تاریخ انتشار :پنج شنبه ۱۸ اسفند ۹۰.::. ساعت : ۹:۱۶ ق.ظ

   484 بازدید

پشت پا زدن سيدمحمد خاتمي به تحريم انتخابات و به هم ريختن صف آرايي نيم بند اپوزيسيون، همچنان موضوع بحث و مجادله در محافل ضد انقلاب است.
اين محافل بيش از هر چيز، از اين موضوع خشمناكند كه به اعتبار برخي اظهارات قبلي خاتمي توانسته بودند چنين القا كنند كه اصلاح طلبان و شخص خاتمي پاي تحريم هستند و انتخابات را تحريم مي كنند.
پايگاه اينترنتي روز آن لاين كه از پاريس به روز مي شود، در واكنش به اقدام غيرمنتظره خاتمي نوشت: حال ما اين روزها زياد خوب نيست. مخالفان خوشحال نيستند، نااميدند، مستأصل، افسرده و خشمگين اند. آقاي خاتمي از شما چه پنهان، اين سورپرايز اسفندي شما هم در بدتر شدن حال ما بي تأثير نبوده است. نه فقط عمل شما بلكه فضاي مسمومي كه به وجود آمد، واقعاً ناراحت كننده است.
نويسنده خطاب به خاتمي ادامه مي دهد: يكي از اصلاح طلبان و استراتژيست هاي سياسي برجسته كه شما را از نزديك مي شناسد در ايميلي خصوصي به من نوشت: «برخي دوستان، ايشان را تحت فشار قرار مي دهند تا به تصميمي برسد اما مشكل اينجاست كه كسان ديگري هم هستند كه فشار بياورند و تصميم ديگري را به او تحميل كنند اين كار مثل اقاريري است كه افراد در زندان و زير شكنجه مي كنند و بعد از آزادي كاملاً عكس آن را مي گويند. دوستان ايشان، او را به لحاظ روحي شكنجه مي كنند تا تصميمي را خلاف منطق و اخلاق خودش بگيرد. نفع اين كار به همان اندازه نفع حكومت از اقرارهاي تحت شكنجه است كه سر جمع منفي است. پرسش اينجاست كه چرا پيش از 12 اسفند هيچكس (حتي نزديك ترين افراد به شما) چنين برداشتي از موضع شما نداشتند؟ و حتي همين ها هم كه در توجيه اقدام شما به اين منطق متوسل مي شوند تنها بعد از انتشار خبر راي دادن شما بود كه منظورتان را كشف كردند! آيا شايسته تر نبود كه صراحتاً مي گفتيد من كسي را به شركت در انتخابات دعوت نمي كنم، از هيچ ليست و نامزدي هم حمايت نمي كنم اما شخصاً «يك راي به جمهوري اسلامي» در صندوق مي اندازم؟ اگر اين را شفاف گفته بوديد امروز به تناقض يا از آن بدتر دروغگويي متهم نمي شديد.»
روز آن لاين در مطلب ديگري به قلم هوشنگ اسدي، خاتمي را همين كه خود را نشان داد معرفي مي كند و مي نويسد: اين محمد خاتمي از منظر واقعيت، از ما طبقه متوسط پيگير گفتمان آزادي نيست و بر ما هم نيست. او هدفش در نهايت اصلاحات در درون نظام جمهوري اسلامي است. اگر واقعيت محمد خاتمي اين است كه خود در عمل و حرف و نوشته مي گويد، ديگر گناه «ما»ست كه از او قهرمان مي سازيم و در نبرد بي امان حتي پرچم خود را به دستش مي دهيم. رؤيا مي بافيم. به انتظار مي نشينيم و ناگهان ضربه اي هولناك مي خوريم. پايوران سياسي- امنيتي نظام برعكس ما واقعيت محمد خاتمي را به دقت مي شناسند و در لحظه مناسب مهره او را در صفحه بغايت پيچيده شطرنج سياسي ايران حركتي مي دهند كه در بازي برد-برد تعريف كرده اند.
وي مي افزايد: به روشني از قبل معلوم بود كه خاتمي رأي مي دهد. روز موعود مي رسد. ما با رؤياهاي خود و نظام با تكيه بر واقعيت چشم به صحنه مي دوزيم. و هنوز ظهر نشده تير خاتمي از كمان حادثه شليك مي شود. او در محلي دور افتاده رأي مي دهد. كسي عكس مي گيرد و خبرگزاري فارس مخابره اش مي كند. ترديدي نيست كه واقعيت بر رؤيا پيروز شده است. و ما دامن كشان بر يكي ديگر از امواج نظام مي رويم. به سرعت برق و باد تيم هاي قرمز و آبي شكل مي گيرند. ابتدا حضور و راي خاتمي «دروغ» به شمار مي آيد و عكس ساختگي بدنه ما در فضاي مجازي به يك استاديوم بزرگ مبدل مي شود. گروهي فرياد مي زنند. از سخره خاتمي مي آغازد و تا بدترين دشنام ها دامن مي گيرد. گروه مقابل از تأييد شروع مي كند و به نامه هاي عاشقانه مي رسد. كارگزاران نظام دارند آخرين آجرهاي انتخابات به دقت مهندسي شده را خندان خندان روي هم مي گذارند و رؤياهاي ما را زيرش دفن مي كنند.

