تاریخ انتشار :چهار شنبه 16 می 18.::. ساعت : 11:29 ب.ظ

   107 بازدید

روابط عمومی
اگر مدیران سازمانی می خواهند هنر مردم داری را تحقق بخشند، لازمه آن به کارگیری مدیران روابط عمومی کاردان، متخصص، بااخلاق و هنرمند در برقراری ارتباط با مخاطبان است.

جوان پرس / عبدالسلام معروفي * :  فردا  27 ارديبهشت ماه مصادف است با روز ملي روابط عمومي در ايران و به تبع آن هر ساله مراسم هاي ويژه اي در سطح كشور و البته اين استان هم برگزارمي شود.

ضمن تبریک حلول ماه مبارک رمضان  و آرزوی قبولی طاعات و عبادات ، پیشاپیش این روز را به همه مدیران و مسئولان ، همکاران و فعالان حوزه روابط عمومی استان و کشور تبریک و شادباش عرض نموده و امیدوارم در این مسیر پر از چالش موفق و موید باشند.

 چند سالي است كه واحد روابط عمومي در ادارات و سیستم دستگاههای اجرایی بشدت بيمار شده است و کم کم می رود که این جایگاه بیشتر متزلزل شود ؛ ولی با توجه به فشار شديد مخالفين و غرب و تقويت حس بي اعتمادي و افزايش فاصله بين مردم و حاكميت اين روزها بيشتر از هر ايام ديگري به مداواي اين بيمار در حال مرگ نيازمنديم و شاهدیم روز روابط عمومي و نبض سازمان ها هم به فراموشي سپرده مي شود.

امروزه شاهد به فراموشي سپردن جايگاه تاثيرگذار واحدهاي روابط عمومي در سازمان ها هستيم و متاسفانه به رغم همه چالش ها و مشكلات پيش رو، كماكان روابط عمومي هاي ادارات مشغول نصب بنر و پارچه در خيابان ها و ديوار اداراتشان بوده  و یا صرفا  در اختیار مدیریت سازمان هستند و بدون درنظرگرفتن این جایگاه که حلقه رابط بین مردم و سازمان خود هستند با اين روند قلب سازمان ها ازحركت مي ايستد!

در كتب علوم ارتباطات اجتماعي وظايف روابط عمومي را در 8 ماده تعريف كرده اند كه يكي از آنها فعاليت انتشاراتي ،رسانه اي ،ارتباط مردمي و …. و اين روزها فضاي مجازي و نرم افزارهاي نوين ارتباطي است ،حال آنكه نبود تكنولوژي نوين و دستيابي به ارتباطات و دهكده جهاني كه مد نظر مارشال مك لوهان است ، بايد وظايف ديگري هم به آن اضافه كني.مي گويند روابط عمومي حلقه واسط بين مردم و سازمان است ، اما حلقه مفقوده اي كه امروزه در اتاقك هاي كوچك مغفول مانده است ،هر چند برخي ادارات ، شركت ها و سازمان ها چارتي براي اين واحد تعريف كرده اند ، يا اينكه چند نفر نيز به عنوان كارشناسان روابط عمومي به كارگمارده اند اما بايد بررسي شود و از ميان مثلاً يكصد دستگاه اجرايي و شركت چند درصد آنها اين مهم را عملياتي ساخته اند.

 چرا روابط عمومي جايگاهي ندارد ؟

 به اعتقاد علماي علم ارتباط ، برآورده کردن انتظارات کارکنان و مشتريان ، در نظر گرفتن شرايط بازار و رقبا ، روان کردن مسير جريان اطلاعات در درون و بيرون سازمان ، حضور و مشارکت در برنامه هاي بلند مدت و کوتاه مدت سازمان ، کسب اطلاعات ، پردازش آن ، تفسير و تلخيص و در اختيار گذاشتن آن در سطوح مديران براي اطلاح برنامه هاي در جريان و دهها موردي که به نوعي مستقيما با سازمان و مخاطبان آن ارتباط دارد ، بسيار مهم تر از کسب نظر رضايت مديران ارشد سازمان است .

