تاریخ انتشار :پنجشنبه 30 آگوست 12.::. ساعت : 9:36 ق.ظ

   316 بازدید

javan ali akbar

تا دلتان بخواهد در گفته هاي مسئولين حمايت از نسل جوان و جوان ايراني به چشم مي خورد.امادر عمل خبري از اين حمايتها نيست.

 پایگاه خبری تحلیلی جوان/نمونه دم دستي اش هادي عمر پور جوان26 ساله اهل روستاي زري بخش قطور شهرستان خوي و برگزيده جشنواره حضرت علي اکبر (ع) است که توانسته از روستائي دور افتاده از مرکز آذربايجان غربي و نيز گمنام از نظر مسئولين استاني به عنوان جوان برتر در حوزه عشايري و روستائي معرفي شود.

 هر چقدر که در مراسم اختتامييه جشنواره وزراي دولت حاضر بودند اما با کمال تاسف در استان و شهرستان خوي مسئولين ما براي بريدن روبان آسفالت يک راه 2 کيلومتري سر و دست مي شکستند!

 شنيدن صحبتهاي جواني که حاظر شده کيلومترها راه طي کند تا بلکه به دفتر تحريريه هفته نامه کوشا بيايد و صداي اعتراض و گلايه اش و نيز چگونگي طي کردن مسير موفقيتش را به گوش مسئولين برساند خالي از لطف نيست .

   تبيين چگونگي بي مهري مسئولين نسبت به او و سه جوان منتخب ديگر استان در اين جشنواره هدف ما نيست ! بلکه هدف نشستن پاي صحبتهاي جواني است که دست خالي نمونه شد جواني که معتقد است تنها گناهش روستائي بودنش است.

   در جامعه ما معمولاً عرف است کسي که به عنوان منتخب و کار آفرين معرفي مي شود ، مورد بي مهري و بي توجهي واقع مي شود، اين سرونشت شامل حال شما هم شد؟

   متاسفانه بله و اگر شهرستاني و روستائي هم باشيد شرايط به مراتب سختر مي شود. با اينکه به عنوان جوان برتر کشور در حوزه عشايري و روستايي برگزيده شدم اما دريغ از تبريکي! البته با اين گفته شما که در جامعه ما معمولاً قشر جوان نخبه بي مهري قرار مي گيرد موافق هستم ،چرا که خودم به آن مبتلا شده ام اگر چه من خودم را نخبه نمي دانم اما با اين همه در جشنواره اي برگزيده شدم که وجهه بين المللي داشت و نزديک به 4 هزار نفر براي شرکت در آن اسم نويسي کرده و مدارک فرستاده بودند و خدا توفيق داد و در بين اين خيل عظيم شرکت کننده توانستم نفر برتر در حوزه عشايري و روستايي برگزيده شوم.

 اين عرف غلطي است که ما معمولاً حمايت و تشويق نسل برگزيده را فقط محدود به حرف و شعر نموده ايم ، بايد مسئولين ما بپذيرند که وظيفه سنگيني در قبال ما جوانان دارند و بويژه جوانان روستايي که در سخت ترين شرايط و کم ترين امکانات در بسياري از زمينه ها سرآمد هستند به جرات به شما مي گويم اگر مسئولين نه تنها از من بلکه از جوانان روستايي حمايت کنند و برايشان امکانات فراهم سازند ? بيش از 60 درصد منتخبين جشنواره هاي کشوري و بين المللي را همين نسل جوان روستايي بخود اختصاص خواهد داد.

    خيلي دوست داشتم به موضوع نحوه حمايت مسئولين استان از شما در پايان گفتگومان اشاره کنم اما با صحبتهايي که شما داشتيد در همان آغاز صحبت، پس اجازه بدهيد از شما سوال کنم آيا مسئولين شهرستاني و استاني متوجه اين موفقيت شما بودند؟

    نخير به هيچ وجه. از اين بابت هم خيلي ناراحت نيستم همان چند روز اول پس از انتخاب شدنم بود که خيلي ناراحت بودم و الان هم فقط ناراحت سايرجوانان روستايي هستم که مي خواهند با اين شرايط دست به کارهاي بزرگ براي پيشرفت کشور ما بزنند. اي کاهش به چشم خودم نمي ديدم وقتي که جوان اصفهاني ، همداني وخوزستاني که مسئولين استانيشان برايشان پيام تبريک مي فرستادند ،به همراهشان نماينده فرستاده بودند و صدا و سيماي شهرستان همانجا از آنها درخواست داشت تا پس از رسيدن به شهرستان بيايند و با آنها رمز و راز موفقيتشان را بازگو کنند. اما من هم بدون انکه مسئولين شهرستاني و استاني خبر داشته باشند که در تهران هستيم در جشنواره حضرت علي اکبر(ع) چشم به روزهايي داشتم که مي آيم و در شهر خودم مورد استقبال قرار مي گيرم.

