تاریخ انتشار :چهار شنبه 1 آگوست 12.::. ساعت : 9:32 ق.ظ

   245 بازدید

olampik

سران جنبش عدم تعهد يعني بيش از دو سوم كشورهاي جهان تا كمتر از يك ماه ديگر به ايران مي‌آيند

 طباخي،پایگاه خبری تحلیلی جوان/ کمتر از يک ‌ماه ديگر بزرگ‌ترين اجلاس بين‌المللي کل تاريخ ايران در کشور برگزار خواهد شد. گردهمايي‌اي که مهم‌ترين هدف تشکيلش مبارزه با جهان دوقطبي و برهم زدن موازنه قدرت در دنيايي بود که راهي جز توافق با ابرقدرت شرق يا غرب در آن تعبيه نشده بود و اکنون ميراث‌دار موازين ضدآمريکايي و ضدامپرياليستي است، اجتماعي از 118 کشور که رياست اين دوره را براي ايران اسلامي به ارمغان خواهد آورد. مهم‌تر از اصل برگزاري اجلاس عدم‌تعهد در کشور، پيامي است که چنين نشست بزرگي به جهان و آنچه به غلط «جامعه جهاني»! خوانده مي‌شود، مخابره خواهد کرد. ايران به عنوان بزرگ‌ترين قدرت خاورميانه نو بعد از موج بيداري اسلامي قابليت منزوي شدن ندارد و اصلا چنين هدفي غيرقابل حصول است.

 

 

غرب بشدت در حال تلاش است اين واقعه مهم را زير پوشش مهم‌ترين رويداد رسانه‌اي خود يعني «المپيک» غرق کند و حتي بعيد نيست با بر هم زدن شرايط بازي به دنبال ايجاد هولوکاستي جديد به عنوان بمب رسانه‌اي جديد جهان باشد.

 

در حالي که آمريکا و اروپا بسيار تلاش کردند جنگ جهاني در سوريه با هدف نجات رژيم صهيونيستي بدون توجه به نقش قدرت اول خاورميانه

 

 

 

– ايران- به سرانجام برسد، ورق برگشت و اخبار پيروزي‌هاي پي‌در پي بشار اسد و دولت سوريه وضعيت سياسي منطقه را بشدت براي حاميان اعراب و صهيونيست‌هاي خاورميانه وخيم کرده است؛ اوضاعي که براي فرار از بن‌بست طراحي شد و هزينه‌هاي گزافي روي دست حاميان صهيونيسم گذاشت اما دريغ از باز شدن يک معبر ژئوپلتيک! از طرفي عربستان که داعيه رهبري جهان عرب را داشت در جبهه‌هاي مختلف نبرد از جمله عراق، سوريه، بحرين و حتي مصر و ليبي زمينگير شده است و با مشکل بزرگي به نام انقلاب داخلي هم دست و پنجه نرم مي‌کند، آن هم در شرايطي که جنگ قدرت در ميان خاندان سعود پرشور‌تر از هميشه در حال جريان است و اميدي هم به چراغ نيم‌سوز عمر عبدالله بن عبدالعزيز نيست. با نگاهي به کل رويدادهاي جاري در جهان مشخص است که اجلاس آتي حدود120کشور جهان در ايران اسلامي رويدادي تاريخ‌ساز خواهد بود و شايسته است همه اقشار جامعه اعم از مسؤولان و مردم با چنين واقعه‌اي به اندازه اهميت ذاتي آن تعامل داشته باشند. مقايسه همه‌گيري ميزباني يک مسابقه جهاني ورزشي در کشوري مثل انگلستان و نحوه بسيج همه امکانات جامعه براي استفاده سياسي از چنين پروژه‌اي با کم‌حالي و کم‌توجهي مردم و رسانه‌ها به مهم‌ترين رويداد آتي جهان که از نظر اهميت سياسي به هيچ‌وجه با المپيک قابل مقايسه نيست، روشن‌کننده بسياري از کاستي‌هاست.

 

 

انگليس بشدت تلاش مي‌کند از المپيک دستاويزي خلق کند براي احياي مجدد پروژه بريتانيايي که ديگر کبير نيست! و حداقل مي‌کوشد اذهان عمومي را از واقعيات تلخ امروز جهان به سمت تاريخ پرشکوه استعمار پير سوق دهد. يقينا پروژه بعدي تولد کودکي خواهد بود که خون گنديده سلطنت را احيا خواهد کرد… احتمالا پيام چنين رويدادي بازسازي حکومت رو به زوال دجال با خون فرزند کاترين و ويليام خواهد بود. اما سوال اين است که چطور در بحبوحه چنين برنامه‌ريزي‌هاي دقيقي دولت و رسانه‌هاي ايران هنوز يک مديريت واحد براي آماده‌سازي امنيتي

 

 

 

