تاریخ انتشار :شنبه 5 آگوست 17.::. ساعت : 8:07 ب.ظ

   139 بازدید

بهانه برگزاری رفراندوم در اقلیم کردستان؛
بارزانی
در صورتی که کاتالونیا و کردستان عراق پاییز امسال اعلام استقلال کنند، اگر کشور میزبان آنها موافقت کند ممکن است کشورهای مستقل شوند اما در غیر این صورت آنها می توانند اعلام استقلال را برگزینند و اینکه تا زمانی نامشخص کشوری باقی بمانند که به رسمیت شناخته نشده است.

جوان پرس / ربکا ریچاردز[*] : در صورتی که کاتالونیا و کردستان عراق  پاییز امسال اعلام استقلال کنند، اگر کشور میزبان آنها موافقت کند ممکن است کشورهای مستقل شوند اما در غیر این صورت آنها می توانند اعلام استقلال را برگزینند و اینکه تا زمانی نامشخص کشوری باقی بمانند که به رسمیت شناخته نشده است.

قوانین دوران استعمار

پاییز امسال در کاتالونیا و کردستان عراق به فاصله ی یک هفته همه پرسی استقلال برگزار می شود. اگر این دو همه پرسی به اعلام استقلال بکشد، چه می شود؟ ممکن است جواب این سؤال بسیار روشن به نظر برسد و بگوییم که کردستان و کاتالونیا کشورهای جدید جهان خواهند شد اما موضوع به این سادگی نیست.

طبق قوانین بین الملل مردم حق دارند که سرنوشت خود را تعیین کنند و این تعیین سرنوشت شامل موقعیت سیاسی هم می شود. حق تعیین سرنوشت ما در منشور سازمان ملل صیانت شده و در “معاهده ی جهانی حقوق شهروندی و سیاسی” مورد تصریح قرار گرفته است. این را می توان حق یک مردم برای به رسمیت شناخته شدن استقلال شان توسط جامعه ی جهانی قلمداد کرد اما غالباً از آن به عنوان حق یک مردم برای تعیین اینکه چه کسانی و چگونه بر آنها حکومت می کنند، تعبیر می شود. به عبارت دیگر حق تعیین سرنوشت در جهان امروز بیشتر با گزینه های درون یک کشور موجود در ارتباط است تا اینکه راهی به سوی یک کشور جدید باشد.

دلیل این امر تا حدی این است که قوانین حق تعیین سرنوشت غالباً در دوره ی استعمارزدایی نوشته شده اند. هنگام تفسیر مقصود و معنای این قوانین نمی توان این زمینه ی تاریخی را نادیده گرفت. طی این دوره قدرت های استعماری گام هایی در راستای برچیدن بساط امپراتوری های خود برداشتند. حفظ و تداوم این امپراتوری ها پرخرج شده بود و در داخل خود مستعمره ها نیز فشار سیاسی رو به افزایش بود.

تأسیس کشور

عامل دیگری که تأسیس کشور را پیچیده می کند این واقعیت است که برای کشور شدن یک قلمرو، یک دولت ملی از پیش موجود بخشی از قلمرو خود را از دست می دهد و این قوانین و هنجارهای تمامیت ارضی را نقض می کند. اینها برخی از قدیمی ترین و مؤکدترین قوانینی هستند که نظام جهانی را تقویت می کنند.

به رسمیت پذیرفتن یک کشور جدید اساساً به معنای پذیرش انتقال حاکمیت بر یک قلمرو از یک مرجع قدرت به مرجع قدرت دیگری است. نهادهای بین المللی از جمله سازمان ملل نمی توانند قلمرو یک کشور را بدون مجوز آن کشور از آن بگیرند. این کار یکی از قوانین بنیادین نظام دولت ها را نقض می کند.

به عنوان مثال کوزوو سال 2008 استقلال خود از صربستان را اعلام کرد اما تا امروز هم به رغم آنکه بیش از نیمی از کشورهای عضو سازمان ملل استقلال آن را به رسمیت شناخته اند از حاکمیت ملی برخوردار نیست. دلیل اصلی این امر آن است که صربستان همچنان این قلمرو را جزء تمامیت ارضی خود می داند اگرچه بی گمان عوامل دیگری هم در این مورد نقش دارد. به همین ترتیب برای آنکه کردستان هم کشور شود، عراق باید دست از حاکمیت بر بخشی از خاک خود بکشد.