   پس با اين اوصاف پارچه نوشته تبريکي هم برايتان بر سر درب منزلي يا اداره اي نصب نكردند؟

(پس از چند لحظه سكوت). فقط يک پارچه نوشته تبريک  که آنهم متعلق به خانواده ام بود.آن پارچه نوشته را هم بخاطر اينکه خجالت کشيدم از خودم و از اين همه بي مهري يکساعت طول نکشيد که برداشتم. در شهرستان ما و يا خود استان يک مسابقه کشتي ما بين 10 نفر برگزار مي شود و فرد  برنده را پهلوان خطاب مي کنند و بر روي دوش مي گذارند و برايش سلام و صلوات مي فرستند اما مي دانيد گناه من چه بود! گناهم اين بود که روستائي بودم.  اگرپارتي داشتم و يا بچه مرکز استان بودم و به فلان مقام و مسئول وابسته بودم ،باور کنيد اين حال و روز من نبود. تنها ما حصل من از آن جشنواره يک لوح تقدير بود والسلام .دوست داشتم که همه جا گفته شود که يک جوان خويي توانسته در کشور برتر شود . دوست داشتم نماينده مردم شهرستان خوي مثل نماينده مردم اصفهان بيايد و تبريک بگويد.

    آقاي عمر پور با اين وضعيت که شما اشاره نموديد  فکر مي کنيد جواناني که بخواهند مثل شما از دل يک روستا به عنوان برگزيده کشوري انتخاب شوند ،کارشان سختر است ؟

     خيلي سخت.

   ايده ها و افکارتان براي منتخب شدن چطور جنبه عملياتي به خودش گرفت ؟ براي جواني روستايي که با کمترين امکانات توانسته کارآفريني کند چه اتفاقي افتاده که حالا مي خواهد به ساير جوانان درس خودباوري بدهد؟

   اجازه بدهيد اول از همه به ايده اي که من را واداشت تا سراغ تلاش ويژه دربحث کارآفريني و آباداني روستايمان بروم برايتان بگويم.امام(ره) خطاب به مسئولين فرمودند ?،به سراغ مرزها برويد ، قبل از اينکه مرزها به سراغتان بيايند. در اين فرمايش ضمن اينکه محرک اصلي من در مسير آباداني و توسعه روستايمان بود به نوعي مطالبه من از مسئولين نيز شد و به حمد خدا با تلاشهايي که صورت گرفته در حال حاضر امکانات خوبي از قبلي دفترICT درمانگاه ،آب،برق،تلفن و … روستا فراهم شود. روستاي ما در حال حاضر 1700 نفر جمعيت دارد و مرکز دهستان است. ساده تر برايتان بگويم با امکانات فعلي اگر يکسال نيز ارتباطمان با شهرقطع شود مي توانند مايحتاج خودشان را تامين کنند.

 خانه هاي قرآن ،جايگاه سوخت ، کلاسهاي ترويج کشاورزي ، دريافت وام خود اشتغالي براي 30 خانوار قاليباف به مبلغ 100 ميليون تومان ،رسيدگي به نامه هاي رياست جمهوري ، به عنوان نماينده ويژه فرماندار، ايجاد نمايندگي شرکت حمل و نقل و فراهم سازي فرصت شغلي براي 30 نفر و بهره مندي بيش از 200 نفر و … از جمله فعاليتهاي بوده که توانسته ام با همکاري اهالي روستا فراهم سازيم.

    شما به عنوان دهيار هم فعاليت مي کنيد ؟

    بله .

