تاریخ انتشار :سه شنبه ۱۹ دی ۹۶.::. ساعت : ۱۱:۳۰ ق.ظ

   175 بازدید

سخن صریح با مردم مطالبه ای است که چهره های سیاسی و رسانه های حامی دولت بر آن، به عنوان یکی از راهکارهای برون رفت از شرایط موجود و تقویت اعتماد عمومی پای می فشارند.

جوان پرس :سخن صریح با مردم مطالبه ای است که چهره های سیاسی و رسانه های حامی دولت بر آن، به عنوان یکی از راهکارهای برون رفت از شرایط موجود و تقویت اعتماد عمومی پای می فشارند. راهکاری که چندی پیش و در واکنش به اعتراضات از سوی رییس جمهوری و معاون اول دولت هم مطرح و بر آن تاکید شد.

به گزارش ایرنا، «آقای روحانی با مردم حرف بزن»، «دولت موانع را به صراحت با مردم در میان بگذارد»، «آقای روحانی صریح‌ با مردم حرف بزنید» این تیترها نمونه ای از عنوان هایی هستند که پس از ارائه لایحه بودجه، انتشار آنها در رسانه ها بیشتر شد و همزمان با تجمعات اعتراضی روزهای گذشته به اوج خود رسید. «حسن روحانی» رییس جمهوری هم در جلسه هیات دولت ضمن تاکید بر حق اعتراض مردم از وزرای کابینه خود خواست مسائل و مشکلات موجود در جامعه را با مردم در میان بگذارند. با نگاهی به این درخواست ها از سوی رییس جمهوری و بدنه اجتماعی حامی او، به نظر می رسد ارتباط صریح با مردم ضرورتی است که دولت و نخبگان عرصه سیاسی ایران به اهمیت روز افزون آن آگاهی یافته و بر اجرا یا دستکم تمرین این ارتباط موثر اهتمام می ورزند.
ضرورت چنین ارتباطی به ویژه درعصر حاضر که حقیقت خبر و تحلیل در ابهام افزایی دروغ و شایعه کمرنگ شده، بیش از گذشته اهمیت می یابد. شبکه های اجتماعی حضور خبر را گرچه تا حریم شخصی افراد جامعه گسترده اند اما به همان میزان بر قدرت اثرگذاری دروغ و شایعه نیز افزوده اند. ارتباط مستقیم، سخن صریح و تا حد امکان بی واسطه با مردم می تواند از جنجال رسانه ای که آمیخته با دروغ یا دستکم حقیقت ناقص است، پیشگیری کند.
با انسداد مسیر گفتگوی مردم و دولت، جامعه و افکار عمومی که بیشینه اثرگذاری برنامه های دولت در زندگی و معیشت آنها است، چندان از این برنامه ها و دستارودهای سیاستگذاری دولت آگاهی نمی یابند و این ناآگاهی سبب می شود که عملکرد دولت ملموس به نظر نیاید. این ضعف زمانی می تواند برای دستگاه اجرایی آسیب زا باشد که جریان مخالف یا رقیب از آن برای تخریب و اتهام زنی علیه دولت بهره گیرد. با وجود این موضوع، کوتاهی چندانی متوجه بدنه جامعه نخواهد بود، زمانی که متهم در برابر سیل اتهام زنی ها نه به دفاع که به سکوت روی آورده است. انباشتگی چنین سکوتی در درازمدت انباشتگی اعتراض و خشم از ناکارآمدی در اذهان عمومی به دنبال خواهد داشت. چنین سکوتی از سوی بدنه جامعه مفهومی جز بی اهمیتی آنها برای دولت ندارد و جریان رقیب نیز بر اساس منافع سیاسی خود به این مفهوم سازی دامن خواهد زد. این تصور بی اهمیتی و آن فرصت جویی رقیب کارنامه دولت را با وجود همه نقاط روشن، تیره جلوه خواهد داد و امیدی را که دولت برپایه آن شکل یافته ناامید خواهد کرد.
دشواری های کشورداری در بسیاری از جوامع نه تنها موضوع محرمانه ای نیست، بلکه برای رفع آن، اندیشمندان سیاسی و سیاستمداران حتی نظرخواهی های عمومی و رفراندوم را پیشنهاد می دهند. در ایران اما تاثیر متغییرهای تاریخی، جغرافیایی و جامعه شناختی بر اصول حکومت داری، ارائه چنین آگاهی به مردم را با چالش هایی مواجه می کند.
