تاریخ انتشار :پنجشنبه 28 ژوئن 12.::. ساعت : 6:54 ق.ظ

   263 بازدید

beheshti1

کاملا نمود اسلام را در خود داشت

سازش‌ناپذیری شهید بهشتی در مواجهه با دشمنان اسلام و وفاداری بنیادین او به خط اصیل امام(ره) از وجه تمایز او در دوران مبارزه و پیروزی نهضت به شمار می‌رود. او بارها و بارها با تقبیح خط سازش با دشمنان اسلام فریاد اعتراضی سر می‌داد که «ملت ایران در برابر یزیدیان راهی را می‌رود که حسین(ع) رفت.‌ حسینیان همواره با یزیدیان در ستیزند. ما پیروان حسین(ع) مرگ خونین را بر زندگی ذلت‌بار با یزیدیان ترجیح می‌دهیم. من در زمینه رعایت معیارهای اسلامی، سازش مصلحت‌جویانه را حرام می‌دانم. خط امام و خط سازش، مقابل یکدیگرند. خط امام از نظر ایدئولوژیک یعنی خطی که اسلام اصیل را با اندیشه باز می‏شناساند و می‏پذیرد و عمل می‏کند و نمی‏ترسد به او بگویند مرتجع امل یا مرتجع و نمی‏ترسد که به او بگویند آدمی است که خیلی روشنفکر شد. نه از برچسب روشنفکر منحرف می‏ترسد، نه از برچسب ارتجاع». در حقیقت شهید بهشتی که می‌خواست جاودانه تاریخ بماند «شیفته خدمت» به خلق خدا بود و به همه مسؤولان نظام نیز توصیه راهبردی می‌کرد: «اگر شما به حال مردم سودمند واقع شوید، ماندنی خواهید بود». شهید بهشتی که با سعه‌صدر اسلامی نقش بسزایی در رسواسازی جریانات فکری وابسته به غرب و شرق داشت، پس از پیروزی انقلاب اسلامی با انبوهی از تهمت‌های ناروایی که مکررا توسط «تشنگان قدرت» سازماندهی و در جامعه به شکلی گسترده منتشر می‌شد مواجه بود که ایشان برای رسیدن به رضای حق با صبوری بی‌بدیلی همه تهمت‌های زهرآگین قدرت‌طلبان انحصارگر را به جان خریده و در راه دفاع از آرمان‌های انقلاب اسلامی عالمانه سکوت پیشه می‌کرد چرا که ایشان معتقد بودند «انقلاب ما انقلاب آرمان‌هاست.‌ ‌انقلاب ما انقلاب ارزش‌هاست.‌ اسلام به ما آموخته است که نسبت به دشمنان دروغ نگوییم، تهمت و افترا نزنیم و فحش ندهیم. حافظان استقلال باید بهای آن را بپردازند. من درد دلم را با خدا می‌کنم. خدا خودش درست می‌کند همه این کارها را. من باید مثل حضرت محمد(ص) بردبار باشم، پیغمبر هم در مقابل این همه شکنجه، این همه ناراحتی‌ها و تهمت‌های ناروا که به او زدند، صبور بود». به هر حال این تهمت‌های دور از انصاف به قدری سنگین و سهمگین بود که حضرت امام(ره) پس از به شهادت رسیدن ایشان توسط منافقین کوردل با دلی محزون زبان به گلایه می‌گشایند: «تهمت‌های ناگوار به ایشان می‌زدند! از آقای بهشتی اینها می‌خواستند موجود ستمکار دیکتاتور معرفی کنند، در صورتی که من بیش از 20 سال ایشان را می‌شناختم و برخلاف آنچه این بی‌انصاف‌ها در سرتاسر کشور تبلیغ کردند و مرگ بر بهشتی گفتند، من او را یک فرد متعهد، مجتهد، متدین، علاقه‌مند به ملت، علاقه‌مند به اسلام و به درد بخور برای جامعه خودمان می‌دانستم». به هر تقدیر شهید بهشتی خودسازی فردی را یگانه رمز اثرگذاری بر جامعه می‌دانست و معتقد بود: «انسان به دنبال ساختن خویش می‌تواند محیط اجتماعی خویش را بسازد‌».