تاریخ انتشار :یکشنبه ۱۱ فروردین ۹۲.::. ساعت : ۷:۱۰ ب.ظ

   323 بازدید

  وقتی دل نوشته او یا بهتر بگم رنج نامه او را خواندم دلم گرفت واقعا راست می‌گوید که مردم شهر نسبت به ورزش یا ورزش کردن بچه‌هایشان بی‌تفاوت هستند و سعی می‌کنند آن‌ها را از ورزش کردن منع کنند.

جوان پرس : دل نوشته زیر در سایت باشگاه قایقران تکاب منتشر شده است که بخش کامنت های جوان پرس ارسال شده بود. و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. بینندگان جوان پرس می توانند با ارسال یادداشت خود، مطلب ذیل را تایید یا نقد کنند.

 

  مهدی واعظ را خیلی وقته می‌شناسم. از دوران کودکی؛ وقتی دل نوشته او یا بهتر بگم رنج نامه او را خواندم دلم گرفت واقعا راست می‌گوید که مردم شهر نسبت به ورزش یا ورزش کردن بچه‌هایشان بی‌تفاوت هستند و سعی می‌کنند آن‌ها را از ورزش کردن منع کنند. در همین شهر خودمان فوتبالیست‌ها؛ کشتی گیر‌ها؛ بوکسور‌ها؛ ورزشکارهای رزمی کار و ورزشکاران سایر رشته‌های زیادی بوده‌اند که خیلی زود از صحنه ورزش این شهر حذف شده‌اند و متاسفانه خیلی‌ها هم به سمت مواد مخدر رفتند.

  

آنهم به خاطر بی‌توجهی من؛ شما‌ها؛ پدرو مادر‌هایمان؛ مسئولین شهر؛ امروز من درد شما را حس می‌کنم چون می‌بینم که دیگر بچه‌های شهرمان مثل سابق به فکر سلامتی خود نیستند و امروز رایانه‌ها و تبلت‌ها و بی‌توجهی پدر و مادر‌ها جای آن را گرفته است. آوای تکاب رنج نامه مهدی واعظ را منتشر می‌کند شما به عنوان یک همشهری چه نظری در مورد این صحبت‌ها دارید و چه پیامی برای مهدی واعظ دارید.

 
از زمانی که خودم رو شناختم عاشق فوتبال بودم. عاشق لحظات تلخ و شیرین دنیای توپ گرد، عاشق پرطرفدار‌ترین و جذاب‌ترین ورزش جهان. ولی افسوس که…. در این مجال می‌خواهم بطور خیلی خلاصه! دلایل خداحافظی خودم را از فوتبال بیان کنم. گرچه من در گسترهٔ پهناور فوتبال جهان و ایران وحتی تکاب هیچ عددی نیستم ولی جهت روشن شدن افکار عمومی بخصوص هواداران و بازیکنان قایقران ناگزیرم دلایل کناره گیری‌ام از فوتبال را عنوان کنم تا از شائبه‌های احتمالی جلوگیری نمایم.

 

   اینجانب مهدی واعظ معلم سادهٔ آموزش و پرورش بیشتر از ۱۲ سال می‌باشد که در خدمت تیم قایقران تکاب می‌باشم. از ابتدای شروع فعالیتم اهداف و آرمانهایی را در ورزش جستجو می‌کردم که الحمدلله به فضل خداوند متعال به بسیاری از آن‌ها دست یافتم. بنده به دنبال فوتبالی پاک، علمی، سالم و راستین همراه با اعتقاد و التزام به آموزه‌های دینی و انسانی بودم. همیشه سعی کرده‌ام که اصول اخلاقی فدای مقاصد زودگذر و نتیجه گرایی صرف نشود.

