تاریخ انتشار :سه شنبه ۴ مهر ۹۱.::. ساعت : ۱۲:۰۸ ق.ظ

   556 بازدید

در دوره اخیر تلاش هایی صورت گرفت تا اخلال در ریل گذاری انقلاب به سمت آرمانها اتفاق بیافتد/در کشورهای همسایه نظیر این حکومتها کم نبوده است 

محمد آقایی پر،پایگاه خبری تحلیلی جوان/در زمان نگارش این مطلب حدود نه ماه به یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران باقی مانده است که در کشورمان این مدت ، زمان زیادی تلقی می شود و نامزدهای انتخاباتی به لحاظ قانونی نمی توانند فعالیت های تبلیغاتی داشته باشند.

اما این به معنی آن نیست که نامزدهای احتمالی دست روی دست گذاشته اند و منتظرند تا کسی سوت آغاز رقابت را بزند بلکه در حقیقت رقابت برای رسیدن به عالی ترین پست اجرایی کشور چه از سوی نامزدهای احتمالی و چه از سوی همفکران و طرفداران آنها پیوسته وجود دارد گرچه نامزدها از اعلام آن خودداری می کنند.

پرداختن در یک نشریه محلی به موضوع انتخابات ریاست جمهوری با این فاصله از تاریخ شروع آن شاید چندان به مذاق برخی خوشایند نباشد اما تحرکات طرفداران برخی از نامزدهای بالقوه انتخابات یازدهم ریاست جمهوری ایران اهالی مطبوعات را وا می دارد که کمی پیش از موعد به موضوع ورود کنند.

اصولاً در نشریات محلی پتانسیل سازی خوبی برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی منطقه در عرصه انتخابات ریاست جمهوری نشده است و پیشینه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری نشان می دهد مطبوعات و رسانه های کشوری در این موضوع عملکرد بهتری داشته اند اما امسال با روزنامه دار شدن آذربایجان غربی این انتظار وجود دارد که تنها روزنامه استان اطلاع رسانی روشنی از این موضوع داشته و تحلیل های متفاوتی را در معرض قضاوت یا بهره مندی افکار عمومی قرار دهد.

بنا براین نگارنده تصور می کند باید به آرامی باب پاسخگویی به این انتظار به حق گشوده شود  لذا در قالب سلسله مطالبی تلاش خواهد شد از زوایای متفاوت به انتخابات یازدهم ریاست جمهوری نگریسته شود که بسته به اهمیت تحرکات وابستگان استانی نامزدهای احتمالی ، نقش فعالیت آنان در چگونگی برگزاری انتخابات یازدهم نیز مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

برای جلوگیری از طولانی شدن مطالب ، در هر یک از یادداشت های انتخاباتی فقط به برجسته سازی یکی دو موضوع بسنده خواهد شد گرچه اشارات همان یادداشت در سلسله مطالب بعدی مورد تبیین و تشریح قرار خواهد گرفت ، بنا بر این در مطلب پیش رو ازمنظر تاریخی و فقط بر سمت و سوی انتخابات ریاست جمهوری ایران نگاهی گذرا انداخته می شود تا در زمان باقی مانده تا انتخابات یازدهم به تفصیل در مورد ساختار انتخابات ریاست جمهوری در ایران بیشتر سخن بگوییم.

اگر تاریخ ایران را از یک منظر به دو دوره قبل و بعد از انقلاب سال ۵۷ تقسیم بندی کنیم برجستگی های فراوانی را در بسیاری از وجوه در سه دهه بعد از انقلاب به نسبت ۲۵۰۰ سال دوران شاهنشاهی پیش از آن خواهیم یافت.

کشور باستانی ایران در طول تاریخ خود حتی پس از اسلام آوردن ، همواره با نظام پادشاهی اداره شده است و تمامی مولفه های این نظام در بستر تاریخ این سرزمین هم اینک در قالب آثار پیدا و پنهانی قابلیت استناد دارد.

