تاریخ انتشار :شنبه 23 ژوئن 12.::. ساعت : 9:21 ب.ظ

   161 بازدید

jang12

هفت سال پس از سوم تیر 84/حکایت تلخ فراموشی ارزشهای دفاع مقدس کار را به جائی می رساند که روزگاران دفاع مقدس، حکایت سکه اصحاب کهف را برا کسانی پیدا کرده بود

میثم نیلی، پایگاه خبری تحلیلی جوان/ اهالی فرهنگ، سیاسیون و توده های مردم، باور دارند که رخداد سوم تیر ماه سال 1384، سرآغاز بازه ای از تاریخ انقلاب اسلامی است که از جهات گوناگونی به دو دوره تاریخی از تحولات و وقایع گذشته ایران اسلامی بیشتر است؛ دوره درخشان تحولات انقلاب اسلامی و دوره پر افتخار دفاع مقدس.

پس از تحقق نتایج انتخاب مردم و انتخاب فردی در خارج از معیارهای مرسوم احزاب و صاحبان قدرت، برخی در ساحت ژورنالیسم و از نقطه عزیمت گفتمان غالب بر محافل روشنفکری، مدعی شدند که به علت ناکارآمد عمل کردن احزاب در ساختار سیاسی یک دهه گذشته، ساخت قدرت سیاسی در سطح جریانات حاشیه ای و غیر هدفمند و عوام، تمرکز یافت و این ساخت سیاسی جدید بر خاستگاهی منطقی و محکم استوار نیست و به عبارتی، فاقد ریشه نظام مند در معادلات و قواعد حاکم بر حوزه سیاست داخلی است.
عده ای نیز که در آشوب و تشویش این رویداد محیر العقول در نوعی شوک حزبی، منفعل شده بودند و علیرغم گشودن تمام پرده ها از تمامی چهره هایشان، توانایی همراه سازی حداقلی از آراء عمومی را هم پیدا ننموده بودند، با تحلیل اینکه سرعت مدرنیزاسیون اقتصادی و شتاب دموکراتیزه نمودن سیاسی 16 ساله گذشته، ساحت آگاهی عمومی را دچار کنش و واکنش ها و انقباض و انبساط های غیر قابل پیش بینی کرده است سعی نمودند آراء عمومی را فاقد معقولیت و عقلانیت لازم نشان دهند و به عبارتی این تحول عظیم را که نقض واضح تمامی قواعد دموکراسی غربی و تئوری های ترویج شده نظام لیبرال سرمایه داری بود را بی ریشه نشان دهند یا لا اقل اثبات کنند که ریشه در آب دارد و یک تحول پوپولیستی بوده است.
انتخاب رئیس جمهوری که شعارهای انقلابی و اسلامی او غلیظ تر از سایر کاندیداها بود با معیارهای خودساخته احزاب و روشنفکران همسان نبود. برای بررسی چنین تحلیل هایی مرور تاریخ گذشته ایران در دوران پس از انقلاب، بیشتر راهگشاست، هر چند که شبه روشنفکری در ایران به دلیل بیمار متولد شدن، اساساً حافظه تاریخی بیماری دارد؛ چرا که مبدأ و مبنای تحلیل را در سیر تاریخ تحولات اجتماعی – سیاسی، به جای آنکه تاریخ ایران اسلامی یا اسلام قرار دهند، اساساً تاریخ فلسفه و تمدن غرب قرار می دهند و با تطبیق و مصداق یابی تحولات ایران به صیرورت های تاریخی دنیای باختر زمین، افکار عمومی توده های مردم را به قضاوتهای نادرست تاریخی دچار می سازند.
