تاریخ انتشار :سه شنبه ۹ آبان ۹۱.::. ساعت : ۱۱:۴۲ ق.ظ

   6485 بازدید

 حدود 4 ماه پيش بود که عليرضا عصمت پرست شهردار اروميه درست يکسال بعد از انتخاب شوراي اسلامي شهر به دليل مشکلات پيش رو و ناکارآمدي در مديريت شهري از کار برکنار شد و قرعه ديگري براي شهرداري اروميه رقم خورد هيچ کس فکرش را هم نمي کرد روزي محمد حضرت پور نائب رئيس شورا خود سکاندار اين جايگاه شود .

 جوان پرس  : در مورد اين مسئله به طور جامع صحبت کرديم و تحليل و يادداشت مفصلي از چگونگي انتخاب شهردار اروميه نوشتيم و تا حدودي مسايل پشت پرده اين انتخاب را مطرح کرديم ،اما با همه اين اوصاف وقتي حضرت پور سکاندار اين کشتي شد در طول اين مدت کم تغييرو تحولات شگرفي در حوزه عمران شهري ايجاد کرده است.

 هر چند به کار با تغييرات در مديريت شهري و شهرداران مناطق و همچنين روساي سازمان هاي تابعه برآن شد تا بقول خودش از افراد توانمند و کاري استفاده کند لذا اين گيرودار سياسي و اجرايي حدود 2ماه و چند روز مي گذرد و حرکت جديد در عمران شهري و مسايل پيش رو ما را برآن داشت تا به سراغ 43 مين شهردار اروميه برويم؛ شهرداري که رئيس ستاد انتخاباتي جواد جهانگيرزاده نماينده 3 دوره مردم اروميه در مجلس بود؛شخصي که بسيار مردمي و خونگرم است.همه وي را حاج محمد صدا مي کنند.مقبوليت و محبوبيت اجتماعي خوبي دارد در مدت اين دو ماه ثابت کرد که کارها شدني است و توانستي.

 بايد اذعان کرد که اين تغيير شگرف در سيماي عمراني و مديريت شهر اروميه باعث شد تا پروژه هاي در حال اجرا با سرعت بيشتري دردستور کار قرار گيرند برخي نابساماني هاي موجود را سامان داد و گلايه ها و نارضايتي ها را مديريت کرد ،جو مسموي در مرکز استان و در داخل خود مجموعه وجود داشت سعي مي کند جلو غبارآلودگي بيشتر آن را بگيرد و زياد دنبال حاشيه سازي وحاشيه افکني نرود.

 بااين حال شنبه شب حوالي 30/11شب با تلفن همراه حاج محمد زنگ زديم و درخواست مصاحبه کرديم با استقبال پذيرفت که براي تنويرافکار عمومي هر آنچه که لازم است صورت گيرد ، خواستار همراهي مجموعه اصحاب رسانه بدون تشويش و جو سازي در راستاي شفاف سازي مسايل شد.

 سه شنبه ساعت يك ظهر قرارمصاحبه گذاشتيم با کمي تاخير وارد اتاق کار آقاي شهردار شديم چند نفري داخل بودند مشغول رتق و فتق امور ،پشت ميز رياستش نبود ، مثل ارباب رجوع صندلي ميز کنفرانس را براي پاراف کردن نامه ها و امور اداري انتخاب کرده بود ،حدود يک ساعتي  گفتگوکرديم.بدون اينکه سوالات کليشه اي بپرسيم و از وي نسبت به عملکرد سوال کنيم مستقيماً چند سوال اساسي پرسيديم.

 البته وي قبل از مصاحبه خواهش کرد مسير را براي فعاليت بيشتر هموار سازيم و هر کجا نقد داشتيد بنويسيد فقط علت نواقصات و کاستي ها را سوال کنيد اگرتوضيح داشتم مي دهم و گرنه عذرخواهي !

