تاریخ انتشار :یکشنبه ۱۶ بهمن ۹۰.::. ساعت : ۱:۳۴ ق.ظ

   458 بازدید

خبرگزاری جوان//دولت موقت:دولت موقت از سوي شوراي انقلاب و با حکم امام مامور تشكيل کابینه گردید، این دولت که مدت 9 ماه امور کشور را در دست داشت از چهره‌هاي تحصيلكرده برخوردار بود كه وظيفه تسریع در انتقال قدرت و زمینه سازی برای برگزاری همه پرسي و انتخابات در مورد انقلاب و تشكيل مجلس خبرگان رهبري بر عهدة اين دولت بود. از ویژگی های بارز این دولت می توان به مخالفت با جدایی طلبی و تعامل با آمریکا به واسطه نگاه لیبرالیستی اشاره کرد؛ در اين دولت شاهد فضاي باز سياسي و تكثير گروه‌هاي سياسي هستيم.

تفاوت دولت موقف با حاکمیت و جامعه اسلامی:

1- دولت موقت بی اعتنائی به فضای انقلابی حاکم بر جامعه به گونه ای قائل به حفظ ساختارها و تغییرات تدریجی بود و ملت معتقد به تغییرات دفعی و زیربنایی بود.

2- اندیشه مسلط بر فضای انقلابی از سر تا پا اسلامی شدن بود در حالی که دولت موقت نسبت به آن تشکیک داشت که نمود خود را در اظهارات حسن نزیه مبنی بر عدم امکان اجرایی قوانین اسلامی نمایان کرد و نگاه سکولاریستی امیر انتظام و انتقاد بازرگان از مکتب گرایی آن را به اوج رساند.

 مجموعه این تحولات موجب شد تا دولت موقت محکوم به عدم هماهنگی با ارزش های اسلامی شود.

3- اساساً دولت موقت با نهادهای سخت افزاری چون سپاه و کمیته و دادگاه انقلاب به دلیل نگاه گفتمانی که داشت نمی توانست ارتباط برقرار کند همین امر موجب می شد که آن را متهم به عدم همسویی با نهادهای انقلابی بکنند.

4- تضعیف جایگاه توده به دلیل بی سواد و روستایی بودن و جایگزینی طیف نخبه بمنظور تحقق مردم سالاری، تدوین قانون اساسی و جامعه مدنی نوعی انفکاک را میان دولت و مردم ایجاد کرد.

5- عدم همکاری با روحانیون و گروه های چپ در عرصه اداره دولت که همین امر نیز با خواست های مردم تعارض داشت.  

تسخير لانه جاسوسي توسط دانشجويان پيرو خط امام، اختلاف نظريه‌هايي در شيوه اداره حكومت بين اعضاي دولت موقت و انقلابيون ايجاد كرد که سرانجام آن استعفای دولت موقت بود.

دولت بحران و بي‌ثبات:

بنی صدر تحصلیکرده فرانسه در رشته اقتصاد درسال58 با انتخابات عمومي رياست جمهوري منتخب مردم شد. از وقايع مهم اين دوران آغاز جنگ ايران و عراق ، بحران گروگانگيري و قدرت گرفتن گروه‌هاي چپ،منافقين و ضد انقلاب بود. شكاف در سطح حاكميت كه در يك طرف آن خود بني صدر با نام مستعار با دستگاه‌هاي اطلاعاتي آمريكا ارتباط داشت و در سوي ديگر نهادهاي انقلابي بودند. مجموع اين عوامل باعث شد تا وي در 20 خرداد سال 60 بركنار شود.

 دولت ارزشي: دولتي كه با روي كارآمدن رجايي و باهنر آغاز شد و حاكميت جريان انقلابي- اسلامي را جامعه عمل پوشاند و تبديل به الگويي براي دولت‌هاي بعدي شد. از دست آوردهاي اين دولت مي‌توان به افزايش اعتماد سازي بين مردم و حاكميت اشاره كرد.

