تاریخ انتشار :چهار شنبه 26 سپتامبر 12.::. ساعت : 7:37 ب.ظ

   234 بازدید

 

متن کامل سخنان دکتر محمود احمدي نژاد به شرح زير است:

بسم الله الرحمن الرحيم

«الحمدلله رب العالمين و الصلوه و السلام علي سيدنا ونبينا محمد و آله الطاهرين و صحبه المنتجبين و علي جميع الانبياء و المرسلين»

سپاس مخصوص خداوند است كه پروردگار عالميان است و سلام و صلوات بر پيامبر خاتم و آل پاك و ياران برگزيده‌اش و همه انبياء‌الهي

«اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر واجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه»

اي خداي بزرگ در ظهور وليت كه همراه با سلامتي و پيروزي باشد تعجيل كن و ما را از بهترين ياران و حاميان او و فداكاران در راهش قرار بده

آقاي رئيس، عاليجنابان، خانم¬ها و آقايان

خداي بزرگ را به خاطر حضور مجدد در اين اجلاس سپاسگزارم.

آمده¬ايم تا با هم¬انديشي، زندگي بهتري براي جامعه بشري و ملت¬هايمان فراهم نمائيم.

من از سرزمين ايران، سرزمين شكوه و زيبايي، سرزمين علم و فرهنگ، سرزمين حكمت و اخلاق، مهد فلسفه و عرفان و ديار مهر و نور، سرزمين دانشمندان، حكيمان، فيلسوفان، عارفان، اديبان، سرزمين بوعلي سينا، فردوسي، مولوي، حافظ و عطار و خيام و شهريار

به نمايندگي از ملتي بزرگ و سرافراز، از پايه گذاران تمدن بشري و از ميراث داران ارجمند جهاني و به نمايندگي از مردماني آگاه، آزادي¬خواه، دوستدار صلح، مهربان و صميمي كه طعم تلخ تجاوزها و جنگ¬هاي تحميلي را چشيده و عميقاً قدرشناس ثبات و آرامش¬اند، اكنون در جمع شما خواهران و برادران خود از سراسر جهان حضور يافته¬ام تا براي بار هشتم در هشت سال مأموريت خدمتگزاري به مردم شايستة كشورم، به جهانيان نشان دهم كه ملت شريف ايران همچون گذشتة تابناكِ تاريخي¬اش، انديشه¬اي جهاني دارد و از هرگونه تلاش و مجاهدت براي تأمين، توسعه و تحكيم صلح ، ثبات و آرامش در جهان كه البته تنها از طريق همفكري و همكاري و مديريت مشترك ميسر است، استقبال كرده و آن را مهم تلقي مي¬كند.

اينجانب اينجا هستم تا پيام الهي و انساني مردان و زنان فرهيخته كشورم را به شما حضار محترم و به همة مردم جهان ابلاغ كنم. پيامي كه خداي سخن ايران زمين سعدي عليه¬الرحمه در دو بيت ماندگار تاريخي به همة‌ بشريت چنين هديه كرده است:

بـنـي آدم اعضـــــاي يکديگرند كه در آفرينش زيك گوهرند

چو عضوي به درد آورد روزگار دگر عضوهــا را نمـــاند قرار

طي هفت سال گذشته از چالش¬ها و راههاي برون رفت و افق آينده جهان سخن گفتم و امروز مي¬خواهم از منظر ديگري به آن بپردازم.

¬هزاران سال از پراكنده شدن و زندگي فرزندان حضرت آدم (ع) در بخش¬هاي مختلف زمين مي¬گذرد.

فرزنداني كه با رنگها و سلايق و زبانها و آداب گوناگون و در آرزوي ساختن جامعه¬اي متعالي و رسيدن به زندگي زيباتر و استقرار رفاه و صلح و امنيت پايدار تلاش گسترده¬اي بعمل آوردند.

اما عليرغم مجاهدت پيگير صالحان و عدالت¬طلبان و تحمل رنج¬هاي فراوان توسط توده¬هاي مردم براي نيل به شادكامي و پيروزي، جز در موارد اندك، تاريخ بشر پر از تلخ¬كامي و شكست¬هاست.

لطفاً در ذهن خود لحظه¬اي تصور كنيد:

اگر خودبرتربيني¬ها، بي¬اعتمادي¬ها، بداخلاقي¬ها و ديكتاتوري¬ها نبود و هيچكس به حق ديگري دست¬اندازي نمي¬كرد.

