تاریخ انتشار :چهارشنبه ۵ تیر ۹۲.::. ساعت : ۱۰:۳۵ ق.ظ

   1607 بازدید

اين موضوع را من ورود پيدا نمي كنم چون در صلاحيت تخصصي من نيست.

جوان پرس : اعتياد به عنوان يكي از پديده هاي ناهمگون امروز چنان نظام اجتماعي جوامع را نشانه رفته كه كارشناسان معتقدند كسي در برابر آن مصون نيست.  دكتر بهروز كارگري پژوهشگر حوزه اعتياد و كارشناس مسئول نظارت بر مراكز درمان اعتياد آذربايجان غربي  نيز معتقد است در پروسه درمان اين بيماري منحصر بفرد و پيچيده نقش حمايتهاي اجتماعي بسيار برجسته و مهم است و نمي توان درمان را بدون اين حمايتها به سرانجام رسانيد.

خانواده اي كه باخبر شده است يكي از اعضايش مواد مخدر مصرف مي كند، چگونه بايد نسبت به او واكنش نشان بدهد؟

برخورد خانواده ناشي از سطح آگاهي، دانش، شناخت و تجربه آنها از مفهومي به نام اعتياد و معتاد است. تجربه باليني ما بيانگر اين موضوع است كه ما در مفهوم بيماري و درمان اعتياد به ويژه در سطح مخاطبين عام و خانواده ها با مشكلات بسيار جدي مواجه هستيم.البته يكي از علل اين موضوع به رويكرد درماني ما بر مي گردد. به اين نحو كه مفهومي به نام ترك اعتياد را ما درمانگران مطرح كرديم و به آن دامن زديم. در تبليغات مان عبارت هايي را به زبان آورديم كه چنين تلقي شده اگر بيمار را در مركز اقامتي يكي دو ماه بستري كنيم بيمار به پرهيز كامل به عبارتي به يك ترك خواهد رسيد. در حالي كه واقعيت اين است مفهوم ترك اعتياد با اينكه جزو اهداف ما است با اين همه با توجه به واقعيت و تجربه جهاني رسيدن به پرهيز كامل به دلايل متعدد در حال حاضر جزو اهداف اصلي درماني ما نيست. با اين مقدمه خواستم ورود پيدا كنم به اين بحث كه متاسفانه نگاه جامعه و خانواده به بيمار معتاد واقع بينانه نيست.

خانواده به دنبال اين است بيمارش را به يك مركز درماني بسپارد و بعد خروجي اين كار خروج بيمار به شكل ترك كامل باشد  در حالي كه ما در تعريف و ماهيت بيماري مفهومي به نام عود و وسوسه داريم كه به خاطر اين موضوع ماهيت بيماري را مزمن تعريف مي كنيم. به شكلي كه در كمتر از يكسال بيماري دوباره عود مي كند. اين بيشتر به جنبه روانشناختي بيماري برمي گردد كه در اثر مصرف مواد در سيستم اعصاب مركزي بيمار اتفاقاتي شيميايي مي افتد  و مسيري به نام پاداش در مغز فعال مي شود و خاطره و تجربه مصرف براي ساليان سال در ذهن و حافظه بيمار حك مي شود و در مرحله پاكي هر زمان اين حافظه زنده بشود بيمار شديدا دچار وسوسه و ميل به مصرف مجدد مي شود.

پاسخ روشني از سوالم نگرفتم. خانواده در مواجهه با اعتياد يكي از اعضا چه واكنش مشخص از خود شان دهد؟ واكنش قهري و يا انكار و پاك كردن صورت مسئله؟

انتظار ما از خانواده اين است كه فرد را بيمار تلقي كنند. به فرض مثال وقتي مرد خانواده يا يكي از اعضا دچار بيماري گلو درد چركيني مي شود و يا ذات الريه مي گيرد خانواده چه واكنشي از خود نشان مي دهد. مي خواهيم همين واكنش را نسبت به بيماري اعتياد هم از خودشان دهند.