تاریخ حکمرانی ایران در بسیاری از برهه ها نه شهروند محور که رعیت محور بوده است و حق دانستن و آگاهی نه از حقوق مسلم که از الطاف برخی حکام برای بخشش به رعیت بوده است. شرایط خاص جغرافیایی ایران در منطقه خاورمیانه و چشم طمع همیشگی بیگانگان بر نفت این سرزمین حاکمان ایران را محتاط تر از دیگر همتایان خود در جهان ساخت. پس از انقلاب نیز به واسطه فزونی دشمنی ها با مردم و جنگ تحمیلی این احتیاط بیش از پیش شد. نوپایی مردم سالاری در ایران عامل دیگری است که اطمینان به احزاب و روزنامه ها به عنوان رکن های دموکراسی، را با سختی هایی روبرو کرده است.
روزنامه، حزب، مردم سالاری و حتی قانون واژه های نوپایی هستند که همزمان با انقلاب مشروطه پا به عرصه سیاست ایران نهادند و برای تحکیم موقیعت خود دراذهان توده های جامعه و حکمرانان نیازمند زمان و حمایت هستند. با چنین ملاحظاتی درمیان گذاشتن برخی معضلات و مشکلات کشوراز سوی دولتمردان به آسانی نمی تواند صورت گیرد.
ارتباط مردم با نهاد قدرت در بسیاری از دموکراسی های توسعه یافته جهان، ارتباطی دو سویه، «مَحرَم محور» و مشورتی است. ابزار برقراری چنین ارتباطی هم در قانون و هم در عرف جوامع، تعریف، تثبیت و تمرین و اجرا شده و رسانه های مستقل و احزاب ابزارهای قدرتمند برقراری ارتباط ملت با دولت هستند. در ایران به سبب ضعف هایی که در نهادهای مردمی، احزاب و رسانه های ارتباط جمعی وجود دارد، این ابزارها کارایی لازم را ندارند و گاهی حتی در ضدیت با رسالت خود عمل کرده و آسیب زا هم می شوند. تقویت ارتباط دولت با بدنه اجتماعی که مورد تاکید همه عقلای سیاسی و جامعه شناسان و حتی اقتصاددانان است، راه حل مقطعی ندارد. چنین ارتباطی برای شکل گیری و رشد نیازمند زمان و تفکر نظام مند است. گفت و شنود دو طرفه مردم و جامعه از مجرای رسانه های مستقل و آگاه که هدفی جز اصلاح وضع موجود و حراست از منافع ملی ندارند می تواند نخستین گام این تفکر نظام مند باشد. رسانه مستقل و آزاد شاید در برهه ای انتقادی را متوجه دستگاه اجرایی بداند و بازتاب دهد اما می تواند بستر شکل گیری همان انتقاد و پاسخ و راهکار دستگاه اجرایی برای آن را نیز منعکس کند؛ این برای دولتی که رفع دغدغه ها را در اولویت برنامه های خود دارد سودمندی بیشتری خواهد داشت.
دولت به عنوان مجری قوانین و سیاستگذار کشور نمی تواند به تنهایی پاسخگوی چالش ها جامعه و منعکس کننده دستاوردهای خود باشد. همچنین اقناع افکار عمومی برای پذیرش تصمیمات و سیاست های اجرایی، رسالتی است که قوه مجریه به تنهایی نمی تواند در انجام آن موفقیتی حاصل کند. از این رو احزاب موافق دولت می توانند آگاهی دهنده درباره برنامه های دولت در جامعه باشند. شخصیت های سیاسی نزدیک به دولت گرچه تا حدی به این مهم می پردازند اما حزب نظامی است که دولت باید ثمره فعالیت آن و مورد حمایتش قرار گیرد. چنین سازوکاری گرچه به دشواری اما ناممکن نیست. تقسیم وظیفه آگاهی بخشی و ارتباط با مردم بین رسانه ها و احزاب، دولت را از حاشیه ها، جنجال ها و جدال های لفظی وسیاسی دور نگه می دارد و انرژی و وقت دستگاه اجرایی در مسیر بهبود شرایط موجود و رفع دغدغه های مردم هدایت می کند. رسانه مستقل و حزب قدرتمند حلقه های ارتباط دولت با بدنه اجتماعی و ابزارهای بازتاب دهنده سخن صریح و سیاست های کلان دولتمردان در جامعه هستند. تقویت این دو نهاد، دولت را از حاشیه ها دور نگه داشته و عملکرد اجرایی این نهاد را بهبود خواهد بخشید.

Print Friendly, PDF & Email
کدخبر : 110925




دیدگاه خود را به ما بگویید.