تاریخ انتشار :شنبه ۹ مرداد ۹۵.::. ساعت : ۸:۰۰ ب.ظ

   888 بازدید

اگر امروز مردان چراغ به دست سینما برای اینکه رزق و و روزی شان تامین شود چندان به اتفاقات رخ داده در گوشه های تاریک سینما واکنشی نشان نمی دهند با این همه بازهم شاهدیم که مردم چندان رغبتی به سینما رفتن ندارند.

جوان پرس / اسکندر خنجری : سانس چهارم فیلم می خواست شروع شود و آنها فقط ۱۵ دقیقه فرصت داشتند تا بین پرسه زدن در خیابان و تماشای فیلم یکی را انتخاب کنند. خیابان خیام ارومیه با تمام جاذبه هایش دیگر توان پر کردن وقت آنها را نداشت و تماشای فیلم در محیطی تاریک می توانست معجون بلاتکلیفی آنها باشد.
وقتی وارد سینما شدند مردی قوزی با پیراهن سفید خط دار که حال و حوصله خوبی هم نداشت و سکوت حکم فرمای بر داخل سینما می گفت که چرا مرد بلیط فروش دل و دماق ندارد زیر چشمی دختر و پسر جوان را پایید تا وارد سالن نمایش شدند.
مرد چراغ به دست کمک کرد تا صندلی هایشان را پیدا کنند. اصرار به اینکه حتما باید در ردیف های جلو بنشینند دلخوری پسرک جوان را در پی داشت اما به اصرار دخترک راهی ردیف های جلویی شدند.
بازیگر فیلم داشت می گفت که توو این خونه هیچی تمومی نداره… از ظرفای کثیف بگیر تا حرفای نیشدار آدما به همدیگه… اینجا همه چی ادامه داره !.. که یک هویی صدایی از ته سینما بلند شد که داد می زد « اومدین فیلم ببینید یا …».
دستهایش می لرزیدند. ابروهای پیوسته دخترک تا به تا می شدند چشم ها کوچک و بزرگ. آنقدر شوکه شدند که همه ترسشان در جیغی کوتاه خلاصه شد و به سرعت در تاریکی سینما غیب شدند.
سینما این روزها فارغ از اینکه حال و روز خوبی ندارد برای خیلی ها هم رفتن به سینما نه تنها افتخاری فرهنگی محسوب نمی شود بلکه معتقدند که این مکان تاریک این روزها مامنی امن شده برای گپ و گفت دختر و پسرهای جوانی که دوست ندارند در روشنای روز ابراز محبت کنند.
در این سوی میدان نقد و نقادی سینما هستند کسانی که البته تعدادشان به مراتب بیشتر از طیف نخست است که معتقدند دلیل رکود چند ساله اخیر سینما نه انگ محیط ابتذال بلکه کیفیت پایین فیلم ها و صدها دلیل کارشناسی دیگر است.
اگر امروز مردان چراغ به دست سینما برای اینکه رزق و و روزی شان تامین شود چندان به اتفاقات رخ داده در گوشه های تاریک سینما واکنشی نشان نمی دهند با این همه بازهم شاهدیم که مردم چندان رغبتی به سینما رفتن ندارند. هر از گاهی که ابراهیم حاتمی کیا دست به کار می شود و یا فیلم سازانی جوان چراغ خاموش سینما را برای مدتی کوتاه روشن می کنند شاهدیم که مردم به سر شوق می آیند و راهی سینما می شوند اما این شوق پایدار نیست.
سینما به سمت ابتذال ناخودآگاه کشیده شد و این را می توان به خاطر تسلط سینما داران بر اکران فیلمها دانست که سینما را به بیراهه کشاند.هرچند که از دید کلی، رکود سینما پس از یک دوره طلایی در سطح جهان هم پدیده ای طبیعی است که در اکثر کشورهای جهان اتفاق افتاده است. این نظر فرشید بود دانش آموخته هنر که چند روزی می شد از تهران برگشته و این روزها در ارومیه در مسیر مدرس به میدان ایالت مسافر کشی می کند.