   بدون حاشيه پرسيديم که چه شد که حاج محمد حضرت پور شهردار اروميه شد ؟!

 جواب داد : سوال سختي است درست است هيچ کس انتظار نداشت من به عنوان شهردار انتخاب شويم.

 مي خواست طوري ديگر جواب دهد ، عذرخواهي کرديم وتوضيحاتش را قطع كرديم چه شد حاج محمدکه تا ديروز در ثبت احوال بود ، سر از شورا درآورد و شبانه هم شهردار شد ؟!

 
ما هم خادم مردم هستيم و اين مسووليت از قبل محبت مردم است اولين مسووليت اجرايي انتخابي است ،علاقه ويژه به خدمتگزاري دارم اما چگونه يک آدم اجتماعي وارد حوزه اجرايي و به رغم انکه ميل آنچناني نداشت اين نکته را محرمانه مي گويم ، صدا ضبط كن را خاموش کرديم و چند مطلب رد و بدل شد.

 

گفتيم حاجي اگراجازه بدهيد حداقل بقيه ماجراي شهردار شدنتان را مردم بدانند.

 

 در پاسخ اعلام کرد : اولويت اصلي کار شورا انتخاب از داخل خود مجموعه شهرداري بود گزينه هاي زيادي مطرح بودند ، آقاي مهندس عدل دوست گزينه اول بود ، آقاي بخشايشي ؛آقاي سحابي و به تناسب استقبال اعضا اينکه آيا بعد ازرفتن آقاي عصمت پرست آيا کسي که جايگزين وي مي شود مي تواند پاسخگوي اين همه مطالبات مردمي و هدايت و کشتي به هم ريخته باشد. آخر سر آقاي عدل دوست به عنوان گزينه اصلي مطرح شد به رغم فشارهاي شديد شورا آقاي عدل دوست تمكين نکردند. گزينه هاي ديگري هم پيش آمد ولي اقبال آنچناني از سوي شورا به وجود نيامد. شورا دنبال گزينه هاي ديگري بود و بايستي از داخل شورا انتخاب مي شد. آقاي اصغرزاده و بنده کانديد شهرداري اروميه شديم.

 تبادل نظر شد و جمع شورا به اين نتيجه رسيدند با توجه به ارتباط مناسب و تعامل با ساير مجموعه ها در عين حال هر چندآقاي اصغرزاده همه اين مزايا را داشت و شايستگي بيشتري از بنده دارند ولي به دليل داشتن مشکل مدرک تحصيلي ديپلم يک دغدغه بود که فردا مي تواند مهر تائيد گرفت يا نه ، چون قبل از آن يک خاطره تلخ از آقاي سيف حقيقت داشتيم.حتي در مورد انتخاب بنده هم که داراي مدرک ليسانس ادبيات هستم و غير مرتبط بود با ترس ولرز وارد شديم و هر چند دانشجوي کارشناسي ارشد علوم سياسي از دانشگاه آزاد تبريز و ارشد مديريت اجرايي سازمان مديريت هستم.

 اعضاي شورا دل به دريا زدند و قرعه انتخاب را به نام بنده زدند هر چند خود من هم برنامه داشتم وبي ميل نيامده بودم و مي توانستم کارهايي بکنم.

 انگيزه هايي داشتم و خودم را در معرض راي اعضا قرار دادم و صحبت کردند و دنبال اخذ حکم شديم . پشت پرده اي در کار نبود.اتفاق نظر اعضا به مصلحت انتخاب بنده بود تا بتوانيم شرايط را مساعدتر کنيم.چون مسير را هموارتر مي ديدند ، شهردار شديم.حتي با آقاي استاندار هم هيچگونه صحبت پشت پرده اي نبود وفقط بعداز انتخاب به ديدار استاندار رفتيم آن هم سرپايي در محل بازديد از بيمارستان اميد من دنبال تعامل بودم و آقاي جلال زاده هم اعلام حمايت کردند.
ما روز قبل آن دنبال انتخاب شهرداربوديم و اين پروسه در کمتر از يک روز انجام گرفت اين بود ناگفته هاي حضرت پوردر تصدي شهرداري اروميه.