اگر به جاي ميزان برخورداري و مصرف، ارزش¬هاي انساني معيار شأن اجتماعي بود.

اگر بشر دوره سياه قرون وسطي را تجربه نكرده بود و قدرتمندان مانع از شكوفايي علم و انديشة سازنده نمي¬شدند.

اگر جنگهاي صليبي و دوران برده¬داري و استعمار واقع نشده بود و ميراث داران آن دوران سياه، در ادامه راه، انساني¬ عمل مي¬كردند.

اگر جنگ¬هاي اول و دوم در اروپا و جنگ كره و ويتنام و جنگهاي آفريقا و آمريكاي لاتين و بالكان اتفاق نمي¬افتاد و به جاي اشغال فلسطين و تحميل حكومت جعلي و نسل¬كشي و آواره كردن ميليون¬ها نفر، حقيقت حوادث جنگ دوم اعلام و به عدالت رفتار مي¬شد.

اگر تجاوز صدام عليه ايران نبود و زورمداران به جاي حمايت از صدام از حقوق ملت ايران حمايت مي¬كردند.

اگر حادثه تلخ 11 سپتامبر و لشگركشي به افغانستان و عراق و كشتار و آوارگي ميليونها نفر اتفاق نمي¬افتاد و به جاي كشتن و به دريا انداختن يك متهم بدون محاكمه و اطلاع¬رساني به مردم آمريكا و جهان يك گروه مستقل حقيقت¬ياب امكان آگاهي عمومي از كيفيت حادثه و مجازات عاملان آن را فراهم مي¬آورد.

اگر از افراط¬گرايي و تروريسم براي پيشبرد سياست¬ها استفاده نمي¬شد.

اگر سلاح¬ها به قلم تبديل مي شد و هزينه¬هاي نظامي صرف رفاه و دوستي¬ ملت¬ها مي¬گرديد.

اگر بر طبل اختلاف قومي، مذهبي و نژادي كوبيده نمي¬شد و از وجود اختلافات و بزرگنمايي آن مقاصد سوء‌ سياسي و اقتصادي دنبال نمي¬شد.

اگر بجاي ژست دروغين آزادي¬خواهي و دادن فرصت براي توهين به مقدسات بشري و انبياء‌ الهي، كه پاكترين و مهربانترين انسانها و هداياي بزرگ خداي بزرگ به بشريت هستند، حق انتقاد به سياستهاي سلطه¬جويانه و اقدامات صهيونيسم جهاني به رسميت شناخته مي¬شد و شبكه هاي رسانه¬اي جهان، مستقل و آزاد، حقايق را منتشر مي¬كردند.

اگر شوراي امنيت تحت سيطره چند دولت نبود و سازمان ملل مي¬توانست عادلانه عمل كند.

اگر نهادهاي اقتصادي بين¬المللي تحت فشار نبودند و منصفانه، كارشناسانه و بر اساس عدالت عمل مي¬كردند.

اگر سرمايه¬داران جهاني براي منافع خود، اقتصاد ملتها را به ضعف نمي¬كشاندند و براي جبران اشتباهات خود، ملت¬ها را قرباني نمي¬كردند.

اگر صداقت بر روابط بين¬الملل حاكم بود و همه ملت¬ها و دولت¬ها با حق يكسان و عادلانه مي¬توانستند آزادانه در امور جهاني مشاركت و براي سعادت بشري تلاش كنند.

و خلاصه اگر دهها وضعيت نامطلوب ديگر در حيات بشري رخ نمي¬داد و موجود نبود، تصور كنيد در آن صورت زندگي چقدر زيبا و تاريخ چقدر دوست داشتني بود.

بيائيد با هم نگاهي به وضعيت امروز عالم داشته باشيم.

الف): وضع اقتصادي

فقر و فاصله طبقاتي در حال گسترش است.

مجموع بدهي خارجي فقط 18 كشور صنعتي جهان از مرز 60 تريليون دلار گذشته است؛ در حالي¬كه بازگشت حتي نيمي از اين رقم فقر را از صاحبان منابع و از جهان ريشه¬كن مي¬كند.

اقتصاد متكي بر مسابقه مصرف¬گرايي به بهره¬كشي از انسان، به نفع عده¬اي معدود انجاميده است.

خلق دارائيهاي كاغذي، با اتكاء‌ به قدرت و تسلط بر مراكز جهاني اقتصاد، بزرگترين سوء استفاده تاريخ است و يكي از عوامل اصلي بحران اقتصادي است.

