تاریخ انتشار :دوشنبه ۲۲ اسفند ۹۰.::. ساعت : ۱:۳۴ ب.ظ

   340 بازدید

مجمع روحانیون مبارز، مجمع محققین و مدرسین و یک جریان روحانی روشنفکر ، سه گروه منشعب شده روحانی هستند که بعد از جدا شدن از جامعه روحانیت مبارز در سال 65 در تلاش بودند تا جریان موسوم به چپ سیاسی کشور را هدایت و رهبری کنند .

 عملکرد راز آلود رهبران این سه جریان ، ترکیب تاحدی نامتجانس، دیدگاه‏های سیاه، ادعاهای متناقض و شعارهای ناسازگار با عمل و واقعیت از جمله ‏ی دلایلی است که نگارنده را مجاب می کند در یک سیر تاریخی  ، به بررسی کوتاه از روند فعالیت این گروهها بپردازد.
 انشعاب مجمع روحانیون مبارز از جامعه روحانیت  ابتدای ماجرایی بود که سال ها بعد در حوادثی همچون تیرماه سال 78 ، اقدامات ضد ارزشی مجلس ششم و فتنه 88 نمایان شد این انشعاب در ظاهر جدایی  از انقلابیون تند  از روحانیت محافظه کار بود که در شرایط جنگ تمیلی به دنبال حفظ ارزش های بدست آمده در انقلاب بودند .
به طور کلی زمانی که از انشعاب سخن گفته می شود منظور این است که ، افرادی از درون یک تشکل جدا شده و تشکل مستقلی را ایجاد نمایند  ، در ابتدای این انشعاب با جدایی افرادی نظیر مهدی کروبی ، احمد توسلی ، موسوی خوئینی‌ها و… که عضو جامعه روحانیت بودند آغاز شد و مجمعی را بنیان نهاد که بعد ها به عنوان روحانیون مبارز لقب گرفت .
 پس از انشعاب رسمی مجمع روحانیون از جامعه روحانیت، با اینکه این اتفاق در زمان نوروز رخ داد و لذا روزنامه ها منتشر نمی شدند، روزنامه های کیهان و اطلاعات (که گردانندگانِ هر دو، عضو مجمع روحانیون بودند) شماره های فوق العاده منتشر نمودند و به ذکر و تبیین فلسفه این انشعاب پرداختند ، ظاهراً خلاصه سخن آنان این بود که حضرت امام (ره) که در سخنان خود راجع به اسلام آمریکایی و اسلام سرمایه داری و … سخن می گویند حتماً دسته ای در داخل کشور را مد نظر دارند و آن دسته همین جامعه روحانیت و هم طیف های آن هستند و لذا مجمع روحانیون، برای ترویج اسلام ناب محمدی منشعب شده است و قصد دارد خط واقعی امام را دنبال نماید .
موسوی خوئینی ها طی مصاحبه ای با کیهان (که در تاریخ 10/1/67 منشر گردید) گفت: “مهم ترین علت تشکیل روحانیون مبارز اجرا و پیاده کردن نقطه نظرات حضرت امام (ره) می باشد ، وی همچنین در مصاحبه ای با کیهانِ مورخ 21/10/67 گفت: “همه موضع ما این است که می خواهیم طرفدار اسلام ناب محمدی باشیم و علیه اسلام آمریکایی بجنگیم … مهم این است که اسلام آمریکایی را بشناسیم.
 با مطرح شدن فلسفه این انشعاب از سوی اعضای مجمع روحانیون و باتوجه به سخنرانی ها و پیام های مکرر امام مبنی بر تحذیر از اسلام آمریکایی و باتوجه به تأیید اصل انشعاب توسط امام، تبلیغات بسیار گسترده و پرحجم جناح چپ چنین برای مردم جلوه داد که سخنی که مجمع روحانیون مطرح می کند حق است و آنها و هم طیف های آنها نماینده اسلام ناب هستند و جامعه روحانیت و هم طیف های آن، مظهر اسلام آمریکایی اند.
 
