تاریخ انتشار :دوشنبه ۱۶ مرداد ۹۱.::. ساعت : ۱۰:۰۳ ق.ظ

   353 بازدید

نویسنده محترم مقاله ،بد نیست بدانند که رضاشاه قلدربیسواد سوادکوهی ، قبل از جلوس به تخت سلطنت توسط “اردشیر جی”خبرنگار،مدت مدیدی آموزش های لازم را جهت محو آثار فرهنگی ترک زبانان آذربایجان دیدند

پایگاه خبری تحلیلی جوان/در پی درج مطلبی از نشریه ارومیه در این پایگاه با عنوان رشد خزنده قوم گرایی و تجزیه طلبی در بعضی نشریات استان آقای خلیلی سردبیر هفته نامه دعوت مطلبی در جواب این مقاله به رشته تحریر درآوردند که جهت تنویر افکار عمومی نیز در این پایگاه درج می گردد.

باسلام وآرزوی توفیق وتبریک روز خبرنگار خدمت جنابعالی
به عنوان جوابیه این مطلب به حضورتان ارسال می گردد. خواهشمند است در پایگاه خبری تحلیلی جوان نشر دهید/ باتشکر –سایت تحلیلی و خبری دورنا

سرویس سیاسی: جریده “طرح نو”در شماره های قبلی خود برخی از نشریات استان آذربایجان غربی را به علت عدم بکارگیری کلمه “ارومیه”وجایگزینی “اورمیه”را بجای آن همسو با یهودیان قلمداد کرده بود.

جای بس تعجب و تأسف است که دست اندرکاران نشریات که یکی از مسوولیتهای خطیرشان حفظ وحدت در جامعه می باشد اینچنین نامسوولانه بر هم جریده ایهای خود تهمتهایی ازاین دست را روا دارند.

البته چون نیازی به توضیح و تفسیر کلمه نبود به حساب بیسوادیشان گذاشتیم وگذشتیم اما با کمال تعجبی مضاعف، شاهد تهمت وقیحانه ای دیگر شدیم که آن اتهام “قوم گرایی”و”تجزیه طلبی”از سوی نشریه”ارومیه”می باشد.

درهفته نامه “ارومیه”تحت عنوان “در سایه تغافل مسوولین و مجامع فرهنگی رشد خزنده قوم گرایی و تجزیه طلبی در بعضی نشریات ساده لوح استان”.به ادعای خود نویسنده مقاله از”تعصب ملی ایران” “ارشاد”!!! – که ازمن درآورده های جدید است- داد سخن را شروع و در راستای دلسوزانه ی “وااسلامای” نویسنده که این دومقوله یعنی “تعصب ایرانی”و”اسلام گرایی”را با صد من سریش هم نمی شود بهم چسباند ،ادامه ی وعظ می دهند و با تیتر “نگاهی به قرارداد ترکمنچای مبنای جدایی آذربایجان از ایران ” به خیال خودشان اطلاعات نفیس و کمیاب تاریخی در اختیار خوانندگان می گذارند که آنرا هر کم سواد به مکتب اکابررفته ای نیز می داند و مهمتر از آن از ارایه منطق فیلسوفانه، “همیشه جز،به کل می رسد نه کل به جز”که نشانه ی ید بیضاء نویسنده درعلوم فلسفه و منطق می باشد و به خیال خودشان شاید اولین بار از حضور ایشان در این مورد مستفیض شده ایم بدین جهت مراتب تشکرمان را بحضورشان می رسانیم (از کرامات شیخ ما چه عجب پنجه را وا نمود و گفت وجب).

تاریخ ایران نویسنده محترم را شنیدیم بد نیست ایشان هم شمه ای از تاریخ ایران ما را بشنوند تا معلوم شود بین تاریخ ایشان وتاریخ ما تفاوت ره از کجاست تا به کجا؟؟

نویسنده محترم مقاله ،بد نیست بدانند که رضاشاه قلدربیسواد سوادکوهی ، قبل از جلوس به تخت سلطنت توسط “اردشیر جی”خبرنگار،مدت مدیدی آموزش های لازم را جهت محو آثار فرهنگی ترک زبانان آذربایجان وجانشین کردن فرهنگ وعنعنه های فارس زبانان و بخصوص محو کامل زبان ترکی و جایگزین نمودن مطلق زبان فارسی بجای آنرا مکرر گوشزد می نموده است که با کمال تاسف پس از جلوسشان به اریکه سلطنت توسط دم جنبانانی همچون “محمود افشار”طرحهای فوق مورد اجرا قرارمی گیرد و بیشرم تر از محمود افشار ،محمد شیخ الاسلام است که بیرحمانه ترین جنایت تاریخ بشری را پیشنهاد می کند که برمبنای آن بچه های ترک آذربایجان را از مادران خود جدایشان سازند تا هفت سالگی در شیرگاههای پیشنهادی آن عنصر کثیف ضد آذربایجان هیچ رابطه زبانی ،بین مادران و فرزندان آنها وجود نداشته باشد تا بچه های آذربایجان بجای زبان مادری زبان فارسی را پاس بدارند و یا یکی از شووونیستهای موثر در انتقال قدرت شاهی از قاجارها به خاندان پهلوی چنین داد سخن می دهد:کسی گمان نکند که ما مخالف حکومت سلطنت شاهنشاهی هستیم،نه به هیچ وجه اینطور نیست بلکه هدف ما انتقال سلطنت از طایفه خبیث ترکان قاجار به خاندان شریف فارس پهلوی است واین شبکه شوم عنکبوتی شووونیسم فارس در هر دوره ای توسط یکی از نوکران حلقه به گوش و دشمنان قسم خورده ملیتهای دیگر نقش ایفا می کند و از منحوس ترین این چهره های شیطانی دوران ما “رحیم مشائی”است که با بیشرمانه ترین تعبیر: ایران مقدسترین کلمه تاریخ ،در پیش ایشان است. (یعنی نعوذا”باالله از کلمه خدا هم مقدس تر است )نقش شووونیستی خود را به معرض نمایش می گذارد پس ریشه تفرقه در تحقیرها و توهین ها و” ترک خرگوئیها” و هر از گاهی تست غیرت ترکان آذربایجان در روزنامه های دولتی مثل “ایران”همان قضیه سوسک ومستراح و غیره در موجودیت نژادپرستانه فاشیستی چنین عناصرتازه به دوران رسیده ای می باشد نه در خواسته تفرقه افکنانه نشریات مردمی استان.