گفته مي شود روابط عمومي ها حلقه واسط بين دولت و مردم بوده و يکي از ابزارهاي مهم اطلاع رساني به جامعه و اطلاع يابي از نظر ديدگاه مردم و انعکاس آن به دولت مردان بشمار مي روند. به عبارت ديگر روابط عمومي ها با عملکرد خوب و اثر گذار خود مي توانند بازيگر نقش خطير و حساس ايجاد ارتباط فعال و اثر بخش بين کارگزاران حکومتي و مردم باشند و فاصله ها را کاهش دهند و زمينه ايجاد تفاهم و هم انديشي بين مسئولان و مردم را فراهم سازند و تصميم گيريها را به سمت منافع عمومي سوق دهند و نهايتا زمينه تحقق يک جامعه دموکراتيک فراهم شود . اين نقش روابط عمومي ، يک نقش کلي در جامعه است که در اجرا وظيفه خطير سياست گذاري ، برنامه ريزي و عملکردي و دست يابي به هدفها و ارزيابي ميزان توفيق يا عدم توفيق آن را بدنبال دارد .

 دست يابي به چنان نقشي ، سازمان متشکلي را طلب مي کند تا بدرستي جايگاه روابط عمومي را تشخيص داده و از آن حمايت کند .اين حمايت در قالب اعتماد مي تواند کارساز تر شود . چرا که در سايه اعتماد مديران سطح بالا ، اقتدار روابط عمومي تثبيت ميشود . حمايت هاي ديگر نظير حمايت مادي و انساني نيز در سايه اعتماد و اقتدار حاصل مي شود .زماني که بحث اقتدار در سازمان مطرح مي شود ، مشکل عمده اي در ساختار سازماني ايجاد مي گردد. چرا که مديران رده بالا و برخي از مديران هم سطح ، موضع خود را در مقايسه با جايگاه روابط عمومي در سازمان ، ضعيف تر ارزيابي مي کنند و غافل از آنند که دست آوردهاي روابط عمومي که حاصل زحمات زياد مجموعه کارکنان آن واحد است ، در جهت اقتدار کلي سازماني است و اساسا روابط عمومي به لحاظ ساختاري و فلسفه فکري خود نمي تواند فردي عمل نموده و بدنبال منافع غير سازماني باشد .

طبيعي است عملکرد مدير روابط عمومي پس از گذشت مدتي که صرف شناخت ساختار و ظرفيت سازماني و افراد درون و برون سازماني ميشود ، نه تنها نمي تواند روال گذشته سازمان را هدايت کند ، بلکه به رويکرد هاي ديگري گرايش پيدا مي کند که عوام اين تغييرات را ناشي از تحول تلقي مي کنند . اين انحراف ، در سايه خواسته اي مديران ، نداشتن تخصص فردي ، نداشتن تجربه و آگاهي در زمينه هاي روابط عمومي ، بيشتر از همه مصلحت انديشي ، بروز نموده و عملا اينگونه مديران منابع ، اعم از مادي و انساني را به هدر مي دهند.

 علاوه بر هدر رفتن منابع و انرژي هاي انساني و عدم دست يابي به اهداف سازماني ، طرز تلقي و تعاريف روابط عمومي در اذهان سطوح مديران را نيز تحت تاثير قرار داده و آنها را به مرور با عمليات غير علمي و غير حرفه اي در زمينه روابط عمومي بتدريج اجتماعي مي کنند . بطوريکه تلقي آنان از يک روابط عمومي ، برآورده شدن خواسته هاي مديران و اطاعت از دستوراتشان است که گاهي تا حد يک منشي گري يا اداره کننده دفتر يک مدير ، اين جايگاه سقوط مي کند .

 به کلام ساده مي توان گفت يکي از دلايل عدم شناخت افراد جامعه ، در سطوح عام و حتي کارکنان ، مديران و متأسفانه در برخي موارد مديران ارشد سازمانها ، از جايگاه روابط عمومي ، حاصل عملکرد ناکارآمد مديران روابط عمومي در گذشته بوده است که بعلت نداشتن تخصص و آگاهي به سمت و سوي مختلف خدماتي گرايش پيدا کرده اند و نهايتاً سازمان را نيز از داشتن يک روابط عمومي که مي توانست بسيار ثمر بخش باشد محروم ساخته اند.