در این‌جا شبهه ‌ای مطرح می‌شود مبنی بر این که تأسیس مجمع روحانیون از طرف امام(ره) بوده یا خیر ؟
 
امام(ره) مخالفتی با این موضوع نکردند، البته آنطور هم که مطرح می شود مجمع از طرف ایشان تشکیل نشده است ، امام(ره) در مورد تشکیل حزب جمهوری اسلامی هم موافقت خودشان را اعلام کردند که بزرگان صدر انقلاب مانند شهید آیت الله بهشتی و مقام معظم رهبری و آقای هاشمی و دیگران، حزب جمهوری را برای ایجاد یک تشکلی جهت جمع و منسجم کردن نیروهای وفادار به انقلاب و نیروهای حزب اللهی در مقابل جریان لیبرال و ضد امام(ره) تشکیل دادند ، آن موقع نیز امام(ره) حمایت فرمودند و بعد حتی به لحاظ مالی کمک می‏کردند و اجازه می‌دادند از وجوهات صرف مصارف حزب شود و بعدها  برای مجمع روحانیون هم همین کار را کردند یعنی وقتی که اعضای مجمع خدمت امام(ره) رسیدند و عرض کردند که ما بنا به دلایلی فکر می‏کنیم که از جهت خط مشی با اعضای اصلی جامعه‌ی روحانیت در تعارض هستیم و می‌خواهیم که انشعاب به وجود آوریم امام(ره) مخالفت نکردند و حتی مرقوم فرمودند که من انشعاب را چیز بدی نمی‌دانم بلکه اختلاف را موهبت الهی می‌دانم به این معنا که دیدگاه‏های مختلف در اداره‌ی کشور وجود داشته ‌باشد بنابراین ایشان موافقت خودشان را با ایجاد یک تشکل جدید اعلام کردند و تصور می‌شود این موافقت به خاطر آن نگاه نافذ و عمیق امام(ره) بود که می‌خواستند تمامی طیف‌های فکری وابسته به انقلاب در اداره‌ی کشور نقش داشته باشند و منحصر به یک جریان و گروه نشود اما این که خود امام(ره) ابتکار کرده باشند و مجمع تشکیل داده باشند، یک نسبت ناروا به ایشان است و می‌تواند به عنوان تحریف دیدگاه امام(ره) تلقی گردد .
 
 
تغییر در مواضع ضد آمریکایی مجمع و به وجود آمدن مجمعی دیگر با کادری اندازه انگشتان دست !
 
در هر حال با وجود تمام مسائل و حاشیه های پشت پرده ، مجمع شروع به کار و فعالیت گسترده سیاسی از ابتدای سال 65 نمود .
  مجمع روحانیون در ابتدای امر ، ظاهرا خود را ضد آمریکایی جلوه می‌ داد و حاضر نبودند کوچکترین سخنی در خصوص مذاکره با آمریکا مطرح شود و با بهره گیری از همین شعار تند و انقلابی توانست امتیاز هایی را هم از نظام دریافت کند .
  در سال 76 با به قدرت رسیدن سید محمد خاتمی  به عنوان ریاست جمهوری دولت اصلاحات ، مجمع روحانیون که از تندترین گروه‌های ضد آمریکایی کشور به حساب می‌آمد، در سال 80 با چرخش  180 درجه ای در مواضع روبه رو شد و تمام شعار های ضد آمریکایی و نظام سرمایه داری توسط خود رهبران این مجمع مورد تمسخر قرار گرفت .
 چرخش مشهود در مواضع تند انقلابی محمع روحانیون ، این طیف منشعب شده سیاسی را که در شرایط آن زمان دچار یک نگاه کاسب کارانه شده بود را به گرداننده اصلی دولت اصلاحات تبدیل کرد و نفوذ و نقش برجسته افراد این مجمع در دوره 8 ساله ریاست خاتمی ، آنها را مجاب به ابراز وجود چند گروه دیگر از دل مجمع کرد .
 
