تاریخ انتشار :سه شنبه 13 ژوئن 17.::. ساعت : 9:07 ق.ظ

   213 بازدید

فوتبال
کاش می شد مثل قدیم ها زیر بعضی روزها کاربُن گذاشت یا مثل این دوران آنها را کپی-پیست کرد. روزهایی که مردم ایران به آنها نیاز دارند. به شادی، لبخند و امیدواری
جوان پرس / عصرایران؛ احسان محمدی- کاش می شد مثل قدیم ها زیر بعضی روزها کاربُن گذاشت یا مثل این دوران آنها را کپی-پیست کرد. روزهایی که مردم ایران به آنها نیاز دارند. به شادی، لبخند و امیدواری.
سلام به جام جهانی 2018 ؛ ایران در روسیه نیروگاه فوتبالی می سازد!
تیم ملی ایران در مقدماتی جام جهانی توانست با نتیجه 2-0 ازبکستان را شکست دهد و بعد از برزیل دومین تیمی شود که صعود کند. اتفاقی مبارک که بسیاری از مردم را به خیابان کشاند. شادمانی بخشید و طعم شور اشک را از روی گونه بسیاری از ایرانیان که سوگوار حوادث تروریستی تهران بودند پاک کرد.
چهره های این صعود به یادماندنی را با هم مرور کنیم:
1-  سردار آزمون: پیش تر هم نوشته بودم که شاید در تاریخ تیم ملی بازیکنی مثل سردار آزمون نداشته ایم که این همه چهره ای کودکانه داشته باشد و هر مادری با دیدنش خیال کند که پسر اوست. آغاز درخشش در جام ملت های استرالیا بود، چند گل خیره کننده، یک مصدومیت تلخ و اشک هایش که دل میلیون ها ایرانی را شکست. از همان روز شد پسر همه ایرانیان. اسمش انگار روی شانه های ظریفش سنگینی می کند؛ سردار. آدم یاد جنگ های باستانی می افتد. یک فرمانده با استخوان های دُرشت، چهره ای عبوس و زخم خورده و فریادهای تهییج کننده. اما سردار فوتبال ایران ظریف و فانتزی است. چهره ای کودکانه دارد و برای ما که سالها عادت کرده بودیم به مرواریدهای زخمی که از زمین های خاکی به تیم ملی می رسیدند هنوز باورکردنی نیست که او محصول مدارس فوتبال است.
سلام به جام جهانی 2018 ؛ ایران در روسیه نیروگاه فوتبالی می سازد!
سردار گل نخست بازی را به ثمر رساند.  درست مثل گل خداداد به بوسینچ. پشت مدافعان، روی زمین… فشار را برداشت و او که زمانی به واسطه موهایش با شخصیت کارتونی «علی بابا» مقایسه می شد حالا یک گلزن تمام عیار و بالغ است. نام «سردار» در تاریخ فوتبال ایران ثبت شد. تمام!
2-  مسعود شجاعی: خیلی ها او را پسر محبوب کی روش لقب داده اند. حتی در شبکه های مجازی نوشتند « مسعود شجاعی باشم، کی روش شدن بلدی؟!» عاشقانه ای فوتبالی برای پسر کم حرف فوتبال ایران. او یک فانتزی باز است. در یونان خوش درخشید، اما بسیاری هنوز کی روش را نقد می کنند که می شد به جای او سروش رفیعی یا محسن مسلمان بازی کنند. شجاعی چندی پیش گفتگوی افشاگرانه ای را انجام داد که پایش را به حراست فدارسیون فوتبال باز کرد. او مدافع حضور زنان در ورزشگاه هاست و البته پاره ای انتقادات سیاسی و اجتماعی را مطرح می کند که بسیاری از ورزشکاران از کنار آن می گذرند! شجاعی پنالتی حساسی را سرمستانه به هدر داد اما نام او به عنوان کاپیتان تیم ملی صعود کننده به جام جهانی روسیه در یادها خواهد ماند.
3-  جواد خیابانی: گزارشگر بازی مطابق انتظار ستاره شبکه های مجازی شد. مردی که گزارشش در دیدار استرالیا- ایران را می شود جزو صداهای ماندگار تاریخ ورزش آرشیو کرد، حالا توسط انبوهی از کاربران شبکه های مجازی که بخشی از آنها هنگام آن گزارش حتی به دنیا نیامده بودند نقد می شود. به کار بردن اصطلاح «گل خوشبوی ایرانی» برای گل سردار آزمون، جمله سازی با «مردم سالاری دینی» و بخشیدن لقب «اسب ترکمن» به سردار آزمون مورد توجه و البته نقد قرار گرفت. اما او کار خودش را می کند. راه خودش را می رود. احساساتش در دوست داشتن ایران را نمی تواند پنهان کند اما کاش.. نه! هیچ کاشی وجود ندارد. جواد خیابانی سرجهازی فوتبال ایران است.