 

  به دلیل اینکه از محیط فوتبال خسته‌ام دیگر از فعالیت‌ها و اقدامات این چند سال صرف نظر می‌کنم و شاید در فرصتی دیگر به دفاع از این عملکرد بپردازم. اکنون بعد از چندین سال فعالیت در فوتبال تکاب به عنوان یک علاقمند ورزش اعلام می‌کنم که منٍ حقیر با وجود علم به اهداف و فواید ورزش به دلایل زیر دیگر علاقه‌ای به ادامهٔ کار ندارم و از اینکه موجبات پرداختن هر فرد جوانی به ورزش شده‌ام شرمنده‌ام:

 

۱- ۱- نبود اسپانسر مالی حرفه‌ای و توانمند:

 

از ابتدای فعالیت باشگاه فرهنگی و ورزشی قایقران تکاب (بیشتر از ۱۲ سال) این باشگاه هیچ اسپانسری نداشته است! با وجود اینکه اکثر تیم‌ها برای شرکت در یک تورنمنت فوتبال و برای دو سه مسابقه دنبال یک اسپانسر می‌گردند و آرم هر شرکت و غذاخوری و… را بر روی پیراهن خود قبول می‌کنند قایقران با وجود فعالیت مستمر و مفید در سطح شهر، استان و حتی مسابقات کشوری بدون اسپانسر بوده است. آنهایی که به ورزش شهرستان تکاب آشنایی مختصری دارند بر این موضوع واقفند که هزینه‌های تیم قایقران چندین برابر تیم‌ها ی دیگر است زیرا که فعالیتهای قایقران در یک موضوع و شاخهٔ خاص محدود نمی‌شود و این مؤسسه در چندین شاخهٔ فرهنگی و ورزشی مشغول به فعالیت جدی است.. بنابراین بنده از این موضوع ناراحتم که از طرفی هیچ کارخانه و شرکت و اداره‌ای در شهرستان تکاب و حتی استان آذربایجان غربی دید منطقی و حرفه‌ای به موضوع اسپانسری وجود ندارد و از طرف دیگر مخارج و هزینه‌های قایقران به دلیل وسعت فعالیتهای فرهنگی و ورزشی این مؤسسه، دیگر با بودجهٔ شخصی اعضاء و کمک‌های مردمی قابل تأمین نیست. من با علم به توان بالقوهٔ بالای جوانان فوتبالی و فوتسالی شهرستان تکاب و زحمتکشان قایقران شدیداً از این موضوع ناراحت و متأسفم و نمی‌خواهم دیگر بیش از این استعداد و وقت و هزینهٔ شخصی جوانان شهرم را به هدر بدهم و مسئولین و مدیران ادارات و شرکت‌ها و مؤسسات توانمند و دارا به ریش ما بخندند و با اعطای یک لوح تقدیر ناچیز صد تومانی! انگیزه و تلاش قشر جوان ورزشکار را به سخره بگیرند.

 

۲- ۲- دید منفی به ورزش در شهر ما:

 

در این سالهایی که در فوتبال و فوتسال فعالیت می‌کردم به جز موارد معدود همیشه زیر فشار نگرش منفی خانواده‌ها و افکار عمومی بوده‌ام. ۸۰% اولیا و اعضای خانوادهٔ بازیکنان دید منفی نسبت به فوتبال داشته و دارند و بر این تصور هستند که فوتبال، آیندهٔ فرزند عزیزشان را تباه خواهد کرد. گرچه بی‌مهری مسئولین و عدم حمایت ارگان‌ها و کارخانه‌ها از ورزش می‌تواند شاهدی بر این ادعا باشد ولی به باور اکثر کار‌شناسان و قشر فرهیختهٔ جامعه، ورزش یکی از بزرگ‌ترین عوامل بازدارندهٔ فرد از روی آوردن به کارهای ناپسند و نامشروع و استعمال سیگار و مواد مخدر و… هست. اگر از حوصلهٔ بحث خارج نبود با چندین دلیل و مدرک زنده که خود در مؤسسهٔ قایقران شاهد آن بوده‌ام اشاره می‌کردم که چگونه ورزش هم می‌تواند به پیشرفت درسی دانش آموزان و دانشجویان کمک بسزایی کند و هم در سالم سازی روحی و جسمی افراد مؤثر باشد ولی جای بسی تأسف است که بنده وقتی قصد دارم بازیکن نوجوان و با استعداد و آینده داری را با زحمت فراوان به مسابقات کشوری ببرم با مخالفت خانواده و مدرسه و… مواجه می‌شوم! واقعیت این است که به جای اینکه به خاطر تشویق جوانان به ورزش مورد حمایت قرار بگیرم با من به عنوان یک مجرم و خطاکار رفتار می‌شود. از حمایت‌های کلامی و عملی بزرگواران فهیم و انسانهای روشنفکر بسیار تشکر و قدردانی می‌نمایم ولی دیگر از نگاه‌های تمسخرآمیز و انتقادی قشر عظیمی از افراد عزیز جامعه خسته شده‌ام که دائماً فلسفهٔ وجودی فوتبال و جذب جوانان به ورزش را زیر سئوال می‌برند. با وجود اینکه در سراسر جهان و حتی در شهرهای بزرگ کشورمان به مربی ورزش به عنوان یک انسان ارزشمند و عالی مقام می‌نگرند متأسفانه در شهر ما اکثراً مربی و بازیکن فعال فوتبال به عنوان یک فرد بیکار و مخرب و کم خرد انگاشته می‌شود! در حالیکه من نمی‌خواهم شخصیت علمی و فرهنگی خود به عنوان یک دبیر سادهٔ آموزش و پرورش را به خاطر پرداختن به ورزش قهرمانی و تربیت جوانان زیر سئوال ببرم پس بهتر آن است که به‌‌ همان وظیفهٔ سازمانی خود یعنی تدریس در مدارس بپردازم. به هرحال یکی از دلایل کناره گیری من از فعالیت جدی در فوتبال اعتراض به همین نگرش منفی و سطح پائین به مقولهٔ ورزش است.

