تاریخ انتشار :سه شنبه ۹ اسفند ۹۰.::. ساعت : ۴:۳۷ ب.ظ

   716 بازدید

پیش تر در خصوص نقش و عملکرد احزاب و تشکل ها در فضای سیاسی استان سخن به میان آورده ایم و این نکته را مورد بررسی قرار دادیم که احزاب ( چه از نوع اصولگرا و چه اصلاح طلب ) در آذربایجان غربی بخاطر نبود پشتوانه مالی ، همواره از ایفای نقش واقعی خود که همانا تربیت و تقویت نیروهای سیاسی جدید و جهت دهی به افکار عمومی بوده ، بازمانده و فقط در ایام انتخابات بدون آنکه در جهت بومی سازی مواضع و دیدگاههای حزب متبوع شان زمینه سازی کنند ، نظرات دفتر مرکزی را آنهم در حد یک بیانیه پیاده می کنند .

با نزدیک شدن به ایام انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی تشکل های سیاسی کشور با فضای متفاوت تری نسبت به دوره های قبل روبرو شدند .

طیف های مختلف سیاسی این بار برای نشان دادن اتحاد و انسجام بین گروهی خود ، درقالب جبهه های سیاسی متشکل از چند حزب و گروه همسو وارد میدان رقابت انتخاباتی شدند .

جبهه متحد اصولگرایان متشکل از نیروها و احزاب منتسب به طیف های مختلف از جمله طیف لاریجانی ، طیف قالیباف ، جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و … و جبهه پایداری انقلاب اسلامی متشکل از نیروها و تشکل های حامی دولت از جمله مهمترین این جبهه ها بودند .

طیف منتسب به محسن رضایی کاندیدای ریاست جمهوری دهم نیز در قالب جبهه ایستادگی و بخشی از اصلاح طلبان معتدل نیز در قالب جبهه مردم سالاری شکل گرفتند . اما در این میان شکل گیری جبهه متحد اصولگرایان و جبهه پایداری با سر وصدای بیشتری همراه بود .

کش و قوس های سریال وار این دو جبهه سیاسی و پیوستن یا نپیوستن جبهه پایداری به بدنه جبهه متحد سبب شد تا اغلب نیروهای سیاسی علی الخصوص در استانها اخبار و اتفاقات رخ داده میان آنها را با حساسیت ویژه ای دنبال کنند و منتظر اقدامات آتی و در نهایت اعلام لیست کاندیداهای مورد حمایت آنها در جریان انتخابات باشند .

در استان آذربایجان غربی نیز ابتدا اعضای گروه 7+8  و معتمدین جبهه متحد اصولگرایان مشخص شدند تا از بین نامزدهای تأیید صلاحیت شده استان ، لیست پیشنهادی خود را به تهران معرفی کنند ، جبهه پایداری انقلاب اسلامی هم علیرغم اینکه در بدنه تصمیم گیری اش یک ارومیه ای بنام صادق محصولی را بعنوان یک چهره  تأثیرگذار در اختیار داشت و می توانست فعال تر از استانها و شهرهای دیگر عمل کند ، اما صرفاً به چند فقره سفر پنهانی سیاسی بسنده کرد و پس از ملاقات بابرخی بزرگان سیاسی استان و رایزنی با تعدادی از کاندیداها ، لیست دونفره خود را در ارومیه معرفی کرد .

هرچند که  در خصوص نحوه ارزیابی و انتخاب نفرات لیست و نهایتاً اعلام رسمی کاندیداهای مورد حمایت از سوی هر دو جبهه ، حرف و حدیث های زیادی مطرح است اما برای آنکه به تخریب و دامن زدن به اختلافات متهم نشویم از ذکر آن خودداری کرده و بحث پیرامون این موضوع را به بعد از انتخابات موکول می کنیم .

اما آنچه در این میان حائز اهمیت است ، نتیجه و میزان تأثیری است که تصمیمات و اقدامات این دو جبهه سیاسی در استان در پی داشته است .