شکوه کاخ های تخت جمشید در دوره های دورتر و عظمت بناهای دوران صفویه در دوره نزدیکتر همگی از یک اصل ثابت شاهنشاهی حکایت می کند که شاه ایران مرکز همه تصمیمات برای ملت ایران بوده است و اساساً هیچ محوری بدون وجود شاه در گستره ایران قابلیت تعریف نداشته است.

وجود یک شاه در راس یک سیستم حکومتی با اختیارات فراوان به معنی بی نیازی از هر نوع رجوع به رای مردم و افکار عمومی است و این اصل در نظام های پادشاهی کنونی دنیا نیز کماکان جریان دارد گرچه در برخی کشورها صورت های ظاهری از نقاب انتخابات بر دیکتاتوری موجود زده می شود اما در باطن اصول نظام پادشاهی غیر قابل تغییر است.

حتی تغییر نام نظام های پادشاهی به اشکال ظاهری دموکراسی در عمل ره به جایی نبرده و فقط کلمه پادشاه به رئیس جمهور یا الفاظ دیگر تغییر یافته است.

در کشورهای همسایه نظیر این حکومتها کم نبوده است که برخی از آنها کماکان بر مردم حکم می رانند.

ناگفته پیداست که انجام تغییرات ساختاری در کشوری به عظمت و سابقه تمدنی ایران با وصفی که از نظر گذشت اگر بخواهد به آرمانی بیانجامد کار یکی دو دهه نیست و چه بسا تجربیاتی چند سده ای را برای رسیدن به هدف آرمانی باید پشت سر گذاشت.

اما ریل گذاری برای رسیدن به اهداف آرمانی یک انقلاب و دگرگونی اجتماعی از ابتدا باید به درستی انجام گیرد تا در نهایت قطار تحولات یک ملتی به سرانجام برسد.

چه بسیار انقلاب هایی که گرچه با آرمان های بلند و واقع گرایانه در کشورها به وقوع پیوستند اما خیلی زود از ریل خارج شده و یا اساساً ریلی برای رسیدن به آرمانها مورد پیش بینی واقع نشد.

نمونه وطنی آن نهضت مشروطه خودمان است که در شروع کار بی آنکه توفیق چندانی بیابد بدست عناصر داخلی و خارجی متوقف شد و اکنون آثار آن دوره کوتاه فقط ذکری است که در کتاب تاریخ آورده شده گرچه انقلاب ۵۷ از تجربه مشروطه بهره هایی را برده باشد.

برای تاریخی به عمق چند هزاره در ایران داشتن تجربه ده انتخاب ریاست جمهوری اصلا زیاد نیست اما برای سه دهه بعد از انقلاب همین رقم افتخار آمیز نیز هست.

تامل در خروجی آنچه در این ده انتخابات گذشته بر صحنه حکومت بر مردم ایران تجربه شده است نشان می دهد هر انتخابی دراین ده مورد حاوی پیام های خاص خود و تاثیرات و تبعات بعدی بوده است که شاید چندان هم که انتظار می رفته به اهداف کامل مدنظر نظام اسلامی نیانجامیده اما بجز یک مورد (بنی صدر)، حرکت قطار انقلاب از ریل گذاری بنیانگذار آن خارج نشده است.

شاید این تحلیل از منظر سیاستمداران افراطی حاضر در مناصب حکومتی یا مخالفین غایب از صحنه امروز جامعه چندان پذیرفتنی نباشد اما اگر به سه دهه گذشته انقلاب از منظری فراتر از زاویه دید سیاستمداران و احزاب بنگریم در خواهیم یافت که در نظام اسلامی حاکم بر ایران نهادهای فراتر از احزاب و جریانها و در صدر آن رهبری به درستی این تحلیل اذعان کرده اند و اتفاقاً اعتقاد راسخ به درستی مسیر پیموده شده دارند.