در آغازین فصل شکوفایی انقلاب شکوهمند اسلامی، کسان زیادی بر کوس تهی تحلیلهای سوسیالیستی و لیبرالیستی نواختند و تلاش کردند با نفی عقلانیت و خودآگاهی عمومی در تحقق آن رویداد مهم تاریخی، انقلاب اسلامی را موجی از دریای شور و احساس توده هایی مدهوش معرفی نمایند که در پس انقلاب سفید نظام سلطه پهلوی و به علت تأخیر فرهنگی و سیاسی توده ها نسبت به فضای باز سیاسی مصنوعی پیش از انقلاب، دچار اختلال مشاعر شده و جامعه را دچار آنارشی نموده اند و این همه، محصول تلاطم جزر و مد اقتصاد و سیاست داخل است و با افول این تلاطم ها، بار دیگر انقلاب و انقلابیون به محاق نیستی و عدم فرو می غلطند و عصر شوکت ابر انسانهای برگزیده نظام سلطه برخواهد گشت و چون اصل انقلاب یک حرکت تاریخی و ریشه دار نیست با کودتایی برخواهد گشت. غافل از اینکه شجره طیبه  انقلاب اسلامی ریشه در خاک مستعد تاریخ چهارده قرن فرهنگ اسلامی و شیعی داشت و نهال انقلاب، بذر پاشیده شده امام حسین(ع) در روز عاشورا بود و انقلاب، بازخوانی روایت ظلم ستیزی کربلا و آغازی بر پایان قصه رنج و حرمان مردمانی از جنس عاشورا.
در فرجامین روزهای حماسه های آسمانی سرداران خیبری دفاع مقدس، نامردانی که از نیش نوش شوکران قطعنامه توسط پیر خمین، به وجد و خشنودی دچار شده بودند و سالها بود که در کالبد ترس لانه کرده بودند، با دمیدن در بوق و کرنای استهزاء به تمسخر ارزشهای آن صحنه های فضیلت و ایثار، رشادت و استقلال طلبی مبادرت ورزیده و در ساحت ژورنالیسم و شارلاتانیسم مطبوعاتی، با به چالش کشاندن مبانی فکری و نظری دفاع مقدس، آنسان این دود باروت ندیدگان و تازیانه جنگ نخوردگان، فضای سنگینی را در جامعه ایجاد نمودند که هیچ مجاهد زخم خورده ای، جرأت مرور آن مدینه فاضله و آن ارزشهای زرین را در ذهن و ضمیر خود هم نداشت.
حکایت تلخ فراموشی ارزشهای دفاع مقدس کار را به جائی می رساند که روزگاران دفاع مقدس، حکایت سکه اصحاب کهف را برای کسانی پیدا کرده بود که علاقه مند به موزه سازی بودند و ارزشهای دفاع مقدس را به جای آنکه در مهندسی اجتماع، نظام سازی و سیاست گذاری و در فرایندهای مدیریتی و سلوک اجرایی خود دخیل سازند، آرام آرام به داخل نمایشگاهها، موزه ها، جلسات محفلی و غیر رسمی و … هدایت نمودند. انگار نه انگار که بنیاد نظام هنجاری و ثبت ارزشهای انقلابی و ثبات ساختار سیاسی و فرهنگی جامعه اسلامی ما، رهاورد دوره طلایی حاکمیت فضیلت های دفاع مقدس بوده و هست.
به راستی چه کسانی دفاع مقدس را یک جنبش صرفاً میلیتاریستی تفسیر نمودند که در سطح عوام، انسجام و نظام یافته بود و ارزشهای بسیجی را نوعی ارتجاع در دوره پس از جنگ وانمود می کردند.  بی ریشه نشان دادن ارزشهای دفاع مقدس در ساحت تئوریک توسط روشنفکران مرعوب و به حاشیه راندن ارزشهای مذکور در ساحت عمل توسط مجریان شیفته مدل های توسعه نظام هژمونی لیبرال سرمایه داری – هرچند بی غرض ولی بی دقت – باعث ایجاد نارضایتی در بدنه اکثریت وفادار به ارزشهای ناب پس از انقلاب گردید.
