تاریخ انتشار :یکشنبه 15 جولای 12.::. ساعت : 11:30 ق.ظ

   246 بازدید

 شکست خوردگان سنگين جريان اصلاح طلبي از همان آغازين روزهاي ورود احمدي نژاد به ساختمان پاستور زمزمه هاي جريان سازي و مخالفت با ايده هاي دولت  اصول گرايان را سر مي دادند

امامیان ، پایگاه خبری تحلیلی جوان/به گزارش نشریه ارومیه مرور و گذر زمان هميشه پديد آورنده و آبستن بدايع و روشهاي نو و تازه در مسير زندگي انسانها بوده و هست از اين رهگذر اين روشها و سنتها در ترازوي سنجش افکار عمومي و ملتها گاه خوب و گاه بد پديد مي آيند .

در نگاهي به گذشته اينگونه مي توان استنباط کرد که در هر دوره اي چنانچه اگر انسانهاي والا و صاحب فکر و انديشه در عرصه هاي اجتماعي و حاکميتي بوده اند اين سنتها حسنه هستندو هر زمان که جوامع بشري دچار چالش هاي اجتماعي و فکري شده و انسانهاي بي تعهد و قدرت طلب در عرصه بوده اند سنتها و روشهاي غير پسنديده و مضموم ظهور يافته اند .

پس از طلوع مجدد پديده اي بنام اصول گرايي در سال 84 و در آينه اي بنام محموداحمدي نژاد از يک سو و جهش سريع در امور عمراني کشور وضع معشيتي مردم از سوي ديگر کافي بود تا شکست خوردگان عرصه سياست با اکتفا به همين شکست سهمگين از جريان اصول گرايي شروع به تخريب اين پديده در عالم سياست بکنند .

جريان اصول گرايي با توجه به وجود خلاءهاي سنگين در لايه هاي عمراني ، اجتماعي ، سياسي ، فرهنگي جامعه که ناشي از برخي اشتباهات دولتهاي قبلي بود و استفاده حداکثري از وجود آنها سريع توانست در جاي جاي کشور تمايز آشکار خود را با حکومتهاي قبلي به مردم نشان داده و آرا و نظرها  آنها را جلب نمود .

مجموعه روستانشينان کشور در کانون هدف خدمت دولت مهر و عدالت قرار گرفتند و دولت با تمام ارکان آن به منظور نيل به تحول اساسي و ارتقاء سطح زندگي مردم به روستاها و جاي جاي اين مرز و بوم سفر کردند و دستاورد آنها انتخاب مجدداً دولت مهر و عدالت در دهمين دوره انتخابات کشورمان بود . تعريف و تمجيد از دستاوردهاي دولت هدف اين نوشتار نيست و دستاوردهاي مثبت دولت آنچنان وسيع و فراگير است که هيچ داور منصفي قادر به کتمان آن نخواهد بود.

 هر چند هر انشايي مي تواند داراي نکات غير قابل قبول براي مخاطبش باشد شکست خوردگان سنگين جريان اصلاح طلبي از همان آغازين روزهاي ورود احمدي نژاد به ساختمان پاستور زمزمه هاي جريان سازي و مخالفت با ايده هاي دولت  اصول گرايان را سر مي دادند و از هر گونه فرصت پيش آمده نهايت بهره برداري را مي نمودند د رکنار اين موضوعات دولت مردان نيز اغلب بي توجه به  غالب تحرکات   همچنان استوار و محکم به راه خويش ادامه مي دادند.

در گذر زمان گاه و بيگاه چهره هايي شاخص و غير شاخص از جريان مخالف براي سياه نمايي دولت تلاش مي کرد در اين بين حتي رسانه هاي خارجي و داخلي نيز گاهاً آنها را همراهي مي کرد .تا به اين جاي جريان شايد موضوع روند طبيعي يک جريان غالب و مغلوب بود گرچه در بسياري از موارد ايرادهاي مطرح شده فقط صرفاً مبناي تخريب دولت را داشت و گرنه ايراد و نقد قابل قبولي از ناحيه آنها مطرح نبود ولي به هر حال اگر موضوع را از پنجره غالب و مغلوب  ببينيم مشکل چنداني نداشت ( اين جريان را در اين نوشتار جريان اول مي ناميم )

 اما در اين ميان پس از سپري شدن مدتي از عمر دولت نهم و ظهور برخي ناهماهنگي ها و ناکارآمدي هاي منسوبين دولت ، رئيس جمهور شروع به تعويض و اصلاح در بدنه دولت نمود که اين موضوع نيز سير طبيعي مديريتي است.

اين افراد زمانيکه از بدنه دولت رها شدند و با قطع اميد از پيوستن به جريان اصلاح طلبي که بوي تعفن نعش مرده آن عالمي را از خودش منفور ساخته بود و از سوي ديگربا نا اميدي از ادامه حيات سياسي در دولت وقت  ، شروع به انتقادهاي ساختار شکن و سنگ اندازي نمودند که نمونه هاي متعددي از اين گونه افراد قابل ذکر است ( اين جريان را در اين نوشتار جريان دوم مي ناميم )  .

