تاریخ انتشار :شنبه 7 آوریل 12.::. ساعت : 2:00 ق.ظ

   323 بازدید

دکتر وحید یامین پور: ابتدائاً باید بنویسم که شناخت و رابطه نویسنده ی این یادداشت با آقای دکتر علی مطهری بیش از یک خواننده روزنامه یا مشاهده گر صرف است. صرف نظر رصد دقیق ایشان در رسانه ها، سابقه ی ارتباط و هم نشینی با ایشان به جلسات متعدد در تلویزیون و همچنین کمیسیون فرهنگی مجلس هشتم بازمیگردد. من به دکتر علی مطهری رای نداده ام و نیز همگان را به حذف ایشان –به عنوان یک عنصر تندرو و غیر قابل تعامل- از لیست منتخبشان توصیه کرده ام. به دلایلی که اجمالاً و به اختصار خواهد آمد، حضور دکتر علی مطهری در مجلس شورای اسلامی را موجب کند شدن حرکت انقلاب اسلامی، تقدیم مسائل دست چندم بر مسائل اولویت دار و اتلاف وقت قوه ی مقننه، تشدید تنازعات بین دولت و مجلس و رادیکال شدن فضای عمومی مجلس می دانم.

1.    آنچنان که گفته شد متاسفانه دکتر علی مطهری به هر دلیلی – ولو احساس تکلیف فردی- هر از گاهی وقت بااهمیت مجلس شورای اسلامی را بستر طرح دغدغه های شخصی خود کرده و توجهات عمومی را به خود معطوف می کند. بطور مثال سال گذشته سوال ایشان از وزیر کشور منجر به جلسه ای وسیع و وقت گیر با آقای مصطفی نجار و بسیاری دیگر از رجال مرتبط با این موضوع از جمله رئیس ستاد صیانت و معاون اجتماعی وزارت کشور، رئیس پلیس  و دیگر مسوولین رده بالای کشور شد. جلسه ای که علیرغم توضیحات مفصل و چندین باره موسولان امر نهایتاً پایان خوشی نداشت. اطلاعات کم و عدم بهره گیری از نظر کارشناسان و تکیه و اصرار صرف بر سوال و فرضیه ی ذهنی، تخاطب با آقای دکتر مطهری را دشوار و گاهی ناممکن می کند و اغلب باعث طرح کنایه ها و توهین ها از طرف ایشان به مسوولان امر می شود.

2.    منازعه و درگیری های لفظی، حاشیه ایست که دکتر مطهری را سوژه ای جذاب برای بسیاری از رسانه ها کرده است. متاسفانه چندین تجربه از چنین صحنه های خلاف شأنی درباره ایشان گزارش شده است. نویسنده خود شاهد چند مورد مکابره ی لفظی شدید و مجادلات عصبی ایشان حتی با برخی نمایندگان روحانی مجلس بوده است.(توهین های ایشان در صحن علنی به یکی دیگر از نمایندگان تهران بازتاب وسیعی در رسانه های داخل و خارج داشت از اینجمله است) متاسفانه چنین برخوردهایی باعث شکل گیری تصویری نادرست و معوج از مجلس در اذهان عمومی و دلسرد شدن عموم مردم از آن می شود که بی تاثیر در کاهش مشارکت عمومی در انتخابات نیست.

3.    دکتر علی مطهری متاسفانه کمتر به نظر جمعی و مطالعات کارشناسی در تصمیم گیری توجه دارند. تصمیم سازی در مجلس شورای اسلامی به معنای تدوین و تصویب قوانینی برای آینده ی کشور است. تکروی در این زمینه میزان کارآمدی و بقای مصوبات را کاهش می دهد. اقدام تعجب برانگیز و دفعی دکتر مطهری در ارائه ی طرح شخصی خود به عنوان قانون جامع صدا و سیما و بی توجهی به ماه ها کار کارشناسی کمیسیون فرهنگی و مرکز پژوهشهای مجلس دراین زمینه از آنجمله است. اقدامی که مدتها روند تصویب این قانون را به تاخیر انداخت.(توجه کنید با اعلام وصول یک طرح، طرح مشابه دیگری با آن نام دیگر اعلام وصول نمی شود. دکتر مطهری با امضا گرفتن از نمایندگان برای طرح خود عملا طرح کارشناسی شده و جمعی کارگروه رسانه ی کمیسیون فرهنگی را از دور خارج کرد!)