دولت تثبيت: با اوج گيري جنگ و وقوع اتفاقاتي چون: 1- مديريت بحران جنگ: در اين دوران حالت جنگ از تدافعي به تهاجمي تغيير شكل دا.2- اختلاف نظر جناح هاي سياسي انقلاب3- اصلاح و بازنگري در قانون اساسي: اضافه شدن اجتهاد و قيد مطلقه بر ولايت فقيه و حذف شرط مرجعيت براي رهبر جامعه اسلامي شد. 4- قطعنامه 598 از نكات مهم تغيير حالت ايران از دولت هاي تنش‌زا در سياست خارجي به فعال.

دولت سازندگی: دولت سازندگی داراي دو هدف عمده بود: 1- بازسازی تخریب های بعد از جنگ 2- احیای دوره امیر کبیر

ویژگی این دولت: 1- حرکت به سمت اقتصاد خصوصی و نظام سرمایه داری و سرمایه گذاری های مختلف،2- استفاده از ظرفیت مدیریتی تمام جریان های انقلابی،3- ظهور یک پدیده جدید به نام کارگر، 4- شروع تنش زدایی در عرصه سیاست خارجی (عادی سازی روابط با عربستان)، 5- عملگرایی این دولت در مقابل دولت های آرمان گرای قبل

ایرادات وارده بر این دولت:1- این دولت به لحاظ سیاسی و اجتماعی کم کار و در بعد اقتصادی فعال بود. 2- تشدید روحیه مصرف گرایی در جامعه، 3- ایجاد شکاف بین ارزش های اوایل انقلاب با این دوران،4- انحصاری شدن قدرت در ابعاد مختلف سیاسی و اجتماعی و اقتصادی. البته همه اين ايرادات می تواند به نوعی ناشی تغییر مرحله و با توجه به گذرا بودن هر دوره و اقتضاء هر مرحله توجيه شود . ایران در این دوره از یک مرحله تنش به یک مرحله آرامش می رسد و در سیر توسعه و بهره برداری های حداکثری قدم می گذارد.

دولت اصلاحات: مشارکت حداکثری مردم در اين دوره انتخاباتی نسبت به دوره هاي قبل افزایش یافت علاقه مندی سیاسی مردم بالا رفت، گروه های سیاسی ، سیاست خارجی فعال و ادامه تنش زدایی که از دولت قبل شروع شده بود را پي گرفتند كه نمونه بارز آن گفتگوهای سازنده که در بحث گفتگوی تمدن نمود عینی یافت. 

ایرادات وارد:1-  افزايش تنش ها و مشکلات اجتماعی و سیاسی بین نیروهای داخلي: بحران کوی دانشگاه ، تنش ها بین شورای نگهبان و مجلس، تندروی ها و خشونت های جناح هاي سیاسی،2- عدم توجه به توده ها و تمرکز روی بحث های روشنگری البته با بيان مردم سالاری از سوی رئیس جمهور وقت حرکت به سمت مردمی کردن حکومت می رفت. 3- ناکارآمدی این دولت در حل مشکلات اقتصادی مردم بطور کلی دولت هشتم و هفتم رویکرد مباحث اقتصادی را نداشت.

دولت عدالت محوري:

ويژگي:1- كنار رفتن برخي تعارضات، تلاش براي اصلاح الگوي مصرف كه البته اين رويكرد در سخنان رهبري بيشتر ديده مي‌شد، 2- مركزيت از تهران به سمت شهرهاي پيرامون حركت كرد،3- بازگشت به گفتمان اوايل انقلاب و طرح شعارهاي آن از جمله كاهش شكاف بين دولت و ملت.

ايرادات: 1- شعار زدگي و آرمان گرايي بيش از حد اين دولت، 2- مشكلات و ضعف‌هاي مديريتي: شعار گردش نخبگان اين دولت كه منجر به روي كار آمدن مديران نا كارآمد شده است، 3- در حوزه سياست خارجي هم برخي معتقدند كه اتخاذ تاكتيك تهاجمي با موفقيت همراه نبوده و ايران را وارد يك سري تنش‌هاي بين‌الملل كرده كه ناشي از عملكرد شتاب زده و عدم آشنايي كامل با شرايط نظام بين‌الملل بود./امین بنایی

Print Friendly, PDF & Email
کدخبر : 1253




یک دیدگاه

  1. مولف گفت:

    امانت دار خوبی نیستید

دیدگاه خود را به ما بگویید.