تاریخ انتشار :جمعه ۳۰ دی ۹۰.::. ساعت : ۷:۱۸ ب.ظ

   434 بازدید

خبرگزاری جوان//دیشب تا دیر وقت در هیئت بودم برگشتنی از خیابان امام (ره) میگذشتم که هوس پیراشکی کردم ماشینو جلو مغازه پیراشکی فروشی نگه داشتم و داخل شدم  اولین بار بود که به آن مغازه میرفتم پسری پشت صندوق نشسته بود گفتم یه دونه پیراشکی گفت پول خرد داری گفتم نه خلاصه پیراشکی ۶۰۰ تومانی را ۷۰۰ تومان!حساب کرد و فیش مربوطه را بهم داد پیراشکی!آماده شد و من گرفتمش تا ببرم از حولم همین که می رفتم بیرون یک تکه از آن را خوردم همین که از مغازه بیرون می آمدم پسر کم سن و سالی را دیدم که دم در خیره شده به من ،همچین که چیز خاصی دیده باشد جلو رفتم ازش پرسیم آقا پسر چیزی شده ؟گفت من غذا نخوردم و گرسنه ام گفتم بریم برات ساندویچ بخرم که گفت نه پیراشکی میخوام، رفتم داخل و باز همان مراحل را طی کردم و یک پیراشکی تازه خریدم و ازش خواستم تا بیاید داخل تا پشت میزی باهم باشیم او هم آمد و همین که پیراشکی رو گرفت گفت من باید برم پرسیدم چرا ؟گفت برادر کوچکم هم گرسنه است باید نصف اش را به او هم بدم ،گفتم پس بیا یکی دیگر رابگیریم که او گفت نه یکی هر دو ما را سیراب می کند و شتابان رفت ،کسی که پشت صندوق نشسته بود مثل اینکه ان پسر بچه را میشناخت و گفت که انها دوپسر و یک خواهر هستند که پدر و مادری معتاد دارند که فرزندانشان را مجبور به کار میکنند و غذای هم به انان نمی دهند در پیش خودم فکر کردم کاش یارانه ای که به این بچه ها اختصاص داده میشه به خودشان داده میشد تا حداقل گرسنه نمانند تا پولی که باید صرف غذا وپوشاک انان میشد صرف دود و مواد پدر مادرش نمی شد….!/ایرسا/باقرجلیلی

Print Friendly, PDF & Email
کدخبر : 1129




۲ دیدگاه

  1. گمنام گفت:

    کاش دولت چند قطره از پول نفت که حق این پسر هست به او بده و یا چند تومن از اختلاث چند ملیاردی رو و یا …

  2. دلسوز گفت:

    خاک بر سر برخی مسئولان

دیدگاه خود را به ما بگویید.