بولتن
نويسنده با تأييد بر شكست پروژه تحريم انتخابات نوشت: اتحاد نخستين و بي سابقه از حساسترين جا شكسته است. جبهه اي كه زير فشار واقعيت و به ناچار تشكيل شده بود، با حركت دادن يك مهره ضربه كاري خورده و تفرقه بيشتر را در چشم انداز قرار داده است. و ما مانده ايم و دريغي ديگر. امروز محمد خاتمي و فردا؟ همين فردا اگر موسوي و كروبي زير فشار بشكنند و يا انديشه دگر كنند، چه مي كنيم؟
ارگان حلقه لندن (جرس) نيز هر چند در شوك اقدام خاتمي به سر مي برد، مطالبي را به اين موضوع اختصاص داده است. يكي از نويسندگان جرس با اشاره به اينكه راي دادن خاتمي را باور نمي كرد و تا مدت ها تكذيب مي كرده، مي نويسد: اما با قدري تأخير، خبر در رسانه هاي سبز هم تأييد مي شود. ديگر نمي دانم چه بگويم. سعي مي كنم توجيه كنم. توضيحات خاتمي منتشر مي شود اما نمي تواند مرا قانع كند. اگر به گفته خاتمي تعيين استراتژي عدم معرفي نامزد و ارائه ليست هيچ گاه به معناي تحريم انتخابات نبود، چرا آن استراتژي مطرح مي شد و اساساً كاركرد آن چيست؟
جرس همچنين ادعا كرد خاتمي پيش از تصميم به دادن راي با هاشمي رفسنجاني، موسوي خوئيني ها، موسوي لاري و سيدحسن خميني مشورت كرده و سپس براي بار دوم به ديدار موسوي لاري رفته اما درباره تصميم خود براي رأي دادن با هيچ يك از اصلاح طلبان سبز حتي اعضاي خانواده خود مشورت نكرده است.
راديو زمانه از ديگر رسانه هاي ضدانقلاب (مستقر در آمستردام هلند) معتقد است خاتمي با شركت در انتخابات پيغامي به حكومت داده است: «خاتمي با شركت خود پيامي براي حكومت دارد مبني بر اينكه اگر چه ما به شيوه برگزاري انتخابات انتقاد داريم ولي از نظام و آرمانهاي آن دست بر نخواهيم داشت.» محمد خاتمي نمي خواهد با ساختارشكنان حتي به طور مقطعي همراهي كند، حتي اگر اين همراهي يك تحريم ساده انتخاباتي باشد و يا حمايت از يك حركت اعتراضي محدود در داخل كشور. او اميدوار است به قطار نظام كه سالهاست پياده اش كرده اند، برگردد.
شبكه بالاترين نيز از ديگر رسانه هاي وابسته به اپوزيسيون بود كه به اين موضوع طي چند مطلب پرداخت. بالاترين در تحليلي خاطر نشان كرد: تاييد صلاحيت گروهي از نمايندگان اصلاح طلب و راي آوردن آنها در انتخاباتي كه در سلامت آن شك و ترديدهاي فراواني است به همراه شركت سمبليك محمد خاتمي در انتخابات حكايت از استقبال بخش مهمي از بدنه اصلاح طلبان از اين چرخش دارد. اين گروه از اصلاح طلبان كه مدت ها بود در انتظار فرصتي براي نشان دادن حسن نيت خود به نظام مي گشتند با انتخابات مجلس نهم زمان را براي تقديم پيشكشي به آستانه نظام براي آشتي دوباره فراهم ديدند. و چه پيشكشي بهتر از شكستن تحريم انتخابات كه بعد از سال ها بخش بزرگي از اپوزيسيون بر سر آن به توافق رسيده بودند؟