گزارش شده است كه تنها توسط يك دولت، 32 تريليون دلار دارايي كاغذي خلق شده است.

برنامه¬ريزي توسعه و مبتني بر اقتصاد سرمايه¬داري، با حركت در دايره بسته، موجب رقابت غيرسازنده و مخرب شده و در عمل شكست خورده است.

ب): وضع فرهنگي

مكارم اخلاقي نظير جوانمردي، پاكي، صداقت، مهرباني و فداكاري از منظر سياستمداران حاكم بر مراكز قدرت جهاني، مفاهيمي ارتجاعي و مانع از پيشرفت اهداف تلقي مي¬شود. رسماً از عدم اعتقاد به حاكميت اخلاق در مناسبات سياسي و اجتماعي سخن مي¬گويند.

فرهنگهاي اصيل و بومي كه حاصل قرن¬ها تلاش و فصل مشترك زيبايي دوستي انسانها و ملتها و موجب تنوع و نشاط فرهنگي و تحرك اجتماعي جامعه جهاني است در معرض هجوم و انقراض است.

با تخريب و تحقير سازمان يافتة هويت¬ها، شيوة خاصي از زندگي بي¬هويت فردي و اجتماعي به ملت¬ها تحميل مي¬شود.

خانواده كه اصيل¬ترين كانون انسان¬ساز اجتماعي و مركز خلق و پراكنش عشق و انسانيت است بسيار تضعيف شده و نقش سازنده آن رو به نابودي است.

شخصيت و نقش محوري زن كه موجودي آسماني و مظهر جمال و مهرباني خداوند و ستون پايداري جامعه است با سوء استفاده برخي از صاحبان قدرت و ثروت دچار آسيب فراوان شده است.

روح آدميان مكدر و حقيقت انسانها تحقير و منكوب گرديده است.

ج): وضع سياست و امنيت

يك جانبه¬گرايي و‌ استاندارد چندگانه و تحميل جنگ و ناامني و اشغال براي منافع اقتصادي و يا بسط سلطه بر مراكز حساس جهان، عادي شده است.

مسابقه تسليحاتي و تهديد با سلاح اتمي و كشتار جمعي توسط قدرتهاي مسلط امري رايج است. آزمايش تسليحاتِ به مراتب مخرب¬تر و فوق مدرن و تهديد علني به داشتن آن و دادن وعدة آشكار كردن آن در وقت مقتضي، به ادبيات تازه-اي براي خالي كردن دل ملت¬ها براي پذيرش دوره جديدي از سلطه بدل شده است. تهديد ملت بزرگ ايران به حملة‌نظامي از سوي صهيونيست¬هاي بي¬فرهنگ از نمونه¬هاي بارز اين واقعيت تلخ است.

بي¬اعتمادي بر روابط بين¬المللي حاكم است و مرجع مورد اعتماد و عادلي براي رفع مناقشات وجود ندارد.

حتي كساني كه هزاران بمب اتم و انواع سلاح انبار كرده¬اند احساس امنيت نمي¬كنند.

د): وضع محيط زيست

محيط زيست كه ثروت مشترك و متعلق به همه بشر و بستر تداوم حيات انسان است، به واسطه زياده خواهي و تاخت و تاز عده¬اي بي¬مبالات و بي¬مسئوليت و عمدتاً ‌از سرمايه¬داران جهاني، متحمل گسترده¬ترين تخريب¬ها است و در نتيجه، خشكسالي¬ و سيل¬ و زلزله¬ و انواع آلودگي،¬ حيات انساني را به مخاطره انداخته است.

دوستان عزيز ، ملاحظه مي¬فرمائيد كه عليرغم برخي پيشرفتها هنوز آرزوهاي فرزندان حضرت آدم(ع) محقق نگرديده است.

آيا كسي تصور مي¬كند كه ادامه نظم موجود بتواند سعادت را به جامعه بشري هديه نمايد؟

همه از وضع موجود و نظام حاكم بين¬المللي ناراضي و از آيندة‌ آن مأيوسند.

همكاران عزيز؛

آدميان شايسته چنين وضعي نيستند و خداوند حكيم و مهربان كه همه انسانها را دوست دارد چنين وضعي را نپسنديده است. او از انسان كه بالاترين مخلوق اوست خواسته است كه بهترين و زيباترين زندگي همراه با عدالت و عشق و كرامت را در زمين بر پا كند.