چگونگی شکل گیری مجمع محققین و مدرسین :
در زمان دولت اصلاحات و با باز شدن فضای سیاسی برای فعالیت احزاب اصلاح طلب ،  مجمع محققین که پس از آن که مجمع روحانیون در مقابل جامعه روحانیت در تهران اعلام موجودیت کرده بود، به وجود آمد بود ، وارد فضای سیاسی کشور شد .
  این مجمع که در بسیاری از مواقع تعداد گردانندگان آن از تعداد انگشتان دست تجاوز نکرده است ، در واقع پس از دوم خرداد برای اینکه بتوانند در حوزه علمیه قم و در مقابل جامعه مدرسین که پایگاه انقلاب است گروهی را سامان دهند و جریان جدیدی را در حوزه به راه بیندازند، توسط برخی روحانیون رادیکال اصلاح طلب با استفاده از فضای باز حوزه علمیه قم  تشکیل شد .
 تنها تحرک سیاسی این تشکل ظاهرا روحانی به غیر از انتشار امضای بیانیه های سیاسی مشترک تشکل موسوم به شورای هماهنگی جبهه اصلاحات ، دفاع از مرجعیت افرادی مانند صانعی و بیات زنجانی بود تا با استفاده از این موضوع پرو‍ژه مرجع سازی برای اصلاح طلبان را کلید بزند.
 
حلقه سوم از جنس التقاط
 
سومین حلقه ای که می توان از میان حلقه های شکل گرفته دور مجمع به آن اشاره کرد، جریانی به ظاهر و روشنفکر است که اشخاصی نظیر محسن کدیور آن را هدایت و مدیریت می کردند ، این جریانات با شعار دوری از کار تشکیلاتی و با مشی آزادی انگارانه به فعالیت های رادیکالی در دولت اصلاحات مشغول شده بودند .
جریان روحانی با تفکر کاملا التقاطی بعد از فتنه 88 با عملکرد منافقانه رسماَ در خدمت جبهه استکبار در آمدند تا از آن سوی مرزها با شعار دین مداری بر علیه آرمان های امام راحل و انقلاب فعالیت کنند.
 با نگاهی کوتاه به سابقه این چند گروه روحانی چپ در تاریخ انقلاب اسلامی متوجه خواهیم شد که اساس و بنیان این گروهها ‌ ، مقابله با جریان اصیل روحانیت در کشور بوده است و نکته دیگر این است که عملکرد مجمع روحانیون ، محققین و همین روحانیون روشنفکر نما از زاویه ای دیگر نشان می دهد که ، نقش عمیق این جریانات در تمامی چالش‌های انقلاب تا طراحی برای فتنه 88 قابل بررسی خواهد بود .
 
برخی از پروژه های قابل ذکر از نقش گروهای مذکور در جریان برانداز فتنه 88 :
 –         ایجاد توهم تقلب، توقع ابطال و همه‌ پرسی
–         سهیم شدن مستقیم  در اغتشاشات
–         بحران سازی هدفدار سیاسی در فضای فتنه
–         حمایت از حرمت ‌شکنان عاشورا
 
انتشار اسنادی از وابستگی و ارتباطات افرادی نظیر سید محمد خاتمی و موسوی خوئینی‌ها و بسیاری از مرتبطین با سه گروه روحانی ذکر شده با موسسه های براندازغربی ، بی شک نشان از انحراف فکری و ترویج تفکرات براندازانه از ابتدای انقلاب تا به امروز در میان افراد و این گروهها دارد و این ادعا بی شک امروز با پناه بردن افرادی نظیر کدیور به دامان همان آمریکایی که روزی برای نفی او همه را نا مسلمان می خواندند و خوش رقصی های افرادی نظیر خاتمی برای غرب ، بیش از پیش اهداف پشت پرده این جریان  ، به واقعیت نزدیکتر می کند .
بنابراین ، مرور رفتارهای ساختارشکنانه ‌ی مجمع روحانیون ، محققین و برخی روحانیون روشنفکر نمای وابسته به این جریانات در همراهی با آمران و عاملان فتنه‌ی 88 روشن می‏کند که اگر حزب مشارکت و سازمان مجاهدین، بازوی راست فتنه88 به حساب آیند، این تشکل اصلاح‏طلب در خوشبینانه ‏ترین حالت بازوی چپ فتنه محسوب می ‌شود.
محدوده
Print Friendly, PDF & Email
کدخبر : 1754




دیدگاه خود را به ما بگویید.