آیا هدف غایی و نهایی جبهه متحد اصولگرایان از گردآوری ده چهره سیاسی و برگزاری جلسات و نشست های مختلف و ارزیابی نامزدها ، ارائه یک لیست نصف و نیمه بود ؟

این چه تشکل سیاسی است که با گذشت 5 روز از ایام قانونی تبلیغات انتخاباتی هنوز یک برنامه  مشترک اعم از سخنرانی ، ستاد تبلیغاتی ، پوستر و حتی یک کارت ویزیت با نام و عنوان جبهه متحد اجرایی نکرده است ؟

چرا برخلاف سایر استانها هیچکدام از کاندیداهای مورد حمایت جبهه پایداری و بخصوص جبهه متحد آذربایجان غربی در اقلام تبلیغاتی خود از آرم و عنوان آنها استفاده نمی کنند ؟

آیا غیر از این است که این تشکل های سیاسی برای نحوه حمایت از کاندیداهای لیست خود هیچ تدبیر و برنامه قبلی نداشته و ندارند ؟

جهت بررسی همین موضوع در چند شب اخیر ، حضور در ستادهای انتخاباتی کاندیداهای مورد حمایت جبهه متحد در ارومیه در دستور کار همکاران قرار گرفت .

گزارش خبرنگار ما از ستاد انتخاباتی ابراهیم بازیان حاکی است که وی در سخنرانی شنبه شب خود درپاسخ به سوال یکی از حاضران درمورد ائتلاف یا همراهی با نامزدهای دیگر اظهار داشته : « بنده با هیچکس ائتلاف نکرده ام و بشدت این شایعه راتکذیب می کنم و اگر برخی احزاب و جبهه های سیاسی بنده را بعنوان کاندیدای اصلح معرفی کرده اند ، ضمن تشکر از همه آنها باید عرض کنم که این لیست ها نقش راهنمایی و روشنگری و هدایت افکار عمومی را بر عهده دارند »

گزارش های دیگر از ستادهای انتخاباتی جواد جهانگیرزاده و حسین پناهی نیز حاکی است این دو نامزد مورد حمایت جبهه متحد هم در پاسخ به همین سوال ، نظراتی مشابه آنچه بازیان ابراز داشته ، ارائه کرده و تأکید نموده اند که با هیچکس ائتلاف نکرده اند !

با توجه به موارد فوق باید از تهیه کنندگان این لیست ها پرسید که : چرا بدون آنکه بسترها و زمینه های لازم برای کار تشکیلاتی در استان فراهم گردد ، دست به چنین اقدامی زده اند؟ اساساً چه کسی یا کسانی می بایست این زمینه سازی ها را انجام می دادند ؟

چرا نام کسانی بعنوان نامزدهای همفکر و همسو در لیست جبهه متحد آمده که نسبت به یکدیگر نقد های جدی دارند و حتی حاضر نیستند زیر یک پرچم جمع شوند ؟ چرا جبهه متحد نتوانسته است سه کاندیدای مورد حمایت خود را در ارومیه جمع کند و در حضور هواداران آنها جلسه سخنرانی مشترک ترتیب دهد ؟

چرا برخی از اعضای معتمد جبهه متحد اصولگرایان استان در ستادهای انتخاباتی کاندیداهایی غیر از کاندیداهای مورد حمایت این جبهه حضور می یابند ؟

آیا همه اینها نشانه ای بر بی اعتمادی و عدم وجود وفاق و همدلی بین اعضا و نامزدهای این لیست نیست ؟

آیا توان احزاب ، گروهها و تشکل های سیاسی اصولگرا در استان ما همینقدر است که یک لیست منتشر کنند و بعد کنار بکشند و منتظر نتیجه انتخابات بمانند ؟ به نظر می رسد جبهه از نامزدهایی حمایت کرده است که خود را از پیش برنده انتخابات می دانند و نیازی به اعلام حمایت هیچ حزب و گروهی نمی بینند !

اما سوال اساسی اینجاست که آیا نقش احزاب و جبهه های سیاسی فقط ارائه لیست بوده است ؟ آیا مردم بدون وجود این لیست ها توان تشخیص نامزدهای اصلح را نخواهند داشت ؟ جبهه متحد و جبهه پایداری در جهت تلاش برای ترغیب مردم به حضور گسترده در انتخابات چکار کرده اند ؟ آیا واقعاً احزاب ما اینقدر ساده انگارند که گمان می کنند مردم با دادن یک لیست برای شرکت در انتخابات قانع می شوند ؟

بدیهی است  تا زمانی که احزاب و تشکل های سیاسی به نقش واقعی خود نپرداخته و به وظیفه اصلی خود واقف نباشند ، لیست هایی که می دهند، نه اثرگذار است و نه مورد توجه قرار می گیرد و همیشه همین بساط است!