 فعال نبودن روابط عمومي در بخش خصوصي

 متاسفانه بخش خصوصي در ايران با وجود اينکه روز به روز گسترش مي يابد و قوي تر مي شود، هنوز به اهميت و نقش تاثيرگذار روابط عمومي پي نبرده است. در اکثر سازمان هاي بخش خصوصي بخشي به نام روابط عمومي وجود ندارد يا اگر احياناً وجود دارد فعاليت خاصي انجام نمي دهد. بعضي از روابط عمومي هاي بخش خصوصي هم مانند روابط عمومي بعضي از سازمان هاي دولتي نقش واحد تشريفات را دارند. فعال کردن روابط عمومي در بخش خصوصي علاوه بر اينکه موجب رشد و تقويت بخش خصوصي در کشور مي شود باعث رشد خود روابط عمومي نيز مي شود. خاصيت بخش خصوصي اين است که نسبت به بخش دولتي کار تخصصي بيشتري را مي طلبد همچنين افراد در بخش خصوصي به علت قرار نداشتن در ساختارهاي پيچيده و متصلب دولتي امکان نوآوري بيشتري را در حوزه تخصصي خود دارند. همچنين از آنجايي که بخش خصوصي در ايران نوپاست، روابط عمومي آن هم مي تواند از نو و بدون داشتن ايرادات تاريخي با مبنايي درست فعاليت خود را آغاز کند. همين امر باعث پيشرفت روابط عمومي مستقل و علمي خواهد شد. حل اين مشکل بيشتر بر عهده نهادهاي صنفي روابط عمومي و نشريات تخصصي اين رشته است. آنها بايد مديران بخش خصوصي را با توانايي ها و امکانات بالقوه روابط عمومي و نقشي که يک روابط عمومي خوب مي تواند در پيشرفت سازمان داشته باشد، آشنا کنند و از اين طريق به فعال سازي روابط عمومي در بخش خصوصي کمک کنند.

 مهمترين اصول يک روابط عمومي پيشرو و آرماني

 اصول مهم روابط عمومي را مي توان سعي در رسيدن به تفاهم با مخاطب ، تأکيد بر اطلاع يابي در کنار اطلاع رساني ، مخاطب گرايي ، عمل به اصول اخلاقي ، انتخاب الگوي ارتباطي دوسويه ، تأثيرپذيري از افکار عمومي در کنار تأثيرگذاري بر آن ، تأکيد بر رسيدن به تفاهم از طريق گفتگو ، وجود موازنه بين منبع و مخاطب در فرايند ارتباط و مشارکت گرايي ذکر کرد : اصل مخاطب مداري ، اصل مشارکت گرايي ، اصل اطلاع رساني و اطلاع يابي ،  اخلاق ، گفتگو ، اصل تفاهم،  اصل موازنه قدرت بين منبع و مخاطب.

  ويژگي مديريت استراتژيک روابط عمومي پويا

 -انسان محور هر حرکت و تحول- ارتباطات گسترده و همه جانبه- شکل گيري سازمان هاي مجاز- توجه ويژه به منابع انساني در سازمان ها و استفاده بهينه از آن – ضرورت افزايش دانش کارکنان – توجه به اقتصادهاي فرا ملي و حرکت به سوي خصوصي سازي و جهاني شدن – ساختارهاي سازماني تازه- افزايش گستره همگاني- جهان کوچک با رسانه هاي جمعي انبوه .

