تاریخ انتشار :شنبه 2 سپتامبر 17.::. ساعت : 10:30 ق.ظ

   161 بازدید

فدايي
پس به نظر می رسد که یک جای کار می لنگد. درست است که «هنر نزد ایرانیان است و بس»

جوان پرس / غلامرضا فدایی * : در روز چهارم شهریور ۱۳۹۶ جلسه تودیع و معارفه وزرای قبل و حال فرهنگ و ارشاد اسلامی در تالار وحدت برگزار شد. البته قرار بود جلسه ساعت ۳ و نیم شروع شود؛ ولی ۴ شروع شد که نیم ساعت تأخیر فعلا رسم شده و باید آن را بخشود. اما مهم‌ترین سخنران این جلسه به نظر من استاد نصیریان از اصحاب هنر بود که هم خوب صحبت کرد و هم صحبت خوب. به ویژه که از بین هنرها به تأتر توجه خاص نمود. و آن را بهترین و زنده ترین انواع هنر دانست که به طور مستقیم با مردم و مخاطب در ارتباط است و حرف حال و زبان حال را می زند که جالب توجه بود.

 او اصحاب تآتر را با پزشکان مقایسه کرد که همچنانکه پزشکان بیمار را معالجه و یا جسم انسان را زیر تیغ جراحی می گذارد، اصحاب هنر و به ویژه بازیگران تآتر روح انسان را می کاود و به مخاطب نشان می دهد تا او را هم با خود همراه کند و به تفکر وا دارد. او می گفت در نمایشنامه هنرمند درد ها را بر می شمرد و احیانا نسخه برای اصلاح روح او می پیچد که به نظرم تشبیه جالبی بود.

اما من فکر می کنم باید به دو تفاوت اساسی در بین آن دو (پزشک و بازیگر تآتر) اشاره کرد اولا پزشک در معالجة بیمار نقشً بازی نمی کند و ثانیا پزشک سالم و کاردان صرف نظر از اعتقاداتش ظاهر و باطنش یکی است (البته این دو را می توان حتی یک خصلت نامید). اما بازیگر تآتر و نمایش اغلب نقش بازی می¬کند. او اگر مانند پزشک اعتقاد به کار و راهش داشته باشد و نیز ظاهر و باطنش یکی باشد و آنطور نباشد که بعد از نمایش به او بگویند آیا تو به آنچه می گفتی اعتقاد داشتی تأثیرات آن به مراتب بیشتر خواهد بود و نگوید از من خواسته بودند که در چنین نقشی بازی کنم. در این صورت همانند پزشکی خواهد بود که در صورتی که خوب عمل کند، بیمار به وی اعتقاد پیدا می کند و وی را از صمیم دل دوست دارد و به دیگران هم او را معرفی می کند.

نکته دیگر اینکه نام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بر روی پرده و پوستر فراوان به نمایش گذاشته شد که حق هم همین است زیرا موضوع مربوط به این وزارت خانه بود. اما آنچه عمده بحث این جلسه بود بحث هنر بود که در عنوان وزارتخانه اثری از آن نیست و از ارشاد اسلامی که در عنوان وزارتخانه هست نقش و اثری نبود. یعنی آنچه درعنوان غائب بود حضور پررنگ داشت و آنچه در عنوان حضور داشت غیبتی واضح. در این رابطه نکاتی به نظرم رسید که به آن اشاره می کنم:

۱- آیا این «واو» بین دو واژه فرهنگ و ارشاد اسلامی است واو عطف است و یا واو استیناف؟ به این معنا که وقتی می گوئیم فرهنگ و ارشاد اسلامی منظور فرهنگ اسلامی و ارشاد اسلامی است که اگر به درستی انجام گیرد می تواند چهره ای روشن از اسلام عرضه کند و قطعا همه و از جمله هنرمندان هم به آن پای بند و علاقمند می¬شوند؟ اما اگر واو استیناف باشد به این معنا است که فرهنگ یک چیز جدای از ارشاد اسلامی است. فرهنگ همة آن باور های مردمی است که در زمان حال مردم به آن پای بندند و ارشاد اسلامی با تعریف درستی که از آن می شود باید یا خود را با فرهنگ هماهنگ کند و یا با ارشاد اسلامی فرهنگ را تصحیح کند. ولی از هر دو جنبه در این جلسه چیزی گفته نشد. البته باید پذیرفت که در این جلسه امکان باز کردن این مطالب نبود ولی می شد به ویژه وزرای قبل و بعد به گونه ای سخن بگویند تا این وابستگی و پیوستگی را تداعی کند.

۲- اینکه از ارشاد اسلامی بحثی به میان نمی آید یا ذکر این دو واژه جنبه تشریفاتی دارد و نیازی به بحث در باره آن نیست. ویا بسیار مهم است ولی کسی کاری در خور درباره ارشاد اسلامی نکرده است که بخواهد در باره آن مطلبی را بگوید، و یا اینکه ارشاد اسلامی همینی است که می بینیم و نیازی به بحث ندارد.

۳- اگر چه نام فرهنگ زیاد برده شد ولی با تعریف گسترده ای که فرهنگ دارد جز از هنر به عنوان بخشی از فرهنگ کسی چیزی در باره فرهنگ نگفت. بلکه عمدتا هنر صحنه آرا و محتوای جلسه بود. همانطور که گفتم سخنران اصلی آقای نصیریان بود. ارکستر ملی سمفونیک اجرا شد و بیشتر مباحث وزرای قبل و بعد هم در باره هنر و انواع آن بود. که خوب با توجه به گستردگی هنر جای سخن هم دارد. آنقدر هم در گفتار و هم در اجرا از هنر گفته شد که ناخود آگاه انسان به این فکر می افتد که پس در عنوان این وزارتخانه که این همه بر هنر و اصحاب آن تأکید می شود چرا لفظ هنر غائب است. شاید قبلی ها که آن را وزرات فرهنگ و هنر می نامیده اند پر بیراه هم نمی گفته اند.

