تاریخ انتشار :سه شنبه 29 می 12.::. ساعت : 8:16 ب.ظ

   331 بازدید

rozname

تا يکسال پيش که به يکباره مجوز انتشار ده‌ها نشريه آن هم به صورت يکجا به آذربايجان غربي داده شد گرفتن مجوز به اين سادگي‌ها نبود و سال‌ها زمان مي‌برد تا فردي بتواند براي انتشار يک دو هفته نامه يا هفته_نامه_اي مجوزي دريافت کند.
در دو دهه گذشته افرادي موفق شدند از وزارت ارشاد مجوز انتشار بگيرند که طي هفت خوان رستم براي دريافت يک اجازه براي يک کار کاملا” فرهنگي خود حکايتي است که هفتاد من کاغذ مي‌خواهد اما اينکه شخصيت‌هايي در استاني مثل آذربايجان غربي دغدغه انجام اين کار را داشتند خود غنيمتي بود و به همين جهت سختي مراحل اخذ مجوز انتشار را طي کردند تا شمال غربي‌ترين استان کشور که ديوار به ديوار دنياي غرب است صاحب چند نشريه شود.
سال پيش نيز برخلاف انتظارها به يکباره چندين مجوز انتشار نشريه به افراد اغلب سياسي فعالان مطبوعاتي و فرهنگي استان داده شد تا کاملا” فضاي مطبوعاتي استان اشباع شود.
در حقيقت اعطاء مجوز آن هم به صورت يکجا مختص استان ما نشد چون سياست وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مقرر مي‌کرد که در اغلب استان‌ها نشريات زياد شوند و بر اين اساس بسياري از کساني که درخواست مجوز براي انتشار نشريه داشتند خيلي زودتر از هم صنفان جديد خود پايان هفت خوان ياد شده را ديدند و مي‌توان گفت کمي آسان‌تر از قبل صاحب مجوز نشريه شدند.
به هر حال افزايش تعداد نشريات استان اتفاق مبارکي بود و انتظار مي‌رفت در سايه اين سياستي که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در پي گرفت نه فقط گزارش کارها و آمارها تغيير کنند بلکه حقيقتا” تأثيرگذاري حضور نشريات جديد در فضاي رسانه اي آذربايجان غربي نيز مشهود باشد.
اما با گذشت زمان و انتشار آرام هر کدام از نشريات تازه، شور و حرارت چند شماره اول جاي خود را به روزمرگي و ابتلاء به درد نشريات قديمي‌تر داد و اندکي نگذشت که انگار نه انگار که ده‌ها نشريه جديد به ظرفيت مطبوعاتي استان افزوده شده باشد.
فقط کافي است نگاهي به پيشخوان دکه هاي مطبوعاتي استان که مستقيما” با مردم در ارتباطند بيندازيد اگر حقيقتا” ردي از بيش از 60 نشريه محلي ديديد خبرمان کنيد تا يک عکس يادگاري با آن بگيريم و براي تاريخ استان نگه داريم!
گرچه هميشه مي‌توان ادعا کرد که فلان تعداد نشريه در استان منتشر مي‌شود چون بالاخره براي حفظ مجوزهاي نشريات بايد يک سري کارهاي توجيهي حتما” انجام شده و به مراجع مربوطه ارسال شود و الّا مجوزها ابطال مي‌شوند و گروهي از نشريات نا خواسته به انتشار براي انجام همين توجيهات دچارند وگرنه به اختيار خودشان بود طرح ديگري اجرا مي‌کردند.
حقيقت آن است که نگارنده در صدد آن نيست که صاحبان مجوز انتشار نشريات را به دليل عدم انتشار مرتب، به موقع، حرفه اي و مورد انتظار نشرياتشان زير سؤال ببرد چون از نزديک در جريان بسياري از مشکلات مطبوعات استان قرار دارد و ريشه آن را به اذعان خود فعالان اين عرصه کاملا” شناسايي کرده است اما همزمان نمي‌توان به واقعيت‌هايي اذعان نکرد که در خود جامعه مطبوعاتي با آن سردر گريبانيم.
