تاریخ انتشار :دوشنبه 12 فوریه 18.::. ساعت : 10:12 ق.ظ

   128 بازدید

مهاجري
برای حرفهای دیشب حاتمی کیایی که فیلمهای دوست داشتنی اش ، او را دوست داشتنی تر کرده است.

جوان پرس : وبلاگ > مهاجری، محمد – برای حرفهای دیشب حاتمی کیایی که فیلمهای دوست داشتنی اش ، او را دوست داشتنی تر کرده است.

 آقای حاتمی کیا! می گویند تو ابراهیم سینمای ایرانی! ابراهیم را در آتش انداختند و نسوخت، ولی تو  با حرفهای دیشبت ،آتش افروختی . کاش در میان همان آتشی که به زعم خودت،دشمنانت برافروخته اند رقص کنان وارد می شدی و لذت ابراهیم گونه بودن را حس می کردی.

اینکه بخواهی در آتش،خودت را بسوزانی مختاری. اما باور ندارم که حق داشته باشی  ارزشهایی را که برای ماندنش،هزاران پروانه سوخته اند،به آتش بکشانی.اینکه افتخارکنی برای نظام و آرمانها و دستاوردهایش فیلم می سازی،غرور برانگیز و افتخارآمیز است. این هدفت “ایوالله” دارد اما با آن طرز حرف زدن؟

نه برادر ابراهیم! تو دیشب آنی نبودی که باید باشی. از این پس اگر خواستی لباس دفاع از نظام و انقلاب و نهادمقدس سپاه و فخر ایران و اسلام خاج قاسم سلیمانی را بر تن کنی و حتی از موسسه سینمایی اوج دفاع کنی، لحنت را عوض کن.

دفاع از واژه های مقدس، شیوه مقدس می خواهد. فریاد نمی خواهد؛لحن بغض آلود نمی طلبد؛ قیافه خشن لازم ندارد؛ چشمان پر از نفرت برایش کارسازی نمی کند.

آقای حاتمی کیا! اگر امروز سپاه مدال افتخار دارد،اگر سردارقاسم سلیمانی را حتی دشمنان من و توستایش می کنند،اگر دههاهزار به خون خفته انقلاب و جنگ نام شان ماندگار شده، به خاطر مظلومیتی است که آن را در اوج نجابت فریاد کرده اند. محبوب شدن و عزیز ماندن با فریاد و جیغ میسر نمی شود.

ابراهیم عزیز! من همه فیلمهایت را دیده ام. نه یکبار که برخی را چندین بار و “آژانس شیشه ای” را دهها بار.و هر بار که دیده ام مثل ابر بهار گریسته ام. دیشب وقتی در جشنواره حرفهایت را شنیدم احساس کردم شاید کسی دیگر آن فیلمها را ساخته و فقط نام تو به اسم کارگردان به آن سنجاق شده است.

“دفاع بد” می دانی چیست؟ همان چیزی که دکتر شریعتی 50سال پیش گفت و نوشت وهمه مان خوانده ایم  که برای حمله به یک موضوع ،از آن بد دفاع کن. دیشب قهرمانه”دفاع بد” کردی. هم از سپاه،هم از نظام و هم از موسسه سینمایی اوج. انگار اصرار داشتی همه شائبه ها و شایعه ها را به موسسه ای که تو آن را صاحب فضیلت می شناسی بچسبانی و خرابش کنی.

آقای کارگردان! در مقابل “دفاع بد” تعبیر “حمله خوب” را هم داریم. و تو در این زمینه هم قهرمانانه رفتار کردی. می خواستی صداوسیما و “هفت” و “رشیدپور ” را بزنی. اتفاقا نشانه گرفتنت درست بود.می خواستی مجری پرانتقاد و صداوسیمای پرانتقادتر را با خاک یکسان کنی. اما لحن بیان و کلامت چنان بود که همین ها را هم با “حمله خوب” تطهیر کردی. من اگر جای رئیس صداوسیما بودم حتما یک سیمرغ به تو می دادم تا همه عیوب سازمانم را بپوشانم.

کارگردان خوب ما! می خواهم پیشنهادکنم برای چندلحظه چشمانت را ببندی و خودت را ببری در مراسم دیشب. وقتی سیمرغ را می گیری بروی پشت تریبون و با لحن”حاج کاظم” بگویی:این سیمرغ تقدیم به مدافعان حرم و شهدای این راه؛هدیه به سبزپوشان سپاه مقدس پاسداران؛و تقدیم به سردار عشق و وفا حاج قاسم سلیمانی.

خب.حالا چشمهایت را بازکن تا تاثیر جملاتت را ببینی. نه در زمین فقط، که آن بالا بالاها.