 روابط عمومي كارآمد چه ويژگي هايي دارد؟

 مدير روابط عمومي بايد به گونه اي انتخاب شود كه داراي ويژگي ها يي باشد تا براساس آن ها بتواند موفقيت لازم رادرپيشبرد اهداف سازماني محقق نمايد واعتماد مخاطبان اداره وسازمان را نيز به خود جلب نمايد . دراينجا برخي از ويژگي هاي  لازم براي انتصاب مسئول روابط عمومي ذكر مي شود : مهارت فني  – دانش ومهارت تخصصي – سوابق تجربي موفق – توانمندي هاي فردي نظير پژوهش افكار عمومي ،سخن وري ،قدرت بيان ،قلم توانا ،توانمند درتجزيه وتحليل مسائل ،داراي سعه صدر  كه درپرتو آن ها بتواند تعامل مطلوب ومؤثري را درروابط سازماني برقرار كند.– اخلاق ومنش متناسب با حرفه روابط عمومي– احساس تعهد نسبت به سازمان و جامعه.

   جايگاه روابط عمومي در ميان سازمان ها

 دنياي امروز دنياي ارتباطات است . در هر ثانيه ميليون ها واحد اطلاعاتي در سطح جهان رد و بدل مي شود. از زماني که تحولات زندگي بشر سرعت گرفت ، نياز به اطلاعات و ارتباطات هر روز افزايش يافت و امروزه داشتن اطلاعات دقيق و به روز از نان شب هم براي مردم مهمتر است و هر که بيشتر بداند ، موفق تر است . ( دانايي = توانايي ) در سازمان هاي دولتي داشتن اطلاعات موثق ، دقيق و به موقع با توجه به هدف و ساختار ، بزرگ ترين سرمايه يک سازمان است و حيات يک سازمان به داشتن يک ارتباط دو سويه درون و برون سازماني و انجام تبليغات و کسب اطلاعات به روز و مفيد بستگي دارد و اين جاست که لزوم وجود روابط عمومي واقعي در ايستگاههاي روابط عمومي نمايان مي شود.در دنياي امروز که مرزهاي ارتباطات شکسته شده و انسان به دنبال کشف راهکارهاي مطلوب زيستن و نگرش جامعه مدار است، آموزه هاي علمي ما را به کنکاش و توجه درباره وضعيت چگونگي تعامل و برخورد کردن رهنمون مي سازد. بي شک يک سازمان و يا يک اداره نمي تواند خود را جزيره اي بي ارتباط فرض نمايد و از تکنولوژي و آورده هاي آن بي نياز و با آن بيگانه باشد. روابط عمومي بايد بر محور تفکر مداري، مشارکت مداري و اطلاع مداري باشد تا بتواند در راستاي کمک به اثربخشي سازمان موثر باشد و با نوانديشي و نوگرايي، ابتکار و خلاقيت مستمر عجين شود و خود را با تحولات و پاسخگويي مرتب به افکار عمومي منطبق و هماهنگ سازد. با توصيف چنين روابط عمومي اي، صد البته بايد مديرش متملق و چاپلوس مافوقش نباشد و جاده صاف کن وي نگردد؛ و اميد آنکه اين گونه مديران که با رانت و فاميل سالاري يا باندبازي و يا… بدين جايگاه رسيده اند به زير کشيده شوند!!

  نياز و ضرورت اجتماع به روابط عمومي

 امروزه از دانش و هنر روابط عمومي به عنوان يک نهاد شبه مدني در جهت تسهيل ارتباطات دو طرفه بين دولت و آحاد مردم ياد مي شود و با پيچيده تر شدن نظام اجتماعي بر ضرورت، گسترش و توسعه اين علم و حرفه جديد بيش از پيش اتفاق نظر حاصل مي آيد تا آنجا که امروز کمتر نهادي يا سازماني خود را بي نياز از تشکيلات روابط عمومي مي بيند.

مشکلات چندگانه روابط عمومی‌ها به این قرار است که:

یکی از مشکلات اساسی روابط عمومی روزمرگی و درگیری با کارهای عادی و جاری است. این امر باعث می شود روابط عمومی از برنامه ریزی های کلان و استراتژیک غافل شود.