همان اکثریتی که سالها خار در چشم و استخوان در گلو، در انتظار گشایشی بودند که دگرباره جمهوری فضیلت و عدالت و ارزشهای اسلامی، جای دموکراسی منفعت و مصلحت را بگیرد و اگر نبود وعده الهی در نصرت یاوران دین که در «ولینصرن الله من ینصره…» و اگر نبود صبر صابران به امید گشایش که «ان مع العسر یسراً» شاید در چنین روزهایی غم تلخ بی مهری ها و تبعیض ها و شیوع نظام قطایعی و اشرافیت دولتی در اقتصاد و سیاست کشور، به اشک شوق پابرهنگان جنوب خراسان و بلوچستان و ایلام و … مبدل نمی شد و این از جنس همان نشانه هایی است که خداوند به مومنان بشارت داده است که در روزگارانی، مستضعفان عالم، سکان هدایت و اداره عالم را به دست خواهند گرفت.
در روزهای منتهی به روز سوم تیر که یادآور صفای ایام نخستین انقلاب بود، کسان بسیاری را می دیدی که گروه گروه در هیأت و مسجد و مدرسه و دانشگاه و محل کار، صحبت از متاع مطلوبی می کردند که گویا چند صباحی بود که در غبار گردباد توسعه، گم اش کرده بودند. همان متاع فاخر و ارزشمندی که از لسان صدق آن یار سفر کرده و پیر جماران، بر ذهن و ضمیر همه عدالتخواهان و انقلابیون آرمانخواه، سریان و جریان پیدا کرده بود: «عدالت» در این وادی، هر که هر چه از سر صدق و اعتقاد داشت در کف نهاده بود تا در روز سوم تیر، نقشی در تحقق وعده ای الهی داشته باشد، نه فضای ملوّث سیاست زدگان و نه عرصه متکثر احزاب، نه سیاست های جناحی و حزبی و نه عکس‌های رنگارنگ و شعارهای متنوع و به طور کلی نه معیارهای دموکراسی غربی و نه قواعد حزبی اروپایی، هیچ یک کارگر نیفتاد و ندایی با رنگ و بوی اسلام و انقلاب، اصوات دنیایی و اغراض ناسوتی را پشت سر نهاد و جریانی با گرایشات ولایی – از جنس ولایت فقیه – نشان داد که بیش و پیش از ائتلاف قدرت و ثروت و تبلیغ و تطمیع، این حق و کلام حقیقی است که چونان رعدی در آسمان می جهد و خلقی را بر می انگیزاند که طمعی جز صدق در گفتار و عمل به گفتار ولو به اندازه بضاعتی مزجات، ندارند. آحاد مردم بر مدار فطرت خویش در حرکت اند و هر کلامی که فطرت شان را مخاطب قرار دهد، می پذیرندش. اگر امروز هم از انحراف دولت از آن گفتمان و مکتب و عقیده حرف می زنیم از یک عقیده موهوم حرف نمی زنیم.
گفتمان سوم تیر شفاف و زلال و آشکارا بوده و هست و انحراف افرادی که در شکل گیری آن نقش داشتند علامت غلط بودن مسیر نیست. این در حالی است که اساساً بنیان تمدن غرب و نظام هژمونی لیبرال دموکراسی بیشتر از آنکه بر فطرت بشری بنیان نهاده شده باشد، بر غریزه انسانی، نظام و انسجام یافته است و دموکراسی و قواعد نظام سرمایه داری در عرصه مناسبات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، بازتولید همان اهواء غریزی و دامن زدن به حاکمیت نفس اماره انسانها است و لذا هر حزب و جریانی باید توانایی تحریک ذائقه عمومی و ایجاد هیجانات میرا را داشته باشد تا بتواند بر اریکه قدرت تکیه نماید.
