تاریخ انتشار :سه شنبه ۱۴ دی ۹۵.::. ساعت : ۱۲:۲۳ ب.ظ

   965 بازدید

حال كه چند صباحي تا انتخابات 96 زمان باقييست پيشنهاد مي شود از همين امروز وارد كار شد ....

جوان پرس / عبدالسلام معروفي : ” اگر احساس تکليف کنم کانديدا مي شوم ” سال ها است که در ايران هر کسي مي خواهد براي تصاحب مناصب انتخاباتي خود را در معرض آراي مردم قرار دهد شبيه به چنين جمله اي را بيان مي کند و در هر دوره انتخابات هم شاهد افزايش اين شيوه تبليغاتي براي انتخابات هاي مختلف توسط افراد گوناگون بوده ايم.در حالي که حدود 4 ماه و اندي ماه تا انتخابات رياست جمهوري و شوراهاي اسلامي شهر و روستاي سال 96 زمان باقي مانده است اما هر روز شاهد اين هستيم که يکي ازچهره هاي سياسي ، اجتماعي و اقتصادي پرچم _احساس تکليف_ خود را علم مي کند و يا اينکه به اظهار نظري مبني بر اينکه اگر چنين و چنان شود و احساس تکليف کنم حتما در انتخابات کانديدا مي شوم، اکتفا مي کند.
به عنوان مثال در شهرستاني مثل اروميه که قرار است 11 نفر روانه ساختمان شورا شوند بر اساس شنيده ها تا به امروز بيش از 200 نفر احساس تکليف کرده و خود را براي ماراتن سخت انتخابات 96 آماده مي کنند.
هر چند خود افزايش شرکت کنندگان نشات گرفته از افزايش مشارکت مردم در عرصه هاي سياسي و نماد مردمسالاري ديني است ولي بدون شک معايب افزايش کانديداهاي شرکت کننده بر محاسنش مي چربد و از هر لحاظ که نگاه کنيم براي کشور و مردم سرمايه و بار مادي ، اجتماعي و سياسي به بار مي آورد و عواقبي نامناسب بدنبال دارد.
از طرف ديگر متاسفانه شان و شوکت انتخابات و کانديداتوري به حدي پايين مي آيد که هر کسي به خود اجازه بدهد تا وارد اين گود شود ، هر چند هنوز براي قضاوت زود است و بايد تا روزهاي ثبت‌نام صبر کرد ولي از همين حالا بايد اين مساله هدايت و مديريت شود که مبادا فردا بار ثبت نام و رد صلاحيت و بررسي ها بر روي دوش نظام و کشور سنگيني کند و اينکه اين مساله مشکلات اقتصادي هم بدنبال دارد و مشکل اين است که بيش از برنامه‌محوري و متخصص نگر ، فردمحور هستيم.
بدون شک بايد پيش از آنکه افراد (از هر گروه و دسته‌اي) بخواهند مطرح بشوند، اين عقلانيت و برنامه‌ريزي و تجربه متراکم تاريخي است که بايد مطرح باشد. اميدواريم به رشدي برسيم که از نگاه شخصي افراد گذر کنيم و به شرايط معطوف و مبتني بر عقلانيت و علم تکيه بزنيم.
متاسفانه اتفاقي که افتاده اين است که همه مي‌خواهند احساس تکليف کنند. اولين پرسش از اين افراد بايد اين باشد که با چه برنامه‌اي قرار است حضور پيدا کنند.از طرف ديگر هنوز نمود حزب در کشور جا نيفتاده است. احزاب ريشه‌دار نيستند. البته تا زماني که اقتصاد ما اقتصادي نفتي است، مادامي که قائل به تمرکز قدرت هستيم و همچنين مادامي که از تجربه متراکم سياسي استفاده نمي‌کنيم، نمي‌شود توقع داشت اينگونه اتفاقات پيش نيايد.
رابطه قدرت- ثروت در فضاي جامعه تشديد مي‌شود، هرکس به دنبال آن است که قدرت را در دست بگيرد. احزاب بايد در فضايي شکل بگيرند که اقتصاد رانتي وجود نداشته باشد. اتفاقا بايد عکس اين مسئله وجود داشته باشد و دولت‌ها به مردمشان وابسته باشند. واقعيت اين است که اگر جرياني‌تر و بسامان‌تر پيش برويم، شايد حالتي بينابين را شاهد باشيم.
نه به‌گونه‌اي خواهيم شد که تنها دو حزب داشته باشيم و نه شرايط طوري باشد که افراد بدون درنظر گرفتن جايگاه‌هاي مردمي و سياسي‌شان فقط بخواهند ثبت‌نام کنند.
برخي گويا در اين ميان ظاهرا براي توانايي هاي خود ، تناسب شرايط کشور با توانايي هايشان و از همه مهم تر برنامه و استراتژي، کمترين اهميت و ضرورتي قائل نيستند. اين ضايعه‌ اي است که در دهمين دوره انتخابات مجلس شاهد بوديم .
اين معضل گريبانگير سياست ايران در انتخابات هاي مختلف بوده که همه گروه هاي سياسي اصولگرايان و اصلاح طلبان به نوعي به آن مبتلا بوده اند و ما شاهد خيزش نهضت کانديداتوري در سال هاي اخير درعرصه انتخابات هستيم!
حال كه چند صباحي تا انتخابات 96 زمان باقييست پيشنهاد مي شود از همين امروز وارد كار شد و توصيه مي گردد سياسيون ، عقلا ، زعماي ملت ، رهبران فکري ، رسانه ها ، علما و… طوري برنامه ريزي کنند تا اين مهم به حداقل برسد تا با کمترين چالش در اين حوزه روبرو شويم و كشور را از يك چالش اساسي تعدد شركت كنندگان در انتخابات نجات دهيم.