 مشکل دیگر ناآگاهی مدیران ارشد سازمانها از نقش مؤثر روابط عمومی در اقناع و جلب مشارکت مردم است که این امر مستلزم آموزش های لازم جهت تغییر نگرش مدیران ارشد است. دلیل اینکه روابط عمومی در کشورمان جایگاه واقعی خود را ندارد آن است که مدیران نگرش مثبتی به نقش مدیریتی روابط عمومی ندارند و آن را واحد زائد و مزاحم تلقی می کنند. روابط عمومی کانال ارتباطی سازمان و مخاطبان و انتقال دهنده نظرات، پیشنهادات و انتقادات مخاطبان به سازمان است.

1- عدم آشنایی مدیران با حوزه کار و اختیارات روابط عمومی

2- اعمال سلیقه با نگاه کاملا شخصی بعضی مدیران به فعالیت روابط عمومی

3- دوری مسئولان روابط عموی از مطالعات تخصصی

4- عدم شایسته‌سالاری در گزینش نیروهای روابط عمومی

5- عدم تثبیت جایگاه سازمانی روابط عمومی

6- نبود اعتبارات جداگانه مخصوص روابط عمومی‌ها برای اجرای برنامه

7- محدود بودن دوره‌های آموزشی روابط عمومی در استان با استفاده از اساتید مجرب

8- نبود انجمن صنفی یا تشکل تخصصی فعال در حوزه روابط عمومی‌های استان

9- آشنایی ضعیف مدیران روابط عمومی با مبانی اولیه ارتباطات و تبلیغات

10- ارتباط ضعیف روابط عمومی‌ها با رسانه‌ها

انتخاب یا انتصاب کارگزار و مسوول روابط عمومی بر اساس جریان های سیاسی

انتخاب و یا انتصاب مسئول روابط عمومی در هر سازمانی باید بدور از جریانها و یا نگرش های فکری سیاسی و وابستگی جریانی باشد زیرا اینگونه انتخاب ها با نزدیک بودن نگرش ها در سطح سازمانی قطعا کارگزاران روابط عمومی ها را از رسالت اصلی و اهداف شرکت و مجموعه و اداره و سازمان دور خواهد کرد لذا باید افراد بر اساس تخصص وتجربه در جهت رسیدن به اهداف خرد و کلان سازمان گام بردارند و تحت عنوان روابط عمومی سازمان محور برنامه های منظمی را تدوین کنند اما دیده  می شود که کارگزاران در برخی از سازمانها به نوعی با حمایت و یا هواخواهی جناحی به سیستم تحمیل می شوند که این خود به عنوان یک آسیب تلقی می گردد و می تواند به صورت یک عامل بازدارنده مانع رشد و شکوفایی روابط عمومی ها در اجرای مأموریت های سازمان شود.

 در برخی از این انتخاب ها پس از بررسی بعمل آمده آنچه نتیجه گیری میشود آن است که کارگزار تحمیل شده دارای هیچ تخصص و تجربه ای نبوده و تنها به عنوان یک فرد تحصیل کرده وارد سیستم می شود که جای بسیاری برای بحث دارد.اگر هم از یک نگاه دیگر کارگزار روابط عمومی با جریان فعال خارج از سازمان همسو نباشد باز هم مشکلاتی را در راستای تحقق اهداف سازمان بهمراه خواهد داشت که کارکنان مجموعه را هم تحت تأثیر خود خواهد گذاشت لذا باید به طور کلی یک کارگزار روابط عمومی با یک رویکرد حرفه ای همراه با تخصص و تقوا در مسیر هموار سازی راه های دستیابی به اهداف را مد نظر داشته باشد تا در تمام لحظه ها و زمان ها اثر گزار باشد و حداقل نگرش های سیاسی را وارد سازمان نکند و برنامه ها را متاثر نسازد.

 راهکارها ي مناسب براي حل چالش هاي پيش رو

 به نظر مي رسد يکي از ضعفهاي روابط عمومي در کشورمان فقدان همگامي استعداد ذاتي و مدارج تحصيلي است. همچنين مديران روابط عمومي بايد به دو علم ارتباطات و مديريت آشنايي کامل داشته باشند. بيشتر مديران روابط عمومي فاقد نگرش تفکرمدارانه به روابط عمومي هستند . داشتن توانمندي و استعداد ذاتي براي يک مدير از ويژگيهاي مهم است.هر کس که تحصيلات ارتباطي را گذرانده، متخصص روابط عمومي نخواهد بود؛ زيرا گذراندن تحصيلات به هيچوجه نشاندهنده تخصص در اين حوزه نيست. مديران ارشد، بايد شناخت دقيقي از حوزه هاي روابط عمومي داشته باشند .