پذيرش فرد معتاد به عنوان يك بيمار فكر نمي كنيد سخت باشد؟

نه. اين واقعيتي است كه بايد به آن برسيم. شما به عنوان يك رسانه خيلي راحت بيان مي كنيد سخت است و واكنش نشان مي دهيد.

اما آقاي دكتر بايد پذيرفت كه در حال حاضر با توجه به شرايطي كه من و شما شاهد آن هستيم پذيرش معتاد به عنوان  بيمار براي بسياري از خانواه ها امكان پذير نيست. چون اين بيمار به راحتي دست به سرقت مي زند و انواع و اقسام جرم و قانون شكني ها را مرتكب مي شود در حالي كه ساير بيماري ها اين چنين نيستند.

اجازه بدهيد از زاويه اي ديگر به قضيه تگاه كنيم. يكي از چالش هاي امروزي خانواده و جامعه اين است كه آيا مي توان فرد معتاد را به عنوان يك بيمار قبول كرد؟ سازمان بهداشت جهاني در تعريف اعتياد مي گويد كه پديده اي است سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي ، حتي نظامي و در نهايت بهداشتي. نگاه ما در اين مصاحبه از منظر بهداشتي است. لذا اعتقاد ما بر اين است كه اين يك بيماري است. براي اين نيز دليل داريم. اگر فردي را بياورند و به ما نگويند كه اين فرد مصرف كننده مواد است ولي يك سري تغييرات رفتاري، شخصيتي، هيجاني و عاطفي دارد. بعد از يك معاينه تشخيصي با بيمار متوجه مي شويم اين فرد دچار توهم، هذيان، سوء ظن نسبت به همسر است. رفتارهاي فردي و خانوادگي، اجتماعي و شغلي اش مختل شده است.  اسكن هاي مغزي هم گوياي اين امر است كه تغييراتي در ساختار مغز به وجود آمده كه اگر كسي نگويد اين فرد شيشه مصرف كرده ما چنين تشخيص خواهيم داد از جمله احتمال عفونت، شروع يك سرطان و… . اما علت چيست؟ در بررسي ها متوجه مي شويم تا ديروز سالم بوده اما براثر مصرف مواد در يك فاصله زماني در سطح مغز اتفافاتي رخ داده است و علم امروز معتقد است كه اين تغييرات بيماري زاست.اما اينكه مردم چرا نمي خواهند قبول كنند بر   مي گردد به نكاتي كه شما اشاره كرديد. تفكراتي از قبيل اينكه» با اراده خودش رفته و مواد مصرف كرده پس اگر خودش بخواهد ميتواند ترك كند. كسي كه او را وادار نكرده بود برود از نان زن و بچه اش بزند و برود مواد بخرد« و…  .

و اگر اين فرد بيمار تلقي نشود چه اتفاقي رخ خواهد داد؟

اين مي شود كه يك نگاه غير علمي و غير واقع بينانه اي حاكم خواهد شد. بيشتر سعي ما در مراكز درماني بر اين است تا قبل از بيمار خانواده اش را پذيرش كنيم چراكه در صورت متقاعد شدن خانواده آنها به راحتي در روند درمان مشاركت مي كنند. چطور در بيماري مثل سرطان خانواده همه هستي و نيستي خودش را پاي كار ميگذارد تا آن را درمان كند آن هم با علم به اينكه اين سرطان بهبود يافتني نيست اما در اعتياد خيلي كم شاهد چنين صحنه اي هستيم.

