تاریخ انتشار :جمعه ۳۰ دی ۹۰.::. ساعت : ۷:۴۱ ب.ظ

   426 بازدید

آصف الدوله که مرد مصلح و روشنی  بود هنگامیکه والی خراسان شد و به مشهد آمد بعد از یک بررسی عمومی شهر به علت اصلی بدبختی مردم پی برد و آن این بود که فهمید : دکانهای مشهد جنس های بی ربط به هم می فروشند بطوریکه از یک مغازه در مشهد می شد هم پارچه خرید و هم گوشت و زغال و ماست ! فرمان داد که از فردا هر دکانی را بلدیه باید تعیین کند که چه چیز بفروشد و چه نفروشد .
بلافاصله فرمان با جدیت اجرا شد و تکلیف متاع هر دکان معلوم شد . چندی بعد خود آصف الدوله برای سرکشی و بررسی اوضاع به بازار رفت تا ببیند آیا بازهم اجناسی که به هم ربط ندارند در یک مغازه وجود دارد یا نه ؟ به یک دکان توتون و تنباکو فروشی  رسید اما یکمرتبه دید در آستانه درب دکان ، بند تمبان هم آویزان کرده و می فروشند ،  آصف با عصبانیت به دکاندار گفت : مگر فرمان ما را نشنیده ای ؟ چه ارتباطی بین توتون و بند تمبان  وجود دارد ؟ جواب داد : قربان کاملا” با هم ارتباط دارند اجازه بفرمایید عرض کنم ؛ این توتون های ما خیلی تند است تا مشتری می برد و پک اول را می زند ، چنان سرفه  به او زور می آورد که قربان ! بند تمبانش پاره می شود . این است که هر کس از ما یک سیر توتون می خرد دوتا بند تمبان هم رویش می گذاریم و به مشتری می دهیم تا دوباره بخاطر بند تمبان به بازار مراجعه نکند !!
الان بیشتر ارتباطات اجتماعی ،اخلاقی و سیاسی جامعه مدرن امروزی ما اغلب از همین جنس هستند . ارتباط بین شهرت و غرور ، ارتباط بین حرافی و علم و ارتباط بین جنجالی گری و حرفه ای گری همگی ارتباط های « بند تمبانی » اند که به اشتباه در ذهن مردم امروزی جای گرفته اند .
عده ای که با زیاد حرف زدن احساس عالم بودن به آنها دست می دهد و عده ای هم بالاتر از آن ، احساس می کنند که اگر حرف نزنند دنیا به هم می ریزد . یکی نیست به اینها بگوید : حرف زدن بلد نیستی ، حرف نزدن که بلدی !