 روابط عمومي ترکيبي از فن و هنر و برقراري ارتباط صحيح با مردم است. متاسفانه بحث انتخاب مدير روابط عمومي در حال حاضر بيشتر روابطي شده است، در حاليکه يک مدير موفق روابط عمومي، بايد فرهنگ عمومي کشور را به خوبي بشناسد و از طرفي با علم روانشناسي و روانشناختي نيز تا حدي آشنايي داشته باشد. سايرمشخصه هاي يک مدير روابط عمومي خوب و کارآمد صاحبنظر بودن او در امور فرهنگ اجتماعي؛ بهره مندي چگونگي استفاده از مشاوران نيروهاي کارشناس بيرون از سازمان ؛ تسلط بر فعاليتها ؛ ساز و کار وتصميمات سازمان متبوع و … است.

  اگر براي روابط عمومي وظايفي چون اطلاع رساني، فرهنگ سازي، شکل دهي به افکار عمومي و ارتقاي سطح آگاهي هاي عمومي قايل باشيم؛ وظيفه پاسخگويي به افکار عمومي؛ يکي از مهم ترين وظايف اين واحد سازماني است؛ به طوري که پاسخگويي دربرگيرنده و نتيجه تمامي تلاش هاي صورت گرفته روابط عمومي است. افکار عمومي بزرگ ترين قدرت نامريي است که جريان هاي اجتماعي و فرهنگي را به وجود مي آورد و اين جريان ها قوي تر از هر سياستي؛ عمل مي کند. به همين دليل قبل از اجراي هر سياستي؛ ابتدا بايد زمينه پاسخگويي به افکار عمومي را فراهم کرد.

 روابط عمومي با ارتقای جايگاه پاسخگويي سازمان ها؛ به عنصري موثر در جهت شفاف کردن روابط اجتماعي؛ جلب اعتماد باورهاي عمومي؛ درستگويي ، درستکاري ؛ رواني حرکت و چرخش اطلاعات تبديل مي شود. با برداشتن ديوارهاي ميان روابط عمومي ها؛رسانه ها و مردم و نيز با شفاف سازي سازمان ها؛ سياست دو سويه شدن ارتباط تحقق مي يابد.

  کارشناسان بر اين عقيده اند که با وجود اهميت روابط عمومي ها و نقش موثري که مديران اين حوزه در سازمانها و وزارتخانه هاي مختلف برعهده دارند، متاسفانه در کشور نگاه تخصصي و برنامه اي به موضوع روابط عمومي وجود ندارد و شاهديم که اکثر روابط عمومي ها با پرداختن به کارهاي حاشيه اي سپري مي شود.

 پيشنهاد هاي لازم براي توانمندي روابط عمومي ها

  * توجه جدي به افکار همه کارکنان در ايجاد حرکت، اصلاح و جريان سازي سالم بدون در نظر گرفتن اميال و رويکردهاي سياسي مخرب که متأسفانه يکي از معضلات روابط عمومي هاست.

*ارائه مشاوره هاي مؤثر به مديران ارشد سازمان که اين در صورتي محقق خواهد مي شود که مدير روابط عمومي بهره اي از علوم مشاوره اي، روانشناسي، علوم تربيتي، جامعه شناسي، مردم شناسي و … داشته باشد؛ که اين موضوع خلأ بزرگي در بسياري از مديران روابط عمومي هاي فعلي است.

* دفاع از جايگاه روابط عمومي در مقابل دخالت هاي غيرمسئولانه واحدها و افراد.

* حفاظت از حريم سازمان در مقابل جوسازي ها، خلاف گويي ها، دروغ پردازي ها، تهديدها و … اين در حالي محقق مي شود که مدير روابط عمومي خود مبرا از اين مسائل باشد.