4-  کارلوس کی روش: یک پیراهن تیم ملی با شماره چهار را پس از پیروزی ایران دستش گرفت و حتی در برنامه 90 که نیمه شب پخش شد آن را همراه داشت. 4 صعود به جام جهانی برای مردی که ابایی ندارد بگوید مغرور است و جاه طلب. او در مسیر این صعود یک تیم یکدست ساخت، یک تیم دوست داشتنی و حالا موفق. مدیون او هستیم اما بداخلاقی ها یا بدقلقی هایش را فراموش نکرده ایم. کی روش به واسطه پوشش خاص، ادبیات متفاوت، اقتدار غیرقابل انکار و جدیتی که از یک حرفه ای انتظار می رود توانست فوتبال ملی ایران را از آسیا فراتر نشان دهد. این چیزی است که از مربیان خارجی انتظار داریم.
5-  علی کریمی: این هافبک خوش استیل شاید این بازی را هرگز فراموش نکند. درست مثل جواد نکونام وقتی که در مقدماتی جام جهانی 2002 بلاژویچ به او اعتماد کرد و در اوج جوانی و هنگامی که هافبک های مدعی قرمز و آبی کم نبودند به او به صورت فیکس بازی داد. علی کریمی گرچه ناخودآگاه با جادوگر تاریخ فوتبال ایران مقایسه می شود اما نقش، تاثیرگذاری و وظایف دیگری دارد. یک شب متفاوت برای پسری که هنوز از او بازی های زیادی ندیده ایم.
سلام به جام جهانی 2018 ؛ ایران در روسیه نیروگاه فوتبالی می سازد!
6-  مهدی طارمی: در مورد آقای گل فوتبال ایران چه می شود گفت که نخوانده باشید؟ بعد از آنکه مسعود شجاعی پنالتی که او با زیرکی گرفته بود را هدر داد، یک نفر در توئیتر نوشت:« وقتی قبل از پنالتی طارمی بطری آب رو داد به مسعود فهمیدم پنالتی رو خراب می کنه، چون روح طارمی تو آب حلول کرد»!
طارمی را با پنالتی و موقعیت هایی که هدر می دهد به یاد می آوریم اما گل دوم ایران را به زیبایی و زیرکی به ثمر رساند. کمی فراتر از فوتبال ایران. شبیه گل دوم علی دایی به عراق در مقدماتی جام جهانی 2002. او در سه بازی آخر ایران سه گل کلیدی زد. طارمی نیروگاه هسته ای بوشهر است. به روسیه می رود بدون آنکه روس ها در تربیت او نقشی ایفا کرده باشند. شاید همین نقطه تفاوت و البته درخشش او باشد!
7-  خط دفاعی و دروازه بان: یک صعود بدون گل خورده! باورکردنی نیست اما ایران تا امروز در مقدماتی جام جهانی گل نخورده است. تیمی به رهبری سیدجلال حسینی که لقب صخره سزاوار اوست. علیرضا بیرانوند، رامین رضاییان، مهرداد محمدی، پورعلی گنجی، پژمان منتظری، احسان جاج صفی و … خط دفاعی تیمی را تشکیل دادند که حالا جاودانه است. رکوردها می شکنند اما تا اطلاع ثانوی ما می توانیم با غرور سرمان را بالا بگیریم، ما گل نمی خوریم!
8-  نیمکت ذخیره: میان تیم اول و دوم ایران تفاوت زیادی نبود. باور اینکه قوچان نژاد و انصاری فر که در اروپا فصل خوبی را گذرانده بودند روی نیمکت بنشینند و جای خالی شان خیلی احساس نشود دشوار است. نیمکت نشین ها صبور، مطیع و همراه بودند. این اتفاق بدون مدیریت کادر فنی امکان پذیر نیست. به احترام بازیکنانی که روی نیمکت در طول این تورنمنت نشستند ولی دل با تیم داخل زمین داشتند باید ایستاده دست زد.
9-  هواداران: ورزشگاه آزادی… اینجا هنوز سرمایه ملی است. از زمانی که غفورجهانی با آن گل جهانی ما را به جام جهانی 1978 برد تا امشب، هواداران تیم ملی را در بازی های حساس تنها نگذاشته اند. این تماشاگرها وقتی ترقه نمی اندازند، با لیزر به جنگ بازیکنان حریف نمی روند و تا آخرین دقیقه با تشویق های ایرانی و ایسلندی تیم ملی را همراهی می کنند چقدر دوست داشتنی هستند. تبریک به هوادارانی که ساعت ها با زبان روزه ورزشگاه آزادی را به غوغاکده ای تبدیل کردند.
10-  هر وقت شکست می خوریم همه کاسه کوزه ها را سر فدراسیون فوتبال و وزارت ورزش می شکنیم، وقتی صعود می کنیم آنها انگار فقط وظیفه شان را انجام داده اند و دیگر هیچ! کار خوب فراموش نمی شود. تبریک به مدیران ورزش ایران. این یک موفقیت تیمی برای همه ما بود که خیلی کار «تیمی» بلد نیستیم. تا باد چنین باد
سلام به جام جهانی 2018 ؛ ایران در روسیه نیروگاه فوتبالی می سازد!
Print Friendly
کدخبر : 105129




دیدگاه خود را به ما بگویید.