بحران فقدان مخاطب در نشريات آذربايجان غربي به موازات مشکلات نوپديد، قطعا” ريشه در عملکرد خود مطبوعات استان نيز دارد و اتفاقا” نشريات قديمي‌تر که بعضا” هم اينک فقط با محتواي اينترنتي و در سايه امکانات ديجيتال به صورت تک نفره در مي‌آيند بيشتر از نشريات جديد مقصر ماجرايند.
اينکه نشريه اي قديمي توانسته است باب کند که فقط همزمان با چند آگهي منتشر شود تا چرخش بچرخد الگويي است که نا خواسته به نشريات جديد نيز آموزش داده شده است و ديگر کمتر نشريه جديد و قديمي را مي‌توان يافت که منظم منتشر شود و مخاطبانش در روز مقرر منتظر نشريه مورد علاقه‌شان باشند.
اين روزها اندک منتظران انتشار نشريات مختلف، نويسندگان تازه کاري هستند که با شور فراوان چاپ شدن مطلبشان هنوز برايشان شيريني مي‌کند و الّا از تيترهايي که نشريات مي‌زنند پيداست خيلي وقت است آن‌ها پيوندي با مخاطب دائمي ندارند و دغدغه افکار عمومي را نمي‌دانند. ديدن تيترهاي يک در صفحه نخست برخي نشريات آذربايجان غربي که از يک يادداشت يا مقاله اينترنتي تاريخ مصرف گذشته انتخاب شده است مثل آوار بر ذهن آدم خراب مي‌شود که خدايا امروز اين تيتر و اين مطلب کدام مشکل استان را اطلاع رساني کرده يا حل مي‌کند!
به زعم نگارنده مي‌توان و بايد به وضع مطبوعات استان نه در قالب برنامه هاي روتيني که وجود دارد بلکه در يک برنامه جامع آسيب_شناسي شده، بلند مدت و هدف دار رسيدگي کرد و نه فقط به فکر حيات مطبوعات بلکه براي جريان ساز بودن آن‌ها و تأثيرگذاريشان در بين افکار عمومي تدبيري کرد.
شناسايي مشکلات مطبوعات استان آذربايجان غربي چندان سخت نيست و اتفاقا” حل مشکلات هم به نظر سخت نمي‌آيد و اتفاقا” برخي نوآوري‌ها که در دو سه سال اخير انجام شد توانست در تعدادي از نشريات تحولاتي را در پي آورد اما نبايد دستاوردهاي اندک برخي کارها باعث شود که ديگر رسيدگي به مشکلات مطبوعات رها شود بلکه بايد دستاوردهاي مجموعه کارهاي حمايتي و نوآوري‌هاي مديريتي در قالب يک نمودار نگريسته شود تا در سايه آن ضمن بازشناسي مشکلات و راهکارها نتايج روشن‌تري از هزينه‌هايي که به منظور ارتقاء سطح مطبوعاتي استان انجام مي‌شود به
دست آيد.
هم فعالان مطبوعاتي و هم متوليان فرهنگي خوب مي‌دانند که اصلي‌ترين مشکل در کار رسانه اي در آذربايجان غربي فقدان مخاطب است که تجلي آن در فقدان آگهي‌هاي بخش خصوصي در نشريات کاملا” مشخص است و به همين دليل است که هميشه موضوع مديريت آگهي‌هاي دولتي توسط اغلب نشريات مطرح مي‌شود و اساسا” بايد براي افزايش مخاطب مردمي کاري کرد تا در سايه آن آگهي هاي
بخش خصوصي بتواند کمک کار اقتصادي نشريات باشد.
گرچه در اين بخش نيز کانون هاي آگهي متعدد خيلي وقت است که فضا را قرق کرده و به اين سادگي ها اجازه نمي دهند تا مطبوعات استان وارد شوند اما تلفيق همين ظرفيت ها مي تواند نوآورانه و در جهت حل مشکلات نشريات کم مخاطب استان آذربايجان غربي مفيد باشد.

محمد آقایی پر

Print Friendly
کدخبر : 4831




یک دیدگاه

  1. دیوارکوتاه says:

    بحران مخاطبین رسانه های مجازی هم همینطور!!!

دیدگاه خود را به ما بگویید.