تاریخ انتشار :جمعه ۱۹ اسفند ۹۰.::. ساعت : ۱۱:۵۵ ق.ظ

   932 بازدید

 خبرگزاری جوان// وقتی این مطلب را خواندم باور نمی کردم اینجا ارومیه  شهر من این گناه هم به گناهانش اضافه شده باشد.بهتر است مسئولین بیست ساله تبلیغات اسلامی و همچنین مسئولین و فرهنگ سازان استان فکری به حال این استان بکنند که جوانان ما از دست رفتند.

عده اي از زنان اروميه به خاطر متفاوت بودن از بقيه به سراغ آرايشگر مرد مي روند

»وارد درمانگاه شد. سلام سردي كرد و از كنار پيشخوان رد شد، رفت داخل اتاق استراحت كاركنان تا لباسهايش را عوض كند. مريم داشت آماده مي شد براي رفتن، از رفتار سرد و خشكش يكه خورد و با آرنج زد به پهلوش و گفت:»چي شده؟ اخم كردي؟« ابروهاشو به هم گره زد و جواب داد: هيچي! از دست اين آرايشگره دارم ديوونه ميشم، بيا ببين چه بلايي سر موهام آورده. كلي ادعاش مي شه و مدام از كار خودش تعريف مي كنه اما تو عمل نخود هم نيست. يه مو كوتاه كردن از دستش برنمي ياد…
يكي از پزشك هاي جوان درمانگاه وقتي جريان ناراحتي پرستار شيفت عصر را شنيد، خنده اش گرفت و در حالي كه داشت چاي توي ليوان سراميكي اش را جرعه جرعه مي نوشيد، فكري به ذهنش رسيد. كنار پيشخوان ايستاد و  رو بهش كرد و گفت: اين روزها بازار آرايشگر زن جماعت با وجود يه عده آرايشگرحرفه اي مرد كساد كساده.اتفاقا يكي از دوستاي من تو اين كاره. درسته يكم بيشتر از اون مبلغي كه تو اين سالناي لوكس زنانه حيف و ميل ميشه، مي گيره اما بهترين كارو براتون انجام ميده. باورش نمي شد، تا به امروز خيال مي كرد؛ آرزوي سپردن  اصلاح مو به دست يك آرايشگر حرفه اي مرد تنها در فرامرزها رنگ حقيقت ميگيرد .خوشحال بود هيجانزده فقط پرسيد: آدم مطمئنيه؟ دكتر گفت: بله!« 35سال پيش »معصومه سرسفره عقد مات و مبهوت زل زده بود به فلش دوربين كه در تاريكي اتاق منفجر مي شد.از دوربين و عكس متنفر بود. آرزو مي كرد دوربيني وجود نداشت، كاش ثبت لحظه ها براي بشر يک خيال مي ماند، كاش هيچ وقت پا توي عكاسخانه  نمي گذاشت.به خودش لعن و نفرين مي فرستاد چرا به تصوير كشيدن موهاي لختش برايش شده بود يه آرزو؟ چرا در آن عصر تابستاني وقتي كارت پستال بدستش رسيد، تماشاي تصوير خودش در دامن گل، شمع و پروانه بسيار جذاب به نظر مي رسيد و ذوق زده تا پاسي از شب به عكس خيره ماند. چرا موقعي كه پروانه درآستانه در منتظر ايستاده بود و مي گفت: معصومه جان، برادرم تو سفرهاش خيلي احساس دلتنگي ميكنه، يه عكس يادگاري ازت ميخواد. محمود ميخواد با تماشاي عکست غم دوري رو راحتر تحمل کنه.
نتوانست بگويد: نه؟! و روزي كه همسفر ناباب محمود (مسافري كه در غربت جاده ها جاماند) به خواستگاري اش آمد و عكس يادگاري را به عنوان برگ برنده اي به معصومه نشان داد، از ترس آبروريزي و شكستن كمر پدرش نتوانست بگوييد: نه؟! و در سومين سوال عاقد گفت: بله!« داستان ها و قصه هاي حقيقي هستند كه فرهنگ و باور يك ملت را روايت مي كنند.