تاریخ انتشار :چهار شنبه 16 می 12.::. ساعت : 4:24 ب.ظ

   446 بازدید

hadade adel larijani

آخرین روزهای ریاست علی لاریجانی بر مجلس هشتم در حالی به “پایان” نزدیک شده که تلاش برای ریاست مجدد وی در مجلس نهم از سوی همراهانش شتاب قابل توجهی به خود گرفته است به طوری که می توان تشکیل فراکسیون رهروان ولایت – حامیان ریاست لاریجانی- را نمونه بارز و عینی آن دانست و در مقابل، جبهه پایداری همراه با اصولگرایان تحول خواه بحث کاندیداتوری رئیس مجلس هفتم را بر مجلس نهم مطرح کرده اند. نگارنده در این وجیزه به این سوال “در شرایط کنونی و با توجه به عملکرد رئوسای مجالس هفتم وهشتم، ریاست کدامیک برای کشور واصولگرایان مفید است”، می پردازد.

عقل ایجاب می کند که برای بررسی ریاست حدادعادل یا لاریجانی به کارنامه۴ ساله آنها در مجالس هفتم و هشتم بپردازیم؛ بحث و انتظار اول از رئیس مجلس تعامل معقول با دولت است. در دوران ریاست حدادعادل، مجلس هفتم ۲ سال از عمر خود را با کابینه دوم دولت مدعی اصلاحات و ۲ سال دیگر را با کابینه اول دولت منتخب گروه های اصولگرا سپری کرد اما علی رغم تغییر ۱۸۰ درجه ای دولت ها، مجلس مذکور با حفظ اصول شایسته ترین برخورد را با دولت داشت به طوری که نه خبری از نامه های گلایه آمیز رؤسای دولت به مقام معظم رهبری بود و نه از نامه نگاری های حدادعادل. در این دوره بر خلاف دروه هشتم، شاهد حداقلی ترین چالش ممکن بین دولت و مجلس بودیم اما از زمانی که آقای لاریجانی بر کرسی سبز ریاست مجلس هشتم تکیه زد بخش قابل توجهی از وقت مقام معظم رهبری به دعوت سران قوا برای وحدت و تعامل بیشتر صرف شد و این درحالی بود که در دروه ریاست آقای لاریجانی، یک دولت و آنهم دولت اصولگرایی همراه با مجلس بر مسند قوه مجریه بود.

برای ناکارمدی آقای لاریجانی در تعامل با دولت، این مثال کفایت می کند: ایشان همراه با رئیس جمهور در تاریخ ۱۵ فروردین ماه سال جاری محضر مقام معظم رهبری شرفیاب می شوند و به طور طبیعی درباره آنچه مورد نزاع مجلس و دولت بوده – اجرای فاز دوم قانون هدفمندکردن یارانه ها- با حضرت آقا گفت وگو می کنند اما چند ساعتی از دیدار نمی گذرد که رسانه ها از نامه سرگشاده رئیس مجلس به رهبر معظم انقلاب خبر می دهند، این اقدام آقای لاریجانی جز در سه حالت قابل تحلیل نیست که در همه این حالات منتج به اثبات عدم توانایی لازم رئیس مجلس برای تعامل با دولت ختم می شود. اول اینکه، در این دیدار آقای لاریجانی موضوع را به رهبرانقلاب عرض نکرده و بعد از جلسه آنرا رسانه ای کرده باشد در خوشبیانه ترین حالت ممکن این حالت نشان از بی تدبیری رئیس مجلس بوده است. دوم آنکه، رئیس محترم قوه مقننه عرض شفاهی موضوع را به حضرت آقا لازم اما کافی ندانسته است نتیجه این حالت آنقدرعجیب است که نظر افکارعمومی برای قضاوت در این باره می تواند حجت باشد و دیگر اینکه ایشان بحث فاز دوم هدفمند کردن یارانه ها را به آقا عرضه داشته اما برای پیگیری رسمی اقدام به نگارش نامه کرده است که در این صورت نیز نمی توان سرگشاده بودن نامه را دلیل قابل قبولی از رئیس مجلس شورای اسلامی دانست. مراد از این بحث حمایت از دولت یا مجلس نیست بل که بحث بر بررسی مدیریت رئیس مجلس و توانایی تعامل با دولت است.

لذا شاید درعدم موفقیت آقای لاریجانی در ریاست مجلس هشتم همین بس باشد که در دوره ریاست ایشان، رهبر معظم انقلاب تشکیل هیئت رسیدگی به اختلافات قوا را ضروری می دانند.