اراده در پروسه درمان بيماري اعتياد تا چه حد موثر است؟

بيماراني كه با انگيزه خوبي براي درمان وارد مي شوند ميزان پاكي و مدت آن در انها بيشتر است. اين اراده و خواستن خيلي براي ما مهم است و به همين منظور دوره آموزشي تحت عنوان راغب سازي بيمار را براي ترغيب او به پروسه درمان بويژه در مراكز گذري درمان اعتياد انجام مي دهيم. در اين مراكز بيمار خدماتي از قبيل استحمام، يك بسته سرنگ استريل و غذاي گرم دريافت مي كند. ما دنبال آن هستيم تا شرايط را براي فردي كه تزريقي است جهت ورود به درمان آماده كنيم. شما اگر او را حبس هم كنيد شك نكنيد بعد از رهايي بلافاصله بجاي اينكه به سراغ خانواده اش برود يك راست به سراغ مواد مي رود. چنين بيماري شرايط ورود به درمان را ندارد.خب تكليف ما چيشت؟ نمي توانيم رهايش كنيم. اگر رهايش كنيم در اثر تزريق مشترك ايدز مي گيرد. ايدز را به زن و بعدش به بچه اش و سپس به جامعه انتقال مي دهد.

اما وقتي همين فرد ورود كرد به مراكز گذري ما در يك پروسه ابتدا درصدد راغب سازي هستيم يعني آرام آرام. و كار را تا مرحله اي كه به درجه استيصال و واماندگي برسد و خسته شود از تزريق ادامه مي دهيم. آن وقت است كه خستگي كار از تن مان خارج مي شود.

شما به نقش انگيزه و اراده اشاره مي كنيد. پس معتاد كارتن خوابي كه نيروي انتظامي از سطح خيابان جمع آوري كرده آيا مي توان اميدوار بود كه با كمك نيروي قهريه ترك كند؟سوال من اين است پس ما براي معتاد كارتن خواب بايد چه كار كنيم؟

فشار و خواست اجتماعي بر اين است كه حداقل آنها را از منظر عمومي جمع آوري كنيم. و در گام بعدي سازماندهي و ساماندهي است. تا زماني كه به آن انگيزه دروني برسد در بحث ساماندهي هيچ راهي نداريم جز اينكه آنها را بياوريم و در يك مركزي ابتدا عوارض بيماري را كنترل  و به جاي تزريق از متادون استفاده مي شود و او را در فضايي قرار مي دهيم كه هر روز مددكار و مشاور با بيمار كار مي كنند. با اين همه عود و برگشت بيماري يك واقعيت علمي است. و منابع علمي معتقدند بيش از 70 درصد بيماران در كمتر از يكسال دوباره به سمت مواد برگشت دارند اما اين عود و وسوسه به معناي نااميدي نيست.

صحبتم اين است هرچقدر بتوانيم در سطح رسانه ها در خصوص ماهيت و سير بيماري بيشتر توضيح دهيم به روشنگري موضوع كمك شاياني خواهد شد. و تا زمانيكه خانواده متقاعد نشده كه معتاد بيمار است نگاه حمايتگرانه اي نخواهد داشت. و به محض عود بيماري مشخص است كه چه اتفاقي روز مي دهد. درگيري درون خانواده و درگيري خانواده با تيم درماني. بارها و بارها با اين صحنه ها مواجه بوديم كه خانواده معترض شده درمان شما موثر نبوده در حالي كه واقعيت اين نيست. واقعيت اين است كه اين يك بيماري رواني، مزمن و عود است و پروسه درمانش نيز طولاني است.

بسياري از خانواده ها تاب و تحمل اين پروسه طولاني را ندارندو ترجيح  مي دهند سراغ مراكزي بروند كه مدعي هستند در كمتر از يك سال معتاد را بهبود مي دهند. اين را چطور ارزيابي مي كنيد؟

