تاریخ انتشار :چهار شنبه 11 اکتبر 17.::. ساعت : 7:50 ق.ظ

   98 بازدید

محمودزاده
نماینده مردم مهاباد در مجلس شورای اسلامی گفت: برآورد اولیه آب موردنیاز بخش کشاورزی هر شهرستان توسط ستاد احیای دریاچه ارومیه واقعی نیست و ستاد احیا حتی یک لیتر مجوز آب صنعتی به استان آذربایجان غربی نداد.

جوان پرس : نماینده مردم مهاباد در مجلس شورای اسلامی گفت: برآورد اولیه آب موردنیاز بخش کشاورزی هر شهرستان توسط ستاد احیای دریاچه ارومیه واقعی نیست و ستاد احیا حتی یک لیتر مجوز آب صنعتی به استان آذربایجان غربی نداد.

با گذشت چهار سال از آغاز به کار ستاد احیای دریاچه ارومیه، شواهد حکایت از حال ناخوش دریاچه دارد، ناخوشی‌ای که عده‌ای آن را به ناکارآمدی ستاد احیا ربط داده و البته مسولان ستاد به ناهماهنگی در دستگاه های اجرایی و کمبود اعتبار مرتبط می دانند.

 در همین ارتباط، خبرگزاری خانه ملت مناظره‌ای با حضور مسعود تجریشی سخنگوی ستاد احیای دریاچه ارومیه، هادی بهادری نماینده مردم ارومیه و جلال محمودزاده نماینده مردم مهاباد در مجلس شورای اسلامی برگزار کرده و   به بررسی آخرین وضعیت دریاچه ارومیه و عملکرد چهارساله ستاد احیای دریاچه ارومیه پرداخته است.

«جلال محمود زاده» در بخش اول این مناظره از عملکرد ستاد احیای دریاچه ارومیه به شدت انتقاد کرد.

متن سخنان وی در این میزگرد به شرح زیر است:

بخش کشاورزی یکی از بخش‌های مهم در اقتصاد آذربایجان غربی است بر این اساس برای احیای دریاچه ارومیه که جزو مشکلات کشوری است نه استانی، باید حمایت از بخش کشاورزی را مدنظر قرار داده نه اینکه کشاورزی را فدای احیای دریاچه ارومیه کنیم. ضمن تشکر از زحمات ستاد احیا ولی به عملکرد ستاد انتقاد داریم. متأسفانه شاهد هستیم که راهکارها برای حل و رفع مشکلاتی که در حوزه دریاچه ارومیه وجود دارد تنها بر بخش کشاروزی وارد می شود این در حالی است که ما باید قبل از هر چیز معیشت و اشتغال در بخش کشاورزی منطقه را حفظ کنیم. در حال حاضر 3.2 میلیون خانوار کشور در بخش کشاروزی ارتزاق می کنند؛ به طور مستقیم بیش از 16 درصد آحاد مردم در بخش کشاورزی شاغل هستند بنابراین ما باید این بخش را حفظ کنیم و البته به بحث احیای دریاچه هم بپردازیم.

احیای دریاچه ارومیه تک بعدی نیست بلکه ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی نیز دارد که باید با هم سنجیده شوند اما ستاد احیا، بیشترین فشار را بر بخش کشاورزی از نظر تأمین و استفاده بهینه از آب به کشاورزان وارد کرده است. در احیای دریاچه ارومیه قرار بود که سالانه 8 درصد از آب مصرفی بخش کشاورزی حوزه های آبریز دریاچه ارومیه کاهش یابد به شرطی که آبیاری تحت فشار و مدرن را اجرایی کنیم اما این اتفاق نیفتاد.

انتقاد نخست این است که برآورد اولیه آب موردنیاز بخش کشاورزی هر شهرستان واقعی نیست ضمن اینکه بحث تبخیر آب در مسیر انتقال نیز بر گردن کشاورز گذاشته شده است. به طور مثال اعلام شده شهرستان مهاباد می‌تواند سالانه 95 میلیون متر مکعب آب از سد مهاباد برداشت کند تا مابقی برای دریاچه ارومیه رهاسازی شود اما بررسی های 10 سال اخیر نشان می دهد دشت مهاباد به طور متوسط سالانه 135 تا 140 میلیون متر مکعب آب نیاز دارد، حال معلوم نیست ستاد بر چه اساس 95 میلیون متر مکعب در نظر گرفته است؛ نکته بعد اینکه این 95 میلیون مترمکعب باید واقعی باشد یعنی به طور کامل به دست کشاورز برسد این در حالی است که 60 میلیون مترمکعب به دست کشاورز می‌رسد و مابقی آن در کانال‌هایی که مدیریت آن در دست کشاورز نیست هدر می‌رود اما ستاد آن را به حساب کشاورز گذاشته است. انتظار می‌رفت ستاد آمارها را واقعی در نظر گیرد. واقعیت آن است که اگر می خواستیم تولید ادامه پیدا کند، روستاها حفظ و از تخلیه آن جلوگیری شود و به دنبال آن حاشیه نشینی در شهرها ایجاد نشود باید همزمان همه موارد را با هم می دیدیم.