به طور طبیعی از ابتدای سال ۱۳۵۶ همزمان با اوج‌گیری انقلاب اسلامی بر دامنه فعالیت‌های انقلابی شهید بهشتی نیز افزوده می‌شود. در واقع شهید مظلوم آیت‌الله بهشتی یکی از اصلی‌ترین عناصر روحانیت مبارز بود که در سازماندهی تظاهرات و راهپیمایی‌های میلیونی سال‌های ۵۶ و ۵۷ مردم علیه رژیم ستمشاهی نقش راهبردی داشت. همزمان با شعله‌ور شدن آتش انقلاب ملت ایران به رهبری حضرت امام (ره) در بهار ۱۳۵۷، آیت‌الله بهشتی نیز جهت گفت‌وگو با اساتید و دانشجویان مقیم آمریکا و اروپا و ایجاد هماهنگی میان حرکت‌های سیاسی گروه‌های مبارز معتقد به روحانیت، راهی کشورهای یادشده می‌شوند. شهید بهشتی در آبان ۱۳۵۷ به دنبال هجرت حضرت امام(ره) از عراق راهی پاریس شده و در همان سفر به فرمان امام خمینی(ره) هسته اصلی شورای انقلاب اسلامی با محوریت استاد شهید مرتضی مطهری و شهید بهشتی تشکیل می‌شود. تقارن بازگشت شهید بهشتی از پاریس به ایران با محرم خونین ۱۳۵۷ موجب می‌شود ساواک برای پیشگیری از برگزاری تظاهرات دهه محرم آن سال اقدام به بازداشت شهید بهشتی کند. در این باره از شهید بهشتی نقل خاطره می‌کنند: «در زندان کمیته شهربانی 2 ساعت و نیم از من بازجویی کردند و به من گفتند تو را دستگیر کرده‌ایم تا راهپیمایی‌های تاسوعا و عاشورا صورت نگیرد. من در پاسخ به آنها گفتم: اشتباه شما در همینجاست، چه مرا آزاد کنید و چه نکنید این راهپیمایی‌ها صورت خواهند گرفت. این کارها قائم به شخص نیست. آنها وقتی اطمینان خاطر مرا دیدند و دانستند نگه‌داشتن من در زندان جز زیان چیزی برای آنها دربر ندارد، پس از 3 روز مرا آزاد کردند». البته گفتنی است شهید مظلوم آیت‌الله بهشتی در فاصله بین سال‌های ۴۹ تا ۵۷ سه بار توسط ساواک دستگیر می‌شود که آخرین‌بار آن در دهه اول محرم ۱۳۵۷ بوده است. بدیهی است سخنرانی‌های مهیج آیت‌الله بهشتی در ایام تاسوعا و عاشورای همان محرم در میدان آزادی و اعلام رسمی خلع شاه از سلطنت در میان شور و هیجان ملت انقلابی ایران فصل نوینی را در عرصه شتاب‌بخشی به روند مبارزات مردم علیه رژیم ستمشاهی پهلوی بازمی‌گشاید. شهید بهشتی چهره سازش‌ناپذیری بود که از همان بدو پیروزی نهضت در اوج درایت، هوشمندانه به تقابل فکری با انحرافات مدنظر عناصر سازشکار و متمایل به غرب و شرق همت گماشته و در این مسیر پرسنگلاخ هزینه‌های سنگینی را نیز متحمل می‌شوند. در این میان شهید بهشتی که از شهرت و ناموری بیزار بود با تلاش شبانه‌روزی می‌کوشید تحت زعامت حضرت امام(ره) زمینه را برای ایجاد یک جامعه اسلامی در ایران فراهم کند. ایشان در چارچوب فلسفه نهضت سرخ حسینی باور دینی داشتند که باید «همه تلاش ملت مبارز ما باید در راه ایجاد جامعه اسلامی که در آن حق و اخلاق توحیدی و الهی حاکم باشد، متمرکز شود‌» که در همین راستا سید شهید در نهایت مظلومیت برای رسیدن به هدف مقدس تشکیل حکومت اسلامی سختی‌های طاقت‌فرسایی را به تن می‌خرند. هنوز بیش از یک ماه از پیروزی انقلاب اسلامی نگذشته بود که ایشان بر اساس ضرورت‌های سیاسی- اجتماعی پیش‌رو همراه جمعی از روحانیون مبارز، «حزب جمهوری اسلامی » را در ۲۹ اسفند ۱۳۵۷ تاسیس می‌کند و در همان ایام به عضویت مجلس خبرگان قانون اساسی درمی‌آید و در ۴ اسفند ۱۳۵۸ طی حکمی از سوی حضرت امام(ره) به ریاست دیوانعالی کشور منصوب می‌شوند. در حقیقت شهید مظلوم آیت‌الله دکتر بهشتی در سایه برخورداری از تجارب ذی‌قیمت