پس بايد چاره¬اي انديشيد.

به راستي مسئول حوادث چه كسي و علت آن كدام است؟

عده¬اي تلاش مي¬كنند كه وضع را طبيعي و خواست خدا، و ملت¬ها را مسئول اصلي

زشتي¬ها و ناكامي¬ها معرفي نمايند.

مي¬گويند:

اين ملت¬ها هستند كه تبعيض و ظلم را مي¬پذيرند.

اين ملت¬ها هستند كه تن به ديكتاتوري و تحميل و زياده¬خواهي مي¬دهند.

اين ملت¬ها هستند كه تسليم اراده¬هاي استكباري و توسعه طلبي¬ها مي¬شوند.

اين ملت¬ها هستند كه تحت تاثير ترفندهاي تبليغاتيِ گروههاي قدرت قرار مي¬گيرند و بالاخره اينكه آنچه بر سر جامعة‌ جهاني مي¬آيد، نتيجه مواضع منفعلانه و سلطه پذيرانة ملتهاست.

اينها استدلال كساني است كه با مقصر جلوه دادن ملت¬ها، اعمال مخرب و زشت اقليت حاكم بر جهان را توجيه مي-نمايند.

اين¬ ادعاها حتي اگر درست هم مي¬بودند، قطعاً و حتماً‌ نمي¬توانستند توجيه كننده استمرار نظام ظالمانه بين¬الملل باشند. بلكه فقر و ضعف بر ملت¬ها تحميل و زياده¬خواهي¬ها گاه با

فريبكاري و گاه با زور و سلاح اعمال شده و مي¬شود.

آنان براي توجيه اقدامات ضد بشري خود نظريه تنازع براي بقاي نوع و نژاد برتر را ترويج مي-كنند.

در حالي كه اصولاً‌ و به طور معمول اكثريت دولت¬ها و توده¬هاي مردم عدالتخواه، در برابر حق خاضع¬ و به دنبال كرامت و رفاه و تعامل سازنده هستند.

توده¬هاي مردم به دنبال جهان¬گشايي و ثروت¬ افسانه¬اي نبوده¬اند. آنها با هم اختلاف اصولي ندارند و در حوادث تلخ تاريخ نقش تعيين كننده نداشته اند بلكه خود قرباني حوادث بوده¬اند.

باور ندارم كه توده¬هاي مسلمان و مسيحي¬ و يهودي و هندو و بودايي و غيره با يكديگر مشكلي داشته باشند؛ آنان به راحتي با هم انس مي¬گيرند و در فضاي دوستي زندگي مي¬كنند و همگي خواهان پاكي، عدالت و محبت هستند.

برآيند مطالبات و گرايشات عمومي ملت¬ها هميشه مثبت و فصل مشترك آنها، تمايلات فطري و گرايش¬هاي زيبا و متعالي الهي و انساني بوده است.

حق اين است كه عامل اصلي و مسئول حوادث تلخ تاريخ و وضع ناگوار امروز، مديريت حاكم بر جهان و مدعيان و قدرتمندان بين¬المللي دل سپرده به شيطان هستند.

نظمي كه ريشه در انديشه ضد انساني برده¬داري و استعمار قديم و جديد دارد مسئول فقر و فساد و جهل و تباهي و ستم و تبعيض در جاي جاي جهان است.

مديريت و نظم امروز حاكم بر جهان ويژگي¬هايي دارد كه بايد آنها را مورد توجه قرار داد و برخي از آن¬ها به اين قرار است:

اول: مبتني بر تفكر مادي و از اين رو غير متعهد به ارزش¬هاي اخلاقي است.

دوم: بر اساس خودخواهي، فريب و كينه¬توزي و نفرت شكل گرفته¬است.

سوم: بر اساس درجه¬بندي انسانها، تحقير برخي ملت¬ها، تضييع حقوق ديگران و سلطه¬طلبي

پايه¬گذاري شده است.

چهارم: به دنبال بسط سلطه¬گري از راه تشديد تفرقه و درگيري بين اقوام و ملل است.

پنجم: به دنبال ايجاد انحصار در قدرت و ثروت و علم و فناوري براي گروهي معدود است.

ششم: سازماندهي سياسي در مراكز اصلي قدرت جهان، بر پاية‌ ادبيات سلطه و غلبه بر ديگران استوار است. اين مراكز همه براي كسب قدرتند و نه براي ايجاد صلح و خدمت به مردم.