همه مي دانيم فرهنگ و ارزش هاي اجتماعي هاي نسل جديد با نسلهاي گذشته دستخوش تغيير و تحول شده است و خيلي ها بر اين باورند که تغيير چهره فرهنگ و باورها دردوره هاي گوناگون تاريخ شکل گرفته و امري است طبيعي ! اما زماني که تغيير و تحول در ماهيت و بطن فرهنگ و ارزش هاي ملتي رخنه کند زنگ خطر به صدا در مي آيد و براي درمان اين سرطان بد خيم  بايد به دنبال علاج بود. چطور مي شود روزگاري نشان دادن عکس بدون حجاب زن براي غريبه ها در بين مردان ننگ بزرگي است که عامل اين ناهنجاري بايد سال ها سرزنش شود ولي امروز در اين سرزمين از مردان به اصطلاح آرايشگر حرفه اي براي خدمات رساني به زنان در منازل دعوت مي شود. برخي از زنان قشر مرفه نشين، کاوشگر زيبايي منحصر به فرد هستند شايد روزي جولان هنر آرايشگري مردانه در محافل زنانه باور نكردني بود. اما چند صباحي است خبر تامل انگيزي به گوشمان مي خورد. اينکه برخي از زنان شهر اروميه براي اينکه از قافله مد و امروزي بودن عقب نمانند ، همپاي مدگرايان پايتخت، موهاي خود را به قيچي هاي مردانه مي سپارند. امري که بسيار سريع تر از دايره تصور مان شيوع پيدا کرد و حالا به عنوان يک ناهنجاري اجتماعي دغدغه خانواده ها شده است. اين پديده ساختارشکن زيرپوستي در مناطق مرفه نشين اروميه درحال عادي شدن است و شاغلان اين حرفه مبالغ هنگفتي را به جيب مي زنند. اين گروه خاص از بانوان كه لقب “هاي كلاس” را با خود يدك ميكشند، دليل سپردن اصلاح مو، سر و صورت خود به دستان مردانه را در خاص و متفاوت بودن از بقيه خلاصه مي كنند.آنهايي كه استفاده از شيوه هاي گوناگون خودآرايي مثل جراحي هاي زيبايي، بهره گيري از خدمات سالن هاي آرايشگري، لوازم آرايشي گران قيمت و… نيز نتوانسته به آرزوي ديرينه خود يعني زيبايي حيرت انگيز جامه واقعيت بپوشاند.
وقتي از “پ-ر” که از  آرايشگران به نام  اروميه است مي پرسم چرا بعضي از زنان جامعه ما خواهان استفاده از خدمات آرايشگرهاي جنس مخالف هستند؟ از سوالم تعجب نمي كند و در حالي كه موهاي مشتري را در مشت اش جمع مي كند(دريك چشم بهم زدن باراني سياه از مو روي سراميك هاي به رنگ شکلاتي مي بارد) مي گويد: خانوما عجيب ترين موجودات خدا هستن، شايد باورتون نشه بعضي وقتا به قدري بهونه هاي بني اسراييلي مي گيرن كه کلافه مي شم و از اينكه اومدم تو اين حرفه به خودم لعن و نفرين مي فرستم.
البته از دوستان و آشنايان راجع به اين مردهاي آرايشگر كه دستي تو کار اصلاح موي زنانه دارن، حرف و حديث زيادي شنيدم. اينكه بيشتر اين مردا فقط مشتري زن دارند و حاضر نيستند براي همجنس خودشون كار كنند، خيلي به نظرم جالب مي ياد ولي به هرحال ما اينجا بهترين امکانات رو به مشتريان ارايه مي کنيم . با اين همه اگه يه عده اي ميرند سراغ آرايشگر مرد، لابد مي خوان شيوه زندگيشون متفاوتر از بقيه باشه. آخه اكثر مواقع از مشتري مي پرسم چه مدلي ميخوايد؟ تو شروع كار ، يه جمله مشترك مي گن: يه جواريي خاص باشه و لطفا متفاوتر از كاراي گذشت تون كار كنيد…. سالن داره شلوغتر مي شود براي اينكه خانم”پ-ر” تمركزش بهم نخورد ، تشكر مي كنم به سراغ يكي از متشري ها مي روم. زنان غير قابل اعتماد هستند روي مبل وسط سالن لم داده، ازش مي خواهم كيفش را بردارد تا جا براي نشستن باز بشود. وقتي زيرچشمي روي صورتش دقت مي كنم” آخه تو سالن هاي بالاشهر اگه كسي روي چهره ديگري مستقيم زوم كند دال بر بي كلاسي و پايين بودن فرهنگش هست.”رنگ رژ لب با رنگ لاك ناخن هايش ست شده و با ظرافت بي نظيري اشكالي مبهم روي ناخن هايش نقاشي كرده است.