تاریخ انتشار :پنج شنبه ۲۵ اسفند ۹۰.::. ساعت : ۱:۱۲ ب.ظ

   353 بازدید

بیشتر وقت این روزهای كاری‌ام را ارزیابی مقالات رسیده همایشی ملی به خود مشغول می‌دارد كه هشتمین دوره آن در حال اجراست و مقوله عجیب و تأسف‌انگیز در جریان ارزیابی مقالات بر اینجانب رخ نمود كه نیمرخش را موردی و گاه به گاه دیده یا شنیده بودم: دزدی، دزدی مطلب، دزدی دانش؛ البته نمی‌گویم چون بیشتر مقالات رسیده از نظر شاكله و محتوا، گردآمده‌هایی از هر دست و گونه هستند كه نام مقاله به مثابه تولید و افزایش دانش كاربردی نمی‌توان بر آن نهاد.

با كمال تأسف باید اعلام كنم، كلا از هر ده مقاله رسیده، نزدیک ۹ مقاله كذب، كپی، از آن دیگری، تكراری سال‌های گذشته بی هیچ كم و كاستی و… است و این جدای از مقالاتی است كه دارای ارزشی نیستند و نویسندگانشان از جایی مطلبی كش نرفته‌اند و بحث دیگری است.

در هنگام ارزیابی درمی‌‌یابیم كه اشخاص یا گروه‌های حرفه‌ای و مقاله ساز، تنها و تنها مقاله ارائه می‌دهند، با هر دلیل و ارتباطی كه محورهای همایش می‌تواند به مقاله شان داشته باشد و در این حالت با دستكاری نام مقاله، آن را به جاهای گوناگون ارائه می‌كنند و تنها ممكن است «نمونه موردی» عنوان را عوض كنند: «موضوع فلان» نمونه موردی مثلا كرمان، «همان موضوع فلان»، نمونه موردی آذربایجان و … با اندكی تغییرات در بطن مقاله.
حال آنكه اگر تغییرات، گستره، منطقی، مبتنی بر یافته‌های جدید و تخصصی حداكثری و مبانی كلی حداقلی باشد، خود روش علمی و پذیرفته‌ای است.

نمونه دیگر این دزدی علمی، ارائه كپی صرف از مقاله‌ای است كه سال‌های پیش ارائه و رد شده است.

نمونه دیگر، كپی صرف از اینترنت است كه این روزها بلای جان تحقیقات علمی كشور شده و اندیشمندان سارق(!) چونان كبكی سر در برف به كپی دست می‌زنند و انگار كه تنها چشم جهان‌بین ایشان به صفحات جهانی وب روشن می‌شود و بقیه را بدان‌ها دسترسی و اطلاعی نیست!

از همه این موارد رندانه و تأسف انگیزتر، پژوهشگرنمایانی هستند كه عین مطلب دیگری را سرقت كرده و به نام خود به همایش عرضه داشته‌اند و متأسفانه از این دست نیز بسیار به قول امروزیان به تور پیگیری و سماجتم خورند و در تماسی كه با یكی از آقایان برای اعتراض به این عملشان داشتم، به راحتی اذعان كردند كه مگر شما متوجه شدید؟!

این روزها، مرسوم‌ترین روش تولید علم، آماده كردن مطلبی با نام كلی و بقای بر این كل!‌ با مطالبی در حدود ۹۵٪ و اضافه كردن ۵٪ دیگر مطالب جزیی و تخصصی كه اصل و نمونه موردی مقاله‌اند! حال به راحتی می‌توان با بقای بر آن كل كه خود مقدمه‌ای است بر اصل مقاله و تغییر ۵٪ دیگر، مقاله‌ای جدید تولید و به مجامع و همایش‌های تخصصی‌ دیگر ارائه كرد! بی هیچ كار میدانی و پژوهش عمقی و … . كل و مقدمه‌ای كه 95%‌است و ثابت و آنچه اصل باید باشد و بحث و مدل و… 5% مطلب سطحی و گذرا! اگر از همایش‌هایی از این دست، نتیجه، بهره و موتور محركه‌ای برای چرخش حوزه‌ها و عرصه‌های گوناگون كشور حاصل شود، باید تعجب كرد و انگشت به دهان گزید!

حدیث تلخی است

چندی پیش، استاد یكی از دانشگاه‌های بزرگ با پافشاری، بی منطقی، تهدید و … به دنبال ارائه گواهی دوره پیش برای چكیده‌شان بودند كه با تعجب و ملایمت به ایشان گفتم كه شش ماه است، از فرصت ارائه گواهی همایش دوره پیش گذشته است، دبیر همایش عوض شده، كمیته علمی همایش قبلی وجود ندارد، مدارك و سربرگ‌ها تغییر یافته و… و امكان ارائه گواهی نیست و ایشان قشقرقی به پا كردند كه من استاد دانشگاه و… مرحمت فرمودید؟

استاد تمام دانشگاه برای ارتقای شغلی و علمی اش به چكیده‌ای (!) آبكی متوسل می‌شود و… حدیث تلخ جریان رزومه خواهی، رزومه پركنی و … است. سامانه دانشگاهی برای ارتقای استاد تمام یك دانشگاه گواهی چكیده می‌خواهد! و این استاد با این چكیده می‌خواهد بنیادهای علمی كشور را به پیش برد؛ زهی خیال باطل!

طبیعی است كه دانشجویان و پ‍ژوهشگران جوان نیز به این سامانه كرنش كنند و مقاله در دست از این همایش و به آن همایش به هر دلیل یا بی دلیلی،‌ از اینجا و آنجا، راست یا دروغ، از خود یا از دیگران ارائه كنند برای رزومه!

داستان دیگر، بی‌اطلاعی برخی اساتید و داوران از این سرقات علمی است كه نشان از به روز نبودن و بی‌اطلاعی‌شان از رویدادها و یافته‌ها و منتشرات علمی حوزه‌های مربوطشان است… .
این از همایش ملی! همایش‌های استانی، دانشگاهی و … كه دیگر خدا داند!
تا اطلاع ثانوی متأسفم

تابناک/صدرا

Print Friendly, PDF & Email
کدخبر : 1790