 اگر ما در تعريف بيماري به يك اتحاد نظري برسيم به طور طبيعي در درمان هم نقاط مشترك را با هم طي مي كنيم. اگر قبول كنيم بيماري مزمن است پس درمان آن نيز طولاني خواهد بود. وقتي گفته مي شود بيماري رواني است به طور طبيعي بيماري هاي رواني برخلاف بيماري هاي جسمي زمانبر، سخت و پوست كلفت هستند. درمان را به دو مرحله تقسيم مي كنيم. مرحله اول سم زدايي است. در اين مرحله به دنبال آن هستيم تا اثر مواد را از گيرنده هاي بدن پاك كنيم. اين پروسه يكي دو هفته طول مي كشد. سم زدايي 10 درصد پروسه درمان را شامل مي شود. سپس وارد مرحله درمان نگاهدارنده مي شويم. البته با اين تفكر كه اين بيماري برگشت پذير است. براي مقابله با اين وسوسه و برگشت پذيري هم دارو داريم از متادون گرفته تا  بوپرنورفين . بيمار با متادون ميزان وسوسه اش كاهش مي يابد و مي تواند به سركار عادي خودش برگردد. با متادون مي تواند نقش همسر و پدر را در خانواده ايفا كند. يعني عملا چه اتفاقي مي افتد؟  يعني ما با متادون برگشت بيمار به خانواده و جامعه را شاهد هستيم. خيلي ها مي پرسند مگر متادون اعتياد آور نيست؟ چرا متادون خودش ماده مخدر و اعتياد‌آور است اما با اين تفاوت كه در مواد مخدر قديمي و جديد عملكرد فرد مختل و بيمار به سمت عوارض ان مي ورد اما در متادون برگشت بيمار را به جمع خانواده و جامعه را داريم منهاي عوارض. پس با اين حساب متادون يك مدل درماني موفق است. در بخش دوم تلفيقي از درمانهاي دارويي و درمانهاي غير دارويي را داريم. درمانهاي غيردارويي همان مفهوم بازتواني را دارد كه شامل آموزش هاي مهارتهاي زندگي، خانواده، مقابله اي، روان درماني و حمايتهاي اجتماعي مي شود. به طور طبيعي اگر معتادي در فقر به سر ببردو بيكار باشد و اگر نتوانيم او را به مرحله اشتغال برسانيم دوباره روز از نو روزي از نو! بر همين اساس امسال 500 سهميه حرفه آموزي داريم. هرچقدر بتوانيم درمانهاي غيردارويي را بيشتر كنيم ميزان پاكي بالا مي رود.

شاهد افزايش قيمت داروهاي ترك اعتياد هستيم اين موضوع تا چه حد بر روي پروسه درمان تاثير منفي دارد؟

افزايش قيمت در هزينه هاي درماني براساس ابلاغ وزارت بهداشت و در چارچوب خاصي است. هزينه اي كه بيمار در مراكز درماني براي مجاز براي خدمات سرپايي و متادون پرداخت مي كند حدود 87 هزار تومان است . كه اين رقم نيز در مقابل تمامي خدماتي است كه در مركز از قبيل پزشكي، معاينات، دارو، تست هاي تشخيصي، مشاوره و… دريافت مي كند. اين تعرفه هم با توجه به نرخ تورم  و ميزان خدمات ارائه شده واقعي نيست.

پس با اين حساب اين ميزان هم كم بايد باشد؟

نمي گويم كم است حداقل مي گوييم اگر قرار است ما نگاهي منصفانه به قضيه داشته باشيم عادلانه نيست. در خصوص افزايش داروي متادون آخرين خبري كه بنده دارم اين است كه در بخش دولتي از 2600 تومان رسيده به 3200 تومان يعني افزايشي 600 توماني.

خب پس اين افزايش قيمت بر روي درمان اثرخواهد گذاشت.

