تاریخ انتشار :چهارشنبه ۱۶ اسفند ۹۶.::. ساعت : ۱۰:۰۶ ب.ظ

   192 بازدید

از زمانی که در جنگ جهانی دوم دو قدرت بزرگ آن زمان یعنی اتحاد جماهیر شوروی و بریتانیا جهت حفظ موازنه قوا در جنگ، به ایران حمله کردند، بوی یک معمای امنیتی به مشام می‌رسید.

جوان پرس : امنیت در منطقه آشوب‌ زده غرب آسیا، همواره معمایی بس پیچیده و دشوار بوده است؛ از زمانی که نفت در این منطقه در سال 1908 میلادی کشف شد و زمانی که شمال آفریقا، منطقه شامات و منطقه جنوبی خلیج‌ فارس در یک توافق فرانسوی-انگلیسی موسوم به «سایکس- پیکو» همزمان با فروپاشی امپراطوری عثمانی تقسیم شدند.

سهراب انعامی ‌علمداری دانشجوی دکتری روابط بین ‌الملل در ادامه این سرمقاله در روزنامه مردم سالاری می نویسد: از زمانی که در جنگ جهانی دوم دو قدرت بزرگ آن زمان یعنی اتحاد جماهیر شوروی و بریتانیا جهت حفظ موازنه قوا در جنگ، به ایران حمله کردند، بوی یک معمای امنیتی به مشام می‌رسید.

اما پس از پایان جنگ جهانی دوم و با اعلام «بیانیه بالفور» برای تشکیل دولت صهیونیستی در منطقه فلسطین، بازی قدرت و امنیت پیچیده‌تر از گذشته به مثابه یک کاتالیزور، به سمت ایجاد یک بحران امنیتی دایمی‌ حرکت کرد. منطقه غرب آسیا همواره تشنه امنیت بوده است، امنیتی که هرگز به خود ندیده و روز به روز نیز دورنمای روشنی برای آن متصور نیست.

آنچه در دهه‌ های بعدی رخ داد، وقوع دو جنگ پیاپی در خلیج فارس و سپس ورود تروریسم و ظهور آشوب امنیتی در این منطقه بود. در این بحران‌های مدام امنیتی نقطه کانونی تحلیل، ارتباط بحران‌های پیشینی و تداوم آن در بحران‌های پسینی امنیت است. و پرسش اساسی در این چارچوب این خواهد بود که راه حل مشکل امنیتی در خاورمیانه آشوب زده چیست و آیا امنیت در این منطقه باید درون زا باشد یا طرف‌های ثالث در یک فرایند ائتلاف و اتحاد، امنیت منطقه ای را تضمین کنند؟

برای دهه‌ های متمادی به ویژه پس از جنگ جهانی دوم، امنیت در این منطقه از طریق حضور و هژمونی بریتانیا تعیین می‌شد و این کشور به عنوان یک مداخله گر خارجی به مناسبات کشورهای منطقه نظم و توازن می‌بخشید اما پس از سال 1972میلادی و خرج بریتانیا، آمریکا به عنوان قدرت مداخله‌گر تلاش کرد تا نقش این کشور را ایفا و حتی تکمیل کند، اما اساسا رویکرد آمریکایی در قالب راهبرد «صلح آمریکایی» (Pax Americana) متفاوت از صلح بریتانیایی (Pax Britannica) بود؛ آمریکایی‌ها تلاش می‌کردند تا با ایجاد ائتلاف‌های منطقه‌ای و بینامنطقه‌ای نظیر «سنتو» موازنه منطقه‌ای میان دولت‌های همسان را حفظ نمایند تا کمتر در قالب یک قدرت مداخله‌گر عمل کنند.