    با اين همه کار از دستمزدتان راضي هستيد ؟

   ما دو نوع دهيار داريم. دهيار تمام وقت و دهيار پاره وقت اگر جمعيت روستا بيش از 1500 نفر باشد ، دهيار تمام وقت لازم است که اين موضوع شامل حال من نيز شده است.و دستمزد ماهيانه من هم طبق قانون کار است و چيزي حدود 400 هزار تومان مي شود.

    اين حقوق کفاف زندگي تان را مي کند؟

   کفاف که قطعاً نمي کند. اگر در روستا بنشينم و از پشت ميزم تکان نخورم چرا کفاف مي کند ! اما من از صبح ساعت 8 که از خانه مي زنم بيرون ،تا ساعت 12 شب بر نمي گردم.

تا پايان وقت اداري در خدمت دهياري و سپس هم رتق و فتق امورات دهياري از قبيل هماهنگي براي آوردن کارشناس و بهورز و سرکشي به کارگاههاي توليدي و … بارها شده که خانواده ام از اين وضعيت گلايمند باشند اما من به هدفي که دارم معتقدم و براي رسيدن به آن هم تلاش مي کنم.

   چه هدفي؟

   يکي از اهدافم آوردن امکاناتي از قبلي اينترنت به روستاست تا ضمن اينکه جوانان روستا را با پيشرفتهاي روز دنيا آشنا سازم ، شرايط را براي موفقيت آنها درزمينه تحصيل و يا حتي اشتغال بدون تکيه بر منابع دولتي آماده سازم. اگر بتوانم 20جوان را مثل خودم راهنمايي کنم آن وقت است که مي توان گفت آينده روستا تضمين شده است.

   ازدواج کرده ايد؟

   در شرف ازدواج هستم.

   از روستا زن گرفتيد يا …

   (با خنده) نخير ،خانمم اهل شهر است.

    خب شما که اين همه مدافع سر سخت قشر روستايي هستيد چطور شد که از شهر زن گرفتيد ؟

   (دوباره با خنده) البته روستائي هستند اما فعلا ساکن شهر شده اند و دوباره به همان روستا بر مي گردند.

 ** نسل جوان امروز و تاحدود زيادي جوان شهرنشين ،بيشتر علاقمند به شغل هاي پشت ميز نشيني هستند به نظر شما اين طرز تفکر و يا حتي خواسته مي تواند آينده ساز باشد؟

 معتقدم که ميز و صندلي موقتي است. کسي که به اميد ميز باشد نمي تواند کار کند. خود بنده در حال حاضر مي توانم در محل کارم 4 ميز داشته باشم اما آن وقت نمي توانم به دغدغه اصلي ام يعني ايجاد شغل وآباداني روستا برسم. اجازه بدهيد به يکي ديگر از طرحهاي ابتکاري خودم اشاره کنم که براي به ميدان کشيدن نسل جوان روستائي در مرحله عملياتي شدن است. قصد دارم تا شوراي آينده سازان روستا را تشکيل بدهم و در اين شورا در رابطه با کارهايي که نسل جوان مي تواند براي توسعه و آباداني روستا و نيز پيشرفتهاي علمي انجام دهد ، رايزني و مشورت مي شود. قصد داريم تا از اساتيد دانشگاهي براي حضور در اين شورا دعوت کنيم. معتقديم که خداوند در وجود همه بندگانش استعدادي را نهفته که مي بايست اين استعداد شناسايي و پرورش يابد. و اين کارهم بخشي زيادش با راهنمائي و مشورت دادن محقق مي شود. دوران دانش آموزي يادم است که يک روز مدير مدرسه مان سر صف خطاب به 200-300 دانش آموز گفت که قرار نيست همه ي شما مهندس و پزشک و … شويد ،جامعه به آشپز و کارگر و … هم نياز دارد.اين خاطره را از اين بابت اشاره کردم تا بگويم تا هدف مشخص نشود نسل جوان ما نمي تواند پيشرفت کند . وظيفه من و امثال من و يا حتي مسئولين اين است که شرايط را براي پيدا کردن هدف و رسيدن به آن براي نسل جوان فراهم سازيم.

   دوست داريد بخشدار شويد؟

   (پس از مکث فراوان) بخشدار ؟ … دوست دارم چرا نداشته باشم. براي کسي که از دل روستا بلند شده و به مسائل و مشکلات هم بخوبي واقف است پس بخشداري هم فرصت خدمتگذاري است.

   فرماندار چطور ؟

   فرماندار شدن را هم دوست دارم.

