تاریخ انتشار :چهار شنبه 23 می 12.::. ساعت : 9:54 ق.ظ

   226 بازدید

نخستین قاتل روسای جمهور آمریكا

جان ویلكیز بوث نخستین كسی بود كه یك رئیس جمهور آمریكایی را می كشت. بوث بازیگر نابغه زمانه خودش بود كه در حینی كه آبراهام لینكن تئاتر تماشا می كرد او را كشت. جمعه 14 آوریل بود كه لینكن خود را برای رفتن به تئاتر آماده می كرد . او شب قبل خواب دیده بود كه در محوطه كاخ سفید صدای شیونی می آید . از سربازان علت این گریه را پرسیده بود و آنها گفته بودند رئیس جمهور كشته شده. لینكن در حالی كه خواب را فراموش كرده بود روی صندلی مخصوص خودش در نمایش پسر عموی ما نشست. بوث خیلی زود خودش را به تئاتر رسانده بود وقتی یكی از تماشاگران به شوخی به او گفته بود هرگز مانند پدرش فرد مشهوری نخواهدشد، بوث لبخند زنان گفته بود وقتی صحنه را ترك كنم، مشهورترین آدم خواهم شد. صحنه دوم پرده ی سوم بود. بوث از پشت غرفه لینكن وارد شد اسلحه اش را پشت سر لینكن نشانه گرفت و شلیك كرد . بوث فریاد زد : سزای ظالمان همین است. بوث از پشت صحنه به پایین پرید و پای چپش شكست. او با اسبی كه از قبل آماده كرده بود به مخفیگاهش گریخت. پس از چند روز تعقیب و گریز در حالی كه مخفیگاه بوث لو رفته بود و خودش را طویله ای پنهان كرده بود، سربازان اداره جنگ در واشنگتن طویله را محاصره كردند و از بوث خواستند تا خودش را تسلیم كنند. بوث مقاومت كرد و سرهنگ كانگر دستور داد طویله را به آتش بكشند. آتش دیوارهای طویله را میسوزاند كه صدای اسلحه ای از طویله شنیده شد . بوث با تپانچه به خودش شلیك كرده بود . سربازان سراسیمه داخل ریختند كه بوث به سختی به آنها گفت به مادرم بگویید كاری را كردم كه فكر می كردم به سود مملكتم است.

دربار و سینما

اشرف پهلوی علاقه ی زیادی به بهروز وثوقی داشت. از این رو سعی می كرد به عناوین مختلف به او كمك برساند. در كتاب «فرآیند تعامل سینمای ایران و حكومت پهلوی» می خوانیم: اشرف مستقیما نمی توانست امكانات وزارت فرهنگ و هنر را برای اشخاص مورد نظرش مانند وثوقی و دیگران بخواهد، زیرا موجب میشد سر و صدای سینماگران فارسی بلند شود و حتی بعضی ها بویی از رابطه او با بهروز وثوقی ببرند، بهترین نقشه را طراحی می كرد. او شوهرش – بوشهری – را كه ذاتا با كارهای هنری سر و كار داشت، مامور ساخت تا یك شركت فیلم سازی ایجاد كند. هدف از ایجاد این شركت، تهیه ی فیلم های مشترك ایران با خارج بود و چون اشراف از دولت ایران پول می گرفت، هیچ سینماگری در ایران به خود جرات نمی داد اعتراض كند كه چرا وقتی به سینماگران ایرانی حتی هزار تومان هم كمك نمیشد و فیلم های آنان بدون در نظر گرفتن این سرمایه ای كه به كار افتاده توقیف میشد، به آدمی تازه از راه رسیده میلیون میلیون پول داده میشود. 50 ملیون رقم اول بود و 60 ملیون رقم دوم. علاقه دربار به ورود به سینما زیاد بود. حتی ثریا همسر شاه، پس از طلاق از شاه، در ایتالیا ابراز علاقه كرد تا در فیلم های بزرگان سینما بازی كند. در یك فیلم سه اپیزودی به نامه سه زن، ثریا قرار بود كه نقش بازی كند. فارنكو ایندوونیا كارگردان كار، زیر بار فشارهای دربار ایران برای حذف كردن ثریا از كار نمی رود تا اینكه ناگهان هواپیمایش در آسمان منفجر میشود. جهانگیر تفضلی وزیر مشاور دربار در مصاحبه ای اعلام می كند در صورتی كه ثریا از تصمیمش منصرف نشود حقوق 4000 هزار دلاریش از سوی دولت ایران قطع خواهد شد. البته این علاقه سالهای بعد با بازی علیرضا پهلوی در یك فیلم كوتاه خبرساز شد. او نقش یك شاهزاده ایرانی را در فیلم یك اروپایی بازی كرد و نقش منجی قصه ی پریان را داشت. شاه آنقدر شیفته سینما و بازیگران شده بود كه حسین فردوست ماجرای آشنایی گریس كلی ستاره مبتذل سینمای هالییود با شاه را اینگونه می نویسد: در مسافرت به آمریكا در نیویورك من كلی را كه آن زمان آرتیست تئاتر بود و بارها با او ملاقات كرده بودم را به شاه معرفی كردم. محمد رضا به او یك سری جواهرات به ارزش یك ملیون دلار داد. فریده دیبا می گوید من تعدادی از عكس های دو نفره شمس را به یاد دارم. عكس با شرلی مك كین، گریگوری پك و چارلین چاپلین. او برای ملاقات با این افراد هدایای گرانبها و پولهای كلان هزینه می كرد.

تفاوت شرق و غرب

پروفسور سیلون لوی، زبان شناس و شرق شناس برجسته در مورد تفاوت شرق و غرب می گوید:

این مردمان وارث سنتی طولانی از تاریخ و هنر و دین هستند كه احساس مربوطه به آنها را هنوز به طور كامل از دست نداده اند و احتمالا مشتاق به ادامه ی آن نیز می باشند. ما بر خود فرض دانسته ایم كه در جریان رشد و تكامل ایشان دخالت كنیم، گاهی از اوقات بدون پرسیدن نظر خود آنها و گاهی هم در پاسخ به درخواست ایشان. ما به غلط و یا درست ادعا می كنیم كه دارای تمدنی برتر از ایشان هستیم و به خاطر حقی كه از جهت این تفوق برای خود قائلیم تمام سنت های بومی ایشان را زیر سوال برده ایم، حقی كه مرتبا با چنان اطمینان خاطری مورد تایید و تاكید قرار می دهیم كه جای شبهه و معارضه ای برای ایشان باقی نگذارد.

Print Friendly
کدخبر : 4478




دیدگاه خود را به ما بگویید.