نمي توانم قبول كنم. ببينيد ميانگين مصرف مواد دريك فرد چقدر است؟ سال 1386 موسسه اي معتبر ميانگين هزينه ماهانه يك فرد معتاد را 187 هزار تومان برآورد كرد. امروز اين رقم به جهت ورود مواد مخدر صنعتي بالا تر رفته است. اما رقمي كه از بيمار اخذ مي شود 87 هزار تومان است كه آن هم در همان جلسه نخست گرفته نمي شود و بيمار ماهي 20 هزار تومان آن را پرداخت ميكند. شما اين رقم را با ويزيت يك سرماخوردگي ساده مقايسه كنيد!
منظور بنده اين است كه ارزش خدمات را زير سوال نبريم. مي توانيم با ورود به حمايتهاي اجتماعي از قبيل بيمه اين مسائل را حل كرد.

شما جزو موافقان ورود بيمه به پروسه درمان معتادان هستيد ؟

بنده موافق بحث حمايتهاي اجتماعي هستم و معتقدم حمايتهاي اجتماعي اول بايد تعريف عملياتي بشود. دوم اجرا. سوم تعريف ساختارها و چهارم هم نهادينه شدن نگرش حمايتهاي اجتماعي. اين را به شما عرض كنم كه اگر حمايتهاي اجتماعي را از بيمار بگيريد ميزان برگشت پذيري بالا مي رود.

اما بيمه هاي ما در شرايط فعلي هم از كارايي خاصي برخوردار نيستند و به نوعي معيوب هستند پس چطور مي توان انتظار داشت همين بيمه ها بتوانند در اين زمينه موفق عمل كنند؟

اين موضوع را من ورود پيدا نمي كنم چون در صلاحيت تخصصي من نيست. من بر اين اصل معتقدم كه حمايتهاي اجتماعي چه در درمان و چه در بازتواني نياز است. اي كاش مي توانستيم نگاه درآمدزايي اعتياد را مديريت كنيم. يعني بايد پذيرفت يكي از دلايل گرايش به سمت ايجاد مراكز درمان بحث سودآوري اين مراكز است. البته اين كه مراكز جديد در همين استان ايجاد شود خود نقطه قوتي است چون در آذربايجان غربي به ايجاد مراكز جديد نياز داريم. اما با اين همه يكي از نقاط ضعفي كه در دردرمان شاهد هستيم يك دليلش ريشه در درآمد زايي و سودآوري مراكز دارد. بنابراين مديريت رابطه پولي بيمار و مركز و حركت به سمت رابطه اي مبتني بردرمان مورد نياز است.

رابطه پولي هم به مركز صدمه مي زند و هم بيمار. بيمار در تهيه پول دچار مشكل است و مركز هم با توجه به خدماتي كه ارائه مي دهد اين هزينه همخواني ندارد با حجم فعاليتش. بنابراين اين وسط شكافي هست. بيمار در تلاش است خدمات را بگيرد  اما در تامين هزينه ها مشكل دارد و اين بارها و بارها باعث شده تا درمان را رها كند و يا متوسل به روشهاي غيراخلاقي از جمله سرقت و… بشود تا هزينه ها را تامين كند. اگر بتوانيم رابطه پولي را مديرت كنيم نمي گويم حذف چون مديرت بخشي از آن مي تواند  حذف باشد. در آن صورت من درمانگري هستم كه صبح تا ظهر فقط به درمان بيمار فكر مي كنم نه چيز ديگري.

رشد قارچ گونه مراكز ترك اعتياد غيرمجاز هم ناشي از همين سودآوري است؟

بله. الان ما گرايش ويژه اي را در پزشكان براي پرداختن به درمان معتادين مي بينيم . البته ما در بحث نظارت هم بسيار توانمند عمل مي كنيم. از سال گذشته كميته نظارت استاني تشكيل يافته و اين كميته هر هفته در قالب تيم هايي نظارت از مراكز را عهده دار است.

اثربخشي شربت متادون اين روزها به خاطر افزايش قيمت قرص متادون کاهش يافته و علت آن هم به ترکيباتش مربوط مي شود که ناشي? از رقيق‌سازي? و کم‌کردن مواد اوليه اثربخش در شربت است.اين موضوع را مي پذيريد؟

محتمل است. اما آنچه كه هست اينكه مراكز درماني ملزم به رعايت تعرفه ها هستند و ما هم با مشاهده تخلف به شدت برخورد مي كنيم.