او که تجربه ایفای چند نقش سیاهی لشگر در فیلم های مختلف را داشته و به قول خودش به زیر و بم این سینما آشناست یکی دیگر از دلایل رکود در سینما را مربوط به تکرار سوژها در آثارسینمایی دانست.« اما از جانب دیگر نیز، مخاطب امروز سینما به دلیل وجود شبکه های مختلف ماهواره ای و برنامه های متنوع دیگر سلیقه اش همانند دو سال گذشته نیست که بتوان با ساخت فیلم کمدی در سطح سخیف و مبتذل او را راضی کرد» .
شرایط فعلی سینما و مشکلات موجود در آن، معادله چند مجهولی است که بخشی از آن با عدم توجه به سینما، روند غیر صنعتی،دخالت دولت در سینما و بازار سرمایه و سرمایه گذاری در سینما مربوط است. این مسأله باعث شده مخاطب با سینما ارتباط برقرار نکند و تنها بخشی از مخاطبان در چند سال اخیر راضی باشند که آن هم به صورت مقطعی بوده است.
نهاد های دولتی نیز در این سال ها با حمایت از بخش های خاص، خللی به روند کلی سینما وارد کرده اند . اینها نه نظر من بلکه نظر صاحب نظران این عرصه هستند که با جستجوی کوتاه در فضای مجازی می توان به آنها پی برد.
برخی دیگر معتقدند فراز و فرود تاریخ سینمای ایران همواره ربط مستقیمی با ساختار سیاسی داشته است. ساختار سیاسی ای که از یک سو در پی سلطه بر اجزای ساختار اجتماعی بوده و از دیگر سو ریشه هایش در آن قرار داشته است.
برای ناصر و نسرین که همچو برق از سالن سینما غیب شدند، سینما تنها جذابیتش در فضای آرامشی است که دارد.خیلی از شما با این صحنه مواجه شدید که دختر و پسری جوان فارغ از اینکه رابطه شان قانونی است یا غیر قانونی وقتی قصد دارند وارد سینما بشوند رهگذران خیابان امام با نگاهی متفاوت و بیشتر از سر تاسف به آنها نگریسته و اگر آنان لحظه ای به پشت سرشان نگاه کنند و انبوه نگاههای از حدقه در رفته مردم را ببیند به طور قطع از کارشان منصرف می شوند.
زدودن این باور این روزها به تنهایی نه در توان صنعت سینماست چرا که هر روز خبر تازه ای از ابتذال هنر پیشگان و عوامل سینمایی بر خروجی خبرگزاری ها قرار می گیرد و نه در توان یک مجموعه خاص. معادله چند مجهولی سینما و روانشناسی اجتماعی آنچنان از تسلط متولیان فرهنگی خارج شده و افسارآن در هزاران کیلومتر آن طرف تر از مرزهای آبی و خاکی ما قرار گرفته که ما صرفا تماشاچی هستیم.
سینما نمی تواند دلخوش به شوک های مقطعی چون بادیگارد و محمد رسول الله و پنجاه کیلو آلبالو و یا اخراجی ها باشد سینما امروز از چشم مردم افتاده است. سینما برای تولد دوباره در اذهان مردم به یک دگردیسی نیاز دارد و این تغییر را خود سینماگران و زمان می تواند چاره ساز باشد.

Print Friendly, PDF & Email
کدخبر : 93559




۲ دیدگاه

  1. اورموی مسلمان گفت:

    سینما از چشم مردم نیافتاده بلکه مردم از چشمان سینما افتاده اند!!!یعنی سینما کور و کر شذه و مردم را درک نمی کند!!! سینمای ایران نه بلکه سینمای تهران با آن فیلمفارسی های بی محتوای صرفاً گیشه ای ومطابق با مذاق لمپن های جامعه با آن هنرمند نماهای مبتذل و دارای هزران پرونده و برنامه و …. هرگز سینما نبوده و نخواهد شد!سینمای کنونی کاریکاتوری از سینمای هالیوود وبالیوود است!یا ا…یا محمد(ص)

دیدگاه خود را به ما بگویید.