حاتمی کیای عزیز! از دیشب تا حالا فضای مجازی پر شده است از “توفان”ی که دیشب برپا کردی. برایت هورا می کشند و تشویقت می کنند. شاید خودت هم کیف کرده ای. اما اگرفرصت کردی جمعه صبح بیا بهشت زهرا. توی قطعه های24،26،27 و…حرفهای دیشبت را با همان حرارت برای رفقای قدیمی که آنجا آرمیده اند تکرار کن. حتی اگر یک نفر برایت دست زد، تا آخر عمر همینجوری که دیشب حرف زدی،حرف بزن.

Print Friendly
کدخبر : 111833




2 دیدگاه

  1. رخشان says:

    با سلام . شاید سخت باشه دفاع کردن از کسی که خودش دفاع را تکمیل انجام داده . اما دفاع رو میشه نقد کرد . چرا که امثال من به جایی بسته نیستند که نقدهاشون به کسی بر بخوره یا علیرغم خبرنگاربودن ، رسانه ای داشته باشند که منتشر کنن و ادعای حق تحریر… ویا وابستگی ای به طرف داشته باشند . ولی باید جواب داد در جاییکه میبینیم در کشورهایی دیگر از کارگردانی که آغازین کارش روبا فیلمنامه قرضی شروع میکنه و با تخیلات رودات ، قهرمانان جنگی ای میسازه که سرباز رایان را نجات بده ، چنان دفاع میکنن تا اسپیلبرگی بشه که درفهرست شیندلراز صهیونیست دفاع کنه و به قدرت اسکاربه فروشی بی سابقه برسه . اما در کشورما کسی رو که از دفاعی به حق و واقعی میگه ، از بلایی که از سرمون گذشت میگه ، از دور کردن دشمنی که ممکن بود الان درمنزل ما و دربرابر چشمان ما در حال جولان میبود میگه ، چنان بایکوتش میکنیم که شکایتش روبه خدا ببره . از کسی که ازمدافعی بی دفاع در کشوری غریب سخن گفته ، ازآرمان سربداران دفاع کرده ، انسانیت مسلمان رو نشون داده . چنان میزنیمش که اونها به ما اوکی بدند ، احسنتم بگند . واو را مجبور میکنیم که اشک سردار رو شاهد بگیره . چرا که فقط او میدونه صدورحکم مفتی داعش که در صورت دست یابی به ایران بر هر جنگخوی داعشی 15 زن ایرانی و 5 مرد ایرانی حلالند به چه معناست . فقط او میدونه که غیرت زن مسلمان در بند داعشی که برای حرام کردن خودش بر نامردان ، شاهرگش رو با “سنگ”بیابون میزنه به چه معناست . فقط او میدون که یک دسته سراسیمه برای دفاع میرند و بدون سربرمیگردند به چه معناست . اینکه اشک میریزه ! رهنمایی چون کنم در دیده تو دیده را/ حاجت تعلیم نبود این “مردم فرهیخته”را گفتم از اشکم مگرگردون بپرهیزد ولی/ نیست بیم از گریه ام این گرگ “بالان دیده” را دراین جشنواره ازاستادعلی معلم یاد شد . من خودم درکلاس درسشون شنیدم که بارها گفتند ” لنین بنیانگذار جماهیر شوروی میگفت : سینما رو به من بدید ، من به دنیا حکومت میکنم ” وتاکیدشون به این جهت بود که باید کار رو دست کاردان سپرد . تا بتوان این هنر را دردست گرفت . تا اگر فیلمی مثل محمد رسول ا… (ع) را برای مفاخر خودمون میسازیم و به آن افتخار میکنیم ، به وقت شام رو با وقت نهار و صبحانه اشتباه نگیریم . تا هزینه هایی رو که بپاش ریختیم با هزینه های فیلم هایی به قول استاد عبدی” در پیت ” یکسان ندونیم ، تا اگر کارگردانش وقتی میبینه دارند در سالن سینما ، فیلم رواز رو پرده مال خود میکنند ، اعتراض میکنه و میگه اینکار سرمایه رو بباد میده ، فکر نکنیم سرمایه هایی رو میگه که به قول بعضی هرچه بخواد در اختیارشه ، که دراختیار فیلمهای درپیت هم هست .چون به قول اشاره شده ، “ما اونها رو داریم میدیم ” سرمایه ای که حاتمی کیا اشاره میکنه جان جوانان ماست ، رزقی که میگه رزق کریم است نه رزق سلبریتی بودن و تبعاتش . وقتی که فریاد میزنه این فیلم کمدی نبوده ، همون لحظه دوربین چهره پدر شهید معزغلامی رو نشون داد ، یکبار دیگه ببینید ! در چهره اون پدر، نشانی از کمدی دیدید ؟ همون رو کارگردان دیده که فریاد میزنه و شکایت میکنه ، بدرگاه قاضی که خودش شاهد هم هست . شاهده که رسول صدر داوران جشنواره ، میگه “درفیلم به وقت شام کارکترها خلق میشوند اما به سرنوشت نمیرسند ” کدام اصل سینما این را کلیشه کرده که فیلمساز باید همه چیز را برای بیننده هضم کنه ؟ اصلا فرق هنر هفتم با هنرهایی مثل ادبیات و داستان نویسی در همین رو برگرداندن از کلیشه هاست . در همین دور شدن از توقف هاست . تا ذهنیت بیننده را به کنکاش بندازه ، به اینکه خیلی ها رفتند و چه شدند ؟ مگر ما میدونیم برسر رها شده حججی چه سرنوشتی گذشت ؟ خود شما که اشاره میکنید “من مثل یک کودک به تماشای فیلم مینشینم ” و بعد از تماشا ، با چهره ای افلاطونی فیلم را نقد میکنید و فیلمنامه ای از خود مینویسید که ” دو فیلم ساز از دو نسل متفاوت را روی صحنه کنار هم ببینید تا نشان بدید چقدر]کلیشه ای[ یکدستیم و برای حاتمی کیا نقشی پدرانه و برای توکلی نقشی جوان را در نظر میگیرید ” آیا از فیلمنامه نویسان دیگرکمک گرفتید؟ سرنوشت این سیر تکاملی خودتون را چرا تشریح نمیکنید ؟ در حقوق قاعده ای هست به نام تسبیب که میگه اگر” شخصی با واسطه سبب ورود خسارت به دیگری شود، در صورت انتساب خسارت به او ضامن خواهد بودشاید ” پس کمی باید اندیشید و بعد بجای توجیه ضربه ای که خودمان مثل خیلی مسایل دیگر به خودمان میزنیم با شجاعت مثل رییس رسانه اذعان کنید ” که حق با ابراهیم حاتمی کیاست ”
    ای سرت بردامن/ ای نگاهت مبهوت / ای کلامت مایوس/ ای که هر لحظه اسیری به کمند و دامی / میبرندت هرجا/ میکشندت هرسو/ زندگی بودن نیست / زندگی ماندن نیست/ غم تنها خوردن ، کارشیران دل جنگل نیست/ ازشهامت دوراست/ ازرشادت عاریست / ای که تو میگویی آدمی روبه نیست/ انتخابی باید/انتخابی آگاه/ زانکه دیدن سخت است وشنیدن مدهوش/ وهراس از گفتن/ خود یکی فاجعه است/ هجرتی باید کرد/ تاکه با همت آن ماهی کوچک که ز مرداب گریخت/ وبه دریا پیوست/ در سحرگاهی پاک/ که مسلمانان را موقع پرواز است/ من و تو نیز از این خواب خوش افیونی که سزامان کردند/ واز این پایگه عافیت ننگینی که اسیرش گشتیم / واز این خودجوشی/ دم غنیمت دانیم/ ناگهان برخیزیم/ هجرتی بنماییم/ جهشی برگیریم/ و رهی آغازیم/ چونکه ما انسانیم / و حقیقت این است/ که توقف ننگ است / که توقف مرگ است/ که توقف خواریست/ و رکود وسستی شیوه ای حیوانیست/ و تحرک مرزیست بین انسان گشتن یا که حیوان ماندن/ باید از بودن رفت/ باید از ماندن رفت/ وشدن را پیوست/ هجرتی باید کرد/به دیاری بس دور/ به دیاری که جدا میشود ازپایگه ظلمت نور( مثل هالیود که برقش مارو کور کرده ) به دیاری که مهاجرها را جمله یکسان بینند / به دیاری که یگانه راهش در درون خویش است/ ابتدایش رشد است/ انتهایش ابدی/ باید ایثار نمود /باید اخلاس نهاد/ باید ایمان آورد/ تاکه روزی من و تو ماگردیم/ ودراین هجرت دور/ همه یکسان / همه انسان/ همه یکسو/ همه یک رو باشیم / إِنَّ الَّذينَ آمَنوا وَالَّذينَ هاجَروا وَجاهَدوا في سَبيلِ اللَّهِ أُولٰئِكَ يَرجونَ رَحمَتَ اللَّهِ ۚ وَاللَّهُ غَفورٌ رَحيمٌ

  2. ف says:

    من در این ماجرا نتونسته بودم موضوع را درست درک کنم-حرفها ضد و نقیض بود برایم – دمت گرم رخشان -هم خب دفاع کردی و هم با اون شعر زیبا خب تمومش کردی-لذت بردم

دیدگاه خود را به ما بگویید.