*خروج روابط عمومي از موضع انفعالي به موضع فعال

* تغيير فرهنگ سازماني غلط، به اين نکته بايد توجه کرد، کارگزار روابط عمومي موقعي در جهت تغيير فرهنگ سازماني مي تواند حرکت کند که با مقوله فرهنگ آشنايي داشته و ديگر اين که با علم رفتار  سازماني مأنوس باشد.

* ايجاد حسن رابطه بين کارکنان، مشاوران و مديران سازمان.

*کمک در جذب استعدادهاي درخشان کارکنان يا به عبارتي ايجاد بستري مناسب در جهت بالندگي انديشه کارکنان.

* تقويت ارزش ها و ويژگي هاي مطلوب انساني

* معرفي الگوهاي آموزشي مناسب درون سازماني و برون سازماني

* سازماندهي خبري سازمان

*تلاش براي اطلاع يابي و اطلاع رساني به موقع با روش ها و ابزارهاي ارتباطي

* تدوين نظام ارتباطي منسجم و تبليغي شفاف و روشن

* تغيير نگرش مسئولان نسبت به نقش روابط عمومي و جايگاه و اهميت آن

* جهت گيري و جهت دهي سازمان به سوي کارمند محوري

* همکاري فعال و مستمر با مطبوعات و رسانه ها

* تأکيد هماهنگ بر بهبود روابط درون سازماني و برون سازماني

* تنظيم برنامه مدون و ساليانه براي عمل به شعائر و برگزاري مراسم مذهبي و غيره…

* انعکاس انتقادات و اخبار به صورت شفاف و عدم مميزي نمودن آن به مسئولان و دريافت بازخورد آن جهت ارائه به کارکنان

* برگزاري جلسات داخلي بين کارکنان و مديران به صورت ماهيانه يا فصلي

* تهيه مقاله هاي علمي در حوزه فعاليت هاي سازمان و نشر آن در رسانه هاي گروهي

*معرفي مطلوب مقالات و تحقيقات کارکنان در سطح سازمان

* انعکاس تجربه هاي موفق کارکنان سازمان

* چاپ بروشور پيام هاي آموزشي، پژوهشي و ديگر فراورده هاي سازماني

* تهيه فيلم براي معرفي سازمان

*ايجاد برنامه نظامند همدردي با خانواده هاي سازمان

* تهيه و تنظيم منشور اخلاقي روابط عمومي سازمان

* وجود مراکز آموزشي با محيط عملي و کاربردي روابط عمومي

* ارايه آموزش کوتاه مدت به طور مستمر براي کارکنان روابط عمومي ها صورت گيرد

* نهادهاي حرفه اي و تخصصي اثر گذار بر حوزه روابط عمومي ايجاد شود

*مديريت سازمان ها از روابط عمومي حمايت کند

*نشريات تخصصي متعددي در حوزه روابط عمومي منتشر شود

* کارهاي زايد و موازي از وظايف روابط عمومي حذف شود

*  وظايف روابط عمومي تخصصي شود

 و…

 حال كه يكبار ديگر و در آستانه روز ملي روابط عمومي هستيم با بررسي وضعيت موجود و تبديل نقاط ضعف به قوت در جهت حل معضلات پيش رو گام بر داريم ،  به اميد  روزي که شاهد ارتقای جايگاه روابط عمومي در کشوربه عنوان مهمترين بخش شناسايي ، پيش بيني مسائل و شکل بخشيدن به رويدادها و آينده باشيم .

  اگر مديران سازمانها مي خواهند هنر مردم داري را تحقق بخشند، لازمه آن به کارگيري مديران روابط عمومي کاردان، متخصص، بااخلاق و هنرمند در برقراري ارتباط با مخاطبان است. اگر مدیران سازمانی می خواهند هنر مردم داری را تحقق بخشند، لازمه آن به کارگیری مدیران روابط عمومی کاردان، متخصص، بااخلاق و هنرمند در برقراری ارتباط با مخاطبان است.

و اگر مدیران روابط عمومی می خواهند در این برهه زمانی موفق عمل کنند چاره ای جز تقویت ابزارهای نوین اطلاع رسانی و تقویت حوزه ارتباط با رسانه و اقناع افکار عمومی و تقویت ارتباط با مردم ندارند.

