تاریخ انتشار :یکشنبه 8 جولای 12.::. ساعت : 9:49 ق.ظ

   842 بازدید

18tir

جنبش دانشجویی در طی دوران سازندگی روز های سختی را می گذراند،روزگاری که محافظه کاری به اوج خود رسیده بود و دولت مردان هاشمی حتی کوچکترین نقد های دانشجویی را نیز بر نمی تافته و به سرعت در صدد مقابله با آن بودند.

عبداله سیوانی زاد،پایگاه خبری تحلیلی جوان/بدون شک تاریخ هر کشوری شاهد حوادث و رویداد های مختلف سیاسی،فرهنگی،اجتماعی،اقتصادی می باشد که بنا به دلایل مختلفی منجر به بروز نوعی آنارشیزم در جامعه شده است.فارغ از هرگونه بحث و بررسی پیرامون این دلایل باید گفت ایجاد التهابات سیاسی و بی نظمی های اجتماعی ومتعاقب آن آشوب های خیابانی در سطح هر جامعه ای می تواند تولید کننده فضای نا امنی و هرج و مرج باشد.
تورق تاریخ انقلاب اسلامی ایران نیز ما را با رویدادهای تلخ و شیرین زیادی مواجه می کند که فصل مشترک همه ی این تحولات میدان داری جوانان به ویژه دانشجویان بوده است . تسخیر لانه جاسوسی و مدیریت جنگ تحمیلی از نمونه های بارزی می باشند که جوانان و دانشجویان در محوریت آن قرار داشته اند.
حادثه ی کوی دانشگاه تهران یکی از اتفاقات نادر و در عین حال تلخ بعد از انقلاب می باشد.رویدادی که انتظار می رود ابعاد و زوایای مختلف آن با گذشت بیش از یک دهه از وقوع این حادثه،هرچه ایشتر و دقیق تر مورد بررسی و نقد قرار گرفته و نتایج آن به اطلاع مردم و به ویژه دانشجویان نسل جدید قرار بگیرد.
حادثه کوی دانشگاه تهران از یک زاویه دارای دو بعد مهم و قابل بررسی می باشد،بعد خارجی و داخلی.
غائله ۱۸تیر از همان آغاز درگیری ها کاملا مشخص بود دارای “روح خارجی” می باشد که توسط سرویس های جاسوسی سران استکبار و کشور های بیگانه هدایت و برنامه ریزی می شود. رئیس سازمان جاسوسی “سیا” مدت ها قبل از بروز غائله ی ۱۸ تیر،به مسئولان کشورش اطلاع داده بود که به زودی حوادثی در ایران اتفاق خواهد افتاد که در طول تاریخ بیست ساله ی انقلاب اسلامی بی سابقه است (روزنامه جمهوری اسلامی۱۹/۰۴/۸۰).
کاملا مبرهن است که دشمنان خارجی نظام جمهوری اسلامی در طی این سال ها از هیچ فرصتی برای ضربه زدن به انقلاب اسلامی غفلت نکرده اند (که انتظاری غیر از این هم نمی رود) و همواره تلاش و توان مادی و معنوی خود را به کار بسته اند تا مانع از پیشرفت ملت انقلابی ا یران بشوند،لذا نگارنده بیش از این به بعد خارجی حادثه ی مربوطه نمی پردازد و ادامه ی این مقال را به بررسی ابعاد و زوایای داخلی این حادثه معطوف می دارد.
در جریان کوی دانشگاه عده ای بر آن شدند تا با (سوء) استفاده از شرایط و موقعیت به دست آمده اهداف سیاسی خویش را دنبال کنند.بهترین ابزار برای پیشبرد این اهداف استفاده از دانشجویان و فضای دانشگاه بود. سوال اساسی اینست چرا اصلاحات جهت نیل به مطامع رادیکال خود سراغ جنبش دانشجویی رفت؟
پاسخ به این سوال را باید با بررسی شرایط پیش از دوم خرداد ۷۶ آغاز نمود. جنبش دانشجویی در طی دوران سازندگی روز های سختی را می گذراند،روزگاری که محافظه کاری به اوج خود رسیده بود و دولت مردان هاشمی حتی کوچکترین نقد های دانشجویی را نیز بر نمی تافته و به سرعت در صدد مقابله با آن بودند.
جنبش دانشجویی در چنین محاقی به سر می برد که خرداد ۷۶ فرا رسید و محمد خاتمی صحبت از آزادی های مدنی و نقد های اجتماعی و حقوق شهروندی و توسعه سیاسی به میان آورد.
شعار هایی که به سرعت مورد استقبال اغلب فعالین جنبش دانشجویی قرار گرفت.اولین برداشت اشتباه تیم همراه محمد خاتمی این بود که چنین استقبال و فرهمندی گسترده را نه به دلیل محرومیت های قبلی که متوجه شخص ایشان و جریان اصلاحات دانستند،در حالی که هر کسی به غیر از خاتمی در آن شرایط چنین شعارهایی را فریاد می زد قطعا مورد توجه مردم به ویژه دانشجویان قرار می گرفت.
بدین ترتیب بود که امر بر سران اصلاحات مشتبه گشته و دانشگاه را برای همیشه حیات خلوتی به منظور پیش برد اهداف خود تصور کردند.
علاوه براین سال ها قبل اصلاح طلبان با رخنه در دانشگاه های کشور به خوبی با ظرفیت های این نهاد الهام بخش آشنا و بدان امیدوار شده بودند .توانایی ایجاد همگرایی اجتماعی و سیالیت فضای احساسی و هیجانی از دیگر ویژگی های فضای دانشجویی بود که سخت آنها را به طمع انداخته بود.