– سياسي جامعه براي ميزباني مهم‌ترين اتفاق تاريخ‌ساز امروز عرصه سياست جهان تشکيل نداده‌اند؟ چرا دولت براي توجيه مردم و رسانه‌هايي که قدرت برآورد سود و هزينه برگزاري چنين رويداد مهمي که في‌الواقع دعوتنامه رسمي حضور ايران در باشگاه ابرقدرت‌هاي جهاني در شرايط افول سايرين به واسطه بروز بحران‌هاي اقتصادي و اجتماعي محسوب مي‌شود را ندارند، قدمي برنمي‌دارد؟

 

 

عده‌اي با بي‌سياستي و بي‌کفايتي کامل يا شايد هم از روي نقشه، در آستانه برگزاري اين نشست تاريخ‌ساز دم از هزينه‌هاي بالاي اقتصادي ميزباني ايران مي‌زنند؛ گويي در مغز کوچک‌شان حجم اعتبار‌سازي اين ميتينگ عظيم و قدرتنمايي دولت جمهوري اسلامي ايران نمي‌گنجد! تصور اينها به اندازه‌اي از قدرت محدود است که هرگز گمان نمي‌برند نمايش خروج رسانه‌اي ايران از انزواي جهاني(!) ساخته دست کارگردان‌هاي رسانه‌اي جهان چقدر هزينه روي دست استکبار خواهد گذاشت. عده‌اي پا را از اين هم فراتر گذاشته و مدعي مي‌شوند کشور اصلا امکان اسکان 7000 نفر ميهمان در ايران را ندارد در حالي که بخش خصوصي با آغوش گشاده مترصد سود 50 ميليارد توماني صنعت هتلداري در طول برگزاري اجلاس، است.

 

از يک سو تمام تلاش‌شان را معطوف به اين قضيه کردند که ظرفيت‌هاي کشور محدود است و ايران «نمي‌تواند»، از سوي ديگر ژست انقلابي به خود گرفتند و مسائل پيش‌پاافتاده ديپلماتيک را با گمانه‌هاي خاله‌زنکي مثل احتمال سفر پادشاه سعودي يا پادشاه بحرين به تهران لاينحل و غيرقابل توجيه جلوه دادند! از عمد به در غفلت مي‌کوبند تا مردم را نسبت به برگزاري اجلاس در تهران بي‌تفاوت کنند اما همه بايد بدانند که اين حق تک تک ايراني‌هاست که به ظرفيت‌هاي سياسي کشورشان افتخار کنند. پس ما به مردم عزيز ايران مي‌گوييم بعد از تماشاي شادي مردم لندن به دليل برگزاري مسابقات ورزشي المپيک به اين فکر کنيد که چطور افتخار حاصل از برگزاري بزرگ‌ترين واقعه سياسي جهان در تهران را هضم خواهيد کرد. حق شماست که از چنين افتخاري بهره‌مند شويد چرا که سال‌ها مقاومت و از جان گذشتگي مردمي پشت قطره قطره آبروي نظام جمهوري اسلامي نهفته است. نتيجه سال‌ها ايستادگي و مقاومت، قرار گرفتن در سکوي قدرت اول خاورميانه است. مقامي که با جانفشاني فرزندان شما در خاکريزهاي نبرد جهاني به دست آمده است. نبردي در عرصه‌هاي متعدد نظامي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي توام با پشت سر گذاشتن تحريم‌هايي که غرب «فلج‌کننده» مي‌خواندش!

 

بيش از دو سوم اعضاي سازمان ملل تا کمتر از يک‌ماه ديگر به تهران قدم خواهند گذاشت تا از نزديک بر پيشرفت‌هاي متعدد ايران در عرصه‌هاي مختلف صحه بگذارند و با بي‌توجهي به تحريم‌هاي غرب و «اجماع غيرجهاني اروپا و آمريکا به محوريت صهيونيسم» براي آينده جهان در اجلاس کشورهاي غيرمتعهد به رياست جمهوري اسلامي ايران هم‌انديشي کنند.

 

پس بگذاريد صهيونيست‌ها هر آنچه در چنته دارند رو کنند، محمود عباس به تهران بيايد يا نيايد، حمد بن خليفه آل‌ثاني يا عبدالله سعودي يا هر آنکه منافع رژيم اشغالگر قدس را بر مزاياي حضور در عرصه مديريت جهان ارجح مي‌داند مهم نيست که باشد يا نباشد، مهم رسانه‌اي شدن واقعيتي است که سال‌هاست تلاش مي‌کنيم به دنيا بگوييم: ايران هسته‌اي، انزواناپذير است.

وطن امروز

Print Friendly
کدخبر : 6803




یک دیدگاه

  1. آواي تكاب می‌گه:

    بزرگترين و پر بازديدترين وبلاگ تكاب و جنوب استان شما را لينك نموديم اميدوارم شما ما را لينك كنيد

دیدگاه خود را به ما بگویید.