به سمتش برمي گردم و براي مقدمه صحبت ازش مي پرسم: از كار خانوم”” راضي هستيد؟ نمي خواهد جواب بدهد ولي تو عالم رودربايسي گير مي كند و مي گويد: راستش من آرايشگر مخصوص خودم رو دارم .يه موقعيت اورژانسي پيش اومد مجبور شدم بيام اينجا.   حدس زدم يكي از طرفداران خاص بودن باشد، براي همين دوباره پرسيدم: وا چه جالب شما هم آرايشگر مرد داريد؟ خودش را جمع و جور ميکند با غرور پنهان در پس چهره نقاشي شده اش مي گويد: ترجيح ميدم بيشتر خرج کنم اما آرايش سر و ظاهرم را دست زنها ندم،يه مرد با سليقه مردانه بهتر ميدونه چه رنگ، چه مدلي منو قشنگتر مي کنه. ميدونيد چيه؟ من اصلا به خانما اعتماد ندارم .خانوما خيلي حسود هستند و نمي خوان بجز خودشون کس ديگه اي زيبا و جذاب باشه. سوال آخرم « اسم آرايشگرتون چيه؟» بي جواب ماند،بلند مي شود و مي رود سمت آيينه بزرگ سالن و خودش را در آن ورانداز مي كند. زن ميانسالي كه مي خواهد روي مبل بنشيند، فقط چادر را از سر ورمي دارد و روي دسته مبل مي گذارد. روسري گلدارش را با سنجاق طلايي رنگ، سفت و سخت بسته است. با دخترش منتظر اند تا نوبشان برسد. سادگي و يکرنگي زن توجه ام را جلب مي كند. كنارشان كه مي نشينم با احترام خاصي سلام مي كند و آهسته مي گويد: مبارك باشه. تشكر مي كنم و مي پرسم : خيلي مونده نوبتون برسه؟ با تبسمي جوابم را مي دهد: نه! يه نفر مونده. شروع مي کنم به حرف زدن از حرفه آرايشگري، تغيير ديدگاه جوانان نسبت به ارزش ها تا به موضوع گزارش ميرسم. مي پرسم :شنيديد متاسفانه بعضي از خانوما به سراغ آرايشگراي مرد مي رند؟! آه کشداري مي کشد و مي گويد: بدبختي بزرگيه. دخترم چندماه پيش ماجرايي برام تعريف کرد که خيلي منو تکون داد و بيشتر به عمق فاجعه پيش روي جامعه مون پي بردم… دخترش ميپره وسط حرف مادرش مي گه : مامان جان اجازه بديد خودم ماجرا رو تعريف کنم. “»چند وقت پيش با همکلاسي ها تو حياط دانشگاه جمع شده بوديم، از هر دري حرف مي زديم که     نمي دونم چطور رشته کلام مون به بحث حجاب و از اين حرفا رسيد.نسرين از دوستاي خوب و با معرفت کلاسمون خاطره اي از مادرش برامون تعريف کرد.اينکه چطور مادرش موقع وضع حمل براي پسر کوچکش وقتي رو تخت دراز کشيده بود و براي خفه کردن درد به پتو چنگ مي انداخت، با دستاني لرزان مدام چارقد قهوه اي رنگش محکم مي بست تا مبادا موهايش پيدا باشد. چند قدمي مونده تا اتاق زايمان حس مي کنه يقه اش از زير روسري پيدا ست، از شرم سرخ شده بوده و با اشاره و ايما از زن برادرش     مي خواد يقه اش رو درست کنه و وقتي خيالش راحت مي شه لبخند ميزنه«…
نسرين حرفش تموم نشده بود که بقيه دخترا زدند زير خنده و صداي قهقه شون تو سکوت حياط دانشگاه پيچيد و جمع شش نفرمون کانون توجه همکلاسي هاي پسر شد. عاطفه با تمسخر  گفت: عزيزم اين حرفا ديگه تو اين دوره زمونه افسانه است؛ چه معني داره ؟‍! حالا ما که موهامون ميمونه بيرون يعني جهنمي هستيم ؟ واي ترسيدم ! بچه ها بذارين من براتون يه خاطره تعريف کنم؛ هفته پيش يکي از دوستاي برادرم مهمون ما بود و وقتي بيشتر باهم آشنا شديم ، فهميدم دستي تو کاره آرايشگري داره. بدون معطلي پيشنهاد دادم دستي به موهام بکشه. کارش که تموم شد باورتون نمي شه چنان حرفه اي کارشو انجام داده بود که تا به حال موهامو به اين قشنگي نديده بودم و الانم مشتري دايمي اشم . هرکي بخواد مي تونه بهش معرفي اش کنم. يکي ديگه  از دخترا در تاييد حرفاي عاطفه گفت: دقيقا! من حتي حاضر نيستم به پزشک زن مراجعه کنم. تجربه نشون مي ده در همه حرفه ها آقايان بهتر از خانوم ها مهارت دارن. من خيلي تعجب کرده بودم و نمي تونستم باور کنم نجابت مادر نسرين موجب خنده و تمسخر همکلاسي هام بشه .يعني به نظر شما مادر نسرين از سرزمين افسانه ها است؟ برايش جوابي نداشتم.اجازه خواستم براي رفتن، خداحافظي کوتاه اي کردم و از سالن خارج شدم. به راستي ما کجا مي رويم؟
تبليغ گسترده آرايشگري مردان براي زنان در شبکه هاي ماهواره اي
از عرض يکي از خيابان هاي شلوغ اروميه در حال عبور هستم نوشته” گريم داماد با متد جديد”! برروي شيشه مغازه آرايشگري نگاه هر رهگذري را جلب  مي کند. داخل مغازه مي شوم، خوشبختانه سالن خلوت است.تعجب مرد از ورودم به سالن از نگاهش پيدا است. عذر خواهي مي کنم و ازش مي خواهم در مورد ” گريم داماد با متد جديد” بيشتر توضيح دهد. وي خود را “م-ح” داراي مدرک بين المللي گريم تخصصي از کشور ترکيه معرفي ميکند و ادامه       مي دهد: ما در اينجا  به آقايان داماد مشاوره مي ديم، البته اول تاريخ مراسم را مي پرسيم و اگه براي روز مورد نظر جا خالي داشته باشيم ، وقت ميديم. مکث کوتاهي مي کند و مي گويد: داماد بايد حضوري به سالن بيايد، پايه قيمت‌مان از 100 هزار تومان شروع مي شه. معمولا اگر داماد مشکل پوستي يا مو نداشته باشه در نهايت همين قيمت مي شه و در موارد خاص قيمت‌ها بالا مي ره. در ضمن انواع آرايش و گريم اعم از برداشتن ابرو ، برنزه کردن، رنگ کردن پوست صورت و بدن، طراحي چهره به شکل بازيگران هاليودي در اين آرايشگاه به مشتري ها ارايه ميشه. سرويس هاي ويژه شامل خدمات پاکسازي و متعادل سازي پوست،گريم و اصلاح و فرم دهي موها است. همه اين خدمات در يه پکيج قرار مي گيرند و براي هر کدوم از خدمات مبلغي اضافه يا کم نمي شه. نگاهي به پوسترهاي روي ديوار مي کنم و دوباره   مي پرسم: مشتري زن داريد؟ از سوالم جا مي خورد و با قيافه حق به جانب جواب ميدهد: فکر کردم براي همسرتون اومديد وقت بگيريد. نخير از ما نپرسيد، از اونايي که اسم خودشون رو گذاشتند “حرفه اي” بپرسيد. آقاي “م-ح”  ادامه مي دهد: البته موضوع عجيبي نيست، الان در فضاي  اينترنتي اين شيوه به شکل گسترده تبليغ مي شه و گذشته از اين شبکه‌هاي ماهواره‌اي هم در برنامه هاي آموزش آرايشگري، آرايش و پيرايش زنان به دست مردان را ترويج مي‌کنن. خوب طبيعي که عده اي به دنبال تجربه اين شيوه باشن.
آقاي شيک پوشي وارد مي شود، ماندن را جايز نمي بينم و بيرون مي آييم. چشم مي دوزم به آبي آسمان… هيچ کس مخالف پرورش حس زيبايي طلبي انسان نيست چراکه زيبايي امري حقيقي و ذاتي است و بارها در آيات و روايات دين مبين اسلام به ضرورت زيبايي و آراستگي انسان تاکيد شده است .اما زماني که آدمي براي زيبا شدن به هر وسيله اي متوسل شود، مرزهاي حيا و عفاف شکسته ‌شود و بي‌عفتي و بي‌حرمتي جايگزين فرهنگ اسلامي خواهد شد. تا دير نشده بايد فکري براي حرکت خزنده و زير پوستي اين جريان در خانه هاي مردم کرد تا مثل موريانه ارزش ها و باورهاي جوانان را سست و تخريب نکند

