وب سایت خبری و تحلیلی جوان پرس

تاريخ انتشار: ۰۹ اسفند ۱۳۹۰|کد خبر: 1502|دسته: بهترین ها, عمومی, گزارش و گفتگو


در بیست مرداد ۱۳۴۵ در ارومیه به دنیا آمدم.پدرم مردی متدین و زحمتکش و مادرم زنی حکیم و صبوری بودند که به لطف الهی سایه مهر و محبت شان اینک نیز بر سرم مستدام می باشد.از زمان تولد در محله بازارباش خیابان شهید دستغیب(مافی سابق)زندگی و بخش قابل توجهی از زندگی خودم را در آنجا سپری کرده ام.دوره ابتدایی را ازشش سالگی و در دبستان نادرشاه سابق در محله جارچی باشی(خیابان شهید باکری)طی کردم.معلم اول ابتدایی ام مرحوم آقای قلوبی بودند که در همان سال در اثر سانحه ای به رحمت خدا رفتند که هنوز نیز خاطره تلاش و دلسوزی ایشان در خاطرم باقیست.آقای نژادیان، امین زاده و معروفی از معلمان کلاس های بعدی بودند که جناب آقای معروفی(معلم کلاس پنجم) به دلیل ارتباط صمیمی با دانش آموزان و روحیات جالب شان محبوب تر بودند. مدیر مدرسه از ابتدا تا انتهای کلاس پنجم آقای محمدباقر حبیبی بودند که اخیراً توفیق دیدار مجددشان نصیبم گشت.انسانی فرهیخته ، با ادب و خوش لباس که شخصیت ایشان دانش آموزان را وادار به احترام قلبی می نمود.در پایان دوره ابتدایی جایزه ویژه ملی آن روز که از سوی وزارت آموزش و پرورش اعطا می شد را اخذ نمودم که موجب شادمانی خانواده ام گردید.دوره راهنمایی را در مدرسه برزگر(شهید کیمیایی فعلی) طی نمودم که با پیروزی انقلاب اسلامی مصادف گشت.حضور در راهپیمایی ها (البته با شرایط سنی خودم)، تشکیل اولین انجمن اسلامی مدارس راهنمایی ارومیه همراه با جمعی از دوستان،انجام بحث های سیاسی و اعتقادی با وابستگان به تفکرات مارکسیستی(در دوازده-سیزده سالگی!!)، تشکیل گروه های سرود و … از جمله نکات ماندگار آن روزها در ذهنم می باشد.دوره دبیرستان را نیز در دبیرستان ۱۳ آبان گذراندم .جناب آقای لطیف جباری که فردی بسیار خوشنام،موقر، جدی و متدین بوده و هستند مدیر دبیرستان بودند.از معلمان خوب مدرسه می توان به معلم جامعه شناسی جناب آقای دیگاله اشاره کرد که علاقه مندی خود به جامعه شناسی را مدیون ایشان هستم و هنوز زبانه های این آتش در وجودم شعله ور می باشد.هیچ روزی را بدون مطالعه به کلاس نمی آمد و به کسانی که آن روزها در جنگ مشارکت داشتند عنایت عجیبی داشت. بر خلاف برخی معلمان بچه های رزمنده را بیشتر تکریم می کرد و آن ها را شایسته احترام می دانست. آقای سید رضا مهری معلم اقتصاد که به درس خویش مسلط بود و نمی شد شوخی یا رفتارهای جدی اش را از هم تشخیص داد، آقای بهنام معلم عربی که معلمی متعهد و عدالت خواه بود و نسبت به بچه های محروم تعصب خاصی نشان می داد از ماندگاران در ذهن و جان من هستند و مطمئنا همیشه برای شان دعاگو بوده و خواهم بود. پانزده سالم بود که تنها برادرم محمدرضا به شهادت رسید.پیش از آن و در جریان پیروزی انقلاب مصطفی پسر عموی بزرگم که سابقه پنج سال مبارزه سیاسی داشت در تهران و در مظلومیت و غربت به شهادت رسیده بود. دوری تن شریف و مزار ابدی مصطفی و جای گرفتن او در قلب بهشت زهرا(س) اتفاق بسیار مهمی بود که نه تنها مرا به عنوان یک نوجوان بلکه کل خانواده ما را متاثر و متغیر ساخت.