شما در صحبتهايتان اشاره داشتيد به اينكه تعرفه هاي فعلي كفاف حجم كثيري از خدمات را نمي كند پس با اين حساب اين احتمال وجود دارد كه مراكز براي جبران اين شكاف از كيفيت خدمات بكاهند.

چنين چيزي در مراكز اتفاق نمي افتد به اين دليل كه عمده مراكز با اكثريت ظرفيت 130 نفري يعني حدود 3 برابر افزايش ظرفيت را از سال گذشته به مراكز داديم و انتظار هم بر اين است تا با اين كار از كيفيت خدمات كاسته نشود. بر كيفيت خدمات نيز نظارت دقيق داريم. از شما دعوت مي كنم تا در يكي از جلسات نظارتي ما حضور يابيد و از نزديك ملاحظه كنيد كه پرونده بيماران مورد به مورد و دقيق مورد بررسي قرار مي گيرد. اينكه آيا متادون درست داده شده؟ اينكه همان بحث رقيق سازي كه گفتيد صورت گرفته و… اين علاوه بر كنترل هاي محسوس و نامحسوسي است كه داريم.

ارتباطات بين بخشي را در بحث درمان چطور ارزيابي مي كنيد؟

از سال گذشته كه بنده ورود پيدا كردم به اين حوزه بسيار عالي بوده و شاهد يك تعامل خوب در بين اعضاي شوراي همانگي مبارزه با موادمخدر استان هستيم.

خروجي اين تعاملات چه بوده است؟

خروجي اين تعاملات قابل ارزيابي است. منتهي شما بايد مصوبات را داشته باشيد و آن وقت خروجي را بسنجيد. مي توانم بگويم كه 80 درصد مصوبات اجرايي شده است. از بحث آموزشي گرفته موضوع افزايش مراكز درماني.

گويا يكي از سياستهاي شما بحث افزايش مراكز ترك اعتياد است چه تعداد مركز جديد نيازداريم؟

وزارت بهداشت شاخص جمعيتي تعريف كرده كه به ازاي هر 15 هزار نفر جمعيت يك مركز درماني. از طرفي گفته مي شود  بين 18 تا 25 هزار معتاد در استان داريم و اگر به طور ميانگين 130 نفر معتاد براي 100 مركز موجود در استان در نظر بگيريم حدود 13 تا 15 هزار نفر تحت پوشش هستند و براي جبران اين فاصله نيازمند ايجاد مراكز جديدي هستيم.

آمار معتادين كه اشاره كرديد جديد است؟

آخرين آماري است كه شوراي هماهنگي مبارزه با مواد مخدر استان اعلام كرده است.

آيا هركسي پتانسيل معتاد شدن را دارد؟

بله.

خانواده هايي مدعي هستند چون فرزندانشان را تحت كنترل دارند لذا آنها در برابر اعتياد مصون هستند نظر شما در اين خصوص چه مي تواند باشد؟

