تاریخ انتشار :دوشنبه 6 آگوست 12.::. ساعت : 12:04 ب.ظ

   241 بازدید

roz khabarnegar2

  خبرنگار ، سنگ صبور مردم است ، مردمي كه صداي خود را با قلم يك خبرنگار به اوج مي رسانند و خود در كناري ناشناس، منتظر پاسخ مي مانند و اين خبرنگار است كه بي حرمتي ها و تندخويي هاي ديگران را در اين مسير تحمل مي كند.

عبدالسلام معروفی ، پایگاه خبری تحلیلی جوان/  بازم مرداد شروع شد و هفدهم اين ماه به اسم ما خبرنگارا ثبت شده، (اگر دوستان اين بنده سراپا تقصير رو خبرنگار حساب كنند ) روزي که احتمالا تنها همون روز تکريم مي شيم و روزاي ديگه تنبيه!

   خون خبرنگار ، بهاي سنگيني است تا روزي به نام او در تاريخ رقم زده شد.به بهاي سوختن جگر مادري ، غمزدگي فرزندي ، پايان زندگي شيرين همسري جوان و به يادگار رفتن روزهاي پرخاطره براي دوستان و همكاران .حرفه ناشناس و مظلومي كه بسياري از زخم ها و كنايه ها را به جان خريده و با عشق و علاقه، خود را در تمام ابعاد جامعه غرق مي كند.خبرنگار ، چنان مي نگارد كه گويي متهمي است كه بايد از اتهامات وارده دفاع كند و چنان به دنبال دليل و برهان مي گردد كه انگار مي خواهد معجزه اي را ثابت كند.

 خبرنگار  منعكس كننده حقايق است در حالي كه حقيقت ، مشكلات خود را محفوظ نگهداشته و مجبور به حفظ آن مي باشد.

  خبرنگار ، پل ارتباطي ميان مردم و مسئولان است ، اما پلي شكسته كه هر روز به ترميم خود پرداخته و آواي عابراني پر از غصه را به گوش مسئولان مربوطه مي رساند.

  خبرنگار ، سنگ صبور مردم است ، مردمي كه صداي خود را با قلم يك خبرنگار به اوج مي رسانند و خود در كناري ناشناس، منتظر پاسخ مي مانند و اين خبرنگار است كه بي حرمتي ها و تندخويي هاي ديگران را در اين مسير تحمل مي كند.خبرنگاري ، حرفه اي سخت و زيان آور است كه به ظاهر آسان و نشاط آور وانمود مي كند.

 خبرنگار هر كجا كه صداي مظلومي را مي شنود داوطلبانه به سويش مي شتابد تا بتواند آن صدا را رسا و رساتر به گوش فرياد رسان برساند.

 جالب است كه باوجود اين همه سختي ، برخي مواقع خبرنگار را با يك ويزيتور اشتباه مي گيرند و با اين اشتباه خود ، حرمت حرفه اي وي را خدشه دار مي كنند.

 ولي ديگر نبايد بگذاريم كه صداي حقيقت گويانه خبرنگار جماعت فراموش شود و اينجا است كه باقي كار را به مسئولاني واگذار مي كنيم كه جوهر قلمي را در اين راه تخليه كرده اند.

  معمولا هر سال در اين ايام عده اي جمع مي شوند و براي خود تصميم مي گيرند كه مثلا مراسم تكريمي بگذاريم و براي – رفع تكليف – مبلغ ناچيزي بد هيم و برايش چند كف بزنيم.

 علي الحساب در مجلس استاني ما قريب به 70 دستگاه اجرايي و صاحب مجلس وجود دارند ولي چه بسا در اين روزها كمتر از انگشتان دو دست بيادشان است كه روز خبرنگاري در تقويم مرقوم شده و خبرنگاري هست تا مثلا تكريمش كني … !

