تاریخ انتشار :چهار شنبه 10 اکتبر 12.::. ساعت : 9:03 ق.ظ

   386 بازدید

honarmandan tajamo

از گروه راک بمرانی گرفته تا کله گنده های سینما , حساب باز کرده بودند و کمک های مردمی را ” شخصا ” به دست زلزله ردگان می رساندند

محمد احمدزاده،پایگاه خبری تحلیلی جوان/تجمع تئاتری ها و سینماگر هاست در محکومیت توهین به نبی مکرم اسلام , به جز چند نفر ؛ چهره ی آشنایی نیست , بقیه هم یا کارمندند یا بچه های ارزشی و انقلابی ، نمی دانم چرا ناخود آگاه یاد زلزله ی ورزقان و تحرکات آن روزها افتادم , مدت ها بود میخواستم در این مورد بنویسم شاید اکنون که از جو آن روزها دور شده ایم بتوان نگاهی به آن اتفاق و درس هایش داشت .

فاجعه بود ؛ زلزله ای که به قول آن وری ها 16.000 کشته بر جای گذاشت و کلی ویرانی … دیدن آن همه کمک و همدردی  “بعضی ها “برایم تلخ بود ! آری تلخ … حالا میگویم چرا ؛ یکی با کت شلوار پلو خوری بیل به دست منتظر شاتر عکاس بود آن دیگری مدال هایی را که قبلا به 16 جای مختلف تقدیم کرده بود روی تیترخبرگزاری ها اهدا می کرد , آن یکی که همین چند سال پیش کاریکاتور ” ترک مورچه خوار ” ش در روزنامه ایران چهار استان آذری را به آشوب کشیده بود , هر 15 دقیقه یک طرح نوع دوستی آپلود می کرد , برادری هم با 16 خبرنگار و عکاس اهدای ” پنهانی و خالصانه ” ی خون را توصیه می کرد و از نمایش اشکهایش گلایه داشت , عالمی بود … در این میان هنرمندان بیش از سایر بخش ها از لزوم کمک رسانی ها و عمل به این وظیفه ی انسانی و ملی خبر میدادند .

شاید بتوان 100 چهره ی سینمایی و هنری لیست کرد که علنا و عملا ؛ با هر نیتی در کمک به پوشش این فاجعه دست به کار شدند که البته اجرهم محفوظ . از گروه راک بمرانی گرفته تا کله گنده های سینما , حساب باز کرده بودند و کمک های مردمی را ” شخصا ” به دست زلزله ردگان می رساندند .

خرداد سال 88 را که فراموش نکرده ایم , کاندیدی قبل از پایان شمارش آرا جمهوریت نظام را زیر سوال برد و خود را قبل از اعلام نتایج رئیس جمهور نامید , که عواقب برنامه ریزی شده اش کودتایی آمریکایی به پشتیبانی سفارت انگلیس بود , با ملیون ها دلار سرمایه گذاری مسقیم و غیرمستقیم چیزی که خود کاخ سفید اعلام کرد ؛

فکر می کنید اگر خدایی نکرده به خیمه ی این نظام آسیبی وارد می شد , آن حجم نا امنی که بوجود می آمد جان چند ملیون نفر را تهدید می کرد ؟ مجاهدین که دستبندهای سبزشان را بسته بودند و توی آزادی شعر وطن سرمیدادند ,

جند الله هم تمام قد اعلام آمادگی کرده بود , طرفداران اعلا حضرت هم مسلما بیکار نمی نشستند , جنون قدرت خواهی ” آقای هالو ” را به اینها اضافه کنید دیگر بماند جدایی طلب ها و سکولار ها و ملی گرا ها و پ ک ک و حزب دمکرات و وهابی ها و … . نیم نگاهی به تاریخ روشن میکند وضعیتی که بوجود می آمد اگر بدتر از  نا امنی ها و کشتار سال 57 نبود بهتر هم نمی شد , کشور حداقل تا 10 سال درگیر جنگ داخلی می شد و در خوشبینانه ترین حالت چیزی مثل سوریه امروز پیش می آمد ,