شما که اینقدر تعصب ملی ایرانی دارید آیا آذربایجانی ها را جزو ایرانیان میدانید یا نه ؟شما که این همه نگران تفرقه و ترس تجزیه دارید درهنگامه روا داری کثیف ترین حقارت ها و اهانت ها به بیش از پنجاه درصد از ایرانیان کجا بودید؟

اکنون سال های سال است که مردم آذربایجان بالاخص مردم اورمیه در مرگ دریاچه –خدا می داند که مرگش چه اثرات بد اقتصادی و زیست محیطی در استان و استانهای همجوار خواهد گذاشت فریاد می زند ورئیس جمهور مورد حمایت شماها برای آذربایجانی ها نسخه ی” دعا به درگاه الهی” می پیچد اما برای شهر شریف خودشان و حتی برای آبادی کویرها و جهت آبگیری دریاچه مصنوعی چیتگر بودجه های میلیاردی اختصاص می دهد و از اینرو احساساتمان جریحه دار می شود وقتی در خدمت آقای استاندارموضوع مطرح می شود می فرمایند موضوعات تکراری مطرح نشود اجازه راهپیمایی درخواست می شود مورد تمسخر قرار می دهند با اعتراض ها برخورد شایسته ای صورت نمی گیرد.وقتی نشریه ای هم درد هایشان را مطرح می کند انگ توطئه و تجزیه طلبی بر ناصبه اش می کوبند و با بهانه های واهی بکارگیری اصطلاحات ” آذربایجان شمالی “و “جنوبی” که بارها و بارها در تلویزیون ایرانی سحر از آن مثل نقل و نبات استفاده می شود محکوم به تجزیه طلبی می کنند و گویا احساسات ایرانی و اسلامی شان جریحه دار می شود .

شما که این همه از مسلمانی دم می زنید آیا یک بار بر جنینانی که در رحم مادران باردار آذربایجانی مسلمان با سر نیزه ارمنیان داشناک دریده شده اند اشک ریخته اید آیا مساجد مقدس مسلمانانی که توسط کثیف ترین عناصر ارمنی که به طویله حیوانات تبدیل شده اند و توسط خوکان به نجاست کشیده شده اند غیرت مسلمانیتان به جوش آمده و عصب وجدانتان حتی برای لحظه ای تیر کشیده است؟به خدا سوگند نه!

آنهایی که با ظاهر سازی و با لطایف الحیل عوامفریبی می کنند پیش از آنکه مسلمان باشند شوونیست هستند به خداوندی خدا چنین افرادی دشمنان قسم خورده این مملکت اند وذره ای درد مردمان محروم و به قول حضرت امام خمینی (ره) معمار فقید انقلاب اسلامی،پابرهنگان را ندارند و خون شهداء را دست آویز مقاصد خویش کرده اندوبه یقین درد های عمیق جامعه را یا نمی دانند و یا به روی مبارک خودشان نیاورده اند واین خیانتی بس عظیم است

اما، ما در مقابل ،همچنان در پاسداری از خون شهیدان، صادق و رو راست هستیم چون بر این باوریم که به جای پنهان کردن زخم های عمیق مردم و تجویز مسکن بجای جراحی ،درد های آنها را باید فریاد زد تا مسئولان متعهد و دلسوز،زخم ها را مرهمی قطعی بگذارند تا این درد ها به فریاد و فریادها به عصیان تبدیل نشوندو خدای ناکرده خون شهیدان پایمال نگردد که امروزه اگر باغ ارزش ها میوه می دهد گواه پاکی خون آنهاست

آری باید دردهای جامعه را بیان و دمل های چرکین را بیرون ریخت تا درمان شوند و حقیقت را گفت هر چند که تلخ باشد چرا که پاسداری از خون شهیدان را وظیفه و رسالت خطیر خود می دانیم و ذره ای در بیان حقایق کوتاهی نخواهیم کرد چون اگر غیر این بودیم ماهم می توانستیم ازطریق ارتباط با مشاوران جوان، با مراجعه به بنگاه های کاریابی امیران “جلال الدوله” ها از صاحب منصبان خودی باشیم-عاقلان دانند راز این سخن-.والسلام

Print Friendly, PDF & Email
کدخبر : 6893




۳ دیدگاه

  1. اسلامی فر گفت:

    سلام و دردود بر شما و جسارت و مردانگی و غیرتتان،اقای کریمی از این که بیطرفی را رعایت کرده ای تشکر .

  2. مهندس گفت:

    بی طرفی نیست عزیز این آقا اون مطلبی رو که منتشر کرد باید جوابیه ای اگر داده میشد وظیفه داشت بزنه که آقای خلیلی نیز جوابیه داده این وظیفه مدیر سایته بی طرفی نیست.

دیدگاه خود را به ما بگویید.