در نعش رو به قبله و به نفس افتاده دریاچه ارومیه که ندای لا اله الا الله هر روزه دلسوزان را موجب شده و به مدیران کشوری که آب به کویر خدا می برند و یا مدیران استانی که هزار و یک سودا دارند فاین تذهبون می گوید کاملا” هویداست.

امسال 260 میلیارد تومان تسهیلات به بخش کشاورزی داده می شود ، اما کشاورزی  استان در بخش هایی از این منطقه ، ما را مجبور به خودکشی خاموش می کند تا فقط چند صباحی خوش باشیم و سپس کویر نمک بر سرمان آوار شود.

نکند خداوند تاوان حق خوری های قانون شده ای را می گیرد که 20 سال پیش باعث شده آه کشاورزان زمین از دست داده از عمق جانشان برخیزد.

چقدر برای امتحان بی آبی در کنار سراب آینده دریاچه ارومیه آماده ایم؟

می گویند برهوت در عالم آخرت دقیقا” همین شکلی است که دریاچه ارومیه در حال تبدیل شدن به آن است و ما شاید روزی در همین دنیا در آن سرگردان باشیم!

محمد آقایی پر

Print Friendly, PDF & Email
کدخبر : 4116




دیدگاه خود را به ما بگویید.