 

 جناب شهردار با اين همه مطالبي که اشاره کرديد؛

 آقاي حضرت پور در شهرداري اروميه دنبال چه چيزي است و مي خواهد چه کاري بکند ؟!

 

 من دنبال دو سنت حسنه هستم که پياده کنم و بروم مدت زمان خدمت شورا در زمان انتخاب بنده 16 ماه بود كه2 ماه پروسه تائيد و مراحل اداري طول کشيد و ما خود را شهردار 14 ماهه دانستيم ،هر چند از همان روز اول برنامه شهري را در دستور کار قرار داديم ،از 5 سال پيش مصوباتي در اروميه بود که برخي از آنها اجرايي و برخي ديگر بر زمين مانده بود من در اينجا اذعان مي کنم مصوباتي که توسط شوراي اسلامي شهر براي توسعه شهر در برنامه قرار گرفته سعه صدر و افق ديد اعضاي شوراي کارساز بوده است و در اين مدت مصوبات با کار کارشناسي عملياتي شده است و در تفريق بودجه ،جلسات،کارگروه ها مصوبات با هماهنگي کامل کار شده است.وظيفه اصلي شورا نظارت بر عملکرد اجرايي و عامل اجرايي است که شهردار هم عامل اجرايي  شهردار است و خودرا مکلف مي دانم که هر زمان پاسخگويي سوالات آنها باشم. چارچوبي براي خود تعريف کرده ام شورا و شهردار مکمل هم هستند.

3 ماه از عمر فعاليت من  مي گذرد و اروميه توسعه يافته را در دستور کار قرار داده ايم.

 اروميه توسعه يافته تنها ايجاد 5 روگذر ، 2 خط بي آرتي ، پياده رو سازي صرف نيست و بايستي نگاه مديريت شهري را تغيير بدهيم و زندگي شهري را در 5 معاونت شهرداري تعريف کنيم.

 در وضع موجود سرانه فضاي سبز بايستي مشخص شود و سازماندهي شود،به تناسب 5 سال حضور در شورا از وضعيت موجود با خبر بوده و آشنايي کاملي با جو حاضر داشتم ، دنبال استاندارد لازم براي ايستگاه آتش نشاني ، براي فضاي سبز ، استفاده از حمل و نقل عمومي ،آسفالت ، توسعه شهري ، حوزه فرهنگي، اجتماعي و ورزشي بوديم و وضع موجود را بررسي کرديم ،برنامه مدون شد که براي 6 ماهه اول سال 92 چه برنامه هايي صورت گيرد.

 شهر را نياز سنجي کرديم ؛ ترافيک بزرگترين معضل است که مردم را آزار مي دهد .? آسفالت معابر خاکي ? مناطق محروم و توجه ويژه به آنها.   با اين حال اگر مديران قبلي مصوبات شورا را عملياتي مي کردند وضعيت اينطوري نمي شد.سال 87 به تعداد 6 زمين براي ورزشگاه محلي،فرهنگسراي محلي ، 13 پارک محلي با اولويت مناطق محروم تدوين و تصويب شد ولي هيچکدام از اينها عملياتي نشد و توسعه شهر اروميه به حداقل ها نرسيد.

افق ديد بنده اين است که شهر اروميه را با کدام محور توسعه شهري تعريف کنيم وبراي هر منطقه اولويت توسعه در دستور کار قرارگرفت.

 درخواست مردم آسفالت ،کارهاي فرهنگي ،  ‌پرکردن اوقات فراغت ، هدايت ناوگان حمل و نقل عمومي، آلام و دردهاي محروم را پاسخگو باشيم.درآمد مناطق بالا دست و تقاضاي مردمي و عدالت در هزينه کرد را عملياتي کنيم.در ساختار طرح جامع و تفصيلي شهر اروميه مشکلاتي بود،پل قويون که شاخص ترين پروژه عمراني بود.