 

۳- ۳- عدم حمایت مسئولین شهر:

 

با وجود اینکه بنده هیچ توقع و انتظاری از مسئولین شهر در قبال خودم ندارم زیرا که اولاً بنده هیچ عددی نیستم که انتظار اینچنینی داشته باشم و آنهایی که از نزدیک با این حقیر آشنایی دارند به این موضوع آگاهی دارند که هیچ ادعایی در ورزش ندارم تا اینکه انتظار نامعقولی هم داشته باشم. دوماً حضور من در ورزش صرفاً به خاطر علاقهٔ شدید و اعتقاد شخصی خودم به ورزش بوده است. ولی از بی‌مهری‌ها و کم توجهی‌های مسئولین شهر نسبت به جوانان با استعداد و سالم ورزشکار تکابی جداً دلخورم. در این سال‌ها با دست خالی و تحمل مشکلات و سختیهای فراوان توانسته‌ایم به عناوین مختلف تیمی و فردی در سطح استان دست بیابیم ولیکن همواره با بی‌مهری‌ها و بی‌تفاوتی‌ها روبرو بوده‌ایم. در شکست‌ها و عدم نتیجه گرفتن‌های مطلوب، طبق عرف هعمیشگی ورزش، مقصر اصلی مربی تیم بوده است و وی هم باید غم شکست را تحمل نماید و هم رنج سفر و مشکلات مالی را و هم انتقادهای عزیزان مسئول را!!

 

   در برد‌ها و عناوین منحصربفرد و قهرمانی‌هایی که برای اولین بار در سطح استان داشته‌ایم همهٔ عزیزان مسئول و مدیر و کار‌شناس در جایگاه مدعی و حامی قرار می‌گرفتند و این افتخارات را به نام خود یاد می‌کردند و می‌کنند! با وجود اینکه تعداد معدودی از مسئولین در برد‌ها یادی از جوانان می‌نمودند ولی الحق و الانصاف یک مقام مسئول هیچگاه این جوانان متعصب و توانا را به حساب نیاورد و اصلاً هیچ توجهی به قهرمانی امیدهای استان و عنوان سومی بزرگسالان استان (که برای اولین بار توسط قایقران تکاب به دست آمد) نکرد.