مبارزاتی و بینش عمیق فکری و جامعیت بی‌نظیر عملی توانست با مدیریت بخشی از بحران‌های جدی و متنوع ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی که با هدایت عوامل بیگانه دامنگیر کشور شده بود بستر استقرار نظام جمهوری اسلامی را همگام با دیگر عناصر انقلابی فراهم کند. او که بشدت معتقد به اصول اخلاق اسلامی بود با روحیه‌ای خستگی‌ناپذیر و در سایه مدیریت مدبرانه متاثر از اصول دینی به اداره جلسات پرحاشیه اولین مجلس خبرگان قانون اساسی می‌پرداخت که در نهایت امر با وجود شیطنت‌های دامنه‌دار گروه‌های سیاسی وابسته به غرب از قبیل جبهه ملی، نهضت آزادی، سازمان تروریستی مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی اقلیت و اکثریت اولین قانون اساسی نظام نوپای جمهوری اسلامی به شکلی مطلوب تنظیم شد که گنجاندن «اصل مترقی ولایت فقیه» در متن قانون اساسی از نکات بارز آن است. همچنین ایفای نقش کلیدی در تشکیل نخستین مجلس شورای اسلامی که متشکل از اکثریت معتقد به خط اصیل اسلام ناب محمدی(ص) بود و تلاش پیگیر برای ریختن پایه‌ای مستحکم برای ایجاد یک دستگاه مستقل قضایی اسلامی و تدوین بخشنامه‌ها و آیین‌نامه‌های اجرایی برای پیاده‌سازی احکام دینی در جامعه از اهم اقدامات شهید بهشتی در آن مقطع به حساب می‌آید که باید به موارد یادشده موضوع سرنوشت‌ساز پیشبرد اصولی مبارزه اخلاق‌مدار با جریان آمریکایی انحصارطلب که ابوالحسن بنی‌صدر و عناصر خائن تروریستی مانند مسعود رجوی میداندار آن بودند را افزود. تلاش‌های شبانه‌روزی شهید بهشتی برای تشکیل دولت مکتبی شهید رجایی نیز از خدمات فراموش‌نشدنی شهید مظلوم آیت‌الله بهشتی است که آثار و برکات ماندگار این تلاش‌ها برای همیشه در صفحات زرین تاریخ انقلاب اسلامی باقی خواهد ماند. شهید بهشتی گوهر نابی بود که تروریست‌های منافق تاب تلالو اندیشه‌های اسلامی او را نداشتند. شهید مظلوم آیت‌الله دکتر بهشتی در هفتم تیر 1360 در پی اقدام تروریستی منافقین در منفجر کردن مقر حزب جمهوری اسلامی در سرچشمه همراه 72 تن از یاران باوفایش جام شهادت را مستانه سرکشید تا جاودانه تاریخ شود. نگاهی گذرا بر مجموع آثار شهید بهشتی شامل کتب و گفتارهایی درباره «آموزش مواضع، از حزب چه می‌دانیم، اقتصاد اسلامی، اهمیت شیوه تعاون، بانکداری و قوانین مالی اسلام، باید و نبایدها، بررسی و تحلیلی از جهاد و عدالت و لیبرالیسم، امامت، بهداشت و تنظیم خانواده، پنج گفتار، التوحید فی القرآن، توکل از دیدگاه قرآن، حج در قرآن، حق و باطل، خدا از دیدگاه قرآن، دکتر شریعتی و جست‌وجوگری در مسیر شدن، ربا در اسلام، رسالت دانشگاه و دانشجو، روش برداشت از قرآن، سرود یکتاپرستی، سلسله درس‌های اسلامی، مساله مالکیت، سلسله درس‌های اسلامی- شناخت، شناخت از دیدگاه فطرت، شناخت از دیدگاه قرآن، طرح لایحه قصاص، مبارزه پیروز، مبانی نظری قانونی اساسی، محیط پیدایش اسلام، مکتب و تخصص، نقش آزادی در تربیت کودکان، نقش تشکیلات در پیشبرد انقلاب اسلامی ایران، نماز چیست، وظایف انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا در برابر جوانان مسلمان و ویژگی‌های انقلاب اسلامی ایران» گویای زوایايی ناپیدا از شخصیت علمی شهید بهشتی است.