4.    دکتر علی مطهری فرزند استاد شهید مرتضی مطهری است که بی تردید یکی از ارکان تئوریک نظام جمهوری اسلامی دانسته می شود. خوشایند یا ناخوشایند این نسبت و رابطه انتظارات و توقعات ویژه ای را نسبت به ایشان تولید می کند که متاسفانه اغلب برآورده نمی شود. بنابراین ارادت نظری و عاطفی به این استاد شهید باعث می شود نگران حفظ و حرمت شأن و حرمت شان باشیم. اگر دکتر علی مطهری شخصیتی غیر از این بود طبعا موجبات خوشحالی همگان و تبلیغ نام و جایگاه پدر گرامیشان بود. هرچند خوشبختانه تجربه حضور ایشان در مجلس و رصد احوالات ایشان توسط مردم خود نوعی بلوغ سیاسی را موجب خواهد شد. چراکه تفکیک اشخاص از خانواده و القاب و نسبت ها خود گردنه ای سیاسی است که بسته به هشیاری مردم می تواند خطرناک و شبهه آفرین باشد. به این ترتیب تجربه ی دکتر علی مطهری در مجلس پیشینه ای خوب برای داوری درباره ی سایر فرزندان یا نوادگان شخصیت های بزرگ است که در سر دارند دیر یا زود با بهره گیری از نام و لقب پدارن شان به عرصه ی سیاسی قدم بگذارند.

5.    دکتر علی مطهری ماه هاست که تیتر روزنامه های اصلاح طلب و عکس صفحه ی اول آنهاست. اصلاح طلبان علی مطهری را نامی بلند برای طرح سخنان تشنج آفرین خود یافته اند. آنچنان که “علی مطهری” تک نام لیست انتخاباتی سی نفره بسیاری شان در صندوق های شمال شهر شد(مراجعه کنید به مصاحبه ی عباس عبدی و اظهار شفاف انتخاب یگانه ی مطهری در انتخابات تهران). آنچنان که از رسانه های اصلاح طلب برمیآید آنها دکتر مطهری را نماینده ای تندرو و زبانی تند و تیز یافته اند که بدون ملاحظه ی مختصات داخلی و بین المللی می تواند آغاز گر پیاپی منازعات سیاسی جدید باشد. اگر علی مطهری خود را اصولگرا نمی نامید ضرورتی برای درج این شماره از نوشتار و بل کل نوشتار نمی یافتم. لیکن او همچنان خود را اصولگرا می داند و روتیتر روزنامه های اصلاح طلب نیز با همین وصف از او نام می برند؛ استدلال این بخش از نوشتار همان است که در شماره قبل آمد.

6.    دکتر علی مطهری خیلی زود پس از انتخابات مشابه طیف سیاسی ظاهرا اصولگرایی که به آن تعلق داشت، به حنجره ای برای دلجویی از اغتشاشگران و توبیخ جریان حزب الله و عموم مردم متدین بدل شد. تجربه های شخصی من در سال 88 از چند برنامه تلویزیونی با ایشان بسیار خواندنی خواهد بود که در این مجال امکان ذکرش نیست. صرفاً یادآوری مواضع عجیب و غریب ایشان در مناظره با آقای وحید جلیلی در برنامه “روبه فردا” خالی از لطف نیست. این برنامه درست یک هفته پس از یوم الله 9دی و حضور شگفت انگیز عموم مردم در این راهپیمایی به عنوان اتمام حجت با فتنه گران و ساکتین فتنه، بصورت زنده پخش شد. دکتر مطهری در این برنامه بدون استناد به هیچ منبع قابل اعتمادی مدعی شد که هزاران نفر از جوانان این کشور در زندان های بسرمی برند! شتاب دکتر مطهری در مسیر جلب نظر طیف مخالف نظام به مرور البته بیشتر هم شده است. توهین به دانشجویان معترض به مصوبه مجلس در خصوص وقف دانشگاه آزاد را کمتر کسی متصور بود. اینگونه اقدامات رادیکال در توهین به بدنه ی دانشگاهیان و بسیجیان باعث می شود تا سایر اقدامات ایشان از جمله سوال از رئیس جمهور در خصوص علت خانه نشینی نیز تنها نوعی منازعه ی سیاسی و اقدامی کینه ورزانه تلقی شود و نه خیرخواهانه.