آيا مي¬شود باور كرد كه عده¬اي براي خدمت به انسانها، صدها ميليون دلار در تبليغات انتخاباتي هزينه نمايند.

به زعم احزاب بزرگ در كشورهاي سرمايه¬داري جهاني، هزينه¬هاي انتخاباتي در واقع يك نوع سرمايه¬گذاري محسوب مي¬شود.

مردم در اين كشورها مجبور به انتخاب احزاب هستند، در حالي¬كه احزاب درصد كمي از مردم را در عضويت خود دارند.

اراده و نظر توده¬هاي مردم، از جمله در ايلات متحده آمريكا و اروپا، در عرصه¬هاي مهم و مستمر تصميم¬گيري به خصوص در سياستهاي اصلي داخلي و خارجي كمترين تأثير را دارد و فرياد آنان به جايي نمي¬رسد. حتي اگر 99% جامعة‌خود را تشكيل دهند.

ارزش¬هاي اخلاقي و انساني قرباني كسب رأي شده و توجه به مطالبات مردم فقط به يك ابزار تبليغاتي در زمان انتخابات مبدل شده است.

هفتم: نظم حاكم بر جهان تبعيض آلود و بر اساس بي¬عدالتي است.

دوستان و همكاران گرامي

سوال اينست که چه بايد كرد و راه برون رفت كدام است؟

شكي نيست كه جهان نيازمند انديشه و نظم جديدي است. نظمي كه:

1- انسان در آن به عنوان برترين مخلوق خداوند برخوردار از ابعاد مادي و معنوي و داراي فطرت پاك الهي كه حق¬طلبي و عدالت¬خواهي از خصائص اصلي آن است شناخته شود.

2- به جاي تحقير و درجه¬بندي انسانها و ملت¬ها به دنبال احياي كرامت و پذيرش حُرمت آدميان و كمال و سعادت همگاني باشد.

3- با نگاه جهاني به دنبال صلح، امنيت پايدار و رفاه براي كل جامعه بشري باشد.

4- بر مبناي اعتماد و محبت به نوع انسان و براي نزديك كردن انديشه¬ها، قلب¬ها و دست¬ها و رفع فاصله¬ها پايه¬گذاري شود. حاكمان بايد عاشق مردم باشند.

5- بر اساس عدالت و يكساني همگان در برابر قانون و بر پاية استانداردي يگانه باشد.

6- مديران حاكم بر جهان خود را خادم مردم و متعهد به آنان بدانند؛ نه برتر از مردم.

7- مديريت امانتي مقدس از سوي مردم در دست مديران جهاني و نه فرصتي براي كسب ثروت و قدرت بيشتر به شمار آيد.

جناب رئيس، خانم¬ها و آقايان :

چنين نظمي آيا جز با مشاركت همگاني در مديريت جهاني محقق مي¬گردد؟

بديهي است روزي كه آحاد مردم و دولتها جهاني بينديشند و با التزام به مباني فوق نسبت به مسائل مهم بين¬المللي احساس مسئوليت کرده و به مشاركت فعال در تصميم¬گيري¬ها مبادرت ورزند، آرزوها فرصت تحقق پيدا خواهند كرد.

با ارتقاي‌ سطح آگاهي¬ها، مطالبه مديريت مشترك جهاني و معالاً فرصت¬هاي استقرار آن روز به روز بيشتر خواهد شد.

امروز روز ملت¬هاست و خواست و اراده آنان تعيين كننده جهان فردا است.

بنابراين شايسته است همه با هم :

1- به خداوند توكل نمائيم و با تمام توان در برابر اقليت زياده¬خواه بايستيم تا منزوي شوند و دست آنان از مراكز قدرت تصميم¬ساز در تعيين سرنوشت ملتها كوتاه گردد.

2- بارش لطف و رحمت خداوند را باور و آن را در انسجام و وحدت جوامع بشري جستجو كنيم. ملت¬ها و دولت¬هاي برآمده از ارادة‌ آزاد آنان بايد به توانايي¬هاي بي¬پايان خود مومن باشند و بدانند كه با اعتماد به نفس در مبارزه با نظام ناعادلانه و دفاع از حقوق انساني پيروزند.

3- با پافشاري بر اجراي عدالت در همه مناسبات و تقويت وحدت، دوستي و گسترش تعاملات اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي در قالب نهادهاي مستقل و تخصصي، زمينه تحقق مديريت مشترك جهاني را فراهم ¬سازيم.