طی روزهای اخیر یکی از همین دست آدم ها با انتشار مطلبی دریکی از رسانه های دست چندم استان با استفاده از همین ارتباط های بند تمبانی و متهم کردن دیگران به انواع تهمت ها سعی کرده چنین القا کند که اتفاقا یک خبرنگار حرفه ای و پایبند قانون و اصول اخلاقی و انسانی است ! عبارات بکار رفته در این مطلب به قدری مضحک و خنده دار است که آدمی را به این فکر می اندازد که آیا خصائص و فضائلی که برشمرده شده است متعلق به همان کسی است که بارها بداخلاقی ها، تخریب ها و شبهه افکنی های او فضای رسانه ای استان را مسموم کرده یا فرد مورد ادعای او کس دیگری است ؟
رسانه ای که علت محکومیت سنگین خود را رعایت یکسری اصول اخلاقی (!) ،عذرخواهی و جبران شخصیت تضییع شده افراد می داند و تصمیم می گیرد صدسال سیاه اطراف اخلاقیات و ارزشهای دینی (!) نگردد ، به این نکته توجه نکرده که با این عبارات ، مسئولیت هتک حرمت و تضییع حق دیگران را تلویحا”پذیرفته است.
 از سوی دیگرهمین سایت چندی پیش مدعی شده بود که متن عذرخواهی مذکور را خودش ننوشته و به اجبار به او داده اند تا منتشر کند ، شاید که شاکیان رحمی کنند و از شکایت صرفنظر کنند وگرنه نه تنها هیچ تمایلی برای عذرخواهی نداشته بلکه همچنان معتقد است که هتک حرمت و تخریب شخصیت یکی از مدیران روحانی استان را با حکم ولایی (!) نماینده  محترم ولی فقیه منتشر کرده و به تکلیف شرعی (!)و حرفه ای خود عمل نموده است !
چگونه است که تخریب وهتک شخصیت افرادی تکلیف شرعی قلمداد می شود که نویسنده مذکور با آنها مشکل شخصی دارد ؟ کسانی که بخاطر همین بداخلاقی ها و عدم رعایت ارزشهای انسانی و دینی ، او را اخراج کرده یا با او قطع رابطه نموده اند ! این کدام اصل اخلاقی است که یک انسان را وادار می کند از بدترین الفاظ برای تخریب کسی استفاده کند که درسخت ترین شرایط از او حمایت کرده و در این دوره و زمانه که فوق لیسانس ها بیکارند برای یک دیپلمه ، کار دولتی ردیف کرده است ؟  
اصول و ارزشهای کدام دین الهی  اجازه می دهد که توهمات ناشی از حسادت های دیوانه کننده را به امید بی آبرو کردن دیگری نشر دهد و مدعی شود که برای اثبات ادعاهای خیالی اش ، بدون اذن قانونی و شرعی به تجسس در زندگی دیگران پرداخته است ؟ اینها را در کدام فراز از ارزشهای دینی و انسانی می توان توجیه کرد؟
بر اساس کدام اصول اخلاقی و انسانی می توان کسی را که در دادگاه ضمانتش را کرده و از زندانی شدن نجاتش داده ، با متهم کردن به فساد و فحشا اجر و پاداش داد ؟
و این کدام حکم ولایی (!) است که به میرزا بنویس داستان ما مجوز می دهد شخصیت کسی را مورد هتک قرار دهد که با حکم و تأیید ولایی همان نماینده ولی فقیه ، مدیر شده و به آن سمت منصوب شده است ؟ این جوان یا معنی حکم را نمی داند و یا مفهوم ولایت را نمی فهمد !
این جوانک (که برخی از دوستان رسانه ای به حق لقب خودشیفته به او داده اند ) آیا تاکنون از خود نپرسیده که چرا هیچ اصحاب رسانه ای در این شهر به اندازه او پرونده قضایی ندارد؟ چرا هرکس به او نزدیک می شود بعد از اندک مدتی رهایش می کند ؟ و پس از سالها هنوز نتوانسته جایگاه محکم و مشخصی حداقل در حوزه رسانه برای خود دست و پا کند ؟
با این همه ناشی گری و ندانم کاری هنوز از گذشته خود عبرت نگرفته و گمان می کند جایگاه و اعتبار رسانه ای به تکثر مخاطب است ولی نمی داند که لزوما” تعداد بازدید برای یک رسانه ارزش محسوب نمی شود که اگر اینگونه باشد ، می بایست سایت های پورنو و مستهجن  و رمالی و کف بینی و … را با ارزش ترین رسانه های دنیا بدانیم . به همین علت و برای جبران کمبود و عقب ماندگی  محتوایش مجبور می شود تعداد بازدیدهای خود را با رسانه ها و سایت هایی مقایسه کند که فقط یکی دو ماه از راه اندازی آنها می گذرد ، رسانه هایی که پس از این به واسطه محتوای پر وزن و منصفانه شان آنقدر مخاطب خواهند داشت که سایت های بی محتوای پربازدید مجبور خواهند شد بساط شان را جمع کنند و بروند .  
بیشتر مشکلات این جهان ناشی از گفتن هاست تا نگفتن ها و سکوت ها و گرفتاری ها را جاهلان پرگو  بیشتر فراهم آورده اند تا عالمان ساکت ! تعجب می کنم از کسانی که فکر می کنند با  زیاد دم زدن از اصول می توانند خود را اصولگرا جا بزنند در حالیکه  نمی دانند وقتی اصولی ندارند ، اصولگرایی معنا پیدا نمی کند .
آرزو دارم برخی همیشه مشغول خوردن باشند تا فرصت حرف زدن پیدا نکنند هر چند که کاش فقط حرف می زدند و در پاسخ این مقال ، فحاشی و هتاکی و افترا و تهمت نمی بستند!
 رسول خدا(ص) چه خوب فرمود : « لو سکت الجاهل ، رفع الاختلاف » اگر جاهل ساکت می نشست و حرف نمی زد ، همه اختلافات رفع  می شد !! /ذوالفقار/نقی زاده

Print Friendly, PDF & Email
کدخبر : 1136




دیدگاه خود را به ما بگویید.