… در آخریک پرسش:

مجلس ما اصولگرا تر است یا سنای امریکا؟! این سوال ممکن است خلاف قاعده پرسیده شده باشد ولی هرچه هست باید مسلم گرفت که سنای امریکا مظهر ابراز مهمترین اصول سیاسی و حاکمیتی امریکاست و طی سالیان متمادی کمتر می توان از مصوبات و یا اظهارنظر هایی که مخالفت و یا حتی تنافر صریح با راهبردها و مبانی اصلی نظام سیاسی ایالات متحده داشته باشد از طرف سناتورها سراغی گرفت. اهتمام سناتورها به راهبری سیاست های ضد اسلامی و ضد ایرانی حتی در خارج از چارچوب دستور اصلی مجلس سنا در این باره قابل توجه است. سفر با افغانستان، طرح کمک به مخالفان بشار اسد در سوریه، طرح جداسازی بلوچستان در پاکستان، تحریم بانک مرکزی ایران و حتی اقدامات شخصی سناتورها نظیر جنجال سازی های رسانه ای علیه ایران(مانند آنچه سناتور مک کاتر درباره کشته سازی از ترانه موسوی و نمایش تصویر بزرگ او در سنا انجام داد) یا پیشنهاد سناتور “منندز” در حراج الواح هخامنشی و کتیبه های تخت جمشید در امریکا و بسیاری دیگر از این دست اقدامات نشان می دهد که سنای امریکا مجموعه ای است یکدست و صریح در پیشبرد اهداف استکباری ایالات متحده و سرعت بخشی – ونه ایجاد مانع یا کندی- در مسیر تحقق راهبردهای بین المللی امریکا.

منظور نظر این نوشتار روشن است. دکتر علی مطهری برای کسانی مثل من سوژه ای همیشه جذاب برای رسانه هاست. او می تواند به عنوان یک ژورنالیست بطور هفتگی یا روزانه برای روزنامه هایی مانند شرق یا سایت های همسوی آن یادداشت بنویسد و همگان را از نظرات خود مطلع کند آنچنان که اکنون هم به آن کار مشغول است. لیکن درحالیکه جمهوری اسلامی ایران تحت فشار اتحاد ضد ایرانی غرب و امریکا قرار دارد پرواضح است که به نهادهای سیاسی صریح، یکپارچه و سریع الانتقال نیاز دارد. تصور کنید که در بحبوحه ی تحریم ها که مدیریت کشور نیاز به فهم دقیق و لحظه به لحظه شرایط داخلی و بین المللی دارد، نماینده ای در مجلس به هر دلیلی به اقدامات تکروانه، جناحی و سیاسی دست بزند و علاوه بر تشدید تزاحمات فی مابین قوای نظام و اتلاف وقت مسوولین، پالس های امید بخش به خارج از مرزها بفرستد. 

Print Friendly
کدخبر : 2564




4 دیدگاه

  1. علی حق گو گفت:

    آقای وحيد يامين پور يک فرصت طلب است که به دنبال مطرح کردن خود است ، سوءاستفاده چی که ، حقير فکر می کنم درد دين ندارد بلکه نان دين را می خورد ، مزدورانی چون او شايد مدتی فرصت يابند که با دست اندازی بر بيت المال خر مراد را سوار شوند ولی آخرالامر گرفتار تارهايی می شوند که برای دنيايشان به دور خود تنيده اند0

    • به گمانم شما اول بروید حرف زدن درست را یاد بگیرید و بعدا در مورد دیگران نظر دهید.
      در ثانی این همه اتهامات را سندی داری که اثبات کنی؟ اگه نداری پس ساکت شو!!

  2. بابك گفت:

    نظرت راجع به نفوذ شديد سپاه در عرصه سياسي و اقتصادي چيه آقا وحيد مگر وصيت نامه امام رو نخونديد كه حظور نظاميان در عرصه سياست رو اكيدا ممنوع اعلام كرده

  3. حسن گفت:

    ****اقای یامین پور از فاحشه تا فاحشه تفاوت بسیار است ***
    اقای دکتر وحید یامین پور فاحشه گی سیاسی و افکار به مراتب بدتر از فاحشه ایست که تن خود را می فروشد با اینکه این سخنی که شما درباره زنی که فقط به دنبال آزادی است و انهم فقط آزادی انتخاب پوشش روا نیست .. ولی فرض را بر این می گذرایم که می خواهیم مقایسه کنیم بین فاحشه گی سیاسی و فردی …
    کسی که تن خود را می فروشد آسیب ناشی از ان به خود است و گناه ان برای او … ولی فردی که فاحشه ای سیاسی است و بخاطر جاه طلبی و مقام تماتم ارزش ها را زیر پای می گذارد و خود را چنین ارزان می فروشد به مراتب بیشتر به خود و جامعه ضرر و زیان می رساند … خود را فروختن برای مقام و مطرح شدن و در نهایت این افکار پست را در جامعه پرورش دادن به خود و یک نسل آسیب رساندن است. امروز جامعه در ایران به دو دسته تقسیم شده خودی و غیر خودی آری هر کس باور داشت به انچه که شما باور دارید مسلمان است به بهشت می رود و هر کس کوچکترین فرقی با شما دارد کافر است به جهنم می رود و رواست و حلال هر چه که می خواهیم به ان دسته بگویم و هر بلای که می خواهیم بر انان وارد کنیم .. اسم این چیست اسلام است مسلمان بودن خیر اسم این فاحشه ای سیاسی و مذهبی است … باری سخن بسیار است گوش ها کر شده به حقیقت. چرا زیرا حقیقت تلخ است حقیقت مساوی با بر هم پاشیدن تمام باورهای است که سود و منفعت شخصی دارد.
    امروز اسم دین و مردم سالاری در اختیار شیطان است تا بتواند بتازد ببرد بخورد و همه به اسم دین و اسلام .
    فاحشه گی بالا تر از ان که شما می تازید و دختری در سن کمتر از 14 سال تن خود را می فروشد چون فاحشه خانه شما بچرخد فاحشه گی بدتر ازاین که پول بیت المال در سوریه بمب بشکه ای شود و به اسم نگهداری از حرم حضرت زینب(س) بر سر خورد سالان و زنان مسلمان بیفتد.
    فاحشه گی بدتر از انکه در صدای سیمای یک مملکت به دروغ تهمت به زنان یا مردان دیگر زد و هر روز داستنی ساخت از تجاوز در حالی که این کار خودش بزرگترین تجاوز است …
    اقای یامین پور به خود اجازه می دهید که از سرویس ان کسی که شما دشمن خود می دانید گوگل پلاس که یک سرویس امریکای است به راحتی استفاده کنید و هر چه دلتان می خواهد بگوید تهمت بزنید تهدید کنید اب از اب تکان نخورد ولی اگر یک ایرانی کارگر گله کرد از وضع زندگی در زندان شما با زربات مشت های شما بمیرد چرا چون دنبال حقش بود حقی ناچیز که حتا به سیاست هم کاری نداشت اسم این را شما چه می گذارد این فاحشه گی نیست و عدالت است …
    در قدیم اگر فاحشه ای برای ریس خود کار نمی کرد یا نا فرمانی می کرد کتک می خورد وکسانی که برای ریس خانه کار می کردند چاره ای جز به گوش دادن فرمان نداشتند ایا این کاری که شما می کنید هر نافرمانی اخرش زندان تهمت کتک و شکنجه است فاحشه خانه و فاحشه گی نیست اگر نیست پس آزادی است که هر بجز شما حق زندگی ندارد ..
    خوشا به حال انکه بدن خود را می فروشد و ضرر ان به خودش است برای نان شب وای به حال فاحشه خانه ای سیاسی و فاحشه های ان که بخاطر مقام جاه طلبی خود را فروختند ..
    اقای دکتر مقام دکتر به خود می دهید ام دکترین شما به مراتب پستر از هر فاحشه ایست .. شما نسل جوان را کشتید بخاطره افکار فاحشه ای خود …
    امروز همه ای کلمه ها در زبان شما برعکس شده بی عدالتی به عدالت معنی می شود آزاده خواهی به فاحشه نا مسلمان به مسلمان وو آری امروز روز شماست بتازید که صد ها سال در تاریخ یک روز بیشتر نیست بتازید که جای شما در تاریخ کنار هیتلر هاست بس .
    .چشمان خود را بسته اید و می تازید وای به حال شما و امثال شما .. که در گورستان تاریخ در کنار تمام فاحشه های سیاسی دیگر خو اهید بود….
    جای که شما از ان یاد می کنید و اسم پری بلنده را می آورید در تمام ایران یک مکان رسمی بود و بس .اما امروز صدها نه هزاران دفتر صیغه باز کرده اید برای شهوت خود و امثال خود به اسم اسلام اسم این فاحشه خانه نیست کمک به مردم است به زنان ؟
    می گویید پری بلنده کودتا کرد علیه مصدق یک زن و یک فاحشه به قول شما ولی در سال 88 صدها کشته کهریزک شکنجه زندان و تقلب که امروز اشکار فرمانده ای سپاه شما می گویید این کودتا نیست …
    جناب دکتر یامین پور امید دارم که روزی اگاه شوید و بدانید که این عدالت نیست و این حتا اسلام نیست این بزرگترین فاحشه خانه و فاحشه های سیاسی است که هکه ای ارزش های انسانی را زیر پای گذاشته شود و اسم ان را مردم سالاری بگذاریم کدام مردم همان خودی ها …
    سخن بقدری زیاد است که یک گوش نیست چون سینه ها سنگ شده و تمام عدالت ها بی عدالتی در جای که تمام معنی ها عوض شده نگویم بهتر است..

دیدگاه خود را به ما بگویید.