مصطفی از هیچکسی ولو من در سال ۵۶ و در ۱۱ سالگی نمی گذشت و از شرایط استبداد داخلی و استعمار خارجی و افتضاحات رژیم پهلوی سخن ها می گفت. ظرفیت های نظامی و توانایی کار تشکیلاتی مخفی از او انسانی مرموز و ناشناخته ساخته بود.شهادت محمدرضا بخشی از چرخه شهادت در خانواده جهانگیرزاده بود. او بیست و هفتم سال ۶۰ و در روستای دهلاویه سوسنگرد به شهادت رسید.هنوز آخرین تصویر ذهنی من از او خاطره ای است که اگر چه خود ندیده ام ولی انگار در همان صحنه بوده و هزاران بار دیده ام.ریش بلند و مجعد او سخت با خاک صحرا عجین شده که به هنگام مقابله با دشمن تیری به جان وی اصابت می کند، خود را به کنار دیواری می کشد و به دوستانش می گوید که او را تنها بگذارند و بروند و او توانایی دفاع از خود را دارد.دوستانش به هنگام برگشت با پیکر بی جان او مواجه می شوند که بر دیوار تکیه داده و چشمانی فروخفته دارد و در اثر خونریزی به شهادت رسیده است ….

و چه سخت است همه زندگی فردی را که از جانت بیشتر دوستش داری و خود را با تمام وجود به او وابسته و بدهکار می دانی این چنین به پایان برسانی… مقصود سومین شهید خانواده جهانگیرزاده و کوچکترین برادر مصطفی بود که به دلیل قرابت سنی بیشترین ارتباط عاطفی را با من داشت.انسانی سرسخت، پر انرژی و آشنا به مبانی و اصول انقلاب و اهداف امام بود.او در سن ۱۹ سالگی و در منطقه سومار در سال ۱۳۶۱ به شهادت رسید.

****               ****           ****

در سال ۶۳ و در کنکور سراسری آن سال با احراز رتبه ۲۶ کشوری به دانشگاه راه یافتم.جامعه شناسی محبوب ترین رشته ای بود که سراغ داشتم.ابتدا در تهران مشغول به تحصیل بوده و از ترم دوم به دانشگاه تبریز منتقل شدم.در خرداد سال ۶۵ ازدواج کردم که ثمره آن،سالها همیاری، صبوری، سوختن و ساختن توسط زنی بوده که کمترین توقعات را از من داشته و دارد و چون همرزمی از سلامت و بر سر پیمان بودن همرزم خود نگاهبانی می کند. راضیه و علیرضا میراث داران و ادامه دهندگان چنین پیوندی اند.

کارشناسی ارشد خود را در جامعه شناسی از دانشگاه شیراز اخذ کردم.سالهای زندگی و تحصیل در شیراز بدون تردید در زمره سال های پربار عمرم می باشد.آشنایی با سرزمین شعر و فرهنگ و حضور در مزار لسان الغیب حافظ شیراز و حکیم سخندان تمامی اعصار سعدی علیه الرحمه تحول بزرگی بود که مرا هر روز به وجد می آورد. سخن از روزهای شیراز هنوز که هنوز است برایم تداعی کننده سالهایی است که سعی کردم بنیادهای فکری خودم را مجددا استحکام بخشم.

سپس در رشته جامعه شناسی سیاسی در مقطع دکتری در دانشگاه علامه طباطبایی(ره) به ادامه تحصیل پرداختم.


8 پاسخ به “جواد جهانگیرزاده کیست؟”

  1. یک همشهری می‌گه:

    از سیر تا پیاز زندگی خود راگفت ولی درآن سالهای سخت جنگ تحمیلی که خیلی از جوانان از جمله برادر وی در خون خود غلطیدند او تحصیل کرده ازدواج نموده است به یاد جمله معروف یکی از نمایندگان مجلس در دوره ششم افتادم که گفته بود: کار مادر مجلس شده: تحصیل – تجارت – طبابت ؟!؟

    • خبرگزاری جوان می‌گه:

      خود ایشون در جبهه حضور داشتند لطفا شایعه پراکنی نکنید در ضمن مگر ازدواج جرم است یا درس خواندن .چقدر رزمنده ها بودند که هم می جنگیدن هم درس می خواندند هم ازدواج کردند یکی شهید شد ولی دیگری جانباز یا سالم ماند و این هم اشکال ندارد

  2. یک همشهری می‌گه:

    یا ساده اید یا ماراساده فرض کرده اید عجب جواب مستدل ومنطقی دادید واقعا” حظ وافر نمودم ؟!؟نه ازدواج جرم است ونه تحصیل اما کسانی باید دراین مناصب باشند که در آن شرایط سخت جانفشانی کرده باشند . همین الان اگر کمی دقت کنیم ایشون (دکترا) ویکی دیگر ازنمایندگان فعلی ارومیه (کارشناسی ارشد ودانشجوی دکترا)را در دوره نمایندگیشان گرفته اند. در حدیث ازامام معصوم علیه السلام داریم :انصاف نصف ایمان است اگر کمی انصاف داشته باشیم نماینده مجلس از وقت شخصی خود باید بزند وبرای مردم خدمت کند تا درپیشگاه خداو مردم شرمنده نباشند اما ایشان وامثال ایشان (که تعدادشان هم کم نیستند) ازوقت مردم زده اند وتحصیل کرده اند؟!؟.درضمن اینها که دیگر شایعه نیست حقیقت است امام صادق (علیه السلام ) دریک کلام نورانی میفرمایند : حرف حق رابگویید اگرچه تلخ باشد (قل الحق ولوکان مرا) . مزید اطلاع شما (خبر گزاری محترم جوان ) عرض کنم بنده طرفدار یا هوادارهیچ یک از کاندیدا های محترم نیستم وتااین لحظه هنوز هیچ کسی رابرای انتخاب در روز جمعه پیدا نکرده ام .

    • خبرگزاری جوان می‌گه:

      نه شما را ساده انگاشته ام نه خودم را به سادگی زده ام تا انجایی که می دانم اقای جهانگیرزاده هشت سال است که در دوره دکترا دانشجو هستند که این مدت در مقایسه با دیگران دو برابر بیشتر است و این یعنی از وقت مردم نزده اند و در ضمن شما اگر کمی به زندگانی رهبری بیاندازید ایشان کلا بیشتر از یک سوم وقتشان را مشغول تحصیل و تدریس هستند و مطالعه می کنند و فکر نمی کنم که کسی باشد که از ایشان بیشتر به فکر مملکت باشد پس نتیجه می گیریم که درس خواندن و درس دادن هیچ اشکال شرعی ندارد.

  3. یک همشهری می‌گه:

    برادر عزیز باز که جوابی دادی که شایسته شما نیست.ذکر چند نکته راخدمت حضرتعالی لازم میدانم:
    ۱-مطالعه چیزی متفاوت از اخذ مدرک است .
    ۲-مقام رهبری در کنار رهبری دارای مقام مرجعیت هستند ومرجعیت هم لازمه اش مطالعه وتدریس هست .
    ۳- اشتغال بکارهای علمی هم بخاطرگذاشتن بارسنگین مرجعیت بر دوش ایشان (علی رغم دوری جستن ایشان ازآن) توسط جامعه مدرسین ومردم است. اشتغال بکارهای علمی لازمه مرجعیت است تازمان مرگ!
    ۴- خدمت به مردم ومقلدین و درس خارج ازفقه مقام رهبری هیچ منبع درآمد در بر ندارد.
    ۵- مقایسه شما قیاس مع الفارق است
    ۶-مقام رهبری درطول دوران ریاست جمهوری(۸سال ) ورهبری (۲۲سال) درهیچ دانشگاه یا حوزه ای تحصیل نکرده اند می توانید تحقیق کنید
    ۷- اشاره شما به کلمه تحصیل به آن معناکه نتیجه اش اخذ مدرک باشد سخن درستی نیست
    ۸-برخی سیاسیون بواسطه اتصال به منابع قدرت با تحصیل (شکسته بسته) مدرکی رااخذ می کنند که بیشتر به نفع اشخاص است تامردم وکشور خدا وکیلی اینطور نیست!

  4. متین می‌گه:

    بالاخره رای اوردی جواد جان فقط غیرت خدمت به اذربایجان را فراموش نکن….از یک جانباز ۶۴%ارومیه ای

  5. مسعود می‌گه:

    سلام دوستان عزیز شماهاى که فقط بلدین بشینین و نقد کنین خدایش کدوم یکیتون با جناب دکتر بودین و در جریان کاراش ؟
    عزیزان من خود شاهدم که اگه جناب دکتر جهانگیرزاده نبودن و کمک های ایشون یک پسر ۱۵ساله فلج میشد یا خانمی که به جراحی قلب نیاز داشت یا سر زدن به راه هاى روستاهاى ارومیه در نصفه شب با معاون وزیر بدلیل ذیق وقت ووووو
    پس اگه امثال شما این انسان شریف رو ول کنند ایشون مشغول خدمت رسانى هستن
    یا حق
    شبلویی دهیار

  6. حسن دل آزاد می‌گه:

    یکی از مردان شریف وبزرگ ومخلص ارومیه که سهل است بلکه ایران جناب دکتر جهانگیرزاده هستند ..اونایی که با ایشون نبوده ونیستند لطفا تبل تو خالی نزنند ..خدا ایشون وامثالشون رو حفظ کنه

پاسخ دهید

آگهی
دل نوشته های معروفی
iranibazar.comشبكه تجارت الكترونيك ايران
عصر امید
جهانگیرزاده

لوگوی پایگاه خبری تحلیلی جوان logo کد لوگو :