حادثه انفجار 7 تير

مجموع فعالیت‌های شهید بهشتی در هدایت مدبرانه جریان توفنده انقلاب اسلامی و تقابل بنیادین ایشان با خط انحراف و التقاط موجب شد دشمنان کوردل در پی حذف فیزیکی ایشان برآیند. همزمانی انفجار 7 تیر با انفجار 8 شهریور1360 از مسائل بسیار مهمی است که ضرورت تاریخی بازخوانی اتفاقات آن مقطع از اولویت‌های کنونی کشور می‌تواند باشد. بررسی تاریخ پرفراز و نشیب انقلاب اسلامی و گذشت زمان به‌خوبی نشان می‌دهد کوتاهی در رسیدگی جامع به ماجرای عبرت‌آفرین انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیر و دفتر نخست‌وزیری در 8 شهریور 1360 بعدها داستان‌های غم‌انگیز دیگری را رقم می‌زند. سالیان بعد که آب‌ها از آسیاب می‌افتد، سران جریان نفوذی دوم خردادی طی فرمول بسیار پیچیده طراحی شده از سوی حزب منحله مشارکت که حقیقتا در عرصه سیاسی کشور مدل نوینی از سازمان تروریستی منافقین محسوب می‌شدند، امورات اجرایی کشور را در دست می‌گیرند. مثلا سعید حجاریان که همواره یکی از متهمان اصلی و درجه یک انفجار دفتر نخست‌وزیری بوده است به جای استقبال از موضوع رسیدگی عادلانه به پرونده نیمه‌مفتوح انفجار دفتر نخست‌وزیری، با قیافه‌ای حق به جانب! و ساده‌انگاری تعمدی، موضوع رسیدگی قضایی به پرونده انفجار نخست‌وزیری را یک تسویه‌حساب جناحی معرفی می‌کند. در واقع حجاریان تلاش مذبوحانه‌ای می‌کند تا با اسم بردن از انفجار «دفتر حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیر 1360» موضوع رسیدگی به پرونده انفجار دفتر نخست‌وزیری را به حاشیه برده، خود و دوستانش را از مهلکه رسیدگی دقیق قضایی برهاند. انفجار در دفتر حزب جمهوری اسلامی واقعه‌ای است که پس از عزل بنی‌صدر از سوی حضرت امام(ره) در هفتم تیر سال ۱۳۶۰ منجر به شهادت 72 تن از اعضای ارشد نظام شد. در ساعت ۲۰:۳۰ جلسه حزب جمهوری اسلامی ایران در سالن اجتماعات دفتر مرکزی آن واقع در سرچشمه تهران در حال برگزاری بود. موضوع جلسه تورم و انتخابات حساس ریاست‌جمهوری بود. پس از تلاوت آیاتی چند از کلام‌الله قرآن و اعلام برنامه، شهید مظلوم آیت‌الله دکتر سیدمحمد حسینی‌بهشتی، دبیرکل حزب جمهوری اسلامی در آخرین کلام‌های خود به مساله عوامل نفوذی و تلاش استعمارگران برای مهره‌سازی اشاره دقیقی می‌کند که از منظری این سخنان شهید بهشتی مجموعا یادآور سخنرانی یک هفته قبل از شهادت شهید رجایی درباره عوامل نفوذی و منافقین تروریست در تلویزیون است. به هر حال شهید مظلوم در آخرین کلام خود بیان می‌دارد: «ما بار دیگر نباید اجازه دهیم استعمارگران برای ما مهره‌سازی کنند و سرنوشت مردم ما را به بازی بگیرند. تلاش کنیم کسانی که متعهد به مکتب هستند و سرنوشت مردم را به بازی نمی‌گیرند انتخاب شوند…». در این لحظه که حدود ساعت 9 شب بوده است انفجار مهیب تدارک دیده شده از سوی منافقین سالن اجتماعات را ویران و 72 تن از یاران صدیق انقلاب اسلامی را به ملکوت اعلی پرواز می‌دهد. به هر حال گزارش اختصاصی منافق ظاهرا بریده سعید شاهسوند از اعضای رده‌بالا و مرکزیت وقت سازمان منافقین خلق از حادثه انفجار بسیار شنیدنی است.

