تاریخ انتشار :سه شنبه ۲۹ فروردین ۹۱.::. ساعت : ۱۲:۰۴ ق.ظ

   7 ????U?

niosha zeyghami1

به گزارش جوان به نقل از مرکز اسناد انقلاب سعید سهیلی با ساخت فیلم «گشت ارشاد» و با استفاده از یكی از داغ ترین مسائل جامعه در چند سال اخیر، یعنی مسئله حجاب، عفاف و فراتر از همه اقدام امنیتی پلیس در برخورد با كسانی كه حریم این مفاهیم را رعایت نمی كنند، فیلم گیشه پسندی را روانه سینماهای ایران نمود. بخصوص كه وی با زیركی بسیار چاشنی طنزی را نیز به ماجرا افزوده تا هم دامنه انتقاد خود به پدیده برخورد امنیتی مبارزه با بی عفتی را فروكاهد و هم تمایل مردم برای دیدن فیلم را افزایش دهد.

سینمای ایران امسال با همان آغاز سال جدید روزهای پرالتهابی را آغاز نمود. این مسئله بیش از هر چیز به دلیل پخش فیلم هایی بود كه به عقیده بسیاری در آنها خبری از ارزش های انقلاب اسلامی و آنچه جمهوری اسلامی در پی برآوردن آنها بود، یافت نمی شد. در بین این فیلم ها آنچه بیش از همه مورد توجه مقاله پیش رو است، فیلم «گشت ارشاد» می باشد كه موضع گیری بخش هایی از جامعه مذهبی و در عین حال نیروهای اجرایی كشور را در پی داشت. این انتقادات آنچنان سریع و تند بود كه از تحلیل فیلم فراتر رفته و دامن وزارت ارشاد را نیز گرفت. سخن منتقدین آن بود كه چرا و چگونه در كشوری كه بنای آن بر ارزش های اسلامی است، می بایست به این ارزش ها حمله شود. این انتقادات آن چنان شدید بود كه به تریبون های نماز جمعه نیز رسید و خطیبان جمعه فیلم یاد شده را فیلمی مستهجن دانستند. پاسخ های كارگردان فیلم و سخنان مجدد خطیب آتش دعوا را فروزان تر نمود. فیلم اگر چه در  شهرستان ها از اكران خارج شد، لیكن به دلیل مسائل حواشی كه به همراه خود داشت در تهران مردم بسیاری را برای به سینماها كشاند. آنان كه به دیدن فیلم می رفتند الزاما هوادار آن نبودند، بلكه بسیاری صرفا به دلیل حواشی كه فیلم ایجاد نموده بود، به دیدن ان راغب شده بودند.

«گشت ارشاد» ماجرای سه مرد است كه به نام مامورین گشت ارشاد از مردم اخاذی می كنند. فیلم تلاش می كند تا با نشان دادن بدبختی ها و گرفتاری هایی كه آنان در زندگی خود با آن دست و پنجه نرم می كنند، اقدام آنها را موجه جلو دهد. در واقع چاشنی طنزی كه فیلم بر اساس آن پیش می رود از یك سو و گرفتاری های شخصی و زندگی پر التهاب این سه نفر بیننده را به این سمت گرایش می دهد تا نه تنها گناهی را متوجه آنها ننماید، بلكه با آنها احساس هم دردی كند. سكه هایی كه یكی از این سه باید به زن سابق خود پس دهد، پدر معتاد  و خانواده بی سرپرستی كه نفر دیگر بار مسئولیت آنها را به دوش می كشد و سرانجام پرداخت نزول بسیار زیاد از سوی نفر سوم دردهای این سه مرد است.

سعید سهیلی با ساخت فیلم «گشت ارشاد» و با استفاده از یكی از داغ ترین مسائل جامعه در چند سال اخیر، یعنی مسئله حجاب، عفاف و فراتر از همه اقدام امنیتی پلیس در برخورد با كسانی كه حریم این مفاهیم را رعایت نمی كنند، فیلم گیشه پسندی را روانه سینماهای ایران نمود. بخصوص كه وی با زیركی بسیار چاشنی طنزی را نیز به ماجرا افزوده تا هم دامنه انتقاد خود به پدیده برخورد امنیتی مبارزه با بی عفتی  را فروكاهد و هم تمایل مردم برای دیدن فیلم را افزایش دهد.