    حال كه دو ساليست از گرد چرخ  وفلك صورها با ماه مبارك گره خورده ، قرار نيست افطاري بدهيم ولي مي توان با يك اس ام اس ، فكس ، تلفن ، نامه وهر آنچه كه به مذاقت خوش آيد وجيب مبارك با  تومان ودينارش رخصت دهد از او يادي كن !

   بخدا خبرنگار و رسانه انتظار چنداني ندارد يك زره محبت واحترام برايش كافيست ، در همه طول سال بسان پروانه بر گرد شمع كم سويت مي چرخد و مي سوزد ، در همه اوقات از جايگاه و رسالتش مي گي …؟! برايش در پس لحظه ها ودفتر اداريت »  به به و چه چه « مي خواني ويك كف صلوات برايش مي فرستي …؟! در تابلوي اداره ات همه چي نصب شده ودر دفتركارت همه چي جلوه گر است الا روز خبرنگار جماعت ….؟!

   همه از جايگاهش مي گن ، خبرنگار فلان است وبهمان ، رسانه اينطور هست و آنطور …  ولي نكند روزي اين خبرنگار بدبخت ، مظلوم ، ورشكسته در ميدان سياست صبح از دنده چپ راست راستكي بلند شود… نكند رسانه اي ولو براي كمك، ساز مخالف بنوازد و بر طبل كم كاريت ، كم لطفيت ، اقداماتت وهر آنچه پي آني بزند ، حتي تاب تحمل ديدنش را هم نداري ، اين تكه از مطلب عين واقعيتي است كه چند هفته پيش برايم پيش آمد ( البته تا دلتان بخواد از اين خاطرات زياد دارم – اين چند سال اخير برايم بدترين سالهاي رسانه اي ومطبوعاتيم بوده- از تذكر، تهديد ،ترعيب ، دشنام و فش ، ممنوعيت ، شب نامه و… – هر آنچه به ذهنتان مي رسد سرم آمده ) يكي از مديران ارشد وصاحب مسند استاني و البته خود دانش آموخته عرصه رسانه ، خطاب به اين بنده سراپا گناهكار گفت: (دور مرا خط بكش و نه مثبت و نه منفي نمي خوام بنويسي ، تو بدترين مصاحبه ومطلب را در مورد من زدي ، نمي خوام تا اينجام، در مورد من بنويسي . باكمال احترام اتاق كارش را ترك كردم ودر مسير برگشت بر خودم وكارم لعنت  مي فرستادم ؟!

 … مگر چه خطاي از من سر زده بود كه اين به اصطلاح مدير محترم اينطور با من برخورد كند ؟! فردايش در دفتر، آرشيو نشريه را ورق زدم و يكبار ديگر مصاحبه انجامي را مرور كردم ، هيچ نكته نامربوط ، غير اصولي وغير منصفانه اي در آن نيافتم. با خود گفتم ؛  ( خدايا ، هر آنچه كه تو صلاح مي داني نصيب فرما و بر من و همكارانم عزت وسربلندي در كار عطا نما وياريم كن همانطور كه خود به قلم سوگند ياد كرده اي كمك كن اين قلم ورسالتم در راه تو، اهداف متعالي و خدمت به خلق تو بكار گرفته شود. )

  نمي خوام براي همكارانم بگم يك خبرنگار بايد داري چه خصوصياتي باشد و به همين چند نكته بسنده مي كنم  كه خبرنگار در امور زير نقش دارد:‏ نظارت بر کار دولت، دادگاه‌ها و شرکت‌هاي بزرگ ‏براي برجسته کردن ناکامي‌ها و موفقيت‌ها ‏- ريشه‌يابي فساد در تمام لايه‌ها ‏- جلب توجه مردم به بي‌مبالاتي يا ناکارآمدي ‏مسوولان ‏- به بخش‌هاي مختلف جامعه براي اظهار نظر تريبون ‏بدهد، نه اين که فقط بخشي از جامعه فرصت اظهارنظر داشته ‏باشد ‏- به مردمي که مي‌خواهند راي بدهند با معرفي ‏برنامه‌هاي سياسي گروه‌هاي رقيب کمک کند ‏- وضعيت اقتصادي ، اجتماعي وسياسي  و… را شرح بدهد،  خلاصه هر آنچه كه به افكار عمومي ومردم مربوط مي شود ودل تنگتان مي خواد بايستي به خوردشان بدهد .