اصول قانونی مشخصاً ناهمخوان و متناقضی در اینجا وجود دارد. این تناقض ها حداقل در یک مورد با هم در درون یک قانون جای دارند. در واقع آنچه برای مان آشکار می شود این است که هیچ راه قانونی روشنی برای رسیدن به یک دولت مستقل وجود ندارد. هیچ مکانیسم قانونی محرزی هم برای اینکه چه کسی مشخص کند که یک قلمرو، کشوری مستقل شود یا خیر وجود ندارد. بنابراین برای آنکه بفهمیم این کار چگونه انجام می گیرد، باید به نمونه های پیشین نگاهی بیاندازیم.

جدیدترین کشورهای جهان سودان جنوبی و تیمور شرقی هستند که اولی در 2011 و دومی در 2002 به رسمیت شناخته شد. در اوایل دهه ی 1990 به خاطر فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تجزیه ی یوگسلاوی موجی از کشورهای جدید به راه افتاد. سال 1993 اریتره پس از دهه ها جنگ با اتیوپی که اریتره را در سال 1962 ضمیمه ی خاک خود کرده بود، کشور شد. پیش از آن کشورهای جدید جهان در نتیجه ی دگرگونی یا فروپاشی امپراتوری ها شکل گرفتند که برجسته ترین مورد از این دگرگونی ها و فروپاشی ها پس از پایان یافتن استعمار بود.

کشور شدن تیمور شرقی و سودان جنوبی و به بسیاری لحاظ اریتره بخشی از تلاش هایی بود که برای حل مشکل دیگری انجام گرفت و این مشکل همانا جنگ بود. در هر سه مورد کشور به اصطلاح “میزبان” (اندونزی برای تیمور شرقی، سودان برای سودان جنوبی و اتیوپی برای اریتره) با واگذاری قلمرو به عنوان بخشی از توافق های صلح موافقت کردند.

تمام این کشورهای جدید استقلال خود را پس از نابودی قدرت ملی سابق خود یا با اجازه ی قدرت ملی سابق خود به دست آوردند. نقطه ی مشترک تمام آنها این است که به خاطر حل یک نوع مشکل کشور شدند، به این معنا که به رسمیت شناختن آنها برای جهان سود داشت. در مورد این جدیدترین کشورهای جهان به رسمیت شناخته شدن آنها بیشتر یک عمل سیاسی بود تا روندی که قانون تعریف کرده باشد.

یک کشور چه هنگام مستقل دانسته می شود؟

یک قلمرو اساساً هنگامی تبدیل به یک کشور مستقل می شود که سازمان ملل استقلال آن را به رسمیت بشناسد اگرچه این موضوع در قانون به روشنی توضیح داده نشده است. سازمان ملل بزرگ ترین و جامع ترین سازمان چندجانبه است و تأیید حاکمیت ملی توسط آن منطقی به نظر می رسد.

اما با آنکه روند پذیرش اعضای جدید به طور مشخص در منشور و قوانین سازمان ملل توضیح داده شده است، این قوانین مربوط به اعضای جدیدی است که از قبل کشور مستقل بوده اند. اما یک بار دیگر در مورد روندی که دولت های خواهان استقلال برای رسیدن به استقلال باید از سر بگذرانند، ابهام وجود دارد.

تبدیل شدن به کشوری مستقل که جامعه ی جهانی آن را به رسمیت بشناسد، روندی مشخص و معلوم ندارد. به بسیاری لحاظ آنچه در این میان نقش تعیین کننده دارد، قدرت و فضای سیاسی روز است و قلمروها زیادی به عنوان کشورهای به رسمیت شناخته نشده وجود دارند که از عمر برخی از آنها دهه ها می گذرد بی آنکه استقلال آنها به رسمیت شناخته شده باشد.

در صورتی که کاتالونیا و کردستان عراق پاییز امسال اعلام استقلال کنند، اگر کشور میزبان آنها موافقت کند ممکن است کشورهای مستقل شوند اما در غیر این صورت آنها می توانند اعلام استقلال را برگزینند و اینکه تا زمانی نامشخص کشوری باقی بمانند که به رسمیت شناخته نشده است.

[*] مدرس روابط بین الملل دانشگاه کیل / منبع  : کردپرس

ربکا ریچاردز هیچ گونه ارتباطی با هیچ شرکت یا سازمانی ندارد که از مقاله ی حاضر سود ببرد و به جز سمت دانشگاهی اش هیچ چیز دیگری را در مورد خود اعلام نکرده که با نوشتن این مقاله مربوط باشد.

Print Friendly
کدخبر : 106572




دیدگاه خود را به ما بگویید.