اگر به علل گرايش به اعتياد نگاهي بيندازيم من فكر مي كنم تا حدود زيادي به سوال شما پاسخ داده باشم. يكسري علل فردي است. اعتماد به نفس، عزت نفس، وضعيت رواني و… خب با اين حساب از همين خانواده ها كه مدعي هستند براي تربيت فرزندانشان چيزي كم نگذاشتند سوال د ارم كه براي ايام تعطيلات تابستاني چه برنامه اي دارند؟ براي مديريت عواملي كه درون خانواده به جاي فرصت به تهديد تبديل شده چه برنامه اي دارند؟ براي استفاده از اينترنت و تلفن همراه بچه هايشان چه برنامه اي دارند؟ آيا صرف اينكه بچه من نماز مي خواند مي تواند بيانگر الگوي موفق تربيتي باشد؟ شما فكر مي كنيد روحاني معتاد نداشتيم؟ نماز خوان معتاد نداريم؟اگر چه به اين اعتقاد دارم كه مذهب به معناي واقعي و ارزشهاي ديني عاملي بسيار مهم در پيشگيري از اعتياد است با اين همه به شرط و شروطي كه من بلد نيستم نسخه آن را بنويسم و بايد بزرگان اين حوزه نسخه نويسي كنند. براي من مهم اين است كه خداوند سبحان را چنان در قلب فرزندم بكارم كه در غياب من حضور خدا را در پاي كامپيوتر و اينترنت احساس كند. من كه توانايي ندارم 24 ساعته بچه ام را رصد كنم كه اصلا درست هم نيست. فراموش نكنيم بچه ها خيلي باهوش تر از ما هستند. خطاي اول اين ساده انديشي است كه ادعا كنيم ما مصون از اعتياد هستيم.

*** گفتگو از اسكندر خنجري- دبير سرويس جامعه نشريه كوشا

Print Friendly, PDF & Email
کدخبر : 20384




۳ دیدگاه

  1. کمپین مردمی خواستار ابطال انتخابات چهارمین دوره شورای اسلامی شهر اورمیه و بازشماری مجدد آراء با حضور کاندیداها
    ourmia.mihanblog@yahoo.com

  2. هادی گفت:

    تنها راه قطعی ترك اعتیاد

    – ترک کسانی که به همراھشان مواد مصرف می کنید.

    – تبدیل مصرف مواد از عیاشی به دارو ، و سپس کاھش تدریجی مواد بدون جایگزین.

    – ترک ستم به اھل خانه و رجعت به کانون خانواده.

    – ترک گناھان بزرگ مثل زنا، ربا ، رشوه و قمار.

    – ترک روابط ریائی.

    – طلب حلالی از کسانی که از شما دل آزرده اند.

    – رویکرد به فعالیتھای جسمانی بھراه نرمش و استفاده از طبیعت.

    – مصرف فراوان شیر و عسل و میوه جات.

    – جستجوی شغلی حلال ھر چند با درآمدی اندک.

    – این حقیقت را بدانید که ھرگز نمی توان مواد مخدر را به صرف مضرّاتش ترک نمود ھمانطور که نمی توان جھنّم را بخاطر عذابھایش ترک نمود . بدانید که اعتیاد غل و زنجیری است که
    انسان را در ستم محدود می کند . پس دست از ستم بکشید تا این زنجیر از شما باز شود .
    استاد علی اکبر خانجانی

  3. هادی گفت:

    با اهالی اعتیاد

    ای به زنجیر کشیده شدگان بدست خویشتن ! خود را به زنجیر کشیدید تا بتوانید دیگران را تحمّل کنید و
    دیگران نیز شما را و نیز خود ، خویشتن را در رابطه با دیگران . شما معتاد ھیچ چیزی نیستید بلکه معتاد

    رابطه اید ، روابطی ناحق ! شما در فرار از تنھائی به این اسارت افتاده اید . ھرکه تنھا شد و تنھائی اش
    را دوست داشت ھرگز معتاد نمی شود زیرا محتاج کسی بعنوان گریزگاه نمی شود .

    آنچه را که عشق و عاطفه و دوستی می نامی مھد اعتیاد و علّت اسارت توست . این دروغ را برانداز تا
    اعتیاد برافتد . چرا که خواه ناخواه از محبوبت انتقام خواھی گرفت . مخواه که محبوب باشی تا مجبور به

    عشق نمائی نشوی تا به دام اعتیاد گرفتار میائی .
    رازت را با صدای بلند گفتم تا شاید نجات یابی.

    از کتاب ” ابرانسان” علی اکبر خانجانی

دیدگاه خود را به ما بگویید.