   خب در اين صورت حاضريد پشت ميز نشين بشويد؟

   اگرقرار بر پشت ميز نشيني بود همان سال هاي اول کارم اين رويه را در پيش مي گرفتم. و امروز در مقابل شما به عنوان يک جوان روستائي برگزيده قرار نمي گرفتم.و يا اگر خود ستايشي نباشد اين همه افتخار اعم از دهيار نمونه و جوان برگزيده و … را کسب نمي کردم.

   مسيري را که شما طي کرديد تا به اين نقطه برسيد را خودتان فراهم ساختيد و يا عوامل ديگري هم دخيل بودند؟

   تاحدود زيادي خودم. اگر چه نبايد در اين خصوص حمايتهاي خانواده ام بويژه پدرم را ناديده گرفت .پدرم بازنشسته نيروي انتظامي است و با اندک حقوقي که دارد همه جوره پاي ايده ها و افکارم ايستاد و همه هزينه هاي تحصيل من را تقبل کرد و حاضر بود براي اينکه من به هدفم برسم از همه چيز خود بگذرد. معتقدم اگر راه را براي جوان روستائي و عشايري باز کنند مي تواند خودش را اثبات کند چون او بخوبي محروميت را لمس کرده است.

    گفته هاي شما هم تا حدودي رنگ و بوي شعار مي دهد . چون جوان روستائي مي خواهد اين حمايتي را كه اشاره کرديد و خواستار آن شديد را لمس کند اين جوان خودش را با جوان شهري مقايسه مي کند که همه امکانات موفقيتش فراهم است ؛ پس انتظار دارد که حرف جامعه عمل به خودش بگيرد ؛ چطور مي توان اين را عملياتي کرد؟

   مسئولين ما مي گويند که جوانان بايد يک گام به سمت ما بيايند تا ما هم 100 گام به سمت آنها بياييم.اما من معتقدم که اين حرف و استدلالشان زماني کار ساز است که آنها امکانات را فراهم سازند در غير اين صورت اگر جواني با اين شرايط يک گام هم در زندگي اش پسرفت داشته باشد مسئولين بايد 200 گام به سمت او بردارند . بنده خودم در حال حاضر يک طرح اشتغال زايي دارم که اگر محقق شود مي تواند زمينه اشتغال 200 نيروي جوان بومي روستايي و عشايري را فراهم کند اما اين طرح نيز نيازمند حمايت مسئولين است در غير اين صورت وضع به همين منوال خواهد ماند.

   آينده روستا نشيني را چطور مي بينيد؟

    با اين وضعيت و نيز نتايج سرشماري سال 90 که حاکي از روند بالاي مهاجرت روستائيان به شهرها هستيم،بخش روستايي بيش از آنکه توليد کننده باشد در حال حاضر مصرف کننده شده است.آينده روشني را براي عشايرو روستانشينان نمي بينيم.اگر هدفمان برنامه چشم انداز توسعه کشور و برابري جمعيت شهري و روستايي و پايان حاشيه نشيني روستائيان در شهرها است با اين روند،نمي توان به آينده دلخوش بود.براي قشر روستائي احداث کارگاه توليدي و گرفتن تسهيلات بانکي عبور از هفت خوان رستم است.

 گفتگو از اسکندر خنجری –   هفته نامه کوشا

Print Friendly
کدخبر : 7433




2 دیدگاه

  1. منهاي حرف says:

    برادر ارجمند مديريت محترم پايگاه خبري
    با تشكر از حسن توجه به مطالب اينجانب در صورت امكان ذكر منبع نوشته را به صورت كامل ذكر بفرماييد.

    • با تشکر از ابراز محبت شما نسبت با سایت جوان
      در صورتی که نام هفته نامه به عنوان منبع در زیر خبر آورده نمی شد یا ابتدای خبر بله حرف شما صدق می کرد ولی اینکه چون آقای معروفی سمت دبیر سیاسی را در وبلاگ خودشون که همون وبلاگ هفته نامه هم محسوب میشه آوردن ما هم بیاوریم اجباری نیست و از نظر عرف هم مشکلی ندارد که نیاوردیم
      در آخر
      خیلی دنبال مقام و این حرفها نباشید که همه مان فردا روزی بازنشست خواهیم شد!!

دیدگاه خود را به ما بگویید.