واكنش امام خميني(ره)

نسبت به خبر شهادت شهيد بهشتي

سعید شاهسوند، منافق متواری و مرکزیت وقت سازمان تروریستی منافقین در عملیات مرصاد از ناحیه پا زخمی و توسط رزمندگان اسلام دستگیر می‌شود.‌ بعدها وی ادعا می‌کند با حمایت‌های مستقیم سعید حجاریان! و به بهانه انجام مصاحبه تلویزیونی و موضع‌گیری علیه منافقین از زندان آزاد و سپس بدون انجام محاکمه قضایی– امنیتی یا رسیدگی به نقش وی در انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی عاجلا به اروپا اعزام! می‌شود تا مبادا اسرار ناگفته‌ای از زبان وی نقل و شبکه نفوذی و نامکشوف منافقین در کشور شناسایی شوند. امام خمینی(ره) صبح روز هشتم تیر1360 در دیدار با اقشار مختلف مردمی می‌‌فرمایند: «البته این پیشامد برای همه ملت ما ناگوار بود و یک اشخاصی که برای خدمت، خودشان را حاضر کرده بودند و خدمتگزار این کشور بودند، اشخاصی بودند که آن قدری که من از آنها می‌شناسم از ابرار بوده‌اند، از اشخاص متعهد بوده‌اند که در راس آنها مرحوم شهید بهشتی است. ایشان را من 20 سال بیشتر می‌شناختم. مراتب فضل ایشان و مراتب تفکر ایشان و مراتب تعهد ایشان بر من معلوم بود و آنچه من راجع به ایشان متاثر هستم، شهادت ایشان در مقابل او ناچیز است و آن مظلومیت ایشان در این کشور بود. مخالفین انقلاب، افرادی [را] که بیشتر متعهدند، موثر در انقلابند، آنها را بیشتر مورد هدف قرار داده‌اند. ایشان مورد هدف اجانب و وابستگان به آنها در طول زندگی بود و شما گمان نکنید که این آقایان که وارد شدند در این شغل‌های دولتی اینها یک اشخاصی بودند یا هستند که راهی برای استفاده جز این مقام ندارند، اینها هر کدام اشخاص متعهدی بودند که در پیش مردم مقام داشتند، در پیش روحانیت مقام بزرگ داشتند و این‌طور نبود که واخورده باشند که بخواهند بیایند اینجا انحصارطلب باشند. خدا انصاف بدهد به آنهایی که انحصارطلب بودند…». همچنین امام خمینی طی پیامی در 9 تیرماه 1360 می‌فرمایند: «ملت ایران در این فاجعه بزرگ

۷۲ تن بی‌گناه به عدد شهدای کربلا از دست داد. ملت ایران سرافراز است که مردانی را به جامعه تقدیم می‌کند که خود را وقف خدمت به اسلام و مسلمین کرده بودند و دشمنان خلق گروهی را شهید کردند که برای مشورت در مصالح کشور گرد هم آمده بودند. ملت عزیز، این کوردلان مدعی مجاهدت برای خلق، گروهی را از خلق گرفتند که از خدمتگزاران فعال و صدیق خلق بودند. گیرم که شما با شهید بهشتی که مظلوم زیست و مظلوم مرد و خار در چشم دشمنان اسلام و خصوص شما بود دشمنی سرسختانه داشتید، با بیش از 70 نفر بی‌گناه که بسیاری‌شان از بهترین خدمتگزاران خلق و مخالف سرسخت با دشمنان کشور و ملت بودند چه دشمنی داشتید جز آنکه شما با اسم خلق از دشمنان خلق و راه صاف‌کنان چپاولگران شرق و غرب می‌باشید. ما گرچه دوستان و عزیزان وفاداری را از دست دادیم که هریک برای ملت ستمدیده استوانه بسیار قوی و پشتوانه ارزشمند بودند، ما گر چه برادران بسیار متعهدی را از دست دادیم که اشدا علی الکفار رحما بینهم بودند و باری ملت مظلوم و نهادهای انقلابی سدی استوار و شجره‌ای ثمربخش به شمار می‌رفتند، لیکن سیل خروشان خلق و امواج شکننده ملت با اتحاد و اتکال به خدای بزرگ هر کمبودی را جبران خواهد کرد. ملت ایران با اعتماد به قدرت لایزال قادر متعال همچون دریایی مواج به پیش می‌رود و در مقابل ابرقدرت‌ها و تفاله‌های آنان با صفی مرصوص ایستاده است و شما درماندگان عاجز را که در سوراخ‌ها خزیده‌اید و نفس‌های آخر را می‌کشید به جهنم می‌فرستد و خداوند بزرگ پشت و پناه این کشور و ملت است».

Print Friendly
کدخبر : 5909




دیدگاه خود را به ما بگویید.