در سال ‌های پسینی و با وقوع انقلاب اسلامی‌ایران چنین نظم و ساز و کاری با تغییر از شکل دوستونی با تمرکز بر ایران و عربستان به چندستونی و چندبعدی در قالب ائتلاف‌سازی با کشورهای عربی خلیج‌فارس دنبال شد. هرچند امنیت بازهم معمایی بود که در صفحه شطرنج ژئوپلیتیکی منطقه به صورت یک کلاف سردرگم باقی ماند.
جمهوری اسلامی‌ایران از همان سال‌ها و حتی با وجود حمله عراق به ایران به دنبال ایجاد امنیت نظام مند در چارچوب ترتیبات امنیت منطقه‌ای بود اما به دلیل ساختار امنیتی در منطقه که حضور سیاسی-امنیتی و نظامی ‌آمریکا قوام یافته بود، اساسا آغاز چنین فرایندی امکانپذیر نبود.

سپتامبر 2001 بحران امنیت در غرب آسیا را تشدید کرد؛ یکجانبه گرایی دولت بوش و حمله به افغانستان و عراق و ظهور دولت‌ های ضعیف باعث شد که با تداوم و تشدید بحران‌های امنیتی و تضعیف حاکمیت‌های ملی، تروریسم در شکل سازمان یافته‌ تری وارد این منطقه شود. تشدید بحران امنیتی در شمال آفریقا و منطقه خلیج‌فارس و شامات به مانند یک زنجیره به آشوب در محیط امنیتی منطقه غرب آسیا انجامید. پیامد چنین روندی به حضور گسترده قدرت‌های جهانی، سرریز خشونت سازمان یافته از سوی گروه‌های تروریستی و ظهور ژئوپلیتیک بحران بود.

جمهوری اسلامی ‌ایران طی دهه ‌های گذشته همواره از توازن منطقه‌ای در چارچوب ترتیبات مشارکت امنیت دسته جمعی حمایت کرده است. امنیت از دید ایران، فرایند و وضعیتی درون ‌زا است، فرایندی که در چارچوب مناسبات تعاملی میان بازیگران منطقه ای و بدون حضور بازیگران فرامنطقه‌ ای و قدرت ‌های مداخله‌گر ایجاد می‌شود و وضعیتی که در قالب ترتیبات امنیت و نظم منطقه‌ای استقرار می‌یابد.

دولت روحانی پس از روی کار آمدن در سال 1392، با راهبرد تعامل سازنده تلاش کرد تا کشورهای موثر در نظم منطقه‌ای غرب آسیا را به تعامل برای استقرار ترتیبات درون منطقه‌ای تشویق کند اما بسیاری از دولت‌های عربی خلیج‌فارس تلاش کردند تا با خرید امنیت پاسخ رویکرد تعاملی ایران را بدهند.

امنیت از دید برخی کشورهای عربی خلیج ‌فارس کالایی خریدنی است که باید از قدرت‌ های جهانی تهیه شود. اگر به لیست کشورهایی با بیشترین هزینه نظامی ‌در موسسه صلح استکهلم (سیپری) نگاهی بیندازیم، عربستان سعودی را در رتبه چهارم با نزدیک به 64 میلیارد دلار می‌بینیم. همچنین به گزارش موسسه مطالعات استراتژیک، مجموع هزینه‌های نظامی‌کشورهای منطقه خاورمیانه 173میلیارد دلار است.

از منظر جمهوری اسلامی‌ایران، غرب آسیا نیاز به منطقه‌ای قدرتمند و قوی دارد که چنین وضعیتی با ایجاد یک «مجمع گفت و گوی منطقه‌ای» حاصل خواهد شد، واژه «مجمع» به درستی و در مفهوم مرکزی برای تعامل سازنده به کار رفته است و آنچه می‌تواند کشورهای منطقه‌ای را از آشوب امنیتی به یک نظم تعاملی سوق دهد، گفت و گوی مدام برای عبور از فضای بی‌اعتمادی و ورود به فضای اعتمادسازی، درک مشترک و افزایش خرد جمعی است.

Print Friendly, PDF & Email
کدخبر : 112492




دیدگاه خود را به ما بگویید.