بحث دوم، دفاع از حقوق مردم است. با توجه به اینکه اظهارات افراد بهترین ملاک برای سنجش عملکرد آنهاست باید بررسی کنیم که در فتنه۸۸ آقای لاریجانی در کسوت ریاست مجلس و آقای حداد در کسوت نمایندگی مردم تهران چه عملکردی داشته اند. از نامه سرگشاده هاشمی رفسنجانی به رهبر معظم انقلاب که شروع شود سکوت لاریجانی طلوع می کند تا حماسه۹دی. اما حداد عادل جزء اولین کسانی بود که به هاشمی واکنش نشان داد و تا ۹دی مردم را همراهی کرد و در دوران ریاست مجلس هفتم نیز از هیچ اقدامی برای مقابله به اقدامات هتاکانه و ضد ارزشی برخی اصلاح طلبان دریغ نکرد. ممکن است کسانی با استناد به عملکرد آقای لاریجانی در کسوت ریاست رسانه ملی در دوران ساختارشکنی ها بگویند ایشان همراه با فتنه نبوده است که نگارنده نیز با آنها هم فکر است اما با پذیرش این مفروض بایستی اذعان کرد که ایشان شان ریاست مجلس را مغایر با دفاع از انقلاب و مردم در مقابل ساختار شکنی ها میداند که در نتیجه می توان گفت برای دنیا و آخرت ایشان ریاست مجلس مضر است و چه ضرورتی برای کاندیداتوری در ریاست مجلس نهم وجود دارد؟

خوشبین که باشیم باید بگوییم، شاید اگر آقای لاریجانی تنها نماینده و نه رئیس مجلس بود، جزء آخرین نمایندگانی نمی شد که بیانیه وکلای ملت را علیه سران فتنه امضا کند. شاید اگر رئیس مجلس نبود فتنه را “حوادث بعد از انتخابات”، غائله سیاسی،… نمی نامید و به قول بردارش آنرا دعوای دو نامزد انتخابات نمی دانست. چرا که ممکن است نظر برخی ها مبنی بر اینکه علی لاریجانی تعریف درستی از ریاست مجلس ندارد، دقیق باشد.

بحث سوم میزان رضایتمندی مردم از مجلس و رئیس آن است. آیا با دست رد مردم به سینه ۲۰۰ نماینده مجلس هشتم می توان پذیرفت که مردم از عملکرد قوه مقننه راضی هستند؟ آیا حقوق مادام العمر، وقف اموال بیت المال در یکشنبه سیاه، تعطیلی های پیاپی مجلس و اختصاص یکصد و پنجاه میلیونی به نمایندگانی که حداقل حقوق آنها چندین برابر میزان حقوق متوسط جامعه است مورد رضایت مردم قرار گرفته است؟

به عنوان خبرنگار پارلمانی به یاد ندارم آن ماهی را در چهارسال ریاست آقای لاریجانی که بحث بر سر “جمع آوری امضا برای استیضاح وزرا، احضار وزیر برای استیضاح و یا رایزنی برای انصراف از استیضاح” نبوده باشد و این در حالی است که در دوران ریاست آقای حداد تنها سه طرح برای استیضاح وزرا اعلام وصول شد که در نهایت یکی از آنها منجر به عزل وزیر- آقای خُرم وزیر راه – شد و این در حالی است ۱۴طرح استیضاح در مجلس هشتم- بدون در نظر گرفتن اعلام وصول چند طرح استیضاح برای یک وزیر- اعلام وصول شد؛ هر سه ماه یک وزیر. گر چه کثرت استیضاح‌ها نمی‌تواند ملاک دقیقی برای بررسی عملکرد منفی رئیس مجلس باشد اما نباید فراموش کرد که مقام معظم رهبری همواره بر تعامل مجالس با دولت ها تاکید داشته اند و دیگر اینکه استیضاح اولین و تنهاترین وظیفه مجلس نبوده و نیست.

بحث آخر نحوه اداره مجلس است. اکثریت مجلس هشتم را همانند مجلس هفتم اصولگرایان تشکیل می دادند و انتظار آن بود که ریاست بر مجلس بر مشی اصولگرایانه باشد اما متاسفانه چنین اصلی شامل حال رئیس مجلس هشتم نبود و بسیاری از نمایندگان معتقدند آقای لاریجانی مصالح کلی اصولگرایی را درمدیریت مجلس اعمال نمی کند که نمونه بارز آن عدم حمایت از نامزد جریان اصولگرا در انتخابات ریاست جمهوری اخیر بود و این سابقه، تکرار آن را در ریاست جمهوری یازدهم دور ذهن نمی داند.

در نهایت اینکه، علی رغم برخی نکات مثبتی و ارزشمندی که در دکتر علی لاریجانی محرز بوده و بر هیچ منصفی پوشیده نیست به نظر می رسد ایشان گزینه مناسبی برای سکان داری مجلس نهم نیست و مصلحت اصولگرایی و کشور ریاست وی را با وجود آمادگی رئیس موفق و مدیر خردمندی چون دکتر غلامعلی حدادعادل- گفته میشود تاکنون ۱۰۹ نماینده به ریاست وی و ۴۹ نماینده به ریاست رقیبش ابراز تمایل کردند- طلب نمی کند، ای بسا که حضور حقیقی جناب آقای لاریجانی در مجمع تشخیص مصلحت نظام و ریاست احتمالی کمیسیون امنیت ملی و یا فرهنگی مجلس نهم مثمر ثمر باشد.

مهدی مشکینی

Print Friendly
کدخبر : 4111




یک دیدگاه

  1. A round of applause for your blog post.Thanks Again.

دیدگاه خود را به ما بگویید.