Print Friendly, PDF & Email
کدخبر : 100047




۳ دیدگاه

  1. محمد گفت:

    پسر شهردار: من احساس تکلیف کردم
    پسر قاضی پور: من احساس تکلیف کردم
    پسر جلیلی: من احساس تکلیف کردم
    پسر فروزان: من احساس تکلیف کردم
    برادر جلال زاده: من احساس تکلیف کردم
    مهندس: من احساس تکلیف کردم
    بازنشسته: من احساس تکلیف کردم
    مدیر شهرداری: من احساس تکلیف کردم
    روابط عمومی شورا: من احساس تکلیف کردم
    روابط عمومی شهرداری: من احساس تکلیف کردم
    مدیر دفتر شهردار: من احساس تکلیف کردم
    کلیدار مسجد محله: من احساس تکلیف کردم
    بازیکن والیبال: من احساس تکلیف کردم
    راننده تاکسی: من احساس تکلیف کردم
    روزنامه خوان: من احساس تکلیف کردم
    یارانه گیر: من احساس تکلیف کردم
    ادم برفی: من احساس تکلیف کردم
    مدیر مهد کودک: من احساس تکلیف کردم
    پزشک محله: من احساس تکلیف کردم
    استاد: من احساس تکلیف کردم
    مدیر کافی نت: من احساس تکلیف کردم
    کارمند: من احساس تکلیف کردم
    پسر خوانده: من احساس تکلیف کردم
    معلم: من احساس تکلیف کردم



    مادر: من احساس تکلیف کردم
    پدر: من احساس تکلیف کردم
    دختر: من احساس تکلیف کردم
    پسر: من احساس تکلیف کردم
    داماد: من احساس تکلیف کردم
    عروس: من احساس تکلیف کردم
    پسر عمه: من احساس تکلیف کردم
    عمه: من احساس تکلیف کردم
    خاله: من احساس تکلیف کردم
    پسر خاله: من احساس تکلیف کردم

    ….
    شوهر عمه، شوهر خاله، دائی، عمو، …. وای که احساس تکلیف چه خوبه!

    تو را به خدا معروفی جان بیا من و تو هم احساس تکلیف بکنیم بابا خیلی هم راحته لیسانس به دست و با نشان دادن صفحه اول شناسنامه راحت میگوئیم که:
    من احساس تکلیف کردم
    او احساس تکلیف کرد
    تو احساس تکلیف کردی
    ما احساس تکلیف کردیم
    شما احساس تکلیف کردید
    ایشان احساس تکلیف کردند

  2. محمد گفت:

    کاش یکی پیدا می شد تکلیف ما رو با اینها مشخص میکرد ….

دیدگاه خود را به ما بگویید.