به هر حال جوامع امروزی اینک در حال گذار به جامعه اطلاعاتی آینده هستند، جامعه ای که در فناوری های اطلاعات و ارتباطات تمامی ابعاد زندگی انسان ها را تحت تاثیر قرار خواهد داد. جامعه ما نیز ناگزیر از این روند خواهد بود و خواه ناخواه به این سمت و سو کشیده خواهد شد. در همین راستا دولت و مسئولان نظام ضمن آنکه باید دغدغه های رهبری را در خصوص روابط عمومی های دستگاه خود جدی تلقی نمایند، چاره ای باقی نمی ماند که با اندیشیدن و تدابیر لازم، تلاش مضاعف نمایند تا با لحاظ کردن تغییرات ضروری، روابط عمومی های سنتی را به سوی روابط عمومی های دیجیتال سوق داده و آماده سازند و این امر مهم محقق نخواهد شد مگر با ایفای نقش مدیران که فناوری جدید را درک کنند و آگاهی مناسب از آن داشته باشند.

به هر حال جوامع امروزي اينک در حال گذار به جامعه اطلاعاتي آينده هستند، جامعه اي که در فناوري هاي اطلاعات و ارتباطات تمامي ابعاد زندگي انسان ها را تحت تاثير قرار خواهد داد. جامعه ما نيز ناگزير از اين روند خواهد بود و خواه ناخواه به اين سمت و سو کشيده خواهد شد. در همين راستا دولت و مسئولان امر ضمن آنکه بايد دغدغه هاي موجود را درخصوص روابط عمومي هاي دستگاه خود جدي تلقي نمايند، چاره اي باقي نمي ماند که با انديشيدن و تدابير لازم، تلاش مضاعف نمايند تا با لحاظ کردن تغييرات ضروري، روابط عمومي هاي سنتي را به سوي روابط عمومي هاي ديجيتال و مردم محور سوق داده و آماده سازند و اين امر مهم محقق نخواهد شد مگر با ايفاي نقش مديران که فناوري جديد را درک کنند و آگاهي مناسب از آن داشته باشند.

امروز یکی از دلایل ایجاد فاصله بین مردم و دستگاه های اجرایی نبود روابط عمومی های کارآمد و توانمند در حوزه های اداری و شیوه ارتباط با افکار عمومی و همراه ساختن آنها است که این مهم منبعث از چند حوزه سخت افزاری و نرم افزاری است.

به عینه می بینیم اين روزها حال و روز روابط عمومي ها و جايگاه اين حوزه اصلا خوب نيست و اگر فاصله شديدي بين مردم و نظام اداري و عدم اعتمادي ايجاد شده ، بدون شك به كاركرد ضعيف روابط عمومي و شوراهاي هماهنگي روابط عمومي به عنوان حلقه ارتباطي بين مردم و سازمان برمي گردد ، هر کجا روابط عمومی یک ارگان ، نهاد و سیستمی موفق عمل کرده و درحوزه اطلاع رسانی خوب ظاهر شده است آن نهاد و اداره توانسته در بین مردم جایگاه خوب و مناسبی بدست آورد و اعتماد عمومي را جلب و جذب كند و اگر روابط عمومی یک مجموعه ضعیف عمل کند به رغم تمام کارآیی ها و توانایی ها و کارکرد در دید افکار عمومی آن نهاد و اداره کاری نشده است.

 پس انتظار می رود مدیریت ارشد استان به عنوان رئیس شورای هماهنگی روابط عمومی استان ، مديران دستگاههاي اجرايي با يك تغيير اساسي در اين حوزه كمك كنند تا روابط عمومي ها به جايگاه واقعي خود برگردند و كارشناسان و مسئولان اين واحد هم با تقويت رويكرد نسبت به پر كردن خلاهاي پيش رو همت گمارند.

* کارشناس علوم ارتباطات اجتماعی

Print Friendly
کدخبر : 114043




دیدگاه خود را به ما بگویید.