پیش تر در خصوص نقش و عملکرد احزاب و تشکل ها در فضای سیاسی استان سخن به میان آورده ایم و این نکته را مورد بررسی قرار دادیم که احزاب ( چه از نوع اصولگرا و چه اصلاح طلب ) در آذربایجان غربی بخاطر نبود پشتوانه مالی ، همواره از ایفای نقش واقعی خود که همانا تربیت و تقویت نیروهای سیاسی جدید و جهت دهی به افکار عمومی بوده ، بازمانده و فقط در ایام انتخابات بدون آنکه در جهت بومی سازی مواضع و دیدگاههای حزب متبوع شان زمینه سازی کنند ، نظرات دفتر مرکزی را آنهم در حد یک بیانیه پیاده می کنند .

با نزدیک شدن به ایام انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی تشکل های سیاسی کشور با فضای متفاوت تری نسبت به دوره های قبل روبرو شدند .

طیف های مختلف سیاسی این بار برای نشان دادن اتحاد و انسجام بین گروهی خود ، درقالب جبهه های سیاسی متشکل از چند حزب و گروه همسو وارد میدان رقابت انتخاباتی شدند .

جبهه متحد اصولگرایان متشکل از نیروها و احزاب منتسب به طیف های مختلف از جمله طیف لاریجانی ، طیف قالیباف ، جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و … و جبهه پایداری انقلاب اسلامی متشکل از نیروها و تشکل های حامی دولت از جمله مهمترین این جبهه ها بودند .

طیف منتسب به محسن رضایی کاندیدای ریاست جمهوری دهم نیز در قالب جبهه ایستادگی و بخشی از اصلاح طلبان معتدل نیز در قالب جبهه مردم سالاری شکل گرفتند . اما در این میان شکل گیری جبهه متحد اصولگرایان و جبهه پایداری با سر وصدای بیشتری همراه بود .

کش و قوس های سریال وار این دو جبهه سیاسی و پیوستن یا نپیوستن جبهه پایداری به بدنه جبهه متحد سبب شد تا اغلب نیروهای سیاسی علی الخصوص در استانها اخبار و اتفاقات رخ داده میان آنها را با حساسیت ویژه ای دنبال کنند و منتظر اقدامات آتی و در نهایت اعلام لیست کاندیداهای مورد حمایت آنها در جریان انتخابات باشند .

در استان آذربایجان غربی نیز ابتدا اعضای گروه 7+8  و معتمدین جبهه متحد اصولگرایان مشخص شدند تا از بین نامزدهای تأیید صلاحیت شده استان ، لیست پیشنهادی خود را به تهران معرفی کنند ، جبهه پایداری انقلاب اسلامی هم علیرغم اینکه در بدنه تصمیم گیری اش یک ارومیه ای بنام صادق محصولی را بعنوان یک چهره  تأثیرگذار در اختیار داشت و می توانست فعال تر از استانها و شهرهای دیگر عمل کند ، اما صرفاً به چند فقره سفر پنهانی سیاسی بسنده کرد و پس از ملاقات بابرخی بزرگان سیاسی استان و رایزنی با تعدادی از کاندیداها ، لیست دونفره خود را در ارومیه معرفی کرد .

هرچند که  در خصوص نحوه ارزیابی و انتخاب نفرات لیست و نهایتاً اعلام رسمی کاندیداهای مورد حمایت از سوی هر دو جبهه ، حرف و حدیث های زیادی مطرح است اما برای آنکه به تخریب و دامن زدن به اختلافات متهم نشویم از ذکر آن خودداری کرده و بحث پیرامون این موضوع را به بعد از انتخابات موکول می کنیم .

اما آنچه در این میان حائز اهمیت است ، نتیجه و میزان تأثیری است که تصمیمات و اقدامات این دو جبهه سیاسی در استان در پی داشته است .

آیا هدف غایی و نهایی جبهه متحد اصولگرایان از گردآوری ده چهره سیاسی و برگزاری جلسات و نشست های مختلف و ارزیابی نامزدها ، ارائه یک لیست نصف و نیمه بود ؟

این چه تشکل سیاسی است که با گذشت 5 روز از ایام قانونی تبلیغات انتخاباتی هنوز یک برنامه  مشترک اعم از سخنرانی ، ستاد تبلیغاتی ، پوستر و حتی یک کارت ویزیت با نام و عنوان جبهه متحد اجرایی نکرده است ؟

چرا هیچکدام از کاندیداهای مورد حمایت جبهه پایداری و بخصوص جبهه متحد در اقلام تبلیغاتی خود از آرم و عنوان آنها استفاده نمی کنند ؟

آیا غیر از این است که این تشکل های سیاسی برای نحوه حمایت از کاندیداهای لیست خود هیچ تدبیر و برنامه قبلی نداشته و ندارند ؟

جهت بررسی همین موضوع در چند شب اخیر ، حضور در ستادهای انتخاباتی کاندیداهای مورد حمایت جبهه متحد در ارومیه در دستور کار همکاران قرار گرفت .