در حالی که در نظام ولایت ائمه معصومین(ع) و ولایت فقیه که ریشه در فطرت انسانها دارد، هر آنکه توانایی در مقام تخاطب قرار گرفتن با فطرت اکثریت را دارا شود، به مقام خدمتگذاری و اصلاح اجتماعی نائل می آید. بسط عدل تنها صداقت رحمانی می خواهد نه سوار شدن بر گرده شهوت. اگر صداقت سرمایه اولیه شروع شود چه باک که افرادی خودانگیخته و بی طمع و از سر عشق و اخلاص، شبانه عازم کویر جنوب و کوهستانهای غرب کشور شوند و هر یک سفیری برای آن پیام آسمانی گردند و مگر ندیدیم به چشم که کسانی را که نه در حزبی ثبت نفس کرده بودند و نه به مزدی اجیر شده بودند و نه به طمع مقامی و وعده ای انگیزه مند گشته بودند، که به حرمت حقیقت گفتاری ارزشمدار که مسبوق به کرداری صادقانه هم بود، با مال و اعتبار و آبروی خویش به انتشار آن پیام حق پرداختند.
و در ریشه دار بودن و زنده بودن جریان سوم تیر همان بس که پدیدآورندگان سوم تیر به محض آنکه علمدار و نماینده سیاسی آنها از مسیر ولایت فاصله و زاویه گرفت با او زاویه گرفتند و بین آرمان و گفتمان زنده خود و افرادی که به آن وفادار نماندند تفکیک قائل شدند. پدیدآورندگان سوم تیر و بدنه اصیل جریان اصولگرایی خود اولین افرادی بودند که در برابر انحراف و خطاهای دولتمردان فریاد برائت سر دادند. آحاد مردم در سوم تیر را با رأی به همه شعارهایی از سنخ عهد انقلاب و دفاع مقدس به همه مجریان سیاستهای توسعه اقتصادی و توسعه سیاسی اعلام کردند که اگر الگوهای توسعه زمینه ساز تغییر نظام ارزشی یا تضعیف نظام هنجاری انقلاب اسلامی و جنگ شود، جایگاهش را در میان اکثریت مردم از دست خواهد داد و اعتماد عمومی نسبت به آنها از بین خواهد رفت.
تاریخ انقلاب ما به خوبی نشان داده است که مردم در اشخاص متوقف نمی شوند که با مبنای دینی «اعرف الحق تعرف أهله» اهل حق را به حق می شناسند نه به سابقه و تجربه و طول عمر و … و مناط و ملاک تعهد و میثاق عمومی، اعتقاد صریح به تمامی آرمانهای اولیه انقلاب اسلامی و ارزشهای مولود دفاع مقدس است و در این موارد ملت ایران هیچ تعارف و قصد مزاحی با هیچ کس نداشته و ندارد.
اینکه در صدر انقلاب، تشنگی خدمت به مردم ارزش برتر بوده است نسبت به شیفتگی قدرت و اینکه هر کسی در هر لباسی خادم ملت است نه رئیس ملت و اینکه تسهیم بیت المال از خانواده آغاز نمی شود و اضعف مسلمین در اولویت اند، اینکه خادم و مسئول مردم باید در درد حرمان و تنهایی یتیمان و خانواده شهداء سهیم باشد و هزاران ارزش دیگر، شوخی نبوده است که کسانی با هدف افزایش محض شاخص های توسعه اقتصادی و سیاسی، زیر چرخ ارابه توسعه و در مذبح نامقدس آنارشیسم سیاسی و اقتصادی این ارزشها را قربانی کنند و مردم را هم در عداد بدهکاران خویش قلمداد کنند. مردم پیشرفت و عدالت را مطالبه همزمان خود می دانند. روز سوم تیر، پیوند مبارک تاریخ انقلاب و دفاع مقدس و گام سوم جدی در تمدن سازی اسلامی پس از گام انقلاب اسلامی و گام دفاع مقدس است. گامی که گاه نشاط و سازندگی و حضور فعال جوانان نخبه و آرمانگرا را نویدبخش بود. شعارهای سوم تیر با همان جذابیت و عظمت جلوه گری می کند چرا که حفظ انقلاب اسلامی و احیای گفتمان دفاع مقدس گفتمان رایج و مقبول آحاد مردم و جوانان ماست.
رجانیوز
Print Friendly
کدخبر : 5715




دیدگاه خود را به ما بگویید.