تاریخ انتشار :دوشنبه ۱۷ فروردین ۹۴.::. ساعت : ۵:۳۰ ب.ظ

   542 بازدید

ما بيش از اين‌كه از تحريم‌هاي بين‌المللي ضربه بخوريم از آن سياست و انديشه‌اي ضربه خورديم كه ما را به آن وادي هدايت كرد. و در این میان، تحريم فقط يكي از تبعات و نتايج آن انديشه بود. و آن انديشه تبعات بسيار مهم‌تر و ويرانگرتري نيز داشت.

جوان پرس : مصطفی عابدی در سرمقاله شهروند نوشت:  این روزها تمام توجه ما معطوف به مذاکرات ایران و ١+۵ شده که آیا توافقی صورت می‌گیرد یا خیر؟ چرا چنین حساسیتی داریم ؟ به دلیل تصوری است که از اثرات تحریم و رفع احتمالی تحریم بر زندگی روزمره خود داریم. ولی در این میان باید به یک نکته بسیار مهم توجه کنیم، و آن این است که مسأله مهم‌تر از برقراری تحریم یا رفع تحریم، اندیشه و سیاستی بود که مقدمه این دو وضعیت است. درواقع ما بیش از این‌که از تحریم‌های بین‌المللی ضربه بخوریم از آن سیاست و اندیشه‌ای ضربه خوردیم که ما را به آن وادی هدایت کرد. و در این میان، تحریم فقط یکی از تبعات و نتایج آن اندیشه بود. و آن اندیشه تبعات بسیار مهم‌تر و ویرانگرتری نیز داشت.

برای نمونه نحوه رفتار آنان با منابع مالی و پولی کشور، نحوه رفتارشان با نظام اداری، نگاه آن گروه به حاکمیت قانون یا بلایی که بر سر نظام کارشناسی کشور آوردند، همچنین نحوه شخصی کردن اداره کشور که رشد و گسترش فساد یکی از نتایج آن اندیشه و برنامه بود. براساس آن ذهنیت بود که صدها میلیارد دلار از منابع کشور اتلاف شد و هیچ دستاوردی در اقتصاد کشور نداشت، حتی بدتر این‌که طرح‌های نیمه‌تمام و غیراقتصادی آن اندیشه اکنون روی دست دولت کنونی مانده و نه‌تنها هیچ ارزش افزوده و تولیدی ندارد، بلکه باید برای نگهداری آنها نیز از جیب مردم و بودجه عمومی هزینه کرد. همین ذهنیت بود که بی‌خود و بی‌جهت حساسیت‌هایی را علیه ایران برانگیخت. نمونه‌اش بحث هولوکاست بود که یکی دو‌سال طرح کردند و تمام شد و رفت. و در نهایت هم معلوم نشد این بحث از کجا آمد و چرا آمد و چه تبعاتی را برای کشور داشت؟ بحثی که از ابتدای انقلاب مسکوت مانده بود.
حذف نسبی این ذهنیت از اداره امور کشور بود که دولت جدید با وجود تحریم‌ها و ته کشیدن ارزهای نفتی نه‌تنها تورم را کاهش داد، بلکه رشد منفی ۶ درصدی را به رشد مثبت ٣ درصدی تبدیل کرد. حذف نسبی همین ذهنیت بود که نگرش دیگران را نسبت به ایران تغییر و جایگاه منطقه‌ای و جهانی کشور را ارتقا داد. بنابراین مهم‌تر از بود یا نبود تحریم، ذهنیتی است که پیش از این دو پدیده در مصدر امور قرار می‌گیرد. با وجود ذهنیت منجر به تحریم‌ها، حتی اگر تحریم‌ها هم برقرار نباشد، آن ذهنیت اثرات تخریبی خود را دارد. و البته شکل‌گیری تحریم این تأثیرات را تشدید می‌کند. و برعکس در صورت غلبه ذهنیت جدید که منشاء رفع تحریم است، نیز اثرات مثبت خود را برجای می‌گذارد، حتی اگر تحریم‌ها کماکان برقرار باشد، همچنان که تاکنون اثرات مثبت خود را بر جای گذاشته است.
البته این به معنای کم اهمیت جلوه دادن تحریم‌ها نیست چرا که ادامه تحریم‌ها، مانع مهمی در بهبود شرایط خواهد بود. اکنون ممکن است این پرسش پیش آید که تفاوت میان این دو ذهنیت در چیست، که باید مورد توجه قرار دهیم؟ بیش از هر چیز وجود یا عدم عقلانیت و دانش‌محوری منشأ تفاوت میان این دو نگرش است. در ذهنیت گذشته، سیاست موضوعی شعاری و اراده‌گرایانه بود، گویی که در جایگاهی خیالی نشسته‌اند و هرچه اراده کنند محقق خواهد شد. اعتماد به نفس فراوان در کنار ضعف و خودباختگی مفرط دو روی یک سکه و ویژگی آن سیاست بود. از یک سو درصدد تغییر جهان بودند و از سوی دیگر عکس انداختن چند سرباز غربی را با خود با افتخار بیان می‌کردند! در برابر، سیاست در ذهنیت جدید، یک امر واقعی و موضوع موازنه قدرت است. ذهنیت جدید نه درصدد طرحی نو درانداختن و زیر و زبر کردن جهان است و نه آنچنان خودباخته که برای اثبات خود از افراد خیالی نقل‌قول‌های تأییدآمیز نماید و بگوید که زنبیل در دست صف کشیده‌اند! یا جملات نامفهوم یک دختربچه آمریکای لاتین در خیابان را از درون ماشین ضدگلوله بشنود و در جهت تأیید خود بداند و از آن مشعوف شود!
متعادل بودن ذهنیت جدید ویژگی دیگر آن است. نه آن‌قدر برای علم و پیشرفت‌های علمی حساب باز می‌کند که گویی با یک جهش علمی، دنیا را تسخیر خواهیم کرد و همه انگشت به دهان خواهند شد و نه آن‌قدر ساده‌انگار که فکر کند، یک دختربچه ١٧ساله در زیرزمین خانه مشغول غنی‌سازی است یا کسانی در ایران پیدا می‌شوند که با دیدن علف زمین، می‌گویند که زیرزمین چه معدنی وجود دارد!! نه آن‌قدر مدرک‌گرا هستند که جز دکتر‌دکتر به یکدیگر چیزی نگویند، حتی اگر از کارشناسی بالاتر هم نخوانده باشند و نه آن‌قدر بی‌توجه به علم و دانش هستند که اقتصاد را خارج از گردونه علم معرفی کنند. بنابراین فراموش نکنیم که مسأله مهم‌تر از وجود یا رفع تحریم‌ها ذهنیت‌هایی است که پشت این دو مقوله خانه گزیده است و آثار خود را در تمامی عرصه حیات جمعی ما نشان می‌دهد.
Print Friendly, PDF & Email
کدخبر : 64220




دیدگاه خود را به ما بگویید.