حتی تامل در وقایع دوره های روسای جمهور گذشته سه دهه اخیر نیز ، اکنون به نظر کوتاه می آید و چه بسا آنچه از دوران یک رئیس جمهور در ذهن افکار عمومی مانده باشد یک شعار و یا یک پروژه و یا یک ادعا باشد چراکه افکار عمومی اغلب فراموشکارند و خیلی در گذشته و تاریخ زندگی نمی کنند و در جریان حوادث و وقایع روزمره سیر می کنند ، گرچه نخبگان هر جامعه ای بر عکس افکار عمومی در تاریخ و پیشینه غوطه ورند و چشم براه آینده برنامه ریزی می کنند اما در نظام دموکراسی که هم اینک از آن به عنوان مترقی ترین روش حکومت بر مردم یاد می شود ، افکار عمومی و رای تک تک آنهاست که یک نظام را می سازد و هدایت می کند.

به زعم نویسنده که انقلاب اسلامی را در یگ گستره تاریخی و متناسب با شان و عظمت ملت این سرزمین کهن بررسی می کند در دوره اخیر تلاش هایی صورت گرفت تا اخلال در ریل گذاری انقلاب به سمت آرمانها اتفاق بیافتد که در این تلاش ها عناصر موجه داخلی با تاثیرگذاری پیوسته کشورهایی که منافعی در منطقه دارند در شکل هایی بعضاً بسیار موجه تداعی پیدا می کرد که بازیگران موجه نمای صحنه نیز بعضاً بی آنکه شاید بدانند یا بخواهند در زمین دشمن بازی کردند اما حاصل کار چیزی نشد که طراحی ها برای آن انجام گرفته بود گرچه هزینه های سنگین این اخلال را ملت ایران پرداخت کرد.

برشماری مصداقی این اخلال ها که بعضاً تاریخ پر افتخار سه دهه انقلاب را تیره و تار نشان می داد برای اهل خرد و سیاست روشن بوده و ضرورت تبیین ندارد و حتی افکار عمومی نیز به رغم فراموشکار نامیدنشان ، تصویر روشنی از نوع اخلال ها و اهداف پشت پرده اخلاگران یافته اند که شاید برشمردن نمونه های آن باز به حاشیه رانده شدن اصول انقلاب را در پی بیاورد که هدف دلسوزان انقلاب چنین نیست.

/وبلاگ نقطه سرخط/

Print Friendly, PDF & Email
کدخبر : 7911




۳ دیدگاه

  1. امير گفت:

    فقط مشايي

  2. بنام خدا

    واقعیت این است که انقلاب با انگیزه ها وارمانهای الهی خود در مسیرش بر روی ر یل ایثار و ازخودگذشتگی های ااین ملت فداکار در حرکت است که از جان ومالشان مایه گذاشته اند اما برخی مسئولین از ریل انقلاب خارج شده اند ونیاز هست سنگهای خود را واکنند وهر جناحی به سرکار تشریف می اورد به فکر حذف نیروهای جناح مقابل است و تا حالا کشوراز بکارگیری تمام نیروهای متعهد با گرایشهی مختاف محروم مانده است و هزینه فرصت های از دست رفته افزایش یافته است که باید مورد بازنگری قرار گیرد ارمانهای انقلاب ومردم هدف مشترک تمام گروهها باشد وتمام تصمیم ها در جهت حفظ منافع ملت وارمانهای انقلاب باشد ورئیس جمهور ما باید در آینده فردی باشد بتواند از نخبگان وشایسته های تمام گروها که معتقد به مبانی وآرمانهای انقلاب ومردم بوده وعمل گرا باشد انتخاب گرددوتا بتواند از تمام ظرفیتهای موجود کشور جهت ساخت این مرز وبوم استفاده نماید وکلکسیون مدیریت از بهترین مدیران کارا را بکار گیرد وبه غیر آن حرکت این قطار با مشکلات عدیده روبرو خواهد شد وهزینه های حکومت داری افزایش خواهد یافت امید است اقتصاد اولویت اول دولت آینده بود هرچه سیعترآسیب ها شناسایی وترمیم ودر کسب کار تمام بخشها گشایش صورت گیرد چرا که قوام ودوام حکومتها بستگی به رضایت مردم داشته وبهترین اتکا دولتها مردمان خودشان خواهد بود

    ستوده قره باغ

دیدگاه خود را به ما بگویید.