همان طور که عرض کردم توجه به بعد اجتماعی احیای دریاچه ارومیه است، فقط بحث اقتصادی نیست که ستاد بگوید آب را برای احیای دریاچه مهار می‌کنیم، ستاد اعلام کند برای بحث اجتماعی چه برنامه ای دارد؟ اگر به کشاورز اینقدر فشار بیاوریم آیا کشاورز حاضر می‌شود بحث احیای دریاچه را همچنان که کارشناسان پذیرفتند بپذیرد؟

از طرف دیگر ستاد در اقدامات خود به بخش صنعت هم فشار آورده است. خدمت دکتر تجریشی عرض کنم  طی 4 سال گذشته که ستاد احیای دریاچه شروع به کار کرده در اکثریت استان ها که حوزه های آبریز هستند حتی یک لیتر هم مجوز آب صنعتی داده نشده است یعنی ما اجازه ندادیم بخش صنعت از آب های موجود منطقه برای توسعه استفاده کند. موقعی که ما خواستیم مرغداری، گاوداری و یا صنایع تبدیلی یا کارخانه قند احداث کنیم تا اشتغال را پوشش دهد مجوز آب صادر نشده پس صنعتی ایجاد نشده است.

بنده به کرات طی 4 سال گذشته برای مهاباد یا شهرهای دیگر مکاتبه کردم حتی یک لیتر مجوز آب صنعتی به ما ندادند به نام احیای دریاچه ارومیه. ما باید در این شرایط چه کنیم؟ آقایان ستاد بگویند آیا باید صنعت و اشتغال را در منطقه تعطیل کنیم؟ به چه قمیتی؟ چرا فقط فشارها باید بر گرده کشاورز باشد؟ چرا ما روی بازترخوانی آب در بخش صنعت که آب زیادی مصرف می کند کار نمی کنیم، برای نمونه پتروشیمی مهاباد 4 میلیون متر مکعب برداشت آب دارد که همه آن را برداشت نمی‌کند؛ 1.5 تا 2 میلیون متر مکعب در سال مصرف پتروشیمی است. چرا نباید آن ها را وادار کنیم که آب را بازترخوانی کنند یعنی یک میلیون که امسال مصرف می کنند به مجموعه خود بازگردانده و دوباره استفاده کنند، چرا ما باید فقط به کشاورز فشار بیاوریم؟

موضوع بعدی آن است که ستاد احیا تا چه اندازه روی مدیریت مصرف جامعه روستایی و شهری کار کرده است. مصرف کننده آب فقط جامعه روستایی نیست جامعه شهری هم در بحث شرب مصرف کننده عمده آب است. چقدر ستاد احیا آمده در بحث مصرف شهری برنامه ریزی داشته و چقدر در بحث اجتماعی در روستاها و کشاورزی کار کرده است؟ از دکتر تجریشی سوال می کنم که در ستاد چقدر در بحث زنان روستایی کار کردند؟ آیا برای آموزش زنان روستایی که احیای دریاچه را جدی بگیرند کار شده است؟ بنابراین اگرچه معتقدم دوستان در ستاد احیا تمام تلاش خود را داشتند و با چالش ها و کمبود اعتبارات و مشکلات اجتماعی و عدم همکاری دستگاه های اجرایی روبرو هستند ولی پیشنهاد می کنم همه فشارها برای احیای دریاچه را به کشاورزان وارد نکرده و واقع بینانه برخورد کنند.

انتقاد جدی دیگری که دارم این است که چرا نباید برای بعد از احیا مطالعه و برنامه داشته باشیم. تمام نمایندگان مجمع استان آذربایجان غربی، مردم استان، استاندار و همه دستگاه های اجرایی استان خواستار احیای دریاچه هستند اما فرض کنیم خدای نخواسته دریاچه ارومیه با توجه به تغییر اقلیم، کاهش بارندگی، افزایش دما و با توجه به اینکه برخی کشورها آب های مرزی را به صورت غیرعادلانه مهار می کنند احیا نشد، برای بعد از این موضوع چه برنامه ای داریم؟ آیا ما فقط باید روی بحث احیا متمرکز شویم؟ واقعیت آن است که نزدیک به 75 درصد دریاچه خشک شده است. ما باید نیمه خالی لیوان را هم ببینیم که اگر دریاچه احیا نشد تکلیف چیست؟

واقعا نباید برای احتمال احیا نشدن دریاچه برنامه ای داشته باشیم که اگر احیا نشد این دریاچه خشک نمکی را چطور مدیریت و مهار کنیم. پروفسور کردوانی دیدگاه های خوبی دارند، ایشان اعلام کردند که اگرچه دریاچه بسیار ارزشمند بوده و تلاش برای احیای آن قطعا خواست همگی است اما اگر نشد باید برنامه داشته باشیم. بنابراین انتظار ما این است که ستاد احیا، فقط در بحث احیا متمرکز نشود تا اگر به دلایل مختلف امکان احیا فراهم نشد ستاد برنامه ای برای آن مرحله هم داشته باشد که به نظر می رسد این طور نیست.

Print Friendly
کدخبر : 108352




دیدگاه خود را به ما بگویید.