۴- این همه تأکید بر هنر اهمیت هنر را می رساند که همه چیز بدون هنر (اصیل و نه مبتذل) اصلا نه مفهومی دارد و نه جاذبه. مردم در هر عصر و زمان با هنر خو گرفته اند و آن را با صمیم جان لمس و از آن استقبال می کنند. شاید هم منظور این است که هنر بستری است برای همه فعالیت های انسان که چنانچه در این بستر هر عملی انجام شود برای مردم دارای جاذبه و تأثیر است.

۵- بر فرض اگر از ارشاد اسلامی سخن گفته می شد از دو جنبه می توانست مطرح باشد یا وجه ایجابی آن است و یا وجه سلبی آن. ایجابی به این معناست که در این وزارتخانه نسبت به تعلیم مرشدانه فرهنگ اسلامی آن هم برای جامعه آنچنان توانا عمل می شود که همه آن را لمس می کنند و نیازی به تأکید آن نیست. ارتقای فرهنگ عمومی باید گواه بر مسئله باشد. اگر چه نام مساجد و قاریان قرآن آمد ولی اینکه ارشاد اسلامی را ما در آن دو خلاصه کنیم خود جای بحث دارد. و یا وجه سلبی آن مطرح است و آن این است که ارشاد اسلامی مانند گشت ارشاد فقط منتظر است خلافی ببیند و جلوی آن را بگیرد.

۶- با آمارهای خوبی که داده شد نکته دیگر که به ذهنم خطور کرد این بود که آیا وزارت با ایجاد و استقرار و استمرار فرهنگ سر و کار دارد و شواهد آن فرهنگی بودن جامعه است که خوب باید با معیار های خاص خود سنجیده شود و اخلاق و رفتار و ایثار و گذشت و مهربانی و مهرورزی و بسیار صفات خوب دیگر که باید در جامعه بودنش را با همه وجود لمس کرد؟ و یا وزارتخانه مدیر محصولات فرهنگی است و بنای آن بر تولید حداکثری محصولات فرهنگی است؟ و باید نامش وزارت محصولات فرهنگی و یا مدیریت امور فرهنگی باشد؟

۷- این همه توصیف هنر و فرهنگ و عدم بحث بر روی ارشاد اسلامی شاید به این علت است که حتی ارشاد را هم باید با هنر توأم کرد و اگر در ارشاد اسلامی هم هنرمندانه عمل نکنیم اصلا ارشادی صورت نگرفته است. پس این همه تأکید بر هنر در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به این معنا است که وجه غائب این حوزه که هنر است در همه زمینه ها باید وجه پیدای همه برنامه های ارشادی و فرهنگی باشد . این هنرمندان اند که اگر اعتقاد داشته باشند و مانند همان پزشکان نقش بازی نکنند و در صحنه فیلم و تآتر، آن جور باشند که در بیرون و زندگی خودشان، می توانند بزرگترین مرشد اسلامی باشند و جامعه را دگرگون کنند! البته به شزط اینکه مسئولان هم هنرمندانه در خدمت به مردم عمل کنند تا هنرمندان که نه، بلکه مردم عادی بر آنان عیب نگیرند!

۸- واقعا اگر هنر توسط هنرمندان معتقد و مومن به تغییر و اصلاح اجرا شود جامعه را دگرگون خواهد کرد. ادبیات اگر چه کمتر از آن سخن رفت برای آن است که آن جاذبه ای که موسیقی، نمایش و سینما دارد را ندارد شاید یکی از دلائلش این است که هنرمندانه نوشته نمی شوند. اگر داستانها و اشعار هنرمندانه نوشته شوند واقعا بیداد می کنند و آنوقت ادیبان و شاعران نیز باید درکنار بقیه اصحاب هنر هنرنمائی کنند.

۹- پس به نظر می رسد که یک جای کار می لنگد. درست است که «هنر نزد ایرانیان است و بس» ولی آیا فقط به موسیقی و نمایشنامه و سینما منحصر می شود و یا دائره شمول آن بسیار گسترده است که حتی ممکن است فلسفه را هم در بر می گیرد

۱۰- من در امریکا مدت کمی بودم و دیدم که از چهار محور هنری در آموزش و پرورش به خوبی استفاده می کنند و آن را به علائم اختصاری «وم نم» نامیدم. این چهار عنصر ورزش، موسیقی، نقاشی و مجسمه سازی بود. ورزش را اگر به حرکات موزون تعبیر کنیم خود هنر است و می توان نوعی ورزش به حساب آورد و آنهائی که از جنبه حرکتی و موزون بودن ورزش برای سلامت جسم و تأثیر گذاری آن در آموزش بهره می برند کاری هنرمندانه می کنند. بدیهی است که استفاده از نقاشی، مجسمه و یا موسیقی (به گونه ای که مطرب نباشد) تا چه اندازه در پرورش فکر و روح تأثیر دارد و این وظیفه وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی است که با توجه به تأثیرات این انواع هنری می تواند به کمک تعلیم آن هم در سطوح گوناگون جامعه بیاید. البته این به معنای تأیید آنچه فعلا در جریان است نیست.

  • وبلاگ شخصي
Print Friendly
کدخبر : 107248




دیدگاه خود را به ما بگویید.