  از سوي ديگر برخي از رقيبان به ظاهر هم سو با دولت و جريان اصول گرايي حاکم نيز در اين بين از خواب بيدار شده و سعي بر جلوس در صندلي هيأت دولت داشتند آنها نيز تمام توان و تلاش خود را بکار گرفتند تا دولت احمدي نژاد را از صحنه سياسي خارج و خود و حاميانشان در رأس دولت قرار گيرند اين جريان نيز با القاء انواع و اقسام ترفندهاي منفي انتخاباتي و با به کارگيري تمام نيروهاي خويش در جاي جاي ادارات و شرکتها و لايه هاي اقشار مردم در جهت شکست دادن دولت تلاش کردند که فارغ از آسيبهاي جدي بر نحوه اداره کشور که از سوي آنها به دولت و مردم تحميل شد ، فقط به لحاظ رفتار شناسي امري نسبتاً طبيعي بود ( اين جريان را نيز در اينجا جريان سوم مي ناميم.

 اما جريان  چهارمي  شکل گرفت که بي ارتباط با جريان دوم و سوم  نبود و آن چيزي نبود جز ريشه هاي وابسته به  جرياني معاند ، اما در جايگاه مجلس . قوه مقننه  ! با توجه به استقلال قوا در نظام سياسي کشور  مجلس جايي نبود که تحت حاکميت نظارتي دولت باشد و دولت بتواند بر رفتار آنها نظارت نمايد اين موضوع از يک  سو و از سوي ديگر قرار گرفتن چندين نهاد نظارتي در بدنه قوه مقننه مانند ( کميسيون اصل نود ، سازمان بازرسي ، ديوان محاسبات و … ) و موضوع مهم ديگري همانند مصونيت سياسي نمايندگان در طول مدت نمايندگي بهانه و موقعيت خوبي را پديد آورد تا برخي از نمايندگان مجلس در يک همسويي آشکار و متحد با مخالفان و رقيبان دولت شروع به تخريب و سياه نمايي دولت بنمايند . که در اين نوشتار اين گروه را گروه  هدف  مي ناميم  که موضوع و هدف بررسي مقاله نيز عملکرد اين گروه است

نمايندگان مجلس که از موضوعات و ابزارها و بهانه هاي مهمي همانند مصونيت سياسي و تفکيک قوا و ديگر عناوين قانوني و غير قانوني بهره مي بردند و به خودي خود بستر بسيار مناسبي در جهت ضربه زدن و تخريب دولت در خود فراهم داشتند ، با تحريک عناصر گره هاي جريانهاي  دوم و سوم  و معاندان خارجي و داخلي در آشکار ترين شکل ، شروع به تخريب دولت نمودند دامنه اين نقدهاي ساختار شکن و مغرض گونه به حدي شدت يافت که افرادي از گروهاي اجتماعي نيز آنرا باور کردند.

 از طرف ديگر چون اين تخريبها از ناحيه افراد به ظاهر مقبول داخل کشور انجام مي يافت شدت بيشتري نشان مي داد و جبران ضايعات آن در افکار عمومي سنگين تر مي شد.

به هرحال اين موضوع ادامه يافت تا دوازدهم اسفند ماه انتخابات نهمين دوره مجلس برگزار شد نتيجه اين انتخابات بروز پديده اي بود که مفهوم آن اين بود هر کانديدايي که دولت را بيشتر تخريب کند رأي بيشتري مي آورد و اين بدعت شوم  ساختار شکن در کشور در حال شکل گيري است دولت را تخريب کنيد تا رأي بياوريد اگر کمي انصاف و جرأت تحليل و آسيب شناسي داشته باشيم آثار و عواقب اين بدعت زشت و ساختار شکن  را در افکار عمومي تبيين کنيم ، آسيبهاي جدي و خطرناک اين رفتار و بدعت ناشايست در جامعه آشکار خواهد شد !

جبران عواقب اين بدعت آن چنان سنگين خواهد بود که دامنه آتش آن حتي در دولتهاي آتي هم جبران پذير نباشند

اين راه که دشمنان دولت احمدي نژاد به عنوان آخرين حربه در پيش گرفته اند موضوعي نيست که به اين راحتي و پس از جريان اين دولت فراموش شود و قطعاً در آينده نيز همين ترفند براي خود آنها به کار خواهد رفت اما نتايج آن دامنگير کشور خواهد بود يعني به همين راحتي مي توان از اعمال اين گروهها نتيجه گرفت که موضوع عناد آنها با دولت موضوع ارتقاء پايه هاي نظام حاکميتي کشور نيست ، درد آنها قدرت طلبي است

 از اين رو به نظر مي رسد بر همه آگاهان اجتماعي و سياسي اين مرز و بوم واجب است تا با معرفي اهداف اين گونه افراد که نمونه هاي آن نيز در جامعه سياسي استان ما دست کم نيست خط بطلاني بر حيله ها ونيرنگهاي آنها کشيده و فضاي سياست حاکم بر کشورمان را بنا به اين جمله امام (ره ) سياست ما عين ديانت ما است اصلاح نمايند

سياست حاکمان کشور ما سياستي راستين مبتني بر اصل انسان محوري و ارزشهاي انساني است و در هيچ يک از دورانهاي انقلاب به هيچ عنوان سياست تخريب به کار نرفته است . اما متأسفانه در دوران کنوني آنهم از سوي سياست مداران انگشت شمار موضوع تخريب و سياه نمايي در دستور کار آنها قرار گرفته که انشاءا… مورد اصلاح قرار گيرند که در غير اين صورت  مردم فهيم و بصير کشورمان خود راساً آنها را حذف خواهند نمود.

Print Friendly
کدخبر : 6167




دیدگاه خود را به ما بگویید.