 

    این مقام فرماندار محترم و فعلی شهرستان تکاب می‌باشد که در شکست‌ها و پیروزی‌ها کاملاً بی‌تفاوت بود و بی‌تفاوت ماند ! فرماندار گرامی و عوامل تحت نظر ایشان تاکنون هیچ اقدامی در جهت کمک به مؤسسهٔ فرهنگی و ورزشی قایقران نکرده‌اند و نامه نگاری‌ها و درخواست‌های شفاهی و کتبی همگی بی‌پاسخ مانده‌اند. بالاخره باید ذکر کنم که من نمی‌توانم هیچ جواب و دلیل قانع کننده‌ای برای بازیکنان و جوانان ورزشکار ارائه کنم که چرا مسئولین اول شهر و رؤسای ادارات متمول از ورزش حمایت چندانی نمی‌کنند. امیدوارم که بعد ازاین، دیگر تیم‌ها و ورزشکاران از این حمایت برخوردار شوند.

 

۴- ۴- جو مسموم ورزش:

 

با توکل به خداوند متعال و جهارده معصوم (ع) در این سال‌ها کوشیده‌ام با صداقت و احترام به روح متعالی ورزش در این عرصه فعالیت نمایم. با تمام وجود با رفتار‌ها، گفتار‌ها و اعمال ناصواب و غیرورزشی مبارزه کرده‌ام و هر بار مورد نکوهش قرار گرفته‌ام که چرا به این مسائل حساسیت نشان می‌دهی. در محیطی که بی‌اخلاقی، دورویی، دروغ و گذشتن از همه چیز به خاطر نتیجه گرایی، هدف و ارزش تلقی می‌شوند احساس می‌کنم به این ورزش هیچ تعلق خاطری ندارم. استعمال سیگار و قلیان و مواد مخدر و… و همچنین دروغ و تهمت و هتک حرمت پیشکسوتان و ورزشکاران کاملاً با اصول ورزش در تعارض جدی است که خداوند منان خود شاهد است که تا چه حد برای رفع این معضلات کوشیدم. شاید دربارهٔ این معضل فرهنگی در ورزش بعد‌ها توضیح کاملی بدهم.

 

با وجود اینکه دلایل و شواهد زیادی دارم که همگی بنده را به کنار رفتن از فعالیت جدی و رسمی در فوتبال و فوتسال رهنمون می‌نماید از ذکر کامل آن‌ها صرف نظر می‌نمایم و در اینجا اعلام می‌دارم که اینجانب مهدی واعظ کوچک‌ترین عضو مؤسسهٔ فرهنگی و ورزشی قایقران و جامعهٔ ورزشی تکاب علیرغم میل باطنی و علاقهٔ شدید به ورزش و اهداف متعالی آن از کارهای اجرایی و هر گونه مسئولیت در فوتبال و فوتسال و قایقران کناره گیری می‌نمایم.

 

از همهٔ اشخاصی که در این سال‌ها به این حقیر لطف داشته‌اند تشکر می‌نمایم و از افراد حقیقی و حقوقی که از فعالیت و عملکرد و اشتباهات من در ورزش آزرده و متضرر شده‌اند عذرخواهی می‌نمایم. همچنین در اینجا لازم می‌دانم که از تک تک افرادی که با حضور پرشور و مستمر و حمایتهای کلامی و مادی و معنوی خود در مسابقات قایقران موجبات تشویق و دلگرمی جوانان غیور و زحمتکش این تیم را فراهم آورده‌اند صمیمانه تشکر و قدردانی نمایم. با تمام وجود به این امر معتقدم که بنده وامدار و مدیون ورزش تکاب و بخصوص مجموعهٔ متعصب و منحصربفرد قایقران هستم و هدف از نگارش مطالب فوقبه هیچ وجه منت نهادن و ابراز وجود نبود و صرفاً جهت تنویر افکار عمومی و اطلاع رسانی به هواداران قایقران به این نوشته مبادرت نمودم. در پایان باید تأکید نمایم که این تصمیم را از ماه‌ها پیش با تفکر و تأمل زیاد اتخاذ نموده‌ام و به هیچ وجه احساسی و یا برای خودنمایی و مظلوم نمایی نیست.

به امید سرافرازی بیش از پیش ورزش و فرهنگ تکاب…/  هر خدمتی که کردم بی‌مزد بود و منت یا رب مباد کس را مخدوم بی‌عنایت

 

* ارسالی : آوای تکاب / مهدی واعظ 

Print Friendly, PDF & Email
کدخبر : 15193




دیدگاه خود را به ما بگویید.