4- براي اصلاح ساختار سازمان ملل، بر محور منافع همگان و مصلحت جهان، تلاش مشترك و هماهنگي را سازماندهي نمائيم. توجه به اين نكته بسيار ضروري است كه سازمان ملل متعلق به ملت¬هاست و از اين رو وجود تبعيض بين اعضاء‌ اهانت بزرگي به ملت¬هاست. وجود تبعيض و انحصار در سازمان به هيچ صورت و در هيچ اندازه¬اي پذيرفتني نخواهد بود.

5- و سرانجام آنكه در توليد و ترويج ادبيات و طراحي ساختارهاي لازم براي مديريت مشترك جهاني مبتني بر عدالت و عشق و آزادي و ضرورت استقرار آن تلاش هماهنگ و گسترده¬تري داشته باشيم. مشاركت در مديريت جهاني اساس صلح پايدار است.

جنبش عدم تعهد به عنوان بزرگترين نهاد بين¬المللي بعد از مجمع عمومي سازمان ملل متحد با درك اهميت پرداختن به موضوعيت مديريت جهاني و با فهم عميق نسبت به نقش مديريت ناصحيح در بروز بحران¬ها و مشكلات موجود گسترده در جهان، شانزدهمين اجلاس خود در تهران را با شعار «مديريت مشترك جهاني» برگزار كرد.

در اين نشست كه با حضور بسيار فعال و پرنشاط رؤسا و نمايندگان محترم بيش از 120 كشور جهان برگزار شد بر ضرورت مشاركت جدي و مؤثر همه ملت¬ها در مديريت مسائل جهاني تأكيد گرديد.

خوشبختانه اكنون در نقطة‌ عطف تاريخي قرار داريم. از يك سو نظام ماركسيستي ديگر از جايگاهي در دنيا برخوردار نيست و عملاً از صحنه تدبير مديريتي حذف گشته است و از سوي ديگر نظام سرمايه¬داري نيز در باتلاقي كه به دست خود پديد آورده، گرفتار آمده و ابتكار قابل ملاحظه¬اي براي حل مسائل مختلف اقتصادي، سياسي، امنيتي و فرهنگي جهان ندارد و عملاً در موضع تدبير مديريتي به بن¬بست رسيده است.

جنبش عدم تعهد مفتخر است كه يكبار ديگر بر درستي تصميم تاريخي¬اش در نفي قطب¬هاي قدرت و طرد نظام¬هاي لجام گسيخته مذكور تأكيد نمايد.

اكنون اينجانب به نمايندگي از اعضاي جنبش عدم تعهد از همة كشورهاي جهان دعوت مي¬نمايم كه در مسير فراهم آوردن زمينه¬هاي مشاركت مؤثر و دخالت جدي در تصميم¬سازي¬هاي جهاني، نقش فعال¬تري را بر عهده گيرند. ضرورت بر داشتن موانع ساختاري و تسهيل در فرآيند مشاركت همگاني بيش از هر زمان ديگري احساس مي¬شود.

سازمان ملل از كارآيي لازم برخوردار نيست و ادامة‌ اين روند، يعني كاهش اميد به ساختار جهاني براي دفاع از حقوق ملت¬ها، مي¬تواند تعامل بين¬المللي و روحية همكاري جمعي جهاني را به موازات نزول جايگاه سازمان ملل با خدشه اساسي مواجه سازد.

سازمان ملل كه با هدف توسعه عدالت و احقاق حقوق همگاني تأسيس شده است، در عمل، خود گرفتار تبعيض شده و راه اعمال ظلم معدودي از كشورها را بر قاطبة جهاني گشوده و عملاً به ناكارآمدي خود دامن زده است. وجود امتياز وتو و انحصار قدرت در شوراي امنيت به تضييق در امكان اعمال حق و دفاع از حقوق ملت¬ها انجاميده است.

موضوع اصلاح ساختار چنانكه ذكر آن رفت، نياز مهمي است كه بارها از سوي نمايندگان ملت¬ها بر آن تأكيد شده، اما به اجرا گذاشته نشده است.

اينجانب از اعضاي محترم مجمع عمومي و از جناب آقاي دبير كل و همكارانشان مصرانه

مي¬خواهم تا موضوع اصلاحات را به شكل جدي در دستور قرار دهند و سازوكار مناسبي را براي عملياتي كردن آن تعيين نمايند.