در روزهای شکل گیری این حادثه تلخ که قلب مقام معظم رهبری را (به فرموده خود ایشان) جریحه دار کرد،برخی از عناصر داخلی خود فروخته با سازماندهی بسیار قوی و از قبل برنامه ریزی شده سعی کردند با استفاده از احساسات پاک دانشجویی و پنهان شدن پشت حرکت های دانشجویی بتوانند ضمن استفاده ابزاری از دانشجویان به اهداف پلید خود دست یابند.شالوده کاری جریان اصلاحات در حوادث کوی دانشگاه تیر ماه ۷۸ را باید نظریه “فشار از پایین چانه زنی از بالا” ی سعید حجاریان (تئورسین اصلی آن روزهای جریان اصلاحات دانست). آن روزها استراتژی اصلی متفکران اصلاح طلب این بود که در اثر برخورد نظام با دانشجویان، انها را مقابل رهبری قرار دهند تا بدین ترتیب بتوانند زمینه های لازم جهت حضور نیروهای اجتماعی غیر دانشجو را در صحنه فراهم نمایند سپس با همگانی کردن دامنه اعتراضات امتیازات مدنظر را از حکومت و نظام اخذ کنند.امری که با مدیریت عالی مقام معظم رهبری و حضور گسترده مردم میسر نشد.
آنچه در حادثه ۱۸ تیر مورد توجه قرار گرفت نوع مواجهه ی روزنامه های اصلاح طلب با این حادثه بود.روزنامه های زنجیره ای در حادثه ۱۸ تیر به عنوان پایگاه های استراتژیک دشمن نقش اساسی در جهت تحقق اهداف شوم این توطئه ایفا نمودند.شعارهای ضد انقلابی و استکبار پسند آشوبگران که با هدف تضعیف پایه های نظام و خالی کردن عقده های درونی آنها داده می شد،با آب وتاب فراوان در گزارشات این روزنامه ها منعکس می گردید.
از همه جالب تر نوع واکنش دولت حاکم بر حوادث تیر ماه ۷۸ بود.بر هر روی حرکت های مخالفت آمیز در هر نظام و حکومتی قابل پیش بینی و مورد انتظار است. لکن آنچه که حادثه کوی دانشگاه تهران را با سایر این حرکت ها متفاوت ساخت نوع مواجهه مسئولان دولتی با این قضیه بود.آنها نه تنها تلاشی برای کنترل شرایط و بازگشت ثبات و ارامش انجام ندادند که گاها خود عجولانه به تئوری پردازان و آتش افروزان این حادثه تبدیل شده بودند.به همین میزان که استعفای نمایشی دکتر معین وزیر وقت علوم (که مسئول اصلی حادثه کوی دانشگاه بود) آزار دهنده بود سکوت مرگبار خاتمی نیز نا امید کننده مینمود.عمق این فاجعه را بایستی در پیوستن وزرای علوم، بهداشت ، اعضای شورای شهر و وزارت کشور به جمع معترضین دانست.جایی که آنها به منظور دامن زدن به التهاب در جامعه و زیر سوال بردن نهاد ها و نیرو هایی که دلسوزانه برای مهار فتنه تلاش می کردند موضع گرفتند.چنین برخورد هایی از سوی حاکمان دولت کوچک ترین جای شکی را برای افکارعمومی باقی نمی گذاشت که این حادثه در واقع توطئه ایست درون دولتی با پوششی دانشجویی که با حمایت رسانه ها و کشور های بیگانه در صدد دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده می باشد.
حادثه کوی دانشگاه هرچند آسیب های جدی از جمله تغییر نوع نگاه مردم نسبت به دانشجویان،مخدوش شدن چهره ی نیروهای خدوم انتظامی را به همراه داشت لکن درس های زیادی را نیز به همراه داشت.
در این حادثه برخورد حزبی و ابزاری با دانشجویان تجربه شد. دانشجویان تجربه کردند اگر شانیت دانشجویی آنها حفظ نشود تبدیل به سیاهی لشگر و پیاده نظام احزاب سیاسی برای پیش برد اهداف منفعت طلبانه آنها خواهند شد.
همه این تجربیات و درس هایی که جنبش دانشجویی از حادثه ۱۸ تیر گرفت باعث شد نسبت به اقدامات و حوادث مشابه واکسینه شود و اشتباهات گذشته را تکرار نکند.
به طور مثال در فتننه ۸۸ که از لحاظ فضای احساسی وهیجانی و حجم تبلیغات دروغین دشمنان بسیار گسترده تر از فتنه ۷۸ بود،دانشگاه و دانشجویان علی رغم تصورات اتاق های فکر لندن نشین هوشیاری خود را حفظ کرده و تبدیل به ابزار دست فتنه گران نشدند.در سال ۸۸ سران فتنه نتوانستند اقدامات مخرب و توطئه گرانه ی خود را همچون ده سال پیش بر محور دانشجویان و دانشگاهیان سازماندهی کنند.
*مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی ارومیه

Print Friendly
کدخبر : 6090




یک دیدگاه

  1. نظری says:

    با سلام

    همکار گرامی، سایت خبری اورمیا طی مزایده ای به فروش می رسد.جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره 09146789324 تماس حاصل نمایید.

    با تشکر
    http://www.urmianews.com

دیدگاه خود را به ما بگویید.