 50 ميليارد تومان هزينه آزادسازي داشت . به محدوده مرکزي شهر نيز بي توجهي صورت گرفته است.

 پياده رو سازي ، رويه آسفالت ،کاشت گل ها و نورپردازي و… در محدوده مرکزي شهر. شورا در سال هاي براي  معشيت مناطق محروم پروانه رايگان براي خانواده هاي بهزيستي و کميته امداد ؛ خلاصه هر کجا مردم احساس کردند ?؛ آماده خدمتگزاري هستيم.

  اروميه را زماني توسعه يافته مي بينم که حداقل  2خط بي آرتي،شهر5 هاي مارکت بزرگ ، و بسياري از مواردديگربايستي دردستور کار قرار گيرد. در حال حاضر مجموعه شهرداري شب و روز نمي شناسند. اقدامات شورا و شهرداري در اين دوره به شدت گسترش يافت ، مردم قدردان تلاش هاي مسوولان هستند.وقتي براي يک آسفالت قرباني مي کنند.
بعد از آسفالت بايد سرانه فضاي سبز افزايش يابد ، روح و روان مردم را احيا کنيم و رضايت آنها را جلب کنيم.توسعه استان در توسعه شهر اروميه است.

 آخرين سوالي که از حضرت پور پرسيديم

اين بود که با توجه به نزديکي به انتخابات دوره چهارم شورا آيا حاج محمد وارد گود انتخاباتي خواهد شد ؟!

 من نمي توانم به مردم و حق راي آنها خيانت کنم ، انتخاب دست مردم است و من هم حوزه اجرايي را با هيچ حوزه اي عوض نمي کنم. و البته هيچ جناحي و گروهي نخواهم بود مردم با شناخت وارد گود شدند. هر چند معتقدم شورا نماد تمامي جامعه باشد و هرگزدنبالرو اين گروه ها نيستم و دنبال مديريت اجرايي هستم ، اصلا دنبال رفتن کارهاي اجتماعي وانتخاباتي نيستم و بهترين شغل براي تصدي گري به رغم احترام به تمام مقام ها به اندازه شهرداري براي خدمتگزاري مناسب نسبت و اگر قرار باشد به مردم خدمت کنيم بهترين جا شهرداري است و هر شورا بيايد اعلام آمادگي مي کنم براي خدمت به مردم در شهرداري خدمت کنم و اگر انتخاب هم نکنند بازهم سعي مي کنم در حوزه اي ديگر در خدمت مردم باشم.

 

نهايت امر گفتيم؛ آقاي شهردار زمينه تعامل مردم و مسوولان با شهرداري اروميه چگونه است ؟!

 

 تعامل خوبي در استان وجود دارد ،مثلا پروژه پل قويون يک آيينه دق بود. با تفاهم و تعامل خوب دنبال اين هستيم که براي پروژه زخمي ديگر ايجاد نکنيم و اتمام پروژه هاي نيمه تمام را عملياتي خواهم کرد. وظيفه دارم پروژه اي که مدت زمان براي آن تعريف شده و در همان موقع به اتمام برسد. کانکس شبانه در پروژه مدرس مستقر شد. دغدغه اصلي مردم مهم است و به مردم و عده مي دهم که پروژه هاي نيمه تمام را به اتمام برسانم.

 

   هر چند مشکلاتي براي تامين اعتبارو مديريت آن داريم ولي سعي مي کنم بر پروژه هاي در حال اجرا نظارت بكنيم. در پروژه ها در کنار توجه به دغدغه مديران و مردم پيش بيني براي تامين منابع مالي پروژه گام برداشته ايم از جمله مشارکت بنياد تعاون ناجا در پروژه مدرس و ساير پروژه هاي در حال اجرا تا پايان عمر شورا به اتمام برسند . از مجموعه اصحاب رسانه هم در خواست دارم همپاي شورا و شهرداري کمک کرده و نقاط ضعف را گوشزد کنند.