جنبش عدم تعهد آمادگي دارد تا سازمان ملل را در اين امر خطير ياري رساند.

آقاي رئيس، دوستان و همكاران عزيز

استقرار صلح و امنيت پايدار و زندگي سعادتمند براي همه بشريت، گرچه يك ماموريت بزرگ و تاريخي، اما شدني است. خداوند مهربان ما را در انجام آن تنها نگذاشته و آن را حتمي¬الوقوع داشته است چرا كه خلاف آن نقض حكمت است.

او وعده داده است كه مردي از جنس مهرباني، عاشق مردم و عدالت گستر مطلق و انسان كامل، حضرت مهدي(عليه السلام) به همراه حضرت مسيح (عليه السلام) و صالحان مي¬آيد و با بهره‌گيري از ظرفيت¬هاي وجودي مردان و زنانِ شايستة همة‌ ملت¬ها، تأكيد مي¬كنم با بهره¬گيري از

ظرفيت¬هاي وجودي مردان و زنانِ شايستة‌ همة‌ ملت¬ها جامعة‌ بشري را در رسيدن به آرمان¬هاي با شكوه و جاودانه¬اش راهبري خواهد كرد.

ظهور منجي آغازي ديگر، تولدي دوباره و زنده شدن مجدد است. آغاز استقرار صلح و امنيت پايدار و زندگي واقعي است.

آمدن او پايان ظلم، بداخلاقي، فقر و تبعيض و آغاز عدالت و عشق و همدلي است.

او مي¬آيد تا دوران شكوفايي حقيقي انسان و نشاط و شادماني واقعي و پايدار آغاز شود.

او مي¬آيد تا بازدودن پرده¬هاي جهل، خرافه و تعصب و گشودن دروازه¬هاي علم و آگاهي، دنيايي سرشار از دانايي بر پا كند و زمينه مشاركت فعال و سازنده همگاني را در مديريت جهاني فراهم سازد.

او مي¬آيد تا مهرباني، اميد، آزادي و كرامت را به همه انسانها هديه كند.

او مي¬آيد تا آدميان طعم دلپذير انسان بودن و شهد شيرين با انسان زيستن را تجربه كنند.

او مي¬آيد تا “دست¬ها به گرمي در هم” و “قلب ها سرشار از عشق با هم” و “انديشه¬ها پاك و هماهنگ بر هم” ، در خدمت امنيت، رفاه و سعادت جامعه بشري درآيد.

او مي¬آيد تا همه فرزندان سياه، سفيد، سرخ و زرد حضرت آدم (عليه السلام) را از پس يك تاريخ جدايي و فراق به خانه برگرداند و كامشان را به وصال جاودانه، شيرين سازد.

ظهور منجي و مسيح و ياران صالح جهاني آنان نه از طريق جنگ و زور بلكه از مسير بيداري انديشه و توسعه مهر در همگان، آينده هميشه روشن بشر را با طلوع خورشيد پرفروغ و

بي¬غروب آگاهي و آزادي رقم خواهد زد و در تن سرد و يخ زده جهان شور خواهد ريخت. او بهار را به جان آدميت و جهان بشريت هديه خواهد كرد. او خود بهار است و با آمدنش به زمستانِ وجودِ بشرِ در ” زنجير جهل، فقر و جنگ” پايان مي¬بخشد و فصل شكفتن و شكوه انسان را فرياد مي زند.

اكنون مي¬توان رايحه خوش و نسيم روح انگيز بهار انسانها را حس كرد. بهاري كه در آغاز آن هستيم اختصاص به نژاد، قوم، ملت و منطقه خاصي ندارد و به زودي همه سرزمين¬ها را در آسيا، اروپا، افريقا و امريكا فرا خواهد گرفت.

او بهار همة عدالت طلبان، آزادي خواهان و پيروان انبياء الهي است. او بهار انسان است و خرمي دوران.

بيائيم همه با هم در مسير آمدنش با همدلي و همكاري و ايجاد سازوكارهاي وحدت آفرين و آرامش¬بخش راه بگشائيم و از فيض وجودش جانهايِ تشنة بشريت را سيراب كنيم.

زنده باد بهار، زنده باد بهار و باز هم زنده باد بهار

سایت ریاست جمهوری

Print Friendly
کدخبر : 7925




دیدگاه خود را به ما بگویید.