تاریخ انتشار :دوشنبه 7 می 12.::. ساعت : 11:43 ق.ظ

   378 بازدید

farhang1

 استاندار آذربايجان غربي هفته گذشته درديدار با اعضاي شوراي اسلامي استان وشوراي شهر اروميه موضوع فرهنگ و حوزه فرهنگي شهرها را بخش مغفول مانده شهرها عنوان كردند ،به نقل از سايت خبري خود استانداري؛ وحيد جلال زاده معتقد است كه اين بخش نياز به كار وفعاليت زيادي داشته و دارد .

   در این پست بر آن شدم تا به واكاوي اين گفته نماينده عالي دولت بپردازم وچالشهاي فرهنگي در حوزه شهري را به قلم تحليل در بياوريم و خطاب به آقاي استاندار بگويم ؛ ( جانا سخن از زبان ما مي گويي – ولي حالا چرا …..؟! )

    طي سالهاي گذشته اهميت زندگي شهري و داشتن رفتار شهروندي متناسب با امکانات موجود در شهر نقش شهرداريها را در سرمايه گذاري در ارتقا فرهنگي شهروندانشان بيشتر کرده است تا حدي که در بسياري از شهرها با تخصيص اعتبارات هنگفت در زير ساختهاي فرهنگي شان سرمايه گذاريهاي ريشه اي صورت گرفته است که البته کار بسيار بجا و درستي مي باشد.

    نکته مهمتر آنکه نمي شود انتظار داشت فقط با ساختن فرهنگسرا و سالن نمايش فرهنگ رشد نمايد و اين عمدتاً نقش شهرداريهارا به عنوان متوليان امر فرهنگ پررنگ تر مي نمايد. از اين نظر شهر اروميه و همه شهرهاي استان آذربايجان غربي متأسفانه اصلاً وضعيت مناسبي ندارند چرا که بنا به دلايلي که در پي خواهد آمد در سالهاي گذشته و طي چند دهه اخير بجاي ترويج و رشد فرهنگ شهرنشيني و تفهيم اصول شهروندي به شهرنشينان خرده فرهنگهاي نامناسبي رشد پيداکرده اند.

    مهمترين دليل آن است که در بسياري از شهرنشينان، بدليل نداشتن سابقه زندگي شهري چنين تربيتي وجود ندارد. يعني در بسياري از خانواده هايي که طي چند دهه اخير به شهرها مهاجرت کرده اند هنوز فرهنگ زندگي شهري بعنوان بخشي از اصول تربيتي و اخلاقي خانواده ها جا نيافتاده است.

   بضاعت و بنيه اندک فرهنگي شهرداريها : قطعاً اولين شرط لازم براي رشد هر مجموعه اي آدمها و بنا به قول امروزي ها منابع انساني آن جا مي باشند. بزرگترين کارها را آدمهاي بزرگ با دستهاي خالي مي توانند انجام دهند در حالي که حتي کارهاي کوچک با برخورداري از امکانات زياد از دست آدمها کوچک بر نمي آيد. تمدن ها بيش از آنکه مرهون شرايط زماني و مکانيشان باشند مرهون آدمهاي بزرگ و افکار بزرگشان بوده اند.شهر اروميه از لحاظ برخورداري از شخصيت ها و عالمان بزرگ نه تنها در سطح کشور بلکه در سطح دنيا انسانهاي قابلي را به عرصه عرضه کرده است.

  مهم اين است که مجموعه فرهنگي شهرداري وشوراي شهر حوزه هاي فرهنگي از اين قابليت ها چقدر استفاده کرده است.آيا شهرداري و نهاد هاي فرهنگي توانسته اند با کمک فرهيختگان و صاحب نظران و اهالي فرهنگ جريان فرهنگي و انسان ساز و شهروند سازي را ايجاد کند؟جواب خير است، چرا که طي سالهاي گذشته بجاي فرهنگ شهري، خرده فرهنگ حاشيه نشيني غالب شده است. معلوم نيست که چرا بايد با وجود اين همه دانشگاههاي رنگ و وارنگ با گروههاي مختلف علمي و دپارتمانهاي متعدد در رشته هاي مختلف نبايد هيچ نصيبي به شهرداري برسد. سوال اساسي اين جا است که مجموعه فرهنگي شهرداري چقدر توانسته در جذب افراد فرهيخته و صاحب نظر در ايجاد فضايي پر نشاط و متعالي در شهر منشأ اثر باشد؟

   عدم توزيع متناسب سرانه فرهنگي: شهر اروميه بدليل صنعتي بودن در كنار حوزه كشاورزي نياز مبرم صنعت به کارگر، شهري است توانا در جذب مهاجر و البته معضل دوم آن يعني حاشيه نشيني. در اين شهر نه تنها هيچ توزيع متناسبي از امکانات فرهنگي و اقتصادي و حتي اجتماعي نشده است بلکه حتي انگار برنامه اي نيز براي ايجاد اين توازن وجود ندارد. عمده مراکز خريد و… در مراکز شهر قرار دارند.

  عدم سياستگزاري مناسب فرهنگي: درک اين عبارت خود نياز به حداقل چندين ترم اطلاعات آکادميک دارد. بعيد است بتوان انتظار داشت که بسياري از متوليان امر فرهنگ در زير مجموعه شهرداري و شوراي شهر ويا نهادهاي فرهنگي مسوول چندان اين مسأله را درک کرده باشند. حداقل يک دو جين متخصص و کارشناس و صاحب نظر طي صدها ساعت کار علمي و پژوهشي بايد بنشينند و برخيزند و فکر کنند تا بتوانند حتي براي شهر نه چندان بزرگ اروميه برنامه ريزي فرهنگي کنند. سوال بزرگ اينجاست واقعا بضاعت سياستگزاران و برنامه ريزان حوزه فرهنگ شهرنشيني در شهر ومنطقه ما چقدر است؟ چه مشاوران قدر و چه استادان و صاحب نظراني در اين عرصه فعاليت مي کنند ويا آماده اظهار نظر هستند؟

  عدم رعايت استانداردهاي لازم در مراکز تفريحي و فرهنگي موجود: کساني که کودکي در منزل دارند به اين مساله معترفند که امکانات مناسبي براي تفريح و سرگرمي بچه ها در شهرهاي استان وجود ندارد. اين نه به معناي آن است که اصلا وجود ندارد نه بلکه آن مقدار هم که وجود دارد استاندارد نيست.