*  گفتگو از عبدالسلام معروفی

Print Friendly, PDF & Email
کدخبر : 8755




۸ دیدگاه

  1. بازهم احساس تنهايي باعث شد كه دستم را به سوي قلم دراز كنم و از او خواهش كردم كه دردهايم را گوش كند و آن را برروي كاغذ بياورد . شب سردي است امشب . مي خواهم بگويم و بنويسد.

    بنويسد اما نه از آن هايي كه با ساز و دهل مي آيند و در تاريكي شب تنهاي تنها مي روند. مي خواهم بنويسم اما نه از آن دوستاني كه تا چند سال پيش حتي اسم تكاب را نشنيده بودند ولي امروز دايه دلسوز تر از مادر شده اند.

    مي خواهم بنويسم اما نه از آن دوستاني كه خوب حرف مي زنند و خيلي عالي وعده و عيد مي دهند و در موقع برداشت چيزي درونمي كنند. مي خواهم بنويسم اما نه از آنهايي كه كلنگ مي زنند و حتي از آنهايي كه كلنگ ديگري را افتتاح مي كنند.

    آري مي خواهم بنويسم اما نه از وعده و وعيدهاي توخالي مي خواهم بنويسم اما نه از شعارهاي رنگين.

    امروز مي خواهم بنويسم از يك ورق كاغذ. از يك كاغذ كه مقصر اين همه بازي ها و آرزوهاي خياليست . مي خواهم بنويسم از اين كاغذ و قلم كه رسانه نام گرفته. يكي را كوچك مي كند و ديگري را بزرگ. آري امروز خواهم نوشت از آن رسانه اي كه هنوز نمي دانست تخت سليمان متعلق به آذربايجان غربي است نه شرقي.

    امروز مي خواهم بگويم به آن روزنامه اي (…) كه نوشت در تكاب هتل وجود ندارد و جاده هاي اين شهر خاكي است. امروز مي خواهم بگويم به آن كارشناس ارشد معادن كشور كه در برنامه پارك ملت مي گفت معدن طلاي آقدره در نزديكي همدان است.

    مي خواهم بنويسم از آنهايي كه انجمن خوشنويسان تكاب را به زنجان منتصب مي كردند يا از آنهايي كه تيتر مي زنند تكاب قطب طلاي كشور يا تخت سليمان نگين آذربايجان و يا از آن كتاب درسي كه فرش جهاني افشار را متعلق به بيجار مي دانست و يا آن باشگاه … كه آذرگشنسب را در نزديكي درياچه اروميه مي دانست و يا ازآن كتاب هايي كه هنوز تكاب را روستائي در نزديكي مياندوآب مي دانند و يا آنهايي كه سنگ هاي تزئيني تكاب را به همدان و تبريز ربط داده اند.

    امروز مي خواهم در مورد شما بنويسم از شما و تيترهاي رنگي تان شماهايي كه فقط تيتر مي زنيد شمايي كه نمي دانيد هنوز از زمان دولت اصطلاحات قرار است درصدي از سود معدن طلاي اين شهر براي آباداني و اشتغال جوانان اين شهر خرج شود ولي تابه حال هيچي به مردم نرسيده . شمايي كه با تيترهايتان اين شهر را در گمنامي كامل فرو برده ايد!

    شماهايي كه هنوز نمي دانيد تكاب كجاست ولي هرروز يك خبر از آن منتشر مي كنيد شمايي كه تخت سليمان را چهارمين اثر ثبت شده ملي ايران در يونسكو مي دانيد. آيا مي دانيد كه حدود 80 درصد مردم ايران و حتي نزديك به 50درصد مردم استان آذربايجان غربي نمي دانند تخت سليمان كجاست.

    نمي دانم چطور در مورد آن مطلب مي نويسد اما حتي خودتان هم نمي دانيد تخت سليمان كجاست و چگونه بايد رفت. مي خواهم بگويم و از شما گلايه دارم كه چرا تكاب را بايكوت خبري كرده ايد. رسانه اي كه رسانه ملي نام گرفته اي چرا زير شاخه شما رسانه ملي استان از تكاب خبري را منتشر نمي كند يا بعضي از سايت ها در معرفي تكاب آن را متعلق به كرمانشاه مي دانند.

    خيلي از شما سايت هاي استان در مورد همه شهرها مطلب يا مقاله اي داريد اما متاسفانه در مورد تكاب چيزي نمي نويسد و جالب آنجاست كه رسانه ملي هميشه براي آثار باستاني اروميه و حسنلو .و…. بيشتر تبليغ مي كند تا تخت سليمان تكاب.

    متاسفم كه بگويم گاهي اوقات قلمتان فقط براي پركردن ستون هاي خالي نشريه و يا سايت هايتان مي چرخد بدون آنكه در ویرايش انگيزه اي براي توجه به درد مردم باشد آري مي خواستم ادامه بدهم اما دردهاي شهرم آنقدر زياد است كه مجال گلايه بيشتر از شما را ندارم و فقط مي خواهم بگويم كه اگر خواستيد زماني در مورد شهرمان تكاب چيزي بنويسد اين طور اين شهر را معرفي كنيد:

    تكاب در جنوب استان آذربايجان غربي- مكان هاي ديدني اين شهر زياد است ولي معروفترين آن تخت سليمان چهارمين اثر ملي ثبت شده ايران در يونسكو در 45كليومتري اين شهرمي باشد كه خيلي گمنام و كسي به تمدن 3000ساله آن توجه نمي كند – اين شهر داراي دو معدن بزرگ طلا به نام هاي آقدره و زرشوران مي باشد كه جز ضرر و تخريب محيط زيست تكاب تابه حال هيچ سودي براي مردم اين شهر نداشته است – از لحاظ موقعيت تحصيلي هم بنويسد بيشترين جوان تحصيل كرده را در استان دارا مي باشد كه بيشتر آنها بيكار و مهاجر ت به استانهاي : تهران- زنجان و كردستان – تبريز- اروميه را در كارنامه خود دارند و همه آنها آرزوي بازگشت به شهر خودشان را دارند.

  2. اكبر گفت:

    قسمتان مي دهم به آسفالت و فضاي سبز كوي فرشته خيابان شهيد حسن نژاد توجه كنيد
    تو اين چند روز بارندگي عوض همه چي دراومد بسه ديگه مردم آزاري

  3. یه دانشجو گفت:

    خدا … حضرت پور رو انشالله خدا جوابشو میده انشالله .

  4. رزمنده گفت:

    بعد از مهدي باكري شهرداري مخلص تر و فعالتر از حاج محمد حضرت پور نداشته ايم
    بقول مثل معروف “به درخت پربار سنگ زياد ميندازند”
    دعاي هيئتيها و خانواده شهدا و مردم قدرشناس پشت سرش هست
    خدا حمايتش ميكنه.

  5. يكيديگه مي گه گفت:

    انشاالله خدا حفضش كنه شهر رو اباد كرد

  6. فرهاد گفت:

    Yaşasin hazrat pur layagatin çox de

  7. نیما گفت:

    با عرض سلام.
    نمیخام زیاد شاخ وبرگ بدم ولی بنده به داشتن شهرداری مثل شما افتخار میکنم. واقعا تنها کسی که بعد از سالها به این شهر رسیده فقط شما هستین. خدا شمارو برا این مردم و شهر حفظ کنه و شاهد پبشرفت شما و این شهر باشیم.امیدوارم با پیگیری ها و دلسوزی های صادقانه شما شاهد پیشرفت این شهر باشیم. اجرتون هم با خدا

دیدگاه خود را به ما بگویید.