به جرات می توان گفت آن زلزله ی سیاسی که نامحقق ماند و مثل همیشه با حضور مردم خنثی شد به مراتب فاجعه بار تر و دردناک تر از هر اتفاق دیگری می بود . دوست دارم چشمم را بر خانه ی سینما و آشوب طلبی های علنی این طیف ببندم و آنها را طبق تظاهرشان بیطرف بدانم …

باید از این آقایان که مرداد 91 داعیه ی کمک به هموطنشان گوش عالم را کر کرده بود پرسید آن روز ها کجابودید ؟ آقای کمال تبریزی که مقابل سینما آزادی انگیزه ی دزدی را در چشمان یک جوان بازیگر تشخیص دادی , آیا در روز های فتنه دچار کور رنگی شده بودی ؟ آقای میرکریمی چه شد که از ترس دوستان خانه ی سینمایت یک اه به دشمن نگفتی و شرف را ” به همین سادگی ” قورت دادی ؟

ای کاش آقای پرستویی ذره ای بصیرت و بینایی داشت تا روزهای فتنه هم کارگروه کمک به هموطنان تشکیل میداد و در برنامه ی هفت میگفت ” مردم اعتماد کنند ؛ ما خودمان کمک ها را به زلزله زدگان می رسانیم ” … آری کمیته امداد و هلال احمر در جغرافیای شما دزد هستند و سپاه و ارتش و … البته مردم ! این است که تلخ است , آنقدر خود را بالاتر از مردم میدانید که وقتی روی سن میروید خود را مجاز به دخالت در نهاد امنیتی کشور می بینید و آزادی جعفر پناهی را دیکته میکنید , مردم را عوام میدانید و اتفاقا در بزنگاه های تاریخ پشت همین مردم پنهان می شوید , آن آقای شجریانی که در جشن شنیع شیراز ( که باعث خشم مردم و گسترش آتش انقلاب اسلامی شد ) ردیف میرزا عبدالله را سه گاه میکشید و با دست بوسی اعلاحضرت کلی حال و حول , اگر شرف داشت ” ایران ای سرای سپید ” را نمی خواند تا سی سال بعد , پای وزارت دفاع آمریکا آن را هم پس بگیرد , یا بگوید ربنا را برای معده ی پدرم خواندم .

این قوم بی بصیرت که نبض حیاتش در کافه های برهنگی می تپد و آیینه ی سیمایش اومانیسم و نیهیلیسم و لذت پرستی است , هیچوقت به داد ملت نرسیدند , درد هدایت , معشوقه ی فرانسوی بود , درد مخملباف ” سکس و فلسفه ” , درد ناظری شاهنامه خوانی در برادوی و درد شاملو چشمان آبی آیدا و درد بیضایی تئاتر بی حجاب همسرش …

اگر کمک به هم وطن توی مرام غربی ها نبود همین هم برایشان نماد عوامی گری می شد و از عواقب دین سالاری , به خودم میگویم , دیگر اینها را چه پیامبر اعظم ؟ چه به مردم ؟ باید این جماعت دماغ گنده ی لوس را توی همان آرمان های پوچ تنها گذاشت , اینها که سالها از مردم عقب مانده اند و قادر به دیدن دو وجبی خود نیستند ؛ دونکیشوت وار خود را ناجی جامعه می پندارند … چه خوب گفت آوینی بزرگ نقل به مضمون که به هیچ وجه از این جماعت بخاری برای انقلاب و تحقق آرمان های مردم بلند نمی شود … مردم میبینند و قضاوت می کنند , تقدیم به آنها که بدانند تاریخ قضاوت خواهد کرد .

Print Friendly
کدخبر : 8322




دیدگاه خود را به ما بگویید.