   نبود جريان و حرکت اجتماعي: پارکها، فضاهاي تفريحي و مکانها يي که عده اي ساعات غير کاري و عمدتا فراغتشان را در آن مي گذرانند بايستي منشأ روابط اجتماعي سازنده و مشارکت طلبانه باشد. پارکها مي توانند بهترين مکان براي برنامه هاي اجتماعي مفيد و جلب مشارکت مردم از گروههاي مختلف اجتماعي سني و جنسي باشند. روابط اجتماعي که در اين مکانها به بهانه ها و دستاويزهاي مختلف ايجاد مي شود مي تواند در توسعه محله اي و حتي شهري کمک کننده باشند و ايجاد يک چنين فضايي بيشتر از آنکه نيازمند فضا و امکانات باشد نيازمند کارشناسان و کاربلدان اجتماعي مي باشد.

   تخصصي شدن مراکز فرهنگي: در اين خصوص شهروندان بسيار پيشرو و صاحب اثر مي باشند. بطوريکه در تهران انواع فرهنگسراهاي مختلف براي گروههاي مختلف تدارک ديده شده است مانند کودکان هنرمندان، زنان و… بايد فضاهايي کاملا خانوادگي مهيا کرد تا خانواده ها بتوانند در آرامش، اوقات فراغتشان را بگذرانند همچنين براي نوجوانان و جوانان نيز که بخش عمده اي از جمعيت جامعه را شامل مي شوند نيز بايد برنامه ريزي هاي کلاني انجام داد تا در فضاهايي متناسب با روحيات پر انرژي و پر تحرک آنها امکان تفريح و سرگرمي اين گروه نيز مهيا شود و آنان را بعنوان مزاحم مدام تلقي ننمود چرا که محيط هاي اجتماعي بهترين مکانها براي تربيت شهروند و يا دادن رفتارهاي اجتماعي مي باشد.

   دلايل ريز و درشت بسياري ديگر نيز وجود دارد که باعث عدم رشد فرهنگي بخصوص فرهنگ شهرهاي استان ما شده است حال اين مقوله به قول شما ( معماري ايراني اسلامي شهري) باشد يا ساير مسائل.

  در کل، درآذربايجان غربي يك فضاي بد فرهنگي و البته سياسي حاكم است ومتوليان حوزه فرهنگي هنوز اندر غم يك كوچه اند…. ؟!

   آ قاي استاندار زير شاخصه توسعه ، (( توسعه فرهنگي  )) است واگر امروزه آذربايجان غربي از بسياري از مولفه ها عقب مانده بي شك همين نقصان هاي فرهنگي است و به اذعان معاون سياسي واجتماعي حضرتعالي روحيه مسوولين ودستگاههاي مرتبط با حوزه فرهنگي دچار ركود است  ، پس بدون تعارف بايد دست به يك انقلاب فرهنگي زد تا هم فرهنگ شهرنشيني ما توسعه يابد هم اساس پيشرفت معني و اصول پيدا كند.

   همانطور كه استحضار داريد اهميت توسعه فرهنگي در سطح جهاني مورد توجه و تأكيد قرار گرفته و شكل گيري سازمان هايي همچون يونسكو در اين زمينه نشان از دغدغه جهاني بشر امروزي در اين زمينه است. از سوي ديگر، اقدام به توسعه فرهنگي از طريق سياست هاي فرهنگي در جوامع دنبال مي شود. ارائه و اجراي سياست فرهنگي بدون شناخت دقيق فرايندها و شرايط جامعه امكانپذير نمي باشد. زيرا فرهنگ بعنوان نظامي پويا و در حال تغيير، نيازمند شناخت مدام و منسجم مي باشد. بنابراين، فراهم ساختن سياست هاي فرهنگي مناسب هرجامعه، مستلزم پژوهش مدام و به روز در اين زمينه مي باشد.

 فرهنگ اكنون فرايندي در پيوند با همه جنبه هاي زندگي است، تا جايي كه در عرصه هاي گوناگون جاي پاي فرهنگ را مي توان ديد. زندگي شهري با توسعه شهرنشيني نياز به يك رهيافت فرهنگي دارد كه اين رهيافت در توسعه شهري زماني پويا خواهد بود كه در ارتباط نزديك با توسعه فرهنگي و توسعه فرهنگي است در واقع بخش جدايي ناپذير آن باشد. حيات كالبدي شهر بدون توسعه فرهنگي نامتعادل خواهد بود. توسعه  بدون تحول فرهنگي اتفاق نمي افتد و ريشه هر تغييري در تحول و توسعه فرهنگي جامعه است.

   پس طرحي نو در اندازيم. بايد سازمانها و ارگانهاي درگير در حوزه فرهنگ بتوانند با وجود منابع مالي و انساني موجود با برنامه ريزي وضعيت را در شرايط کنوني ارتقا ببخشند تا شاهد شهرهاي با نشاط اجتماعي و رشد فرهنگي باشيم.

معروفی /کوشا

Print Friendly
کدخبر : 3702




دیدگاه خود را به ما بگویید.