دیدگاه های فیلم در مخالفت با پدیده گشت ارشاد زمانی بروز می یابد كه یكی از كسانی كه مورد هجوم سه اخاذ قرار می گیرد، به ایراد سخنرانی در مورد حقوق شهروندی خود می پردازد و این مسئله زمانی به شكل جدی تر دنبال می شود كه یكی از سه بازیگر اصلی خود دل داده می شود و به همراه معشوق به دام پلیس می افتد. این گونه است كه فیلم به هدف زیر پوستین خود كه همان نقد «گشت ارشاد» است، می پردازد.

مسئله ای كه باعث می شود تا انتقادات به فیلم «گشت ارشاد» به حق به نظر برسد، این است كه فیلم به هیچ وجه فضای جمهوری اسلامی را در نظر نمی گیرد و به نوعی در آن می توان شاهد رویارویی نگاه اسلامی به عفت و نگاه غرب گرایانه و لیبرال به مسئله آزادی بود. مسئله ای كه فیلم یكجانبه در آن به سمت تمایل به وجود آزادی و پذیرش خوانش غربی در نگاه به انسان پیش می رود. در واقع فیلم در انتقادات خود از رویارویی با گشت ارشاد فراتر رفته و شاید ناخواسته به تقابل با عفت پیش می رود. در واقع در هیچ كجای فیلم شاهد آن نیستیم كه فیلم نامه صرفا با برخورد غیر فرهنگی با پدیده بی حجابی و دوستی ها مخالف باشد، بلكه چنان به نظر می رسد كه فیلم با محدود نمودن دختر و پسر در رابطه با یكدیگر مخالف است. این مسئله آن زمان نمود بیشتر می یابد كه در انتهای فیلم یكی از سه بازیگر كه در درگیری كشته می شود، از نگاه راوی داستان، كه یكی دیگر از آن سه نفر است به جایی می رود(آخرت) كه دیگر هیچ محدودیتی نیست و در آن انسان آزاد است. این بخش فیلم  از یك طرف حمله به نگاه اسلامی به روابط انسانی است و از سوی دیگر  جانبدارانه مسئله روابط دختر و پسر را به اوج نگاه لیبرال و فردگرایانه آن می رساند.

شاید بهتر بود كه فیلم «گشت ارشاد» اندكی از انتقادات طنز آلود خود می كاست و به علاوه تلاش می نمود تا در كنار انتقادات ملایم تر به ارائه یك آلتر ناتیو می پرداخت. انتقادات در مورد سیاست هایی كه به مسائل زندگی اجتماعی شهروندان مربوط می شود، حق هر نویسند، كارگردان و روزنامه نگاری است ولی اینكه این انتقادات بدون هیچ گونه محدودیتی و در جهت جلب گیشه باشد خالی از انصاف است. برخورد هیجانی با مسائل نه تنها باعث نشنیدن صدای منتقد می شود، بلكه افراد مورد انتقاد قرار گرفته را نیز به واكنش های شدید وا می دارد.

نكته جالبی كه در حواشی فیلم «گشت ارشاد» وجود داشته اینكه كارگردان فیلم تمام تلاش های خود در جهت حفظ اكران فیلم و پاسخ به منتقدین را نیز در جهت ایفای حقوق شهروندان و ملت دانسته و در بیانیه خود یاد آور شده كه « تا آخرین لحظه در برابر این بی قانونی استوار» مانده و «برای گرفتن حق  مردم فرهیخته» ایران تمام سعی نموده است.

البته از یك نگاه می بایست به ممیزی وزارت ارشاد نیز انتقاد نمود. قطعا كارگردانی كه هزینه بسیاری را برای ساخت یك فیلم پرداخت نموده است، انتظار ندارد كه فیلم او به طور محدود اكران شود. پس چه بهتر كه وزارت ارشاد با روشن نمودن تكلیف كارگردانان در همان زمان ارائه پروانه ساخت از ایجاد جنجال های این چنینی كه باعث هجوم هیجانی مردم به سینما می شود، جلو گیری نماید و حق فیلم های خوب دیگری را كه همزمان با این چنین فیلم هایی اكران می شوند را ضایع ننماید.

Print Friendly
کدخبر : 2907




دیدگاه خود را به ما بگویید.

*