در ادامه اين تحليل آمده است: تلقي هايي كه حركت خاتمي و اصلاح طلبان حامي اش را از موضع خيانت ارزيابي مي كند اين پيش فرض را لحاظ مي كند كه گويي خاتمي و اصلاح طلبان حامي اش بخشي از جنبش سبز بودند، حقيقت اما اين است كه خاتمي هيچگاه در روزهاي اوج جنبش همراهي اي با آن ننمود و در حساس ترين روزهاي تاريخ چند دهه اخير ايران به جاي همراهي با مردم سكوت را ترجيح داد و به دقت مراقب بود كه فاصله اش با جنبش سبز و ميرحسين موسوي حفظ شود.
جنبش سبز گسستي بود با خاتمي و تمام آنچه او نمايندگي مي كرد. تصور اينكه خاتمي بخشي از جنبش است بيش از آنكه تقصير خاتمي باشد از نفوذ ايدئولوژي اصلاح طلبي و فرصت طلبي گروهي از اصلاح طلبان كه سوداي نمايندگي اين جنبش را در سر مي پروراندند ناشي شده است.
بالاترين در تحليل ديگري از زاويه نگاه خاتمي به ماجرا نگريسته و مي نويسد: اگر كسي خواهان اصلاح جمهوري اسلامي است نمي تواند نهادهاي نظام و حكومت را نفي كند. به عبارت ديگر ولايت فقيه، شوراي نگهبان، مجلس و… بخشي از اين نظامند. اصلاح طلب بايستي مواظب باشد كه اساس اين نظام مورد سوال قرار نگيرد. كساني كه اين انتخابات را تحريم كرده اند، عملا با نفي اصل ولايت فقيه به سرنگوني طلبان پيوسته اند. اينها يا بايستي توبه كنند و يا اينكه راه سرنگوني جمهوري اسلامي را پيش بگيرند. شترسواري دولا دولا نمي شود. آلترناتيو جمهوري اسلامي، جمهوري اسلامي نيست همان طور كه در ماجراي روز عاشوراي سال 88 معلوم شد. اصلاح طلبان ديگر نمي توانند بين دو صندلي بنشينند. يا مثل خاتمي و رفسنجاني بايستي توبه كنند و از سرنگوني طلبان برائت بجويند يا اينكه به سرنگوني طلبان بپيوندند. خط قرمز، ولايت فقيه و اساس جمهوري اسلامي است.
نويسنده تاكيد كرد: عكس العمل بسياري از سران اصلاح طلب در خارج نيز تاييدي است بر اينكه پيام بالا روشن و واضح بوده است. تلاش اين نيروها براي اينكه باز هم بين دو صندلي بنشينند، عملا شكاف بين آنها را بيشتر كرده است. اين نيروهاي اصلاح طلب دچار بن بست شده اند. اگر سرنگوني طلبي را بپذيرند، در آن صورت ناچارند به سازمانهاي سرنگوني طلب موجود كه تاريخي مشخص دارند و سابقه همكاري با رژيم را ندارند بپيوندند. اگر نه مجبورند لبيك به رهبري بگويند. اين تناقضات شكاف اينها را باز هم بيشتر خواهد كرد.
و سرانجام اينكه بالاترين خطاب به گروه موسوم به شوراي هماهنگي سبز نوشت: آقايان شورا! شما اول با سرانتان هماهنگي كنيد و بعد انتخابات را تحريم كنيد. شما چطور از كم و كيف رفتار خاتمي خبر نداشتيد در حالي كه ابطحي مي گويد معلوم بود خاتمي رأي مي دهد. پس شما دوست و نزديك نيستيد يا او را نمي شناسيد.

Print Friendly, PDF & Email
کدخبر : 1618




دیدگاه خود را به ما بگویید.