زینب مسیبی/منهای حرف

Print Friendly, PDF & Email
کدخبر : 1640




۵ دیدگاه

  1. بهادری گفت:

    این مطلب اشاعه فحشاست و به درد روزنامه های زرد می خوره.!!!!

  2. هم اسم شما! گفت:

    سرکار خانم زینب مسیبی
    چقدر راحت دست به قلم میبری و به موجودیت یک مردم توهین میکنی و به خیال خام خودت داری نقد میکنی!
    نمیدونم چی تو سرتونه و هدفتون از گناه کبیره خواندن من و خوانوده ام و همه خانواده های اون شهر چیه!
    خودت رو در چه مقامی میدونی که به خودت اجازه میدی که گناه کبیره تعیین کنی و شرف و حیثیت یک ملت رو با آب کثیف تهمت و بد دهنی بشوری؟
    گناه کبیره، من و مردم شریف شهر من نیستند بلکه کسانی امثال شما هستند که تهمت زدن را نقل و نبات مجلس سیاسی خود میدانند!
    جرات نقد داشتی منتشر کن، نداشتی حداقل جرات تامل کردن داشته باش!!
    والسلام!!

  3. شهروند گفت:

    جناب آقای سجاد خان کریمی

    برادر گرامی بهتره در مورد به کار گرفتن الفاظ و کلمات و مقالات در سایت بیشتر دقت کنی طوری نشه که حیثیت و آبروی مردم شریف اورمیه رو که تو خودت نیز جزوی از اهالی اون هستی یک نفر با ادبیات مسخره و مزخرفش زیر سوال ببره ؟؟؟

    از فردی مثل شما ترویج چنین ادبیات پوچ و غیر واقع بسیار بعید هستش !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟

  4. همکار گفت:

    همکار محترم استفاده از لفظ”شهر گناهان کبیره” برای شهر ی که به تاریخ و فرهنگ اشتهار دارد نه تنها دلسوزی نیست بلکه توهین است برای مردم آن

  5. بسم الله
    سلام
    از تشریف فرمائیتون بی نهایت ممنونم.ارادت ما به دوستان همچنان باقیست.بعد از انتخابات اون سایتهایی رو که مخصوص اون موقع بودند رو حذف کردم،اصلا حواسم این چند وقته جمع نمیشه،وقتی میام نت فقط حواسم به نوشتن مطالب هست.گرچه مطالبم هم زیاد قابل تعریف نیستند.
    التماس دعا

دیدگاه خود را به ما بگویید فدائی رهبر