گزارش خبرنگار ذوالفقار از ستاد انتخاباتی ابراهیم بازیان حاکی است که وی در سخنرانی شنبه شب خود درپاسخ به سوال یکی از حاضران درمورد ائتلاف یا همراهی با نامزدهای دیگر اظهار داشته : « بنده با هیچکس ائتلاف نکرده ام و بشدت این شایعه راتکذیب می کنم و اگر برخی احزاب و جبهه های سیاسی بنده را بعنوان کاندیدای اصلح معرفی کرده اند ، ضمن تشکر از همه آنها باید عرض کنم که این لیست ها نقش راهنمایی و روشنگری و هدایت افکار عمومی را بر عهده دارند »

گزارش های دیگر از ستادهای انتخاباتی جواد جهانگیرزاده و حسین پناهی نیز حاکی است این دو نامزد مورد حمایت جبهه متحد هم در پاسخ به همین سوال ، نظراتی مشابه آنچه بازیان ابراز داشته ، ارائه کرده و تأکید نموده اند که با هیچکس ائتلاف نکرده اند !

با توجه به موارد فوق باید از تهیه کنندگان این لیست ها پرسید که : چرا بدون آنکه بسترها و زمینه های لازم برای کار تشکیلاتی در استان فراهم گردد ، دست به چنین اقدامی زده اند؟ اساساً چه کسی یا کسانی می بایست این زمینه سازی ها را انجام می دادند ؟

چرا نام کسانی بعنوان نامزدهای همفکر و همسو در لیست جبهه متحد آمده که نسبت به یکدیگر نقد های جدی دارند و حتی حاضر نیستند زیر یک پرچم جمع شوند ؟ چرا جبهه متحد نتوانسته است سه کاندیدای مورد حمایت خود را در ارومیه جمع کند و در حضور هواداران آنها جلسه سخنرانی مشترک ترتیب دهد ؟

چرا برخی از اعضای معتمد جبهه متحد اصولگرایان استان در ستادهای انتخاباتی کاندیداهایی غیر از کاندیداهای مورد حمایت این جبهه حضور می یابند ؟ آیا همه اینها نشانه ای بر بی اعتمادی و عدم وجود وفاق و همدلی بین اعضا و نامزدهای این لیست نیست ؟

آیا توان احزاب ، گروهها و تشکل های سیاسی اصولگرا در استان ما همینقدر است که یک لیست منتشر کنند و بعد کنار بکشند و منتظر نتیجه انتخابات بمانند ؟ به نظر می رسد جبهه از نامزدهایی حمایت کرده است که خود را از پیش برنده انتخابات می دانند و نیازی به اعلام حمایت هیچ حزب و گروهی نمی بینند !

اما سوال اساسی اینجاست که آیا نقش احزاب و جبهه های سیاسی فقط ارائه لیست بوده است ؟ آیا مردم بدون وجود این لیست ها توان تشخیص نامزدهای اصلح را نخواهند داشت ؟ جبهه متحد و جبهه پایداری در جهت تلاش برای ترغیب مردم به حضور گسترده در انتخابات چکار کرده اند ؟ آیا واقعاً احزاب ما اینقدر ساده انگارند که گمان می کنند مردم با دادن یک لیست برای شرکت در انتخابات قانع می شوند ؟

بدیهی است  تا زمانی که احزاب و تشکل های سیاسی به نقش واقعی خود نپرداخته و به وظیفه اصلی خود واقف نباشند ، لیست هایی که می دهند، نه اثرگذار است و نه مورد توجه قرار می گیرد و همیشه همین بساط است!

ذوالفقار نیوز

Print Friendly, PDF & Email
کدخبر : 1535




۲ دیدگاه

  1. مجتبی گفت:

    سلام .برادر قبل از زدن خبر بی زحمت یه بار بخونش
    نصف خبر از وسط به بعد تکرار شده!!

دیدگاه خود را به ما بگویید.