 برخي از اساتيد مي گن؛ يك رسانه و خبرنگار خط و مشي جامعه را تغيير مي دهد وبر جريانات موج سواري مي كند ( از خود بيخود نشيد اين مربوط به اون ور آبها ست و به اصطلاح امروزيها كشورهاي توسعه يافته) ولي با اين حال ما هم در اين طرف وظايف سنگين تري داريم و هموار كردن اين مسير توسط متوليان امر بايد در دستور كار قرار گيرد .

 کساني که قلم مي زنند نسبت به ساير اعضاي جامعه بايد تقدم داشته باشند ؛ اين رو براي صاحب منصبان ورهبران سياسي مي گم كه خبرنگار جماعت مشکلات جامعه يا هر چيز ديگري را به دقت منعکس و به موقع اطلاع رساني مي كند.

   دنياي امروز که عصر انفجار اطلاعات و ارتباطات شهرت يافته و از آن به دهکده اطلاعات ياد مي ‌شود در سيطره قطعي رسانه هاي گروهي قرار گرفته و سرعت اطلاع رساني آن از سرعت صوت و نور نيز پيشي گرفته و ديگر نمي توان فاصله هاي جغرافيايي و کهکشاني را معيار فقدان اطلاعات محسوب نمود.

   امروز شاهد يکپارچگي فرهنگي و اجتماعي ملت هايي هستيم که تا ديروز حتي نام يکديگر را نشنيده بودند و در گمان اين همزيستي هم نمي زيستند. اما امروز نظام ارتباطات رسانه اي سرنوشت ملت ها را به هم گره زده و فاصله هاي زماني آگاهي از هم را به صفر رسانده است.

  مهم ترين وظيفه خبرنگار در دنياي امروز بيان واقعيت و واقع نگاري است. او هر آنچه را که مي بيند بيان مي کند و از بيان مطالب حاشيه اي که سبب انحراف مي شود جلوگيري  مي کند. اما مقدم تر از اين وظيفه امانتداري است. ما در اسلام شرايط خاصي را براي ناقل اخبار داريم. او بايد عدالت را در امر خبررساني رعايت کند و از شرايط و حدود خبرنگاري تخطي نکند.

    امروزه خبرنگاران بزرگ وارشد وصاحب سبك واصول (رسانه ) را (قدرت ) مي‌دانند و با اين ديدگاه وارد عرصه خبر و خبرنگاري مي‌شوند و ما در كشور كم از اينها نداريم.

  بنابراين در کشور ما خبرنگاري داراي شأن و مقام است و پاسداشت و تکريم جامعه خبري متعهد به آرمان هاي امام راحل(ره) و انقلاب اسلامي و نظام بر همگان فرض و ضروري است و در اين روي سكه  مسوولان ومسندداران وظيفه دارند حرمت خبر، خبرنگار ورسانه را حفظ كنند و اگر مي خواهند در مقابل جنگ نرم دشمن و امپراطور رسانه اي غرب و توطئه هاي موجود بايستند و مقابله كنند چاره اي جز تقويت وحمايت اين حوزه وافراد شاغل در آن نيست وتنشكيل اتاقك هاي فكر با حضور اين افراد و اين تنها با مراسم  كذايي و شفاهي در يك روز و توسط چند مدير انگشت شمار امكانپذير نيستُ يك حركت و دستور انقلابي نياز است تا حرمت و جايگاه خبر وخبرنگار معطوف به يك روز خاص و توسط عده اي قليل نباشد و اين مهم را همه گير كنيم./وبلاگ شخصی معروفی/

Print Friendly
کدخبر : 6886




دیدگاه خود را به ما بگویید.