تاریخ انتشار :دوشنبه 4 سپتامبر 17.::. ساعت : 2:30 ب.ظ

   168 بازدید

مدرسه
هر یک از ما آنچه در چنته دارد دریغ نکنیم، انسانیت خویش را با دستگیری و کمک به چنین خانواده‌های بی‌بضاعتی بار دیگر به رخ بکشیم و از یاد نبریم که اگر روزی تن ما از اشک دانش‌آموز بی‌بضاعتی نلرزد، درون ما از آدمیت تهی شده است.

جوان پرس : شفیع بهرامیان * :  واپسین روزهای تعطیلات سه‌ماهه تابستان برای دانش‌آموزان به‌سرعت در حال گذر است. تابستان می‌رود و ماه مهر نویدبخش انفجار شور و شعف وصف‌ناشدنی میلیون‌ها دانش‌آموزی است که پس از مدت‌ها و یا برای اولین بار قدم در مدرسه گذاشته و به شوق دیدار همکلاسی‌ها و معلمان خود، سرشار از امید و نشاط و زندگی‌اند.
و کیست که از دیدن این‌همه شادی و عشق فرزندان، لبخند بر لبانش جاری و شادکامی در روانش ریشه نداوند!

 این روایت و سرنوشت همه ماهایی است که اکنون به‌سرعت در حال تهیه مایحتاج، لباس فرم، کیف و ساک، نوشت‌افزار و سایر ملزومات برای فرزندانمان، بادلی باز و سرشار از امید به آینده فرزندان خود هستیم و در این راه آنچه از دستمان برآید هیچ‌کدام کوتاهی نمی‌کنیم چه اینکه فرزند تبلور آرزوی همیشگی و دست‌نیافتنی بشر در جاودانگی در این دنیای خاکی است و لبخند دختر و پسر دانش‌آموزمان، مرهمی بر انتظار برای جاودانگی.

 اما سوی دیگر این داستان واقعی، بسی پررنج و مملو از تأسف و ناراحتی است. در همین ایامی که هر یک از ما سیری‌ناپذیرانه سازوبرگ فرزندانمان را برای آغاز مهرِ آموختن آماده می‌سازیم و افتخار و غرور آنان در میان سایر هم شاگردان، برایمان همّ‌وغمّ است؛ درحالی‌که شاید سازوبرگ پارسال فرزندانمان هنوز هم قابل‌استفاده و انتفاع است؛ چه بسیارند پدران و مادرانی که قادر به تهیه کمترین مایحتاج لازم برای فرزندانشان جهت حضور در مدرسه نیستند و این روزها چون برزخ برای آنان می‌گذرد، هستند فرزندان بی‌گناهی که در همسایگی من و شما در همین کوچه، در همین محله، در همین شهر، در همان روستا زندگی می‌کنند، بی‌تاب آموختن‌اند اما از همان روز اول با دستانی خالی، سرشان به زیر افکنده خواهد بود در میان همکلاسان متمول خویش و این آغازِ حقارتی درونی و عقده‌ها و دردهایی است که تا همیشه در نهانشان خواهد ماند و آزارشان خواهد داد، روز اول نه روز وصل بلکه روز آغاز فاصله آنان از والدینی است که آنچه در توان و چنته داشتند برایشان در طبق اخلاص گذاشتند اما افسوس که داشته‌هایشان کفاف انتظار فرزند چشم‌به‌راه مدرسه‌شان نبود. فرزندانی که در اولین روز حضور در مدرسه بجای شادی و خوشحالی ناشی از در میان همسالان بودن و یادگرفتن، سخت‌ترین لحظات زندگی‌شان را تجربه می‌کنند و در همان روز آغاز مهر، از نامهربانی زمانه و انسانیت گله‌مند و شاکی خواهند شد و آن روز اول برایشان سنگ‌بنای خاطره‌ای نامیمون و ناخوش از جامعه و مدرسه، تا قیام قیامت خواهد شد.

 ای‌کاش نگذاریم این مهر برای آنان نامهربانی کند، ای‌کاش بتوانیم لبخند رضایتی بر لبان حتی یکی از اینان بنشانیم که شاد کردن چنین دانش‌آموزانی جز تبلور بهشت در همین دنیا، مگر چه می‌تواند باشد!
هر یک از ما آنچه در چنته دارد دریغ نکنیم، انسانیت خویش را با دستگیری و کمک به چنین خانواده‌های بی‌بضاعتی بار دیگر به رخ بکشیم و از یاد نبریم که اگر روزی تن ما از اشک دانش‌آموز بی‌بضاعتی نلرزد، درون ما از آدمیت تهی شده است.